اثر شوک‌های نفتی بر رشد اقتصادی برخی کشورهای وارد‌کننده و صادر کننده‌ نفت

چکیده

در این مقاله اثر شوک نفت بر رشد اقتصادی برخی کشورهای واردکننده نفت عضو OECDمانند: کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و آمریکا و برخی کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک مانند: الجزایر، ایران، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا پرداخته شده است.  مدل برای سال­های 1976-2008 برآورد شده است. از 5 متغیر سالانه برای هر کشور استفاده شده است. متغیرهای داخل مدل شامل قیمت واقعی نفت، رشد تولید ناخالص داخلی، تورم، دستمزد حقیقی و نرخ ارز موثر واقعی می­باشند. تولید ناخالص داخلی واقعی به عنوان متغیر اصلی که اثرات قیمت نفت را بر اقتصاد نشان می­دهد و تاثیر قیمت نفت بر دیگر متغیرهای مدل به طور غیر مستقیم بر  فعالیت­های اقتصادی اثر خواهد گذاشت. به این منظور مدل الگوی خود بازگشت (خودرگرسیون) برداری را تخمین می­زنیم. نتایج تخمین­های بدست آمده در مورد کشورهای مختلف نشان می­دهد که شوک­های قیمت نفت یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است. همچنین در کشورهای صادرکننده نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی مثبت و در کشورهای واردکننده­ی نفت منفی است
Abstract
This study investigates the effect of oil shocks on economic growth in some OECD oil importer countries such as: Canada, France, Italy, Japan and America and some OPEC oil exporter countries such as: Algeria, Iran, Kuwait, Saudi Arabia and Venezuela discussed. Models for the years 1976-2008 are estimated. Of five variables for each country per year is used. Variables into the model are included real price of oil, GDP growth, inflation, real wages and the real effective exchange rates. Real GDP as the main variable effects on the economy indicates that oil prices impact on other model variables indirectly. Vector auto regression model estimated. Estimation results obtained in different countries show that oil price shocks of variables affecting on economic growth. Also in oil shock of Petroleum Exporting Countries on economic growth is positive. Estimation results obtained in the oil importer countries shows the effect of oil shocks on economic growth is negative.
 

کلیدواژه‌ها


اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی برخی کشورهای وارد­کننده و صادر کننده­ نفت

کریم امامی[1]

سمانه شهریاری[2]

سمن دربانی[3]

دریافت: 6/4/1390    پذیرش: 8/6/1390

چکیده

در این مقاله اثر شوک نفت بر رشد اقتصادی برخی کشورهای واردکننده نفت عضو OECDمانند: کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و آمریکا و برخی کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک مانند: الجزایر، ایران، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا پرداخته شده است.  مدل برای سال­های 1976-2008 برآورد شده است. از 5 متغیر سالانه برای هر کشور استفاده شده است. متغیرهای داخل مدل شامل قیمت واقعی نفت، رشد تولید ناخالص داخلی، تورم، دستمزد حقیقی و نرخ ارز موثر واقعی می­باشند. تولید ناخالص داخلی واقعی به عنوان متغیر اصلی که اثرات قیمت نفت را بر اقتصاد نشان می­دهد و تاثیر قیمت نفت بر دیگر متغیرهای مدل به طور غیر مستقیم بر  فعالیت­های اقتصادی اثر خواهد گذاشت. به این منظور مدل الگوی خود بازگشت (خودرگرسیون) برداری را تخمین می­زنیم. نتایج تخمین­های بدست آمده در مورد کشورهای مختلف نشان می­دهد که شوک­های قیمت نفت یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است. همچنین در کشورهای صادرکننده نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی مثبت و در کشورهای واردکننده­ی نفت منفی است.

 

واژ گان کلیدی: تولید ناخالص داخلی واقعی، نرخ ارز موثر، قیمت واقعی نفت، دستمزد واقعی، تورم

طبقه بندیJEL: O40.O19.L71

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه

وابستگی تکنولوژی به نفت باعث شده که نفت به عنوان اصلی­ترین عامل در چرخه­ی اقتصادی جهان مطرح گردد. نوسان هزینه­های تولید در کشورهای صنعتی، به علت افزایش یا کاهش قیمت نفت و همچنین اجرای برنامه­های توسعه در کشورهای صادرکننده­ی نفت، حساسیت و نگرانی هر دو گروه کشورها را نسبت به تغییرات قیمت نفت روزافزون نموده است، به طوری که موفقیت یا عدم موفقیت برنامه­های رشد اقتصادی، حتی برنامه­های اجتماعی و فرهنگی، منوط به پیش­بینی صحیح قیمت نفت است. از سوی دیگر مردم کشورهای صادرکننده­ی نفت، به نوسانات قیمت نفت چشم دوخته­اند چرا که رفاه و زندگی خود را مدیون بالا رفتن درآمدهای نفتی می­دانند. بازار جهانی نفت، عملاً تحت شعاع رفتار دو سازمان صادر کننده نفت (OPEC) و سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD) می­باشد، چرا که اوپک با در اختیار داشتن بیش از نیمی از صادرات و اعضای سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD) با مصرف 64 درصد از آن، به عنوان بازیگران اصلی این بازار می­باشند. اعضای این دو سازمان از دیرباز با اتخاذسیاست­های تولید و مصرف، سعی در کنترل هر چه بیشتر این بازار به نفع خود داشته­اند. اوپک با در اختیار داشتن 40 درصد از تولید و بیش از نیمی از صادرات نفت جهان، به عنوان عرضه کننده عمده محسوب می­شود. با این درجه از اهمیت به خوبی روشن است که هر گونه شوک نفتییا آشفتگی در عرضه این ماده حیاتی، سبب بروز بحران در چرخه اقتصاد جهانی می­گردد. کاهش عرضه­ی نفت می­تواند منجر به افزایش قیمت­های نفت و بروز مشکلاتی برای کشورهای واردکننده­ی آن گردد، که مقابله با این بحران برای کشورهای توسعه نیافته واردکننده­ی نفت بسی دشوارتر است. این پژوهش تمرکز خود را بر روی اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده و واردکننده­ قرار داده است. فرضیه­های تحقیق عبارتند از: 1- شوک­های قیمت نفت یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است. 2- در کشورهای صادرکننده­ی نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی مثبت است. 3- در کشورهای واردکننده­­­ی نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی منفی است.

1- ادبیات پژوهش

در این بخش به بررسی عوامل تاثیرگذار بر بازار و  قیمت­های جهانی نفت خام می­پردازیم.  سپس شو­ک نفتی را تعریف می­­­­­­­­­کنیم. پس از آن رابطه رشد اقتصادی و قیمت انرژی را بررسی می­کنیم. مقایسه­ای در زمینه سهم نفت خام کشورهایOECD با سهمOPEC از عرضه جهانی نفت خام انجام گرفته شده است.

1-1-  بررسی عوامل تأثیرگذار بر بازار و قیمت­های جهانی نفت خام

افزایش قابل توجه سال­های اخیر در قیمت­های جهانی نفت خام و شدیدتر شدن دامنه نوسانات قیمت این کالای استراتژیک بیش از گذشته اذهان مختلف را درگیر تحلیل دلایل این پدیده­ها نموده است.

به طور کلی می­توان گفت که مانند هر کالای دیگر، سه دسته عوامل بر قیمت­ها­ی نفت خام تأثیرگذار هستند. اول- عوامل اساسی که عمدتاً شامل عرضه و تقاضا و عوامل تأثیرگذار بر آنها هستند (مرکز پژوهش­های مجلس،1380، ص25).

دوم- عوامل سیاسی - روانی که معمولاً پدیده­های سیاسی با آثار و تبعات روانی هستند و تا وقتی که پدیده سیاسی وجود دارد آثار روانی آن نیز حضور دارد. نفت یک کالای تولیدی نبوده بلکه یک ماده استخراجی است. مناطق عمده قرارگیری ذخایر و طبعاً استخراج و تولید این ماده با مناطق عمده مصرف آن تطبیق ندارد و این واقعیت نفت را به یک پدیده ژئوپلتیکی تبدیل کرده است که از هر تحول سیاسی خصوصا در مناطق عرضه تأثیر می­پذیرد.

سوم - عوامل تکنیکی یا فنی هستند. البته باتوجه به حساسیت، ضرورت و استراتژیک بودن این کالا، شدت تاثیر این عوامل بر قیمت آن بیشتر از هر کالای دیگر است. اما عامل چهارمی نیز وجود دارد که شاید بیش از هر کالای دیگری در مورد بازار نفت مصداق داشته باشد و تحلیل بازار نفت و پیش­بینی قیمت­ها را پیچیده­تر می­نماید و آن اطلاعات مربوط به عرضه و تقاضا و بازار است.(مرکز پژوهش­های مجلس،1380، ص26).

1-1-1- مهمترین عوامل موثر بر تقاضا

در تقاضا قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که نفت خام کالایی است که طبیعتاً نیازمستقیمی برای آن وجود ندارد و باید تبدیل به فرآورده­های نفتی شود بنابراین هر عاملی که بر روی تقاضا برای فرآورده­های نفتی تأثیر می­گذارد به طور غیرمستقیم بر روی تقاضای نفت خام نیز اثرگذار است.

الف- کشش قیمتی تقاضا: نفت خام و فرآورده­های نفتی از نظر اقتصادی کالاهایی کم کشش هستند یعنی درصد تغییرات مقدار در مقابل تغییرات قیمت بسیار محدود است و منحنی تقاضا به سمت عمودی شدن تمایل دارد.مطالعات اقتصاد سنجی نشان می­دهد که در دهه­های اخیر منحنی تقاضا کم­کشش تر نیز شده است؛ یعنی نفت خام بیش از پیش به کالایی ضروری تبدیل گردیده است.(مرکز پژوهش­های مجلس،1380، ص27).

ب- رشد اقتصادی و تقاضا: بعد از دهه 70، متوسط رشد اقتصادی جهان نسبتاً بالا بوده است.

ج- شاخص شدت انرژی و تقاضا: در کشورهایOECD شاخص شدت انرژی بعد از شوک­های نفتی دهه هفتاد کاهش شدیدی داشت اما طی دهه اخیر کاهش قابل توجه سالانه نداشته است چر اکه تقریباً به ثبات نسبی رسیده است. (جدول 5- شاخص شدت انرژی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


http://stats.oecd.orgمنبع:

 

د- انرژی­های جایگزین و تقاضای نفت: نکته قابل توجه این است که در طول 3 یا 4 دهه گذشته در کشورهای صنعتی تلاش بسیار زیادی شده که سهم سایر حامل­های انرژی جایگزین نفت را بالا ببرند و سهم زغال سنگ را حفظ کنند اما علیرغم این تلاش­ها نفت خام هنوز در سبد مصرف دنیا سهم 34 درصدی خود را حفظ کرده است.

ه- جایگاه ویژه بخش حمل و نقل درتقاضای نفت: در بخش حمل و نقل علیرغم همه  تلاش­های انجام شده، هنوز جایگزین مناسبی برای فرآورده­های نفتی پیدا نشده است. اگر این محدودیت در مانور پالایشی نبود، طبعا پالایشگاه­ها برای تولید بنزین بیشتر تنها ترکیب پالایش خود را تغییر    می­دادند و تقاضا برای نفت خام افزایش نمی­یافت.

ز- موتورهای رشد اقتصادی و تقاضای نفت: رشد تقاضا در کشورهای خاص مانند ایالات متحده و هند و چین نیز بسیار مهم است.کاهش اخیر در نرخ رشد اقتصادی ایالات متحده اگر تشدید گردیده و به رکود تبدیل شود می­تواند روند چند سال اخیر قیمت­ها را تغییر دهد.

ح- تقاضای ذخیره سازی: کشورهای صنعتی بعد از دهه­70 و وقوع شوک اول نفتی­، سیاستی را در پیش گرفتند که برای شرایط بحرانی مقداری نفت خام را ذخیره سازی کنند و آژانس بین­المللی انرژی در این رابطه دستورالعمل­­­­­های خاصی را برای کشورهای عضوOECD اعمال می­کند.

ت- نوسانات ارزش دلار و تقاضای جهانی نفت: با توجه به این که در حال حاضر اغلب قریب به اتفاق کالاها و از جمله حامل­های انرژی و نفت خام در هنگام ورود به بازار و مبادلات جهانی، برمبنای دلار قیمت­گذاری می­شوند، بنابراین تغییرات ارزش دلار خصوصا در مقابل سایر ارزهای معتبر بین­المللی نیز می­تواند بر عرضه و تقاضای بسیاری از کالاها و از جمله نفت خام تاثیرگذار باشد.

ی- تقاضای نفت و معاملات بورس: از دیگر عواملی که هم در تقاضا و هم در عرضه تأثیر دارند بازارهای بورس نفت هستند که در آنها اصطلاحاً معاملات آتی انجام می­شود. از اواسط دهه 70 که نفت خام وارد بازارهای بورس شده است حجم معاملات با شتاب در حال افزایش است.

1-1-2- مهمترین عوامل موثر بر عرضه

الف- اکتشافات و ذخایر: میزان ذخایر نفت جهان و وضعیت این ذخایر، میزان پتانسیل­های اکتشافی، میزان اکتشافات جدید، سطح جایگزینی سالانه ذخایر و حجم سرمایه­گذاری­های توسعه­ای بر بازار نفت تأثیرگذارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار2- مقایسه میزان تولید و ظرفیت تولید نفت اوپک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منبع: WTRG Economics by James L. Willia

ب- ظرفیت­های تولید: میزان ظرفیت­های تولید اوپک و غیر اوپک نیز از دیگر عوامل مهم تأثیرگذار بر بازار هستند.بعد از دهه70 در سازمان اوپک ارتباط بین ظرفیت­های تولید و میزان تولید واقعی تقریباً قطع شده واین در نتیجه فعالیت­های کشورهای صنعتی بود که سعی کردند کمترین وابستگی را بهتولید اوپک داشته باشند این موجب شد که اوپک همیشه اضافه ظرفیت داشته باشد.نمودار 2 مسئله را توضیح می­دهد.

ج- ذخیره سازی­ها: ذخیره­سازی­های تجاری و استراتژیک نیز همان گونه که بر تقاضا موثر بود بر عرضه نیز مؤثر هستند درشرایط خاصی ممکن است تصمیم گرفته شود که این ذخایر وارد بازار شوند.

د- هزینه­های تولید: تحول در ساختارهزینه­های تولید نیز در عرضه مؤثر است.اگر تحولات تکنولوژیکی موجب کاهش قابل توجه هزینه­های اکتشاف و استخراج از حوزه­های جدید باشرایط مذکور شوند طبعاً بازار را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. (مرکز پژوهش­های مجلس،1380، ص27-30)

1-1-2-1- عوامل سیاسی - روانی

حساسیت­های روانی بازار نفت بسیار زیاد است. عوامل سیاسی - روانی مانند جنگ­ها، حملات تروریستی و حتی تهدیدها، بازار نفت را تحت فشار روانی قرار داده و موجب افزایش قیمت­ها می­شوند. خصوصاً اینکه در شرایط کنونی بازار، تقلیل ظرفیت­های مازاد تولید به نزدیک صفر، حساسیت روانی بازار را به شدت افزایش داده است. باید توجه داشت که عوامل سیاسی و روانی لزوماً هم جهت با عوامل اساسی عمل نمی­کنند، یعنی در بسیار موارد ممکن است عوامل اساسی به گونه­ای باشند که قیمت­ها را به سمت کاهش سوق دهند اما عوامل سیاسی - روانی فشار افزایشی داشته باشند و این خود تحلیل بازار را پیچیده می­نماید.

1-1-3- عوامل فنی

عوامل فنی یا تکنیکی مانند سوانحی که موجب صدمه به تأسیسات می­شود یا طوفان­هایی که باعث بسته شدن اسکله­های بارگیری می­شوند و یا سوانحی که برای کشتی­های حمل نفت رخ می­دهد نیز اثرگذار هستند ولی اثراتشان کوتاه­مدت است. در یکی دو سال اخیر با وقوع حوادث بزرگ طبیعی مانند سونامی در آسیای جنوبی و طوفان کاترینا در آمریکای مرکزی تأثیر این گونه عوامل بر بازار نفت نیز قابل توجه بوده است. خصوصا زمانی که عوامل تکنیکی با دیگر عوامل همراه می­شوند تاثیر­گذاری بر بازار و قیمت­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های نفت مضاعف می­شود.

1-1-4- مخدوش بودن اطلاعات بازار

یکی از دلایل مهم برای غیر قابل پیش­بینی بودن بازار نفت که کمتر به آن توجه و به آن پرداخته شده­است مشکل آمار و ارقام است.یکی این که آمار و ارقام در بازار نفت استاندارد نیستند بعنوان مثال اوپک در تعریف خود از نفت خام، میعانات گازی را جزو آن به حساب نمی­آورد، اما بعضی مراجع معتبر دیگر ارقام میعانات را به نفت خام اضافه می­کنند و دیگر این که همه عوامل بازار اعم از مصرف­کننده و تولیدکننده، به دلایل مختلف و با انگیزه­های گوناگون اعداد و ارقام غیر واقعی را از تولید و مصرف خود ارایه می­دهند. نوع خلاف­گویی­ها نیز به گونه­ای نیست که در یک جهت مشخص بصورت برآورد بیشتر یا کمتر از واقع باشد و بتوان با ضرایب تعدیلی آن را اصلاح نمود، بعنوان مثال برخی از اعضاء اوپک برای پوشاندن تخلفات خود تولیدشان را کمتر از واقع نشان   می­دهند و برخی دیگر برای از دست ندادن سهمیه خود، تولیدشان را بیش از واقع گزارش می­کنند.

 

1-2- شوک نفتی چیست؟

شوک نفتی در اثر افزایش قیمت نفت به وجود می­آید افزایش در قیمت نفت امکان دارد آهسته و تدریجییا ناگهانی و غیر مترقبه باشد. بحران نفت به دنبال شوک نفت اتفاق     می­­افتد، شوک انرژی را شوک قیمت انرژی می­نامند که به صورت افزایش در قیمت انرژی است­. نفت خام به عنوان یکی از حامل­های عمده انرژی به طور مستقیم قیمت انرژی را تحت تاثیر قرار می­دهد. با افزایش قیمت نفت خام در بازار جهانی، قیمت انرژی  افزایش می­یابد و بالعکس. از طرفی به طور غیر مستقیم با افزایش قیمت نفت تقاضا برای سایر حامل­های انرژی افزایش می­یابد و در این حالت هزینه تولید منابع رقیب جهت عرضه برای منابع انرژی افزایش پیدا می­کند بنابراین قیمت منابع انرژی رقیب همواره با افزایش در قیمت نفت تغییر می­کند، از این رو شوک قیمت نفت در حالت کلی­تر یک شوک قیمت انرژی است و بحران انرژی به طور مستقیم به بحران نفت مربوط می­شود.

سه شوک نفتی و یا شوک انرژی در سال­های 1973 (مربوط به جنگ اعراب و اسرائیل)، 1979 (مربوط به پیروزی انقلاب اسلامی ایران) و 1990 (جنگ عراق و کویت) می­باشد. (احمدیان، 1378، ص 264-266).

1-3- رابطه رشد اقتصادی و قیمت انرژی

علاوه بر کار و سرمایه، انرژی نیز به عنوان یکی از نهاده­های تولید می­باشد. لذا تولید تابعی از کار و سرمایه، انرژی است.

افزایش این سه عامل هر کدام باعث افزایش تولید می­شود. از طرفی خود انرژی تابع قیمت حامل­های انرژی است. که رابطه مصرف انرژی با قیمت این حامل­ها معکوس است. از طرفی خود این حامل­ها برای هم جانشین هستند، به عبارتی افزایش قیمت یکی از حامل­ها بستگی به این امر دارد که از نظر تکنولوژی تا چه حد سایر حامل­ها می­توانند جانشین هم گردند.

اگر قابلیت چنین جایگزینی وجود داشته باشد، این افزایش قیمت در بلند­مدت تاثیر چندانی بر روی هزینه نخواهد داشت. برای نشان دادن اثر مستقیم و غیر­مستقیم تغییر قیمت انرژی به شکل زیر عمل می­کنیم:

ابتدا از محصول ناخالص( (Q،هزینه­های انرژی را کم می­کنیم، (Y)رشد اقتصادی، PE قیمت انرژی است.

 

اثر تغییر قیمت انرژی روی محصول خالص به شکل زیر به دست می­آید:

 

بنابر­این اثر یک تغییر درقیمت انرژی به وسیله سهم هزینه­های هر عامل تولید و اثر جانشین قیمت انرژی روی مقدار نیروی کار و سرمایه به کار رفته در تولید بیان می­شود (دو جمله اول). جمله سوم: اثر مستقیم قیمت را نشان می­دهد که محصول خالص مرتبط با سهم هزینه­های انرژی در تولید، با افزایش قیمت انرژی کاهش می­یابد. زیرا با افزایش قیمت انرژی، منابع اضافی جهت نهاده­های واسطه­ای انرژی مصرف می­شود این منابع چه برای جبران

واردات انرژی به کار رود چه برای تولید داخلی انرژی به هر صورت باعث کاهش محصول خالص خواهد شد.

در کوتاه­مدت به علت ساختار صنایع کشش متقاطع بین انرژی و سایر عوامل منفی است. در نتیجه در کوتاه­مدت اثر مستقیم و غیر­مستقیم در جهت هم هستند . دلیل آن این است که در بلند­مدت صنایع با گران شدن انرژی ممکن است ساختار خود را تغییر داده و نهاده­های ارزان را جایگزین کنند. (احمدیان، 1378، ص290).

1-4- بررسی روند آتی تقاضای جهانی نفت خام و کشورهایOECD

پیش‌بینی انجام گرفته در مورد آینده تقاضای انرژی تا سال 2025 نشان می‌دهد که کل تقاضای انرژی از 9008 میلیون تن معادل نفت در سال 2000 به 14890 میلیون تن معادل نفت در سال 2025 خواهد رسید که متوسط نرخ رشد 2 درصدی را برای این دوره به همراه دارد.

اگرچه روند حاضر نشانگر افزایش اهمیت گاز طبیعی و کاهش اندک سهم نفت می‌باشد، اما نفت همچنان به عنوان مهم‌ترین منبع تامین انرژی مطرح می باشد به خصوص این که کاربرد آن در برخی بخش‌ها الزامی بوده و جایگزین مناسبی برای آن وجود ندارد.

بررسی‌ها نشان می­دهد که رشد تقاضای نفت در کشورهای در حال توسعه و رو به گذار بسیار بیش‌تر از کشورهایOECD و صنعتی خواهد بود. به طوری که میزان تقاضای نفت در کشورهای درحال‌توسعه در سال 2025 بیش از دو برابر این تقاضا در سال 2002 خواهد بود. با وجود این که، رشد تقاضای این ماده حیاتی در کشورهای توسعه یا‌فته بسیار پایین است لکن کشورهایOECD، هنوز هم اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان نفت بوده و در سال 2025 نزدیک به 69/48 درصد از کل نفت را مصرف خواهند کرد. سهمکشورهای رو به گذار با وجود رشد بالای تقاضایشان، در سطح پایینی قرار دارد و درسال 2010 و 2025 به ترتیب 6 درصد و 5/5 درصد از کل نفت جهان را مصرف خواهند کرد. اما سهم کشورهای در حال توسعه با افزایش قابل توجهی که دارد به سهم کشورهایOECD  نزدیکخواهد شد.

وابستگی ایالات متحده به نفت خاموارداتی از 35 درصد در سال 1973 به 50 درصد در سال 1977 افزایش یافت. اما در سال‌هایبعد در پی پیروزی انقلاب اسلامی و بروز جنگ تحمیلی، ایالات متحده با افزایش تولیدمیادین نفتی آلاسکا و کاهش تقاضای نفت خام آمریکا میزان این شاخص را به 27 درصد درسال 1985 تقلیل داد. مجدداً از سال 1986 در پی کاهش تدریجی تولید نفت خام و رشداقتصادی ایالات متحده، سهم نفت خام وارداتی از کل مصرف داخلی روندی صعودی و مستمرخود را آغاز کرد و به 15 درصد در سال 2001 بالغ گردید. نکته قابل توجه این‌که، باوجود افزایش قیمت جهانی نفت خام و وقوع حادثه 11 سپتامبر، میزان این شاخص تنها 2درصد کاهش یافت و در آغاز سال 2003 به 53 درصد رسید. (قاسمیان، 1383،ص 16-15) (نمودار 3)

 

 


نمودار3- تحولات قیمت نفت خام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

WTRG Economics by James L. Williams :منبع

1-4-1- سهم نفت خام وارداتی از کل مصرف نفت خام

نمودار3، روند قیمت نفت خام و میزان وابستگی کشورهایOECD به واردات نفت خام را نشان می‌دهد. بر اساس این نمودار، شاخص سهم نفت خام وارداتی از کل مصرف نفت خام در دهه 1970 و اوایل دهه 1980روندی نزولی داشت. علت کاهش سهم نفت خام وارداتی از کل مصرف نفت خام از 85 درصد در سال 1975 به 50 درصد در سال 1985، افت میزان تولید نفت خام کشورهایOECD به ویژه منطقه آلاسکا و دریای شمال بود. مقدار این شاخص مجدداً افزایش یافت و به 60 درصد در دهه90 رسید که از دلایل عمده آن می‌توان به رشد اقتصادی کشورهایOECD طی این دوره، کاهش نسبی تولید نفت خام ایالات متحده و روند نسبتاً ثابت قیمت جهانی نفت خام

اشاره کرد.

با آغاز روند افزایش قیمت نفت خام از سال 2001، میزان وابستگی کشورهایOECD به نفت خام

وارداتی به 51 درصد در ابتدای سـال 2003 کاهش یافت که این مساله به خوبی نمایانگر میزان

آسیب‌پذیری کشورهای صنعتی از شوک‌های نفتی است.

البته میزان آسیب‌پذیری و درجه وابستگی به نفت خام وارداتی در میان کشورهایOECD متفاوت است. آمارهای موجود حاکی از آن است که در برخی کشورهای نظیر ژاپن، سوئد و کره جنوبی تقریباً همه نفت خام مصرفی خود را وارد می‌کنند، میزان آسیب‌پذیری بیش‌تر و در برخی دیگر از کشورها همانند هلند و ایرلند که میزان شاخص فوق (سهم نفت خام وارداتی از کل نفت خام مصرفی) کم‌تر از میانگین سطح کشورهایOECD است، درجه آسیب‌پذیری کم‌تر می‌باشد. (قاسمیان، 1383،ص17)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منبع: OECD

1-5- سهم  OPECاز عرضه جهانی نفت خام

به اعتقاد کارشناسان دومین شاخص آسیب‌پذیری کـشورهایOECD در مقابل توقف عرضه نفت

خام، سهم اوپک از عرضه جهانی نفت خام است.

نمودار5- مقایسه میزان تولید و ظرفیت تولید نفت اوپک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منبع: OPEC Oil Pricing and Independent Oil Producers

طبق این نمودار سهم اوپک از 56 درصد درسال 1973 به 29 درصد در پایان سال 1985 تقلیل یافته ‌است. این میزان طی سال‌های 1986 تا 1993 تقریباً ثابت ماند و پس از آن تا سال 2000 روند صعودی را طی نمود وبه بالاترین میزان خود از سال 1980 تا کنون یعنی 44 درصد رسید. در سال‌های اخیرمجدداً سهم اوپک با روندی نزولی همراه بوده و در سال 2005 به 7/41 درصد رسید.

طبق این نمودار میزان ظرفیت مازاد نفتخام در حال حاضر به پایین‌ترین میزان خود طی 30 سال گذشته رسیده ‌است، به طوری کهحتی پایین‌تر از مازاد ظرفیت در دوران شوک‌های نفتی جنگ اعراب و اسرائیل (1973)،انقلاب اسلامی ایران (1979) و حمله عراق به کویت (1991) می‌باشد. در حال حاضرمازاد ظرفیت تولیدنفت خام تنها در برخی از کشورهای عضو اوپک(OPEC)  و عمدتاً در کشور عربستان سعودی مشاهده می‌شود. (قاسمیان، 1383،ص22)

2- بررسی مطالعات و پژوهش‌های تجربی انجام شده

فریدون حسینی از شاخص تولید ناخالص داخلی به عنوان متغیر وابسته استفاده نموده است و از متغیر­های سرمایه­­گذاری، اشتغال، قیمت نفت و شاخص قیمت عمده فروش کالاهای اولیه به عنوان متغیرهای مستقل در مدل استفاده نمود. دوره زمانی مورد بررسی سال 1970 تا سال1993است. کشورهای مورد بررسی در این رساله 11 کشور آمریکا، کانادا، انگلیس، آلمان، اسپانیا، ژاپن، ایتالیا، هلند، سوئیس، سوئد، فرانسه می­باشد. برای آزمون تقارن قیمت نفت روش Panel data را استفاده نموده و روش حداقل مربعات وزنی را در آن به کاربرد تا اثر افزایش و کاهش قیمت نفت را بر رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای منتخب OECD محاسبه نماید. او نتیجه گرفت ضریب تأثیر قیمت نفت بر  رشد اقتصادی  برای همه کشورها منفی است ولی این ضریب تنها برای کشور آمریکا، آلمان و ایتالیا در سطح 95% معنی­دار است. به عبارتی افزایش قیمت نفت اثر منفی بر رشد اقتصادی داشته در صورتی که کاهش قیمت نفت اثر قابل توجهی بر رشد اقتصادی  نداشته است.

مریم کشاورزیان به بررسی اثر نوسانات قیمت نفت بر رشد اقتصادی برخی کشورهای پیشرفته صنعتی (OECD) چه صادرکننده مانند: نروژ، انگلستان، کانادا، چه واردکننده مانند: آمریکا، ایتالیا، فرانسه و ژاپن می­پردازد. دوره زمانی 1970 تا 2004 می­باشد. به این منظور از تصریح غیرخطی قیمت نفت که به روش GARCHتخمین زده می­شود استفاده کرده و پس از آن مدل (بردار خودهمبسته)VARرا تخمین می­زند. او نتیجه گرفت اثر افزایش قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب OECDیکسان نبوده است. اولا در اکثر کشورها به جز کشورهای خاصی کاهش قیمت نفت اثری بر رشد اقتصادی آن کشورها نداشته است در صورتی که در مورد افزایش قیمت نفت در تمام موارد این اثر معنی­دار بوده به عبارتی نوسانات قیمت نفت اثر نامتقارن بر رشد اقتصادی دارد. ثانیاً شوک­های پولی در کنار شوک قیمت نفت منبع بزرگ و قابل توجه در بی­ثباتی رشد اقتصادی می­باشند.

سعید پیغمبری به بررسی اثر نوسانات قیمت نفت بر اقتصاد کشورهای مهم OECD می­پردازد. به عبارت دیگر در این مطالعه به بررسی اثر متقابل میان نرخ رشد قیمت نفت و رشد اقتصادی کشورهای مهم OECD پرداخته شده است. جامعه آماری مورد استفاده در این تحقیق، کشورهای عمده­­­یOECD شامل: آمریکا، آلمان، انگلستان، ایتالیا، ژاپن، فرانسه و کانادا می­باشد. در مورد قیمت نفت نیز، سبد نفتی اوپک می­باشد. از دوره زمانی 1980 تا 2005 و داده­ها بصورت فصلی می­باشد. در بررسی رابطه بین متغیرها از مدل­های تحلیل سری­های زمانی استفاده می­شود.      یافته­های حاصل از این تحقیق نشان می­­­­دهد که اثر قیمت نفت بر سطح تولید ناخالص داخلی واقعی کشورهایOECD محدود به کوتاه مدت است. به علاوه جهت علیت گرنجری از نرخ رشد قیمت سبد نفتی اوپک به نرخ رشد تولید ناخالص داخلی واقعی هر یک از این کشورها برقرار بوده ولی عکس این جهت برقرار نمی­باشد. در ضمن یک اثر منفی از ذخیره­سازی نفت بر قیمت سبد نفتی اوپک وجود دارد. همچنین ذخیره­سازی نفت توسط کشورهایOECD اثری مثبت بر رشد اقتصادی در قبال شوک­های قیمتی نفت دارد.

آنتون کنت مورک، آنان مطالعه تولید ناخالص ملی واقعی را با متغیر­های کلان اقتصاد مانند: قیمت واقعی نفت، تورم قیمت کالاهای وارداتی، دستمزد کارگران، میزان بی­کاری، شاخص ضمنی تولید ناخالص ملی و میزان بهره اسناد خزانه سه ماهه انجام دادند. آنان به این نتیجه رسیدند که تغییرات مثبت قیمت نفت باGDP  واقعی آمریکا همبستگی منفی دارد. سری افزایش قیمت نفت بر رشد GDP اثر داشته و آن را کاهش می­دهد. در صورتی که کاهش قیمت نفت بر رشد GDP اثر نداشته و فرضیه HO مبنی بر صفر بودن ضریبb  را نمی­توان رد کرد.

جیمز هامیلتون عنوان می­­دارد که رفتار قیمت نفت به شکل بنیادی بعد از سال 1986 نسبت به قبل متفاوت شده است زیرا تا آن زمان کاهش­های بزرگ نفتی دیده نشده بود وی عنوان نمود قیمت نفت بر مصرف و سرمایه­گذاری وی به اثر غیر­متقارن قیمت نفت اشاره دارد به این شکل که افزایش قیمت نفت بر رگرسورها اثر بزرگی دارد در صورتی که در مورد کاهش قیمت نفت این اثر صفر می­­­­باشد. در دوره زمانی 1984-1994در کشور آمریکا با انجام آزمون چو دریافت که ارتباط بین رشد اقتصادی و افزایش قیمت نفت از لحاظ آماری معنادار است. او همچنین به این نتیجه رسید که بر اساس تابع واکنش آنی بدست آمده شوک ابتدایی نفت تا چهار فصل اول تاثیرگذار است. افزایش قیمت نفت بعد از سال 1973 اثر کوچکتری بر اقتصاد نسبت به سال­های قبل از 1973 داشته است.

آنتوان مورک عنوان نمود رابطه خطی بین قیمت نفت و تولید که هامیلتون در سال 1983 عنوان نمود با مشاهدات اخیر سازگار نیست. وی عنوان نمود قیمت نفت به عنوان یک عامل غیر قابل اعتماد برای تحلیل­های کلان اقتصادی از سال 1986 به بعد بود. آنتوان مورک در مقاله خود از مدل VAR برای تحلیل خود استفاده نمود و متغیرهای قیمت نفت، نرخ بهره صورت­حساب خزانه­داری سه ماهه، شاخص GDP و شاخص قیمت واردات را وارد کرد. فرضیه درون زایی قیمت نفت رد می­شود. او عنوان نمود از سال1948 تا سال1973 اغلب متغیرهای کلان اقتصادی علیت گرنجری برای قیمت نفت نیستند. در صورتی که در نمونه سال1973 تا سال1994 هیچ متغیری علیت گرنجری برای قیمت نفت نیست. افزایش قیمت نفت در سال 1973 اثر بزرگی بر اقتصاد کلان آمریکا داشته در حالی که اثرات کاهش قیمت نفت در دهه 1980 کوچکتر بوده و به سختی قابل توصیف است.

جانکال کانادو، فرناندو پرز گارسیا در سال 2003 به بررسی اثر قیمت نفت بر تورم و تولید صنعتی برخی کشورهای اروپایی طی سال­­­های1999-1960پرداختند. آنها هم­انباشتگی و شکست­ساختاری را مورد توجه قرار دادند و نیز مدل غیر­خطی را برای تحلیل­هایشان برگزیدند. آنان به این نتیجه رسیدند که قیمت نفت اثر دایم و پایدار بر تورم و اثر کوتاه­مدت و غیرمتقارن بر رشد اقتصادی دارد.

جیمزهامیلتون در سال 2003 به دنبال بررسی اثرات غیر­خطی قیمت نفت بر رشد GDP بود. در دوره 1949-1980در آمریکا با مدل غیر خطی- مدل VAR به این نتیجه رسید که، افزایش قیمت نفت بر اقتصاد اثر دارد. در صورتی که کاهش قیمت بر اقتصاد اثری ندارد و نیز افزایش قیمت که بعد از یک دوره ثبات قیمت نفت صورت می­گیرد نسبت به افزایش که بعد از یک دوره کاهش قیمت نفت صورت می­گیرد اثر بزرگ­تری بر اقتصاد دارد. افزایش قیمت نفت باعث رکود و کاهش قیمت نفت باعث رونق خواهد شد یعنی کاهش قیمت نفت باعث افزایش تولید می­شود.

ربکا جیمنز- رودریگز و مارچلو سانچز در سال 2004  از تحلیل چند متغیر (VAR) بوسله مدل غیر­خطی و خطی نفت استفاده کردند. آنها به بررسی اثر نوسانات قیمت نفت بر روی فعالیت­های واقعی در کشورهای صنعتی در دوره 1972-2001 می­پردازند. انگلستان و نروژ را به عنوان دو کشور صادر کننده­ی نفت و آمریکا و منطقه اروپا و ژاپن و کانادا و فرانسه و ایتالیا و آلمان را به عنوان کشورهای واردکننده نفت در نظر گرفته­اند. ابتدا تست علیت گرنجر انجام می­شود که نشان می­دهد ارتباط بین قیمت­های نفت و متغیرهای کلان در اغلب کشورها دوطرفه و در برخی کشورها یک طرفه می­باشد. در مرحله بعد به تجزیه واریانس پرداختند و عنوان نمودند که شوک­های نفتییک منبع قابل اعتماد برای بی­­­ثباتی بیشتر متغیرهای مدل هستند شوک­های قیمت نفت به همراه شوک­های پولی بزرگترین منبع بی­­­­ثباتی متغیرهای کلان هستند. هفت متغیر فصلی برای هر کشور تحت مطالعه استفاده کردند. متغیرهای در نظرگرفته شده برای مدل به صورت زیر می­باشند: تولید ناخالص داخلی[4]واقعی، نرخ ارز موثر واقعی[5] ، قیمت واقعی نفت، دستمزد واقعی، تورم، و نرخ­های بهره بلند­مدت و کوتاه­مدت. بعضی از متغیرها به صورت لگاریتم تعریف شده­اند، درحالی که بقیه به سادگی در سطوح تعریف شده­اند. مدل VAR ارایه شده، بخش پولی (بوسیله نرخ­های بهره کوتاه و بلند­مدت بجای شاخص­های عرضه پول) بوجود می­آورد که می­تواند به فشار تورمی واکنش نشان دهد. همچنین در بازار نیروی کار(بوسیله شاخص دستمزدهای حقیقی) به روشنی نقش مهمی در عرضه یا تقاضای کل دارد. همه متغیرها با تفاضل مرتبه مانا گشتند. برای ارزیابی اثر شوک­ها روی متغیرهای درون­زا، توابع واکنش آنی را با استفاده از تجزیه چولسکی[6]، آزمایش کردند. در مدلشان، ترتیب زیر را در نظر گرفتند: تولید ناخالص داخلی واقعی، قیمت واقعی نفت، تورم، نرخ سود کوتاه­مدت، نرخ بهره بلند­مدت، دستمزد واقعی و نرخ ارز موثر واقعی. آنان به این نتیجه رسیدند که در مورد کشورهای وارد کننده خالص نفت این است که اثر واقعی افزایش قیمت نفت در کوتاه­مدت منفی است. در مورد کشورهای صادر کننده خالص نفت آنها به این نتیجه رسیدند که در نروژ افزایش قیمت نفت اثر مثبت بر رشد اقتصادی داشته است، در صورتی که در انگلستان افزایش قیمت نفت اثر منفی بر رشد اقتصادی داشته است. تعداد کشورهایی که شوک­های قیمت نفت در بی­ثباتیGDP آنها اثر دارند بیشتر از تعداد کشورهایی است که شوک­های پولی موثر هستند.

3- معرفی مدل

هدف از این پژوهش بررسی اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی برخی کشورهای وارد کننده و صادرکننده­ی نفت می‌باشد. مدل این پژوهش برگرفته از مدل مورد مطالعه ربکا جیمنز- رودریگز و مارچلو سانچز است. مدل مورد بررسی در این پژوهش به صورت زیر است:

(1)                                                                                                      

rOP قیمت واقعی نفت[7] می‌باشد. قیمت واقعی نفت برای تمام کشورها یکسان می‌باشد. قیمت واقعی نفت را از تقسیم قیمت اسمی نفت کشور انگلستان بر شاخص قیمت تولیدکننده[8] کشور آمریکا بدست آورده شده است. dlgdp دیفرانسیل لگاریتم تولید ناخالص داخلی است.

 

 

 rcpi=dlog(cpi)به دیفرانسیل لگاریتم تولید ناخالص داخلی، رشد تولید ناخالص داخلی می­گوییم. دیفرانسیل لگاریتم شاخص قیمت مصرف‌کننده[9] که تورم در نظر گرفته شده است. rw دستمزد حقیقی[10] می‌باشد. دستمزد حقیقی از تقسیم دستمزد اسمی بر شاخص قیمت مصرف‌کننده[11] بدست می‌آید. reer نرخ ارز موثر واقعی می‌باشد. برای کشور کویت این آمار وجود ندارد. لازم به ذکر است برای هر کشور حرف اول لاتین آن در مدل استفاده شده است. دوره زمانی مورد بررسی 2008-1976 می­باشد.

3-1- کشورهای صادرکننده نفت

در این قسمت به بررسی بعضی از کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک[12] می­پردازیم. کشورهای منتخب این پژوهش به ترتیب عبارتند از: الجزایر، ایران، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا      می­باشند. ما نیز در این بررسی از روش ربکا جیمنز- رودریگز و مارچلو سانچز استفاده خواهیم کرد. روند کار بدین صورت است که در مرحله اول آزمون ریشه واحد تک تک متغیرها را از لحاظ مانایی و نامانایی بررسی می‌شود. سپس برآورد الگوی خود بازگشت (خودرگرسیون) برداری انجام می‌گیرد. وقفه بهینه نیز در نظر گرفته شده است. تابع واکنش آنی اثر یک واحد شوک از یک متغیر را در یک دوره عنوان می­دارد. تابع واکنش تجمعی اثر یک واحد شوک یک متغیر تا دوره nام را نشان می­دهد. برای بدست آوردن تابع واکنش آنی و تجمعی از روش چولسکی استفاده خواهد شد. یکی از خصوصیات این روش این است که رتبه بندییا ترتیب بین متغیرها در نتایج موثر می­باشد. ترتیب متغیرها به این صورت است: رشد تولید ناخالص داخلی، قیمت واقعی نفت، تورم، دستمزد حقیقی و نرخ ارز موثر واقعی. هر تابع واکنش آنی اثر یک واحد شوک از یک متغیر را در یک دوره عنوان می­دارد، و پس از آن هم تجزیه واریانس برآورد می‌شود. در این پژوهش افزایش قیمت نفت در نظرگرفته شده است. در بحث تجزیه واریانس عنوان می­شود که در دوره اول متغیرهای مدل در توجیه تغییرات یک متغیر خاص چه مقدار موثر بوده­اند. روش تجزیه واریانس سهم تکانه­های وارد شده به متغیرهای مختلف الگو در واریانس خطای پیش­بینییک متغیر در کوتاه­مدت و بلندمدت را مشخص می­کند. یعنی سهم تغییرات هر متغیر را بر روی تغییرات متغیرهای دیگر، در طول زمان اندازه­گیری نماید.

در کشور الجزایر آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 2 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی در تمام دوره­ها روند افزایشی مثبت دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت  بر روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. همان طور که در جدول 2 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره سوم روند صعودی دارد. از دوره سوم تا دوره دهم سیر نزولی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 69% در دوره دهم می­رسد.

در کشور ایران آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. اما دستمزد حقیقی به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیه HO را مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل­گیری آماره آزموندیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان 09% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یا I(1) است. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 2 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی از دوره دهم به بعد روند افزایشی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت ضعیف می­باشد.

همان طور که در جدول 2 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند کاهشی دارد. از دوره دوم تا دوره سوم روند افزایشی دارد. از دوره سوم تا دوره چهارم روند کاهشی دارد. از دوره چهارم تا دوره پنجم روند افزایشی دارد. از دوره پنجم تا دوره ششم روند کاهشی دارد. از دوره ششم به دوره دهم روند صعودی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 66% در دوره دهم می­رسد.

در کشور کویت آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. اما دستمزد حقیقی به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیه  HOرا مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل­گیری آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان 09% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یا I(1) است. همان گونه که پیشتر گفته شد، کشور کویت آمار نرخ ارز موثر واقعی را ندارد. مدل را بدون این آماره برآورد کردیم. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 1 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی به غیر از دوره دوم، در بقیه دوره­ها روندی افزایشی مثبت دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت  بر روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. همان طور که در جدول2 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند نزولی دارد. از دوره دوم به دوره چهارم روند صعودی دارد. از دوره چهارم به دوره دهم روند افزایشی مثبت دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته   می­شود و حدودا به 80% در دوره دهم می­رسد.

در کشور عربستان آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 2 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0)هستند. در نتیجه این متغیرها I(0)هستند. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 2 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی در تمام دوره­ها روند افزایشی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. همان طور که در جدول 2 تابع واکنش تجمعی دیده   می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند افزایشی منفی دارد. از دوره دوم به دوره سوم روند کاهشی منفی دارد. از دوره سوم به دوره ششم روند افزایشی منفی دارد. از دوره ششم به دوره هفتم روند کاهشی منفی دارد. از دوره هفتم تا دوره دوازدهم سیر صعودی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 39% در دوره دهم می­رسد.

در کشور ونزوئلا آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آمارهآزمون  دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0)هستند. اما تورم به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیهHO  را مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل­گیری آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان 09% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یاI(1)است. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 1 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی  به غیر از دوره دوم، در تمام دوره­ها روند افزایشی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. همان طور که در جدول 2 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند نزولی دارد. از دوره دوم به دوره دهم سیر صعودی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 41% در دوره دهم می­رسد.

3-2- کشورهای واردکننده نفت

در این قسمت به بررسی بعضی از کشورهای واردکننده نفت عضو1OECDمی­پردازیم. کشورهای منتخب این پژوهش به ترتیب عبارتند از: کانادا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و آمریکا می­باشند. روند کار همانند کشورهای صادرکننده نفت می­باشد، که در قسمت قبل توضیح دادیم.

در کشور کانادا آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. اما تورم به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیه HO را مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل­گیری آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان90% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یا I(1) است. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 1 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی در تمام دوره­ها روند کاهنده منفی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی قوی می­باشد. همان طور که در جدول 3 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند افزایشی دارد. از دوره دوم به دوره سوم روند کاهشی دارد. از دوره چهارم به دوره هفتم سیر نزولی منفی دارد. از دوره هفتم تا دوره دهم روند افزایشی منفی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته   می­شود و حدودا به 85% در دوره دهم می­رسد.

در کشور فرانسه آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد . نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرهاI(0) هستند. اما رشد تولید ناخالص داخلی به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیه HO را مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل گیری آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان 90% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یا I(1)  است. طول وقفه بهینه معیارآکائیک 1می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی، اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی در تمام دوره­ها روند افزایشی منفی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی قوی می­باشد. همان طور که در جدول 3 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره چهارم روند نزولی دارد. از دوره چهارم به دوره پنجم روند افزایشی دارد. از دوره پنجم به دوره ششم روند کاهشی دارد. از دوره ششم به دوره هفتم روند افزایشی دارد. از دوره هفتم به دوره هشتم روند کاهشی دارد. از دوره هشتم به دوره دهم روندی تقریبا ثابت دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 82% در دوره دهم می­رسد.

در کشور ایتالیا آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 1می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی در تمام دوره­ها روند افزایشی منفی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی قوی می­باشد. همان طور که در جدول 3 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره سوم روند نزولی دارد. از دوره سوم به دوره دهم روند صعودی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 81% در دوره دهم می­رسد.

در کشور ژاپن آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 2 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی به غیر از پنج دوره اول، روند افزایشی منفی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی ضعیف می­باشد. همان طور که در جدول 3 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند صعودی دارد. از دوره دوم به دوره هفتم روند نزولی دارد. از دوره هفتم به دوره نهم روند افزایشی دارد. از دوره نهم به دوره دهم روند تقریبا ثابتی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه   می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 78% در دوره دهم می­رسد.

در کشور آمریکا آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته بر روی متغیرهای مدل شماره 1 انجام گرفت. اساس کار بدین صورت است که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته ارایه شده می‌باید در سطح اطمینان مورد نظر بزرگتر از مقادیر بحرانی باشد. نتایج نشان می‌دهند که آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. بنابراین این متغیرها در سطح 90% مانا هستند. در نتیجه این متغیرها I(0) هستند. اما تورم به دلیل کوچک‌تر بودن آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی نمی‌توان فرضیه  HOرا مبنی بر نامانایی متغیر در سطح 10% رد کرد. بنابراین این متغیر در سطح نامانا است و با یک مرتبه تفاضل­گیری آماره آزمون دیکی- فولر تعمیم‌یافته از مقادیر بحرانی بزرگ‌تر است. فرضیه صفر مبنی بر نامانایی این متغیر در سطح اطمینان 09% رد می‌شود. در نتیجه این متغیر مانا از تفاضل مرتبه اول یا I(1) است. طول وقفه بهینه معیار آکائیک 2 می‌باشد. با انجام آزمون تابع واکنش تجمعی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی از دوره سیزدهم به بعد روند کاهشی منفی دارد. یعنی اثر شوک قیمت واقعی نفت بر روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی ضعیف می­باشد. همان طور که در جدول 3 تابع واکنش تجمعی دیده می­شود، از دوره اول به دوره دوم روند افزایشی مثبت دارد. از دوره دوم به دوره به دوره هشتم روند نزولی دارد. از دوره هشتم به دوره یازدهم روند افزایشی دارد. از دوره یازدهم تا شانزدهم روند نزولی دارد. در تجزیه واریانس در دوره اول 100% شوک رشد تولید ناخالص داخلی توسط شوک خود رشد تولید ناخالص داخلی توجیه می­شود و در دوره­های بعدی از میزان آن کاسته می­شود و حدودا به 70% در دوره دهم می­رسد.

 

 

 

                                                                                                                                       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


3-3- نتیجه­گیری

شوک­های قیمت نفت یکیاز متغیرهای تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است. تایید این فرضیه را در قسمت تجزیه واریانس نشان دادیم،که یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رشد اقتصادی، شوک­های قیمت نفت می­باشد.

در کشورهای صادرکننده نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادی مثبت است. در کشورالجزایر اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. در کشور ایران اثر شوکقیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت ضعیف می­باشد. در کشور کویت اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد. در کشور عربستان سعودی اثر شوک قیمت واقعی نفت برروی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد.

در کشور ونزوئلا اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی مثبت قوی می­باشد.

در کشورهای واردکننده نفت اثر شوک­های نفتی بر رشد اقتصادیمنفی است. در کشور کانادا اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخل یمنفی قوی می­باشد. در کشور فرانسه اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی قوی می­باشد. در کشور ایتالیا اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی قوی می­باشد. در کشور ژاپن اثر شوک قیمت واقعی نفت بر­روی رشد تولید ناخالص داخلی منفی ضعیف می­باشد. در کشور آمریکا اثر شوک قیمت واقعی نفت برروی رشد تولید ناخالص داخلی منفی ضعیف می­باشد.

5- ارایه راهکار

بنابراین ارایه راهکارهای مؤثر برای تضمین امنیت عرضه نفت خام و کاهش میزان آسیب­پذیری و وابستگی به نفت خام وارداتی برای کشورهایOECD از اهمیت به سزایی برخوردار است. با توجه به نتایج به دست آمده، راهکارهای مختلفی را برای مقابله با بحران انرژی آتی و تامین امنیت عرضه اتخاذ نمودند. از مهم­ترین این استراتژی­ها که به دو بخش کلی استراتژی­های جانب تقاضا و استراتژی­های جانب عرضه تفکیک می­شوند، می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

الف) استراتژی­های طرف تقاضا

مدیریت مصرف انرژی در بخش­های مختلف اقتصادی یکی از مهمترین راهکارهای مقابله با بحران انرژی در میان کشورهایOECD، کاهش میزان شدت انرژی در بخش­­های مختلف از قبیل صنعت، کشاورزی، حمل و نقل، خانگی و تجاری و... است که اقدامات اولیه در این ارتباط بر اساس سند تأمین امنیت انرژی اتحادیه اروپا از سال 2000 آغاز شده است.

ب) استراتژی­های طرف عرضه

متنوع ساری منابع تأمین انرژی مصرفی اعضایOECD

به منظور کاهش وابستگی به نفت خام، مطالعات کامل و جامعی برای جایگزینی سایر انواع انرژی­های تجدیدپذیر و نو (غیر فسیلی) آغاز گردیده است.

تنوع بخشی به منابع تأمین نفت خام

از آنجا که در طول تاریخ منطقه خلیج فارس به عنوان یکی از مناطق بی­ثبات سیاسی جهان تلقی می­شود، به همین منظور کشورهای عضو OECD به دنبال تأمین منابع جدید انرژی در خارج از منطقه خلیج فارس می­باشند.

تعامل مؤثر و نزدیک با کشورهای صادرکننده­ی نفت

سیاست­ها و خط مشی­های کشورهای عضو OECD باید به نحوی اتخاذ گردد تا بتوانند تعامل و مشارکت جدی با کشورهای تولیدکننده نفت داشته و راه حل مناسبی جهت ایجاد صلح و ثبات در مناطق حساس و نفت خیز به وجود آورند.

جهت­گیری­های زیر در راستای بهبود مدیریت منابع نفتی کشورهایOPEC ارایه می­شود:

تجدید سـاختار وظایف دولت­هایOPEC به منظور توانمـند سـازی و ارتقای کارآمـدی دولت های­­

OPEC در فرآیند توسعه، با توجه به تحولات اقتصاد جهانی و تبیین نقش جدید دولت­هایOPEC و متمرکز کردن هزینه­های دولت­هایOPEC در تدارک کالاهای عمومی با کیفیت کشورهای عضو OPEC با داشتن زیر ساختارهای زیر بنایی و مهارت­های با فناوری بالاتر تولید، باید بتوانند از فرصت­ها و مزایای حاصل از درآمدهای نفتی زمینه لازم را برای سرمایه­گذاری مولد در جامعه فراهم سازند.

کشورهای عضو OPEC باید برنامه­ریزی مدون و آینده­نگر نسبت به چگونگی استفاده از درآمدهای نفتی را داشته باشند و به بهره­وری بیشتر از این درآمدهای نفتی را داشته باشند و به بهره­وری بیشتر از این درآمدها در سرمایه­گذاری­های مولد و زیربنایی در جامعه و ایجاد ارزش افزوده و استفاده در تولید اهتمام بیشتری انجام دهند.

تجربه صد ساله تولید و صادرات نفت خام به روشنی نشان داده است که با درآمدهای حاصل از صدور نفت خام نمی­توان به توسعه اقتصادی دست یافت، زیرا توسعه اقتصادی کالایی نیست که بتوان آن را در بازاهای جهانی خریداری کرد. پویایی فعالیت­های تحقیق و توسعه و تخصیص مناسب بودجه­های تحقیق و توسعه در کشورهای عضو اوپک باید انجام گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

-      احمدیان ، مجید، "اقتصاد نظری و کاربردی نفت"، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد،  1378

-      پیغمبری، سعید،"بررسی اثرات متقابل میان نرخ رشد قیمت سبد نفتیOPEC و رشد اقتصادی کشورهای عمده OECD" پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد، 1385

-      حسینی منجزی، فریدون، "اثر نوسانات قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهایOECD"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376

-      قاسمیان، سلیمان، ترجمه و تهیه گزارش" معیارهای وابستگی کشورهایOECDبه نفت خام"، دفتر مطالعات اقتصادی، 1383

-      کشاورزیان، مریم،" اثر نوسانات قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهایOECD" پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1384

-      مرکز پژوهش­های مجلس، گزارش کارشناسی " ‌آسیب‌ شناسی‌ تحولات‌ قیمت‌ نفت‌ خام‌ در باز‌ار‌ها‌ی‌ جهانی‌" دفتر مطالعات زیر بنایی،1380

 

-       D. Hamilton, James, "This is what happened to the oil price – macroeconamy relationship", journal of monetary Economics 38(1996) P:215-220.

-       D.Hamilton, James, "What is an oil shock?" Journal of Econometrics, (13) 2003, P: 363-398

-       Juncal Cunado, Fernando Perez de Garcia," Do Oil price Shocks matter? Evidence for some European Countries"; Energy Econamics 25 (2003) P:137-154

-       Mork, Knut Anton,"Oiland the macroeconomy when price go up anf dwon; An extention of Hamilton's results’, journal of political Econamic, 1989,P:740-744.

-       Mork, A. Hooker, "What happened to the oil price macroeconomy relation" journal of monetary Economics(38), 1996 P: 195-213.

-       Rebeca Jimenez Rodrigues and Marcelo Sanchez , "Oil price Shocks and real GDP Growth; emprical evidence for some OECD Countries " ; working paper, No.362 may 2004.

 

 

 

 

 

 

 

جدول2-کشورهای صادرکننده نفت

 

تابع واکنش تجمعی الجزایر

 

 

تابع واکنش آنی ایران

 

تابع واکنش تجمعی کویت

 

تابع واکنش آنی عربستان

 

تابع واکنش تجمعی ونزوئلا

 

 

 

منبع: IFS

جدول3-کشورهای واردکننده نفت

 

تابع واکنش تجمعی فرانسه

 

تابع واکنش آنی کانادا

 

تابع واکنش آنی ژاپن

 

تابع واکنش تجمعی ایتالیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تابع واکنش آنی آمریکا

 

 

منبع: IFS

 

 

جدول4- تجزیه واریانس کشورهای صادرکننده نفت

 

تجزیه واریانس الجزایر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

ADLGDP

RACPI

ARW

AREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.024039

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.036818

3.467865

85.40295

7.553211

2.974834

0.601139

3

0.040681

4.276208

79.47723

11.68248

3.640385

0.923699

4

0.043604

3.822431

70.92580

10.56071

12.59390

2.097163

5

0.043942

3.806004

69.81713

11.02657

13.34927

2.001029

6

0.044543

3.779062

70.27305

10.79569

12.76988

2.382321

7

0.045057

3.809825

70.02023

10.70171

12.80951

2.658728

8

0.045435

3.755655

70.16653

10.35665

13.19981

2.521353

9

0.045860

3.871382

69.62964

10.84173

13.19339

2.463856

10

0.046503

3.896095

69.17484

11.12263

13.27335

2.533088

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه واریانس ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

IRDLGDP

RIRCPI

IRRW

DLIRREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.039625

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.041158

12.71413

72.80183

0.804144

0.380886

13.29901

3

0.043408

12.85785

73.16984

0.859182

0.409748

12.70338

4

0.044816

13.65254

68.81451

1.888995

0.546641

15.09731

5

0.045734

13.41576

67.39956

2.593069

1.010665

15.58095

6

0.046568

13.91851

66.65353

2.826889

1.146815

15.45426

7

0.047295

14.07977

66.34652

2.987096

1.206535

15.38008

8

0.047820

14.18234

66.27777

2.995916

1.203766

15.34020

9

0.048226

14.17926

66.23028

3.002100

1.250947

15.33741

10

0.048504

14.14651

66.13844

3.033336

1.375046

15.30667

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه واریانس کویت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

KDLGDP

RKCPI

KRW

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.037856

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

2

0.040253

5.765739

88.32401

5.890806

0.019449

3

0.041864

7.529499

86.75801

5.422193

0.290302

4

0.042205

8.224740

82.90208

6.492553

2.380625

5

0.043031

8.481266

81.46119

6.703563

3.353980

6

0.043769

8.867597

81.02852

6.645212

3.458671

7

0.044241

8.961815

80.91953

6.643690

3.474966

8

0.044505

8.990325

80.87635

6.644840

3.488484

9

0.044629

8.999309

80.84688

6.644878

3.508937

10

0.044700

8.996758

80.82153

6.642776

3.538931

تجزیه واریانس عربستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

SDLGDP

RSCPI

SRW

DLSREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.042640

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.045678

0.115618

70.35547

21.67602

7.839749

0.013144

3

0.049655

2.174484

50.79434

17.18779

29.68388

0.159512

4

0.051445

2.331427

50.70801

24.43708

22.36984

0.153640

5

0.052573

2.612841

40.28411

37.25879

18.93802

0.906236

6

0.053392

4.190474

40.02538

36.00486

17.91961

1.859678

7

0.053968

5.763301

39.84337

34.81360

17.49675

2.082988

8

0.054462

6.033866

38.80713

35.06137

17.92655

2.171092

9

0.054693

5.978039

38.62921

34.60962

18.52699

2.256142

10

0.054839

5.843960

39.18987

34.69776

18.05881

2.209601

تجزیه واریانس ونزوئلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

VDLGDP

RVCPI

VRW

VREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.045299

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.049126

1.022107

80.15529

7.503962

0.919015

10.39962

3

0.051806

3.230881

68.82008

10.25530

4.505082

13.18865

4

0.052828

3.392540

57.68546

8.526690

3.819129

26.57618

5

0.053297

4.101320

50.46331

8.726825

3.226875

33.48167

6

0.053469

4.386212

46.32386

8.392054

2.968059

37.92982

7

0.053734

4.486171

43.53439

7.938103

2.956052

41.08528

8

0.053832

4.542160

42.12888

7.764019

3.369701

42.19524

9

0.053950

4.533541

41.91333

7.693513

3.733373

42.12624

10

0.054036

4.510953

41.92504

7.774949

3.882091

41.90697

 

 

جدول5- تجزیه واریانس کشورهای صادرکننده نفت

 

تجزیه واریانس الجزایر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 Period

S.E.

DLROP1

ADLGDP

RACPI

ARW

AREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 1

 0.024039

 0.000000

 100.0000

 0.000000

 0.000000

 0.000000

 2

 0.036818

 3.467865

 85.40295

 7.553211

 2.974834

 0.601139

 3

 0.040681

 4.276208

 79.47723

 11.68248

 3.640385

 0.923699

 4

 0.043604

 3.822431

 70.92580

 10.56071

 12.59390

 2.097163

 5

 0.043942

 3.806004

 69.81713

 11.02657

 13.34927

 2.001029

 6

 0.044543

 3.779062

 70.27305

 10.79569

 12.76988

 2.382321

 7

 0.045057

 3.809825

 70.02023

 10.70171

 12.80951

 2.658728

 8

 0.045435

 3.755655

 70.16653

 10.35665

 13.19981

 2.521353

 9

 0.045860

 3.871382

 69.62964

 10.84173

 13.19339

 2.463856

 10

 0.046503

 3.896095

 69.17484

 11.12263

 13.27335

 2.533088

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه واریانس ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 Period

S.E.

DLROP1

IRDLGDP

RIRCPI

IRRW

DLIRREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 1

 0.039625

 0.000000

 100.0000

 0.000000

 0.000000

 0.000000

 2

 0.041158

 12.71413

 72.80183

 0.804144

 0.380886

 13.29901

 3

 0.043408

 12.85785

 73.16984

 0.859182

 0.409748

 12.70338

 4

 0.044816

 13.65254

 68.81451

 1.888995

 0.546641

 15.09731

 5

 0.045734

 13.41576

 67.39956

 2.593069

 1.010665

 15.58095

 6

 0.046568

 13.91851

 66.65353

 2.826889

 1.146815

 15.45426

 7

 0.047295

 14.07977

 66.34652

 2.987096

 1.206535

 15.38008

 8

 0.047820

 14.18234

 66.27777

 2.995916

 1.203766

 15.34020

 9

 0.048226

 14.17926

 66.23028

 3.002100

 1.250947

 15.33741

 10

 0.048504

 14.14651

 66.13844

 3.033336

 1.375046

 15.30667

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه واریانس کویت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

KDLGDP

RKCPI

KRW

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.037856

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

2

0.040253

5.765739

88.32401

5.890806

0.019449

3

0.041864

7.529499

86.75801

5.422193

0.290302

4

0.042205

8.224740

82.90208

6.492553

2.380625

5

0.043031

8.481266

81.46119

6.703563

3.353980

6

0.043769

8.867597

81.02852

6.645212

3.458671

7

0.044241

8.961815

80.91953

6.643690

3.474966

8

0.044505

8.990325

80.87635

6.644840

3.488484

9

0.044629

8.999309

80.84688

6.644878

3.508937

10

0.044700

8.996758

80.82153

6.642776

3.538931

 

تجزیه واریانس عربستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

SDLGDP

RSCPI

SRW

DLSREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.042640

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.045678

0.115618

70.35547

21.67602

7.839749

0.013144

3

0.049655

2.174484

50.79434

17.18779

29.68388

0.159512

4

0.051445

2.331427

50.70801

24.43708

22.36984

0.153640

5

0.052573

2.612841

40.28411

37.25879

18.93802

0.906236

6

0.053392

4.190474

40.02538

36.00486

17.91961

1.859678

7

0.053968

5.763301

39.84337

34.81360

17.49675

2.082988

8

0.054462

6.033866

38.80713

35.06137

17.92655

2.171092

9

0.054693

5.978039

38.62921

34.60962

18.52699

2.256142

10

0.054839

5.843960

39.18987

34.69776

18.05881

2.209601

 

تجزیه واریانس ونزوئلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

VDLGDP

RVCPI

VRW

VREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

0.045299

0.000000

100.0000

0.000000

0.000000

0.000000

2

0.049126

1.022107

80.15529

7.503962

0.919015

10.39962

3

0.051806

3.230881

68.82008

10.25530

4.505082

13.18865

4

0.052828

3.392540

57.68546

8.526690

3.819129

26.57618

5

0.053297

4.101320

50.46331

8.726825

3.226875

33.48167

6

0.053469

4.386212

46.32386

8.392054

2.968059

37.92982

ادامه تجزیه واریانس ونزوئلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Period

S.E.

DLROP1

VDLGDP

RVCPI

VRW

VREER1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

7

0.053734

4.486171

43.53439

7.938103

2.956052

41.08528

8

0.053832

4.542160

42.12888

7.764019

3.369701

42.19524

9

0.053950

4.533541

41.91333

7.693513

3.733373

42.12624

10

0.054036

4.510953

41.92504

7.774949

3.882091

41.90697

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]. استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران). karim_emami@yahoo.com

[2]. کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. sss_samaneh@yahoo.com 

[3]. کارشناس ارشد توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. sdarbani@gmail.com

1. Gross Domestic Production (GDP)

2. Real Effective Exchange Rate (REER)

1. Cholesky

2. Real Oil Price

3. Price Producer Index

1. Price Consumer Index

2. Real Wage

[11]. آمار دستمزد اسمی از سایتhttp://laborsta.ilo.org/ گرفته شده است. دستمزدکشورهایOPEC از سایت نام برده گرفتهشده و بر اساس دستمزد سالانهنیروی کار است. دستمزداسمی کشورهایOECD بر اساس اطلاعات سالانه IFS گرفته شده است.

4.  Organisation of Petroleum Exporting Countries (OPEC)

-      احمدیان ، مجید، "اقتصاد نظری و کاربردی نفت"، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد،  1378

-      پیغمبری، سعید،"بررسی اثرات متقابل میان نرخ رشد قیمت سبد نفتیOPEC و رشد اقتصادی کشورهای عمده OECD" پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد، 1385

-      حسینی منجزی، فریدون، "اثر نوسانات قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهایOECD"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376

-      قاسمیان، سلیمان، ترجمه و تهیه گزارش" معیارهای وابستگی کشورهایOECDبه نفت خام"، دفتر مطالعات اقتصادی، 1383

-      کشاورزیان، مریم،" اثر نوسانات قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهایOECD" پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1384

-      مرکز پژوهش­های مجلس، گزارش کارشناسی " ‌آسیب‌ شناسی‌ تحولات‌ قیمت‌ نفت‌ خام‌ در باز‌ار‌ها‌ی‌ جهانی‌" دفتر مطالعات زیر بنایی،1380

 

-       D. Hamilton, James, "This is what happened to the oil price – macroeconamy relationship", journal of monetary Economics 38(1996) P:215-220.

-       D.Hamilton, James, "What is an oil shock?" Journal of Econometrics, (13) 2003, P: 363-398

-       Juncal Cunado, Fernando Perez de Garcia," Do Oil price Shocks matter? Evidence for some European Countries"; Energy Econamics 25 (2003) P:137-154

-       Mork, Knut Anton,"Oiland the macroeconomy when price go up anf dwon; An extention of Hamilton's results’, journal of political Econamic, 1989,P:740-744.

-       Mork, A. Hooker, "What happened to the oil price macroeconomy relation" journal of monetary Economics(38), 1996 P: 195-213.

-       Rebeca Jimenez Rodrigues and Marcelo Sanchez , "Oil price Shocks and real GDP Growth; emprical evidence for some OECD Countries " ; working paper, No.362 may 2004.