اندازه گیری نابرابری درآمد در مناطق شهری و روستایی استان همدان

چکیده

اندازه­گیری نابرابری درآمدی در اشکال مختلف آن در یک دوره زمانی، ارزیابی مناسبی از وضعیت توزیع درآمد ارائه  می­کند. در تحقیق حاضر ابتدا با استفاده از شاخص­های نابرابری درآمد(ضریب جینی و سهم دهک­های درآمدی) روند نابرابری درآمدی در استان همدان و کل کشور به تفکیک مناطق شهری و روستایی، در دوره زمانی89-1375 بررسی شده است، نتایج حاصل از برآورد ضریب جینی در مناطق شهری و روستایی استان، نشان می‌دهد که میانگین این ضریب طی دوره مورد بررسی در مناطق شهری و روستایی استان به ترتیب 38/0 و 39/0 بوده است،که حاکی از این مطلب است که بطور متوسط وضعیت توزیع درآمد در مناطق روستایی استان نابرابرتر از مناطق شهری بوده است. همچنین میانگین ضریب جینی در مناطق شهری کل کشور 37/0 و در مناطق روستایی 39/0 بوده است. با مقایسه شاخص ضریب جینی در دوره های مورد بررسی مشاهده می شود نابرابرترین وضعیت توزیع درآمد در مناطق مختلف مربوط به سالهای 1378 و 1379 و بهترین وضعیت توزیع درآمد مربوط به سال های 1382 و 1383 می­باشد. در بخش بعدی مقاله تاثیر حداقل دستمزد و تورم بر توزیع درآمد بررسی شده است که بر اساس نتایج حاصل از تخمین مدل در اقتصاد ایران افزایش حداقل دستمزدهای حقیقی توانسته است بطور      معنی­داری موجب کاهش نابرابری درآمدی شود و به ازای یک افزایش ده درصدی در حداقل دستمزدها، بطور متوسط ضریب جینی به اندازه 16/0 کاهش یافته است. همچنین تورم نیز به عنوان یکی از متغیرهای مهم و اثر گذار بر توزیع درآمد، در  سطوح بالا سبب افزایش نابرابری در جامعه می‌گردد
Abstract
Measuring the income inequality prepares an adequate estimation of Income distribution. In the first case, we investigate the trend of income inequality in Hamedan province and whole of country -urban and rural areas separately are checked- using of the indexes of income inequality (Gini coefficient and share of income decile) in period 1376-85. The results of investigating Gini coefficient in urban and rural areas of this Province show their averages in this period are 0.38 and 0.39 respectively. These results imply that income inequality in rural areas of this province is higher than urban areas. Also, except for 78-76 and 82-81 years, Gini coefficient in rural areas than urban areas. Comparing Gini coefficient in this period indicates that income distribution in rural areas is relatively more unequal than urban areas. Moreover, the average of Gini coefficient in urban areas of the whole country is about 0.37 and in rural areas is 0.39. Fore there more, the most inequality of income distribution is in 1378 and 1379 whereas the less inequality is in 1382 and 1383. In the second case, we investigate the effect of the minimum of wage and inflation on income distribution. The results indicate increasing of the minimum of wage has a significant effect to descend inflation. So that, decreasing the 10 percent of the minimum of wage descends Gini coefficient 0.16 percent.  As well as, inflation is a main and determinant variable on income distribution. The high level of Inflation results in the high level of inequality.

کلیدواژه‌ها


اندازه گیری نابرابری درآمد در مناطق شهری و روستایی استان همدان

مرضیه بیات[1] (نویسنده مسئول)

محمد حکمتی[2]

دریافت: 4/7/1390     پذیرش: 12/9/1390

چکیده

اندازه­گیری نابرابری درآمدی در اشکال مختلف آن در یک دوره زمانی، ارزیابی مناسبی از وضعیت توزیع درآمد ارائه  می­کند. در تحقیق حاضر ابتدا با استفاده از شاخص­های نابرابری درآمد(ضریب جینی و سهم دهک­های درآمدی) روند نابرابری درآمدی در استان همدان و کل کشور به تفکیک مناطق شهری و روستایی، در دوره زمانی89-1375 بررسی شده است، نتایج حاصل از برآورد ضریب جینی در مناطق شهری و روستایی استان، نشان می‌دهد که میانگین این ضریب طی دوره مورد بررسی در مناطق شهری و روستایی استان به ترتیب 38/0 و 39/0 بوده است،که حاکی از این مطلب است که بطور متوسط وضعیت توزیع درآمد در مناطق روستایی استان نابرابرتر از مناطق شهری بوده است. همچنین میانگین ضریب جینی در مناطق شهری کل کشور 37/0 و در مناطق روستایی 39/0 بوده است. با مقایسه شاخص ضریب جینی در دوره های مورد بررسی مشاهده می شود نابرابرترین وضعیت توزیع درآمد در مناطق مختلف مربوط به سالهای 1378 و 1379 و بهترین وضعیت توزیع درآمد مربوط به سال های 1382 و 1383 می­باشد. در بخش بعدی مقاله تاثیر حداقل دستمزد و تورم بر توزیع درآمد بررسی شده است که بر اساس نتایج حاصل از تخمین مدل در اقتصاد ایران افزایش حداقل دستمزدهای حقیقی توانسته است بطور      معنی­داری موجب کاهش نابرابری درآمدی شود و به ازای یک افزایش ده درصدی در حداقل دستمزدها، بطور متوسط ضریب جینی به اندازه 16/0 کاهش یافته است. همچنین تورم نیز به عنوان یکی از متغیرهای مهم و اثر گذار بر توزیع درآمد، در  سطوح بالا سبب افزایش نابرابری در جامعه می‌گردد.

 

واژگان کلیدی: توزیع درآمد، ضریب جینی، سهم دهک های درآمدی، حداقل دستمزد، استان همدان

طبقه بندی JEL : D3, O15, O55

 

 

 

 

 

 

مقدمه

بدون شک داشتن یک جامعه سالم و مترقی، آرمان و هدف نهایی تمامی اعضای آن جامعه می­باشد. تردیدی نیست که عدالت اجتماعی یکی از مهمترین شاخه­های وجود چنین  جامعه­ای است و برای رسیدن به عدالت اجتماعی می­توان توزیع متعادل درآمد را به عنوان یکی از مهمترین ابزار به حساب آورد. توزیع درآمد، به توضیح چگونگی سهم افراد یک کشور، از درآمد ملی می­پردازد. به عبارتی توزیع درآمد، درجه نابرابری موجود بین درآمد افراد یک کشور را توصیف می­کند.

اقتصاددانانی چون لوئیس، کوزنتس معتقد بودند که رشد اقتصادی در بلند­مدت به خودی خود، اختلافات درآمدی میان گروهها و مناطق را از بین می­برد، به همین خاطر برنامه­ریزان اقتصادی در تهیه برنامه­های توسعه، به عواملی که روی توزیع عادلانه درآمد اثر دارند، توجهی نداشته­اند.  مهم ترین رویکرد در زمینه مساله نابرابری درآمدی به نحوه اثر گذاری آن در چارچوب اقتصاد کلان، مرتبط می­شود. از این رو استنباط می­شود با گسترش نابرابری در جامعه مجموعه­ای از اثرات نامطلوب در سیستم اقتصاد کلان بروز نماید از جمله گسترش بیکاری، تغییر ترکیب تقاضا و کاهش کارایی سیاست­های اقتصادی، که در نهایت رشد اقتصادی را در جامعه مختل می­نماید. علاوه بر این، مجموعه­ای از اثرات سیاسی و اجتماعی نیز ماحصل نابرابری درآمدی خواهد بود، از جمله گسترش روز افزون جرم و جنایت و یا شورش­های مردمی و بالاخره تهدید امنیت عمومی در جامعه که خود می تواند زمینه فروپاشی و تغییر نظام های سیاسی را فراهم آورند. به این دلایل نابرابری همواره از دغدغه های اصلی اندیشمندان و مصلحان اجتماعی بوده است.

توزیع منطقه­ای درآمد نیز از حیث عدالت و کارایی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. هر یک از مناطق شهری و روستایی ایران بخش مهمی از جمعیت ایران را در بر دارد. به همین جهت چگونگی توزیع درآمد بین این مناطق و تغییرات آن تا حدودی وضعیت توزیع درآمد را مشخص می­کند، ضمن اینکه پیامدهای مهمی از نظر عدالت و کارایی دارد. یکی از پیامدهای این موضوع، تاثیر بر توزیع جغرافیایی جمعیت در نتیجه رشد بی رویه بعضی از شهرهاست که این مورد به نوبه خود مسائل گوناگونی همچون تاثیر بر محیط زیست و کیفیت زندگی، عدم اسـتفاده بهینه از امکانات طبیعی و انسـانی وکاهش کارایی کلی اقتـصاد

کشور را در پی دارد.

با وجود انجام مطالعات قابل ملاحظه پیرامون وضعیت اقتصادی استان­های مختلف و مقایسه آن با کل کشور، وضعیت توزیع درآمد در استان همدان و مقایسه آن با کل کشور بصورت مکتوب در مجلات کشور مشاهده نشده است. بنابراین  بررسی وضعیت توزیع درآمد استان همدان و مقایسه آن با کل کشور جهت سیاست­گذاری برای کاهش نابرابری توزیع درآمد، افزایش رفاه اجتماعی و تحقق عدالت اجتماعی ضرورت می­یابد.

استان همدان در گستره­ای به مساحت 19491 کیلومتر مربع از شمال به استان­های زنجان و قزوین، از جنوب به استان لرستان، از شرق به استان مرکزی و از غرب به استان کرمانشاه و قسمتی از استان کردستان محدود است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال1390 کل جمعیت استان 1758268 نفر می باشد که از این عده 883436 نفر مرد و 874832 نفر زن بوده است.

همچنین از کل جمعیت استان 1040605 نفر در مناطق شهری، 716669 نفر در مناطق روستایی سکونت داشته و 994 نفر غیر ساکن بوده­اند.

لذا هدف عمده این پژوهش محاسبه نابرابری درآمدی در مناطق شهری و روستایی استان همدان در دوره 1389-1375 و مقایسه آن با وضعیت توزیع درآمد کل کشور می­باشد. انتظار می­رود نتایج مطالعات حاضر بتواند در سطح سیاست گذاری­ها و برنامه ریزی­های منطقه­ای با هدف کاهش نابرابری و مدیریت و کنترل اثرات منفی آن مفید و موثر واقع شود.

این مقاله از پنج بخش تشکیل شده است، بخش دوم به مروری بر مطالعات انجام شده در این زمینه می­پردازد، در بخش سوم چگونگی جمع­آوری داده­ها و روش شناسی تحقیق مطرح می­شود، بخش بعدی به برآورد سطح نابرابری به تفکیک مناطق شهری و روستایی  و عوامل موثر بر آن می­پردازد و در بخش پایانی جمع بندی و نتیجه­گیری ارائه شده است.

2- پیشینه تحقیق

بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه توزیع درآمد در­ایران، بر­اساس اطلاعات­آماری گروه­ بندی شده­است. به­عبارتی دیگر، با طبقه­بندی­داده­های حاصل از­نمونه­گیری در مناطق شهری

و روستایی در گروه­های چندگانه، شاخص­های نابرابری متفاوتی محاسبه شده است.

اوشیما (1973): در این زمینه در ایران، اولین کوشش توسط اوشیما بر پایه آمارهای بودجه خانوار بانک مرکزی انجام گرفته است. مطا­لعه اوشیما نشان دهنده توزیع نابرابر درآمد در مناطق شهری بوده است. ضریب جینی توزیع درآمد ایران در سال 1348 مطابق نتایج این تحقیق حدود 6/0 برآورد شده است.

پسران(1974): در مطالعه ای ضریب تمرکز جینی ایران را در سال 1348 و 1349 به ترتیب 41/0 و 45/0 برآورد کرده است.

مهران(1975): در مطالعه ای که برای کشور ایران انجام داده است،ضریب جینی هزینه­های مصرفی در سال 1353 را در مناطق شهری 4/0 و در مناطق روستایی برابر 36/0 برآورد کرده است.

جمشید پژویان (1373): در تحقیقی با عنوان " بررسی توزیع درآمد و الگوی مصرف جامعه‌های شهری و روستائی" طی سالهای 68-1362 و با استفاده از ضریب جینی و سهم دهکها به این نتیجه رسید که ضریب جینی و سهم دهکها در طول دوره تغییری نکرده و در سال 1365 با بدترین وضعیت روبرو بوده‌ایم.

حمیده ذاکر هنجنی (1385): در بررسی نابرابری درآمدی در ایران طی سالهای 1363 تا 1383 به این نتایج دست یافته است: بیشترین سطح نابرابری در مناطق شهری در سالهای1369،1370 و 1366 و کمترین سطح نابرابری در سالهای 1382 و 1383 دیده شده است و در مناطق روستائی بیشترین سطح نابرابری در سالهای1365، 1369 و1370 و کمترین سطح نابرابری در سالهای 1382 و 1383 است.

بهرامی اسفنجرانی(1387) در اندازه گیری میزان نابرابری درآمدی مناطق شهری و روستایی استان اصفهان و کل کشور در سال های 1383 تا 1385، به این نتایج رسید که توزیع درآمد مناطق شهری و روستایی استان اصفهان وضعیت مساعدتری در مقایسه با مناطق شهری و روستایی کل کشور داشته است.

راغفر و همکاران (1389) در مطالعه خود با استفاده از شاخص ضریب جینی، آتکینسون و تایل و با استفاده روش مقیاس معادل به اندازه گیری نابرابری درآمد در کشور طی سال های 1363 تا 1389 می پردازد. نتایج حاکی از آن است که شاخص های نابرابری در سال 1388 افزایش یافته و در سال 1389 در مقایسه با سال قبل کاهش یافته است. همچنین مناطق شمال شرق و جنوب شرق نابرابری بالاتری را تجربه می کنند.

3- روش و نحوة ‌ اجرای تحقیق

روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش یک روش توصیفی و کتابخانه­ای می­باشد، لذا اطلاعات تئوریک مورد استفاده در آن از روش کتابخانه­ای و اطلاعات آماری آن از نتایج تفضیلی آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی تهیه شده توسط مرکز آمار ایران استفاده شده است. جامعه مورد نظر شامل خانوارهای روستایی و شهری استان همدان و خانوارهای شهری و روستایی کل کشور طی سال های 1375 تا 1389 می باشد.

در این تحقیق، ابتدا با استفاده از اطلاعات آماری سری زمانی حاصل از نتایج تفضیلی آمار گیری از هزینه و درآمد خانوارها و شاخص­های نابرابری درآمد به ارزیابی روند توزیع درآمد در استان همدان و کل کشور پرداخته و سپس عوامل موثر بر نابرابری درآمدی بررسی می­شود.

شاخص­هایی که در این تحقیق برای محاسبه نابرابری درآمدی استفاده شده است عبارت است از ضریب جینی و نسبت سهم 20/0 ثروتنمندترین به سهم40/0 فقیرترین افراد.

4-  مبانی نظری

ضریب جینی توسط متخصص آمار ایتالیایی به نام کورادو جینی توسعه یافت و در سال 1912 اعلام شد این شاخص یکی از مهمترین شاخص­های اندازه­گیری شدت نابرابری توزیع درآمد است که از منحنی لورنر به دست می­آید(Samuelson&Nordhaus,2001) منحنی لورنز رابطه بین درصد تجمعی خانوارها و درصد تجمعی درآمد را نشان می­دهد که خانوارها به ترتیب درآمد، از کمترین تا بیشترین مرتب می شوند. ضریب جینی مشهورترین شاخص نابرابری توزیع درآمد و متداول ترین آن­ها از نظر استفاده در بررسی­های توزیع درآمداست. از همین رو این شاخص بیش از هر شاخص دیگری در مواجه با پذیرش و یا رد قرارگرفته و خصوصیات مثبت و منفی آن ارائه شده است.

به طور کلی ضریب جینی به عنوان یک شاخص نسبی به صورت اندازه نسبت میزان نابرابری درآمد در جامعه مفروض به حداکثر اندازه ممکن نابرابری در یک الگوی توزیع درآمد کاملاً نا­عادلانه تعریف شده است. بر پایه این تعریف، در صورتیکه افراد جامعه در انتخاب درآمد خود مختار باشند، همه آن­ها درآمدهای بالاتر از درآمد خود را انتخاب  می­کنند. بنابراین، هر یک از افراد جامعه به دلیل داشتن درآمد کنونی خود را دچار محرومیت می­داند و یا این که خود را از یک منفعت مورد انتظار محروم می­بیند این محرومیت ناشی از تفاوت درآمد کنونی آن­ها با درآمد مورد انتظارشان می­باشد. بر این اساس ضریب جینی عبارت است از نسبت متوسط مجموع قدر مطلق کلیه جفت درآمد­ها در الگوی توزیع درآمد جامعه مفروض (به مثابه محرومیت ناشی از نابرابری توزیع منافع) به اندازه این قدر مطلق در یک الگوی توزیع درآمد کاملاً عادلانه (به مثابه بیشترین اندازه ممکن محرومیت ناشی از نابرابری توزیع منافع) می­باشد.

در این دو حالت ضریب جینی (G) به صورت روابط زیر تعریف می شود:

 

 

که درآن  مبلغ درآمد فرد i ام می­باشد، طوریکه ، P سهم نسبی تجمعی دارندگان درآمد، L(P) سهم نسبی تجمعی درآمد، µ متوسط درآمد جامعه و n تعداد افراد جامعه می­باشد. می­توان نشان داد:

الف) ضریب جینی ویژگی­های سهولت برآورد، وضوح محتوی و مفهوم، محدود بودن دامنه تغییرات بین صفر و یک، عدم حساسیت نسبت به تغییر متناسب کلیه درآمدها و حساسیت نسبت به تغییر ثابت کلیه درآمدها را تامین می­کند.

ب) ویژگی حساسیت متفاوت نسبت به انتقال درآمد بین افراد دارای رتبه متفاوت در الگوی توزیع درآمد (اصل انتقال نزولی) و تجزیه پذیری در ضریب جینی مصداق ندارد.

ج) ویژگی حساسیت نسبت به انتقال درآمد بین افراد جامعه (اصل پیگو-­ دالتون) در مواردی در این شاخص نابرابری تامین نمی شود.

د) اشکال اصلی ضریب جینی این است که این شاخص برای تغییراتی که در قسمت­های مختلف توزیع درآمد روی می­دهد یک مقدار نسبی ضمنی تقریباً غیر معمول را قرار      می­دهد. یک انتقال درآمد از یک فرد ثروتمندتر به یک فرد فقیرتر اثر بسیار بزرگتری بر روی G دارد به شرطی که دو فرد نزدیک به میانه یا وسط توزیع باشند تا در یکی از دو انتهای توزیع.

در تحقیق حاضر به منظور محاسبه ضریب جینی و سهم دهک­های درآمدی از نرم افزار stata استفاده شده است.

4- محاسبه نابرابری اقتصادی در استان همدان و کل کشور

ضریب جینی و سهم دهک­های درآمدی، برای استان همدان و کل کشور طی دوره مورد نظر با استفاده از داده­های هزینه ناخالص خانوار به تفکیک مناطق شهری و روستایی محاسبه شده است.

1-4- روند شاخص ضریب جینی در استان همدان و کل کشور

الف) مناطق شهری

بر اساس نمودار(1) مشاهده می­شود، شاخص ضریب جینی محاسبه شده برای استان همدان و کل کشور، نمایانگر توزیع نابرابر درآمد در استان همدان و کل کشور می­باشد. مقایسه روند ضرایب در استان همدان، نشان دهنده نوسان در این ضرایب می­باشد، به طوری که طی دوره 78-1375 این شاخص روند صعودی طی می­کند(توزیع درآمد نابرابر­تر می­شود)، سپس طی دوره 82-1379 روند نزولی به خود می­گیرد (وضعیت توزیع درآمد بهتر        می­ شود) و طی سال­های 86-1382 باز هم روند افزایشی دارد. ضرایب محاسبه شده برای کل کشور روند نوسانی را نشان می­دهد.

هر چند شاخص بدست آمده نمایان­گر توزیع نابرابر درآمد در استان و کل کشور می­باشد، اما بدترین وضعیت توزیع درآمد در استان همدان در سال 78 و کمترین عدم تعادل در سال­های 82 و 83 می باشد. همچنین بدترین وضعیت توزیع درآمد کل کشور در سال­های 80 و85  می باشد.

همانطور که مشاهده می شود از سال 1379 به بعد ضریب جینی استان پایین تر از کل کشور بوده و نشان دهنده وضعیت مناسب تر توزیع درآمد نسبت به کل کشور بوده است.

نمودار1. روند تغییرات ضریب جینی در مناطق شهری استان همدان و کل کشور طی دوره 89- 1375 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: محاسبات تحقیق

                                                                   

ب) مناطق روستایی

ضریب جینی در مناطق روستایی استان همدان و کل کشور همانند مناطق شهری از توزیع نابرابر برخوردار بوده است.

بر اساس نمودار(2) مشاهده می­شود این ضریب در استان،  طی سال­های 79-77 و 85-83، روند صعودی دارد و در دوره82-80 روند نزولی طی می­کند. بدترین وضیت توزیع درآمد استان مربوط به سال 79و بهترین وضعیت توزیع درآمد استان مربوط به سال82  می باشد.

همچنین با بررسی روند ضریب جینی کل کشور مشاهده می­شود در دوره زمانی 77-75 و 85-82، این ضریب روند افزایشی دارد و در سال­های 82-78، روند کاهشی دارد. بهترین و بدترین وضعیت توزیع درآمد کل کشور به ترتیب مربوط به سال های82 و 77 می­باشد.

همچنین مشاهده می شود بعد از سال 1384­ضریب جینی در مناطق روستایی استان بالاتر از

کل کشور بوده و بنابراین نسبت به کل کشور توزیع درآمد نامناسب تر بوده است.

نمودار2. روند تغییرات ضریب جینی روستایی استان همدان و کل کشور طی دوره         89- 1375

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: محاسبات تحقیق

 

ج) مناطق شهری و روستایی استان همدان

با توجه به نمودار (3) مشاهده می شود، به استثنای سال­های 76، 77، 78، 81، و 82، ضریب جینی در مناطق روستایی بزرگتر از مناطق شهری استان بوده است. میانگین این ضریب در مناطق شهری 38/0 و در مناطق روستایی 39/0 می­باشد. بیشترین مقدار این ضریب در مناطق شهری و روستایی استان به ترتیب در سال­های 1378 و 1379 و کمترین مقدار آن در هر دو منطقه در سال 1382 رخ داده است.

 

 

 

 

 

نمودار3. روند تغییرات ضریب جینی در مناطق شهری و روستایی استان همدان طی دوره 89-1375

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: محاسبات تحقیق

2-4- روند سهم دهک های درآمدی در استان همدان و کل کشور

یکی از ابزارهای متعارف بررسی توزیع امکانات معیشتی بین گروه­های مختلف، بررسی سهم گروه­های مختلف درآمدی جامعه از هزینه­ها می­باشد. بدین منظور معمولا خانوارها بر حسب سطوح درآمد یا هزینه از کمترین سطح به بالاترین سطح مرتب شده و سپس به ده گروه مساوی تقسیم و سهم هزینه های هر گروه از کل محاسبه می شود.    

الف- مناطق روستایی

با توجه به جدول (1)، سهم40/0 خانوارهای کم درآمد در استان همدان طی دوره 82-79 روند صعودی داشته به طوری که سهم این گروه از 13/0 به 19/0 در سال 82 رسیده است و از سال 83 به بعد روند کاهشی به خود می­گیرد. کمترین سهم این گروه از درآمد مربوط به سال های 79 و 75 است.

سهم40/0 خانوارهای کم درآمد در کل کشور تقریبا روند یکنواختی را طی می­کند، تنها طی دوره 82-80 روند افزایشی دارد و بعد از این دوره­ها سهم خانوارهای این گروه ثابت     می­ماند. بیشترین سهم این گروه درآمدی در استان همدان و کل کشور مربوط به سال 82 است.

40/0خانوارهای با درآمد متوسط استان همدان در سال 76 بیشترین سهم را داشته و در سال 79 کمترین سهم از درآمد را به خود اختصاص داده است و در بقیه سال ها سهم این گروه تقریبا روند یکنواختی داشته است. سهم40/0 خانوارهای با درآمد متوسط کل کشور هم طی این دوره ها روند یکنواختی را طی می کند.20/0 خانوارهای پر درآمد بیشترین سهم را از درآمد خانوارها هم در استان همدان و هم در کل کشور به خود اختصاص داده است. سهم این گروه از درآمد در استان همدان طی دوره 79-77 روند افزایشی دارد، در سال 79 به بیشترین مقدار خود (55/0) می­رسد و طی سال های 80 تا 82 روند کاهشی دارد بطوریکه در سال 82 به کمترین مقدار خود (42/0) می رسد.

سهم20/0 خانوارهای پر درآمد کل کشور نوسانی بوده و از روند خاصی پیروی نمی­کند، بیشترین سهم این گروه مربوط به سال 77 و کمترین سهم آن مربوط به سال 82 است.

یکی دیگر از شاخص­های نابرابری درآمد، نسبت درآمدهای دریافت شده بوسیله 20/0 پر درآمد به 40/0 کم درآمد است. با بررسی روند این شاخص در استان همدان مشاهده  می­شود طی سال­های 79-76، این شاخص روند صعودی دارد، در سال 79 به بیشترین میزان خود می­رسد و طی دوره 82-80 روند کاهشی دارد، بطوریکه در سال 82 به کمترین میزان خود می­رسد و بعد از سال 82 دوباره تا سال 85 روند صعودی به خود می­گیرد.

با بررسی روند این شاخص می­توان به این نتیجه رسید که بهترین وضعیت توزیع درآمد مناطق روستایی استان همدان مربوط به دوره 82-80 است و نابرابرترین وضعیت توزیع درآمد استان مربوط به سال79 است.

با بررسی روند این شاخص در کل کشور مشاهده می­شود طی دوره 82-78، سهم ثروتمندترین گروه درآمدی به فقیرترین گروه درآمدی کاهش داشته است و طی دوره  85-83 این سهم افزایش یافته است. بیشترین مقدار این شاخص مربوط به سال 77 و کمترین آن مربوط به سال 82 است. بنابراین می­توان به این نتیجه رسید بهترین وضعیت توزیع درآمد کشور مربوط به سال 82 و نابرابرترین آن مربوط به سال 77 است.

 

جدول1. روند سهم دهک های درآمدی در مناطق روستایی استان همدان و کل کشور

 

نسبت 20/0 پر درآمد به 40/0 کم درآمد

سهم 20/0 خانوارهای پر درآمد

سهم 40/0 خانوارهای با درآمد متوسط

سهم 40/0 خانوارهای کم درآمد

سال

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

2/3

9/3

47/0

51/0

38/0

35/0

14/0

13/0

1375

1/3

6/2

47/0

44/0

37/0

40/0

14/0

16/0

1376

4/3

8/2

49/0

45/0

37/0

39/0

14/0

16/0

1377

3/3

3/3

47/0

48/0

37/0

38/0

14/0

14/0

1378

3/3

2/4

47/0

55/0

37/0

32/0

14/0

13/0

1379

1/3

3

46/0

47/0

38/0

38/0

14/0

16/0

1380

3

4/2

46/0

43/0

38/0

39/0

15/0

18/0

1381

8/2

2/2

45/0

42/0

38/0

39/0

16/0

19/0

1382

3

2/2

47/0

43/0

37/0

38/0

15/0

19/0

1383

3

2/3

46/0

48/0

37/0

37/0

15/0

15/0

1384

7/3

3/3

47/0

49/0

37/0

37/0

15/0

14/0

1385

3

3

46/0

48/0

37/0

37/0

15/0

16/0

1386

3

8/2

47/0

48/0

38/0

38/0

16/0

17/0

1387

3

0/3

47/0

48/0

38/0

37/0

15/0

16/0

1388

3

9/2

46/0

47/0

38/0

37/0

16/0

16/0

1389

                                              

منبع: محاسبات تحقیق

 

ب- مناطق شهری

بر اساس نتایج جدول 2 مشاهده می­شود، سهم 40/0 خانوارهای کم درآمد استان همدان طی سال های 79-75 و 86-83 روند کاهشی داشته است و در سال­های 83-80 در حال افزایش است. بیشترین سهم این گروه از هزینه مربوط به سال­های 82 و83 است وکمترین سهم آن مربوط به سال 79 است. سهم 40/0 خانوارهای کم درآمد کل کشور در سال­های 76 ،77، 82 و83 در بیشترین مقدار خود قرار دارد و در بقیه سال­ها روند ثابتی دارد. سهم 40/0 خانوارهای متوسط درآمد استان همدان در طی دوره مورد نظر روند نامشخصی دارد. کمترین میزان این سهم در سال­های 77 و78 و بیشترین میزان آن در سال 75 اتفاق افتاده است. سهم این گروه در کل کشور هم تقریبا دارای روند ثابتی است.سهم 20/0 خانوارهای پر درآمد استان طی سال های 86-83 روند افزایشی دارد، در سال های 77 و78 این گروه بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است (51/0) و در سال 82 سهم این گروه به کمترین میزان خود رسیده است (43/0)، در بقیه سال­ها هم روند نامشخصی طی می­کند. همچنین سهم این گروه در کل کشور در سال های 80 و 85 بیشترین مقدار(47/0) و در سال 82 کمترین میزان (45/0) است.

جهت قضاوت در مورد وضعیت توزیع درآمد در مناطق شهری استان و کل کشور نسبت سهم20/0 خانوارهای پر درآمد را به 40/0 خانوارهای کم درآمد محاسبه می­کنیم. مشاهده می­شود این شاخص طی سالهای 78-75 و 86-83 روند صعودی دارد، در سال 78 به بیشترین میزان خود رسیده است، در سال های 80 و79 روند کاهشی پیدا می­کند، در سال 82 به کمترین میزان خود می­رسد. بنابراین می­توان به این نتیجه رسید که وضعیت توزیع درآمد در مناطق شهری استان همدان در سال 78 در نابرابرترین وضعیت و در سال 82 در بهترین وضعیت توزیع درآمد قرار داشته است. با بررسی روند این شاخص در کل کشور مشاهده می­شود طی سال های80-77 و 85-83، شاخص مورد نظر در حال افزایش است، در سال80 به بیشترین مقدار خود رسیده است، در سال­های 81 و 82 کاهش داشته و در سال82 به کمترین مقدار خود رسیده است. در دوره­های دیگر روند نامشخصی دارد. بنابراین بهترین وضعیت توزیع درآمد مناطق شهری کشور در سال 82 و نابرابرترین آن در سال80 اتفاق افتاده است.

جدول2. روند سهم دهک­های درآمدی در مناطق شهری استان همدان و کل کشور

 

نسبت 20/0 پر درآمد به 40/0 کم درآمد

سهم 20/0 خانوارهای پر درآمد

سهم 40/0 خانوارهای با درآمد متوسط

سهم 40/0 خانوارهای کم درآمد

سال

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

کل کشور

همدان

9/2

64/2

46/0

44/0

38/0

40/0

16/0

17/0

1375

75/2

88/2

46/0

46/0

37/0

38/0

17/0

16/0

1376

74/2

28/3

46/0

51/0

38/0

34/0

17/0

15/0

1377

79/2

46/3

46/0

51/0

38/0

34/0

16/0

15/0

1378

83/2

38/3

46/0

48/0

37/0

38/0

16/0

14/0

1379

94/2

68/2

47/0

45/0

37/0

38/0

16/0

17/0

1380

82/2

70/2

46/0

46/0

37/0

37/0

16/0

17/0

1381

66/2

37/2

45/0

43/0

38/0

38/0

17/0

18/0

1382

73/2

44/2

46/0

44/0

37/0

37/0

17/0

18/0

1383

82/2

65/2

46/0

45/0

37/0

38/0

16/0

17/0

1384

92/2

86/2

47/0

47/0

37/0

37/0

16/0

16/0

1385

81/2

12/3

46/0

48/0

38/0

37/0

16/0

15/0

1386

6/2

1/3

44/0

46/0

38/0

38/0

17/0

15/0

1387

5/2

7/2

44/0

46/0

39/0

37/0

17/0

17/0

1388

6/2

6/2

44/0

47/0

38/0

38/0

17/0

18/0

1389

 

منبع: محاسبات تحقیق

5- بررسی عوامل موثر بر نابرابری درآمدی

در این قسمت از تحقیق با بهره گیری از داده­های سری زمانی سالانه اقتصاد ایران طی دوره 1389-1358 به بررسی و تجزیه و تحلیل تاثیر متغیر­های اثرگذار بر توزیع درآمد اقتصاد ایران می پردازیم. مدل اقتصاد سنجی این تحقیق بر پایه فرضیه کوزنتس بنیان نهاده شده است.  مدل تحقیق با اضافه کردن متغیر حداقل دستمزد و تورم به مدل کوزنتس بدست می آید. بنابراین الگوی اقتصاد سنجی تحقیق به شرح زیر معرفی می شود:

 

 

1-5- داده های تحقیق

آمار و اطلاعات مربوط به تولید ناخالص داخلی سرانه(GDPP)، ضریب جینی(gini)، حداقل

دستمزد(MW) و تورم(X) از آمارهای رسمی منتشر شده توسط بانک مرکزی و مرکز آمار ایران گردآوری شده­است. برای محاسبه مقادیر حقیقی تولید ناخالص داخلی سرانه از شاخص قیمت ضمنی تولید ناخالص داخلی و برای محاسبه حداقل دستمزد حقیقی از شاخص قیمت مصرفی خانوارها بر اساس سال پایه 1376 استفاده شده است.

2-5- نتایج تخمین الگو

گرچه مولفه­های اثر گذار دیگری چون سطح سرمایه انسانی، میزان مشارکت نیروی کار زنان، افزایش نسبت زنان سرپرست خانوارها، مهاجرت، توسط سن جمعیت کشور، جمعیت بیکاران و ... در توزیع درآمد نقش مهم و معناداری ایفا می­کنند، اما از لحاظ اقتصاد سنجی برای بدست آوردن اثرات خالص دو متغیر مهم حداقل دستمزد و تورم،کافی است از رگرسیون مرکب استفاده شود.

لذا به منظور بررسی هرچه دقیق تر آثار متغیرهای مزبور بر توزیع درآمد، ابتدا پایداری الگوی تخمین زده شده را با ورود- خروج متغیرهای موهومی مورد بررسی قرار می­دهیم. همانطور که قبلاً گفته شد، برای آزمون این تحقیق از چارچوب فرضیه کوزنتس استفاده  می­شود. لذا ابتدا فرضیه کوزنتس را مورد آزمون قرار داده  و با اضافه کردن متغیر­های انتخابی و موهومی، اعتبار نتایج بدست آمده را مورد بررسی قرار می­دهیم. نتایج تخمین مدل های مختلف در جدول3 آورده شده است.

جدول3. نتایج تخمین مدل ها

 

متغیر های توضیحی

مدل 1

مدل 2

مدل 3

مدل 4

مدل 5

مدل 6

مدل 7

عرض از  مبدا (C)

366.

xxx

381.

xxx

393. xxx

351.

xxx

414.

xxx

453.

xxx

401.

xxx

درآمد سرانه

(GDDP)

7.4

x5.

6.7

x5.

6.2

x5.

8.1

xxx5.

5.8

x5.

5.1

xx5.

6.4

xx5.

مجذور

(GDDP)

-7.5-x9.

5.1

x9.

-6.4- x9.

-2.6- x9.

-3.4- x9.

-5.3-

x9.

-8.4-

x9.

لگاریتم حداقل دستمزد حقیقی LRMW

xxx-018. -

018. -

xxx

016. -

xxx

xxx

018. -

016. -

xxx

 

018. -

xx

لگاریتم حداقل دستمزد اسمی LMW

 

 

 

 

 

x016. -

 

موهومی 57D

 

 

 

x025. -

 

 

xx028. -

موهومی 58D

x031. -

 

 

 

 

xx 033. -

x x 032.

x030. -

xxx034. -

موهومی 59D

 

 

022. -

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تورم

P

 

 

 

 

 

 

 

 

0006. -

xx

0004.

0006. -

Xxx

 

841.

830.

8241.

850.

859.

846.

873.

F

449.48

877.44

228.57

693.41

861.44

459.50

192.42

D-W

969.1

769.1

6807.1

194.2

152.2

05.2

401.2

Xxx در سطح معنی دار یک درصد

Xx در سطح معنی دار 5 درصد

X در سطح معنی دار 10 درصد

منبع: محاسبات تحقیق

 

الف- تاثیر حداقل دستمزد بر توزیع درآمد

در زمینه اثرات حداقل دستمزد بر توزیع درآمد اتفاق نظر وجود ندارد لیکن عمده نظریات بر این باور استوار است که افزایش حداقل دستمزدها منجر به کاهش نابرابری می شود. افزایش حداقل دستمزد نه تنها مستقیماً موجب بهبود رفاه کارگران شده و در توزیع درآمد موثر است، بلکه به شکل غیر مستقیم نیز می­تواند بر توزیع درآمد موثر واقع شود. افزایش حداقل دستمزدها از یکسو می­تواند با افزایش هزینه های تولید و در نتیجه افزایش سطح عمومی قیمت ها، موجب بدتر شدن توزیع درآمد شود. از سوی دیگر، بر اساس نظریه کارآیی دستمزدها، ممکن است با افزایش حداقل دستمزدها انگیزه نیروی کار برای افزایش بهره وری بیشترشده و در نتیجه با افزایش تولید، سطح عمومی قیمت ها کاهش یافته و نهایتاً موجب بهبود توزیع درآمد شود. لذا برآیند این اثرات بسته به ساختار اقتصادی کشور ایران می تواند مثبت، منفی و یا خنثی باشد. در این راستا نتایج آزمون های اقتصادی     می­تواند پاسخ مناسبی ارائه نماید:

نتایج بدست آمده از جدول دلالت بر این دارد که در طی دوره مورد بررسی در تمامی مدل

های هفت­ گانه، ضرایب مربوط به حداقل دستمزد­ های اسمی و حقیقی مطابق انتظار تئوریک

منفی بوده و از لحاظ آماری معنی دار می باشد.

با ملاحظه نتایج مندرج در 5 مدل اول و مدل 7، معلوم می شود که همواره علائم ضرایب تخمین زده شده برای حداقل دستمزدهای حقیقی،منفی و این ضرایب همواره از لحاظ آماری در سطح اطمینان 99 درصد معنی دار بوده است.

بنابراین، این نتایج دلالت براین دارد که در اقتصاد ایران افزایش حداقل دستمزدهای حقیقی توانسته است بطور معنی داری موجب کاهش نابرابری درآمد شود بطوریکه نتایج بدست آمده دلالت بر این دارد که دامنه تاثیرگذاری حداقل دستمزد بر ضریب جینی بین 016/0 و 018/0 در نوسان بوده و این اعداد بدین معنی است که به ازای افزایش ده درصدی در حداقل دستمزدها، بطور متوسط ضریب جینی در اقتصاد ایران به اندازه 16/0 واحد کاهش یافته و از آنجا که علامت ضریب حداقل دستمزد حقیقی در 6 الگوی تخمین زده شده تغییر نکرده  و نیز دامنه نوسان ضریب تخمین زده شده در مدل های 6 گانه بسیار کم و نیز همواره از لحاظ آماری در سطح معنی دار یک درصد بوده است. از این رو سیاست افزایش حداقل دستمزدها می تواند موجب کاهش معنی دار نابرابری درآمد در کشور شود.

ب- اثر تورم  بر توزیع درآمد

تورم یکی از متغیرهای مهم و اثر گذار بر توزیع درآمد است. نتایج بدست آمده در مدل های تخمین زده شده نشان می­دهد که اثرات تورم بر توزیع درآمد متفاوت است. بطوریکه در مدل های 5 و 7 تورم تاثیر منفی بر توزیع درآمد داشته است. به طوریکه با افزایش تورم، ضریب جینی کاهش یافته است. ضریب تورم در این مدل ها از لحاظ آماری معنی دار بوده است و نشان  می دهد تورم در سطوح بالا سبب افزایش نابرابری در جامعه    می­گردد.

ج- متغیر های موهومی

ضرایب مربوط به متغیر های موهومی سال های بین 157 و 1359 نیز در تمامی مدل های 6گانه منفی و معنی دار می­باشد که دلالت بر این دارد که طی دوران انقلاب، ضریب جینی پائین تر و در نتیجه توزیع درآمد عادلانه تر از سایر زمان هاست.

 

نتیجه گیری

نتایج حاصل از برآورد ضریب جینی در مناطق شهری و روستایی استان، نشان می دهد که میانگین این ضریب طی دوره مورد بررسی در مناطق شهری و روستایی استان به ترتیب 38/0 و 39/0 بوده است،که حاکی از این مطلب است که بطور متوسط وضعیت توزیع درآمد در مناطق روستایی استان نابرابرتر از مناطق شهری بوده است. همچنین میانگین ضریب جینی در مناطق شهری کل کشور 37/0 و در مناطق روستایی 39/0 بوده است. با مقایسه شاخص ضریب جینی در دوره های مورد بررسی مشاهده می شود نابرابرترین وضعیت توزیع درآمد در مناطق مختلف مربوط به سال های 1378 و 1379 و بهترین وضعیت توزیع درآمد مربوط به سال های 1382 و 1383 می­باشد. در بخش بعدی مقاله تاثیر حداقل دستمزد و تورم بر توزیع درآمد بررسی شده است که بر اساس نتایج حاصل از تخمین مدل در اقتصاد ایران افزایش حداقل دستمزدهای حقیقی توانسته است بطور معنی­داری موجب کاهش نابرابری درآمدی شود و به ازای یک افزایش ده درصدی در حداقل دستمزدها، بطور متوسط ضریب جینی به اندازه 16/0 کاهش یافته است. همچنین تورم نیز به عنوان یکی از متغیرهای مهم و اثر گذار بر توزیع درآمد در  سطوح بالا سبب افزایش نابرابری در جامعه می­گردد. می‌توان پیشنهادات زیر را مطرح نمود.

 پیشنهادات

هدفمندکردن یارانه­ها به گونه­ای که سهم هرچه بیشتر به خانوارهای دهک­های پایین درآمدی تعلق گیرد.

با توجه به نقش قابل توجه نظام مالیاتی در توزیع عادلانه ثروت در جامعه، بازنگری در سیستم مالیاتی و مکانیسم­های اجرایی آن ضروری به نظر می­رسد. یک سیستم مالیاتی کارا باید به گونه­ای باشد که دهک­های درآمدی بالای جامعه سهم مالیات واقعی خود را بپردازند و از فرار مالیاتی این اقشار به نحو مقتضی جلوگیری به عمل آورد.

از آنجایی که برخورداری از شغل مناسب، مطمئن و حقوق مکفی یکی از عوامل موثر در بهبود بهینه مالی اقشار کم درآمد و به عبارتی دهک­های پایین درآمدی جامعه می باشد، طراحی و اجرای برنامه­های جامع بلند مدت، میان مدت و همزمان با آن کوتاه مدت در جهت ایجاد فرصت­های شغلی و اشتغال زایی ضروری به نظر می­رسد. با توجه به اینکه اشتغال پایدار مستلزم سرمایه گذاری بنیادین در امور زیربنایی و هدایت سرمایه های موجود در دست اشخاص و بخش خصوصی می­باشد. لذا دخالت دولت الزامی است، در همین ارتباط راهکار ذیل پیشنهاد می شود: شناسایی منابع، امکانات و پتانسیل­های موجود در استان، بخوصوص منابع انسانی. شایان ذکر است که بسیاری از نیروهای متخصص و کارامد که تعلق خاطری به این منطقه دارند (بومی و غیر بومی) در خارج از استان و یا خارج از کشور ساکن هستند و تا کنون اقدامی در جهت شناسایی این افراد صورت نگرفته است. ایجاد یک پایگاه اطلاعات از مشخصات این افراد و برنامه ریزی و زمینه سازی جهت جذب و به کار گیری آنها در استان می­تواند نقش موثری در بهبود ساختار نیروی انسانی متخصص استان و رفع بسیاری از مسایل و معضلات اقتصادی - اجتماعی موجود داشته باشد.

                                                 

 

           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]. دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه الزهرا، marzeyeh_bayat@yahoo.com     Email: 

[2] . هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تویسرکان،           Email: Mhekmat165 @gmail.com

منابع

-      بهرامی اسفنجرانی(1387)، اندازه گیری میزان نابرابری درآمد مناطق شهری و روستایی استان اصفهان با یک مورد مقایسه ای کل کشور 85-1363، پایانامه کارشناسی ارشد

-      پژویان، جمشید،(1378) بررسی فقر و شرایط اقتصادی خانوارهای استان تهران،تهران، سازمان برنامه و بودجه استان تهران،

-      خورده پر، زهرا(1386)، اندازه گیری نابرابری توزیع درآمد در مناطق شهری و روستایی استان فارس و مقایسه آن با کل کشور طی سال های 83-1360 ، پایانامه کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا

-      ذاکر هنجی، حمیده (1386 )، نابرابری درآمدی در ایران ، فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی ، شماره 24

-      راغفر، حسین،خوشدست، فریبا، یزدان پناه، محدثه(1390)، اندازه گیری نابرابری درآمد در ایران طی 1363تا1389، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال دوازدهم، شماره 45

-      سازمان برنامه و بودجه (1361)، شاخص­های توزیع درآمد در ایران (59-1346)، چاپ اول، تهران ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه

                                                   

-       Mehran.F(1975). “Income distribution of iran,statistics of inequality” ,LLo ,Geneva.                  

-       Oshima, H. (1973),” Incom Distribution”, Misson Working Paper, No.II,          Employment and Income Policies in Iran, World Employment Program, I.L.O                   

-       Ppesaran, M.H(1974),”­ Income Distribution Trends in Rural and Mineographled paper, BMI, Tehran Urban”,  

-       Samuelson, P. and Nordhaus, W. (2001), Microeconomics. McGraw-Hill. Sing, S. (1993), "Some aspects of rural non-farm sector development in developing countries". The Indian Journal of Labour Economicsvol. 36, no. 30.