اندازه‌گیری و تحلیل شاخص مالم‌کوئیست برای صنایع فلزات اساسی ایران

چکیده

با توجه به شرایط روز افزون فرایند جهانی شدن اقتصاد و ضرورت ارتقا رقابت در صنایع کارخانه ای ایران، تحلیل پیرامون نقش کارایی و بهره­وری و تاثیرگذاری نسبی عناصر هر یک از آن ها ضروری است. با  توجه به اهمیت موضوع لازم است تا در این زمینه مطالعه جامعی صورت گیرد تا موضوع با دقت بیشتر و تحلیل دقیق­تری مورد توجه قرار گیرد.
در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) و شاخص مالم­کوئیست به تخمین و ارزیابی تغییرات بهره­وری کل و عناصر تعیین کننده آن در صنایع فلزات اساسی کارخانه­ای ایران پرداخته­ایم و  با استفاده از داده­های تلفیقی آمار کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر مرکز آمار ایران، پیشرفت فنی، تغییرات کارایی فنی، تغییرات کارایی فنی خالص، تغییرات کارایی مقیاس و تغییرات بهره­وری کلرا برای صنایع مختلف در این صنعت محاسبه شده است. نتایج تحقیق برای دوره 1374-1386 نشان می­دهد که به طور متوسط سالانه رشد بهر­ه­وری 2/2 درصد بوده است. متوسط تغییرات عناصر بهره­وری کل یعنی کارایی فنی و تکنولوژی به ترتیب 14 و 86 درصد برآورد شده است. شایان ذکر است که عناصر تعیین کننده کارایی فنی یعنی کارایی مقیاس و کارایی خالص(مدیریتی) به ترتیب رشدی در حدود 21 و 7- درصد داشته­اند. بنابر این تاثیرگذار ترین عامل در تغییرات بهره­وری کل در صنایع فلزات اساسی ایران، تغییرات تکنولوژیکی بوده است که آن هم از رشد متوسط سالیانه مثبت برخوردار بوده است.
Abstract
Due to the fact that economic globalization process is rapidly expanding, it is apparent that improving in competition through the industries and manufactories is necessary. So one of the important subjects need to study is effects of productivity and efficiency on economy.
In this research we assessed and estimated impacts of total productivity and it’s components on basic metals industry of Iranian factories by Data Envelopment Analysis method (DEA) and Malmquist Index index. Using compilation data of industrial workshops which have ten workers or more in, we computed technical improvement, technical efficiency change, net technical­ efficiency change, measure efficiency change and total productivity change in this industry. The results show the average yearly productivity growth has been 2.2% during 1386-1374. The average of productivity components, technical efficiency and technology, was have estimated­ 14% and 86% respectively. It is necessary to mention that determinant factors of technical efficiency that are measure efficiency and net efficiency  have had the growth of 21% and -7%. Therefore the most effective factor on total productivity change in Iranian basic metals industry was

کلیدواژه‌ها


اندازه­گیری و تحلیل شاخص مالم­کوئیست برای صنایع فلزات اساسی ایران

محمد صادق علی پور[1]

کامبیزهژبرکیانی[2]

زهرا شیدایی[3]

دریافت: 13/4/1391     پذیرش: 18/6/1391

چکیده

با توجه به شرایط روز افزون فرایند جهانی شدن اقتصاد و ضرورت ارتقا رقابت در صنایع کارخانه ای ایران، تحلیل پیرامون نقش کارایی و بهره­وری و تاثیرگذاری نسبی عناصر هر یک از آن ها ضروری است. با  توجه به اهمیت موضوع لازم است تا در این زمینه مطالعه جامعی صورت گیرد تا موضوع با دقت بیشتر و تحلیل دقیق­تری مورد توجه قرار گیرد.

در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) و شاخص مالم­کوئیست به تخمین و ارزیابی تغییرات بهره­وری کل و عناصر تعیین کننده آن در صنایع فلزات اساسی کارخانه­ای ایران پرداخته­ایم و  با استفاده از داده­های تلفیقی آمار کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر مرکز آمار ایران، پیشرفت فنی، تغییرات کارایی فنی، تغییرات کارایی فنی خالص، تغییرات کارایی مقیاس و تغییرات بهره­وری کلرا برای صنایع مختلف در این صنعت محاسبه شده است. نتایج تحقیق برای دوره 1374-1386 نشان می­دهد که به طور متوسط سالانه رشد بهر­ه­وری 2/2 درصد بوده است. متوسط تغییرات عناصر بهره­وری کل یعنی کارایی فنی و تکنولوژی به ترتیب 14 و 86 درصد برآورد شده است. شایان ذکر است که عناصر تعیین کننده کارایی فنی یعنی کارایی مقیاس و کارایی خالص(مدیریتی) به ترتیب رشدی در حدود 21 و 7- درصد داشته­اند. بنابر این تاثیرگذار ترین عامل در تغییرات بهره­وری کل در صنایع فلزات اساسی ایران، تغییرات تکنولوژیکی بوده است که آن هم از رشد متوسط سالیانه مثبت برخوردار بوده است.

واژگان کلیدی: بهره وری، شاخص مالم کوئیست، کارایی فنی، تحلیل پوششی داده ها

طبقه بندیL61 , D24 , O47 , O33 ,  O14 : JEL


 

1. مقدمه

جهان در قرن بیست و یکم، دنیایی آکنده از رقابت، توسعه بازارها، ظهور و رواج تکنولوژی های برتر و گسترش تجارت است که شرط توفیق در این عرصه، بهره‌گیری از فرصت ها و رویارویی با چالش های پیش رو است. کشورهای نوخاسته صنعتی در مسیر رشد و توسعه، چهار مرحله را تجربه نموده اند:

مرحله خودکفایی صنعتی یا جایگزینی واردات از طریق سرمایه گذاری مبتنی بر تکنولوژی نسبتا ساده در تولید کالاهای مصرفی.

مرحله توسعه صادرات محصولات کاربر که تقاضا برای آنها در بازاهای جهانی وجود داشته و بخش عمده ای از این تولیدات،‌ مشابه تولیدات مرحله نخستین ولی با کیفیت بالاتر بوده است.

مرحله ایجاد صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و حرکت تدریجی از صنایع واسطه ای سرمایه بر به صنایع با تکنولوژی بالاتر.

مرحله آزادسازی و حرکت به سمت تولیدات مبتنی بر روش های پیشرفته و ورود به عرصه رقابت گسترده صادراتی در بازاهای بین المللی.

شایان توجه است که راز موفقیت این کشورها در هر یک از مراحل چهارگانه مذکور توجه به بهبود کارایی و بهره‌وری بوده است. بنابراین، تلاش در جهت شناخت دقیق مفاهیم بهره‌وری و تعیین عوامل موثر در افزایش آن یکی از شرایط ضروری برای تحقق رشد،‌توسعه و رفاه اقتصادی جامعه می باشد.

امروزه مردم کشورها سطح زندگی خود را دیگر با زندگی گذشتگان و حتی با گذشته خود مقایسه نمی‌کنند، گرچه افزایش توقعات هر نسل نسبت به گذشته امری طبیعی است. در عصر حاضر، به دلیل توسعه وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌های گروهی،‌ آهنگ گسترش توقعات افراد به شدت تسریع شده است. مدت زمان زیادی لازم نیست تا مردم جهان از وجود یک کالا یا خدمت جدید آگاه شده و نیاز به آنرا حس نموده و برای دستیابی به آن تلاش نمایند. در نتیجه،‌ مجموعه نیازهای فردی و جمعی به طور سرسام آوری رو به افزایش است. از طرف دیگر منابع لازم برای تولید کالاها و خدمات به منظور تامین نیاز و خواسته افراد، محدود می‌باشد. لذا همواره شکافی بین عرضه و تقاضا وجود داشته که برای کم کردن این شکاف سه راه حل وجود خواهد داشت:

1. توسعه فیزیکی منابع و نهاده‌ها (به ویژه سرمایه)

2. کاهش مصرف

3. افزایش بهره وری

راه اول از دو طریق امکان پذیر است، یکی از طریق اخذ وام های بین المللی که می تواند منجر به آثار منفی ایجاد وابستگی گردد و یا جلب و هدایت سرمایه‌های داخلی که نسبتا با محدودیت روبرو است. در گزینه دوم، کاهش مصرف نیز از دو طریق کنترل رشد جمعیت و یا کاهش مصرف سرانه امکان پذیر است که کنترل جمعیت تا حد معینی عملی و مطلوب است و کاهش مصرف هم باعث کاهش رشد و رفاه اقتصادی خواهد شد. بنابراین کارشناسان اقتصادی ثابت کرده اند که راه حل های اول و دوم، راه حل های کم تاثیر و دشواری هستند و برعکس راه حل سوم یعنی افزایش بهره روی، راه حلی سریع و قاطع است.

از دیدگاه اقتصادی، شاخص بهره‌وری مطلوبترین معیار سنجش عملکرد و به عنوان محکی در تمامی ارزیابی‌ها مدنظر قرار می گیرد. اقتصاددانان کوشش نموده اند که دلایل واقعی رشد و توسعه واقعی کشورها را کشف کنند. کشورهایی که برای توسعه اقتصادی به افزایش بهره‌وری بیش از افزایش منابع طبیعی و فیزیکی خود توجه کرده‌اند، رشد سریع‌تری داشته اند. به طور کلی کشورهای در حال توسعه که برای تحقق اهداف رشد و توسعه اقتصادی خود بر افزایش منابع و سرمایه‌های فیزیکی چشم دوخته اند، آینده چندان روشنی نخواهند داشت.

اگر چه در مورد کارایی و بهره‌وری در بعضی از فعالیت ها نظیر صنعت برق یا سیستم بانکی در ایران مطالعاتی صورت گرفته اما در مورد صنایع کارخانه‌ای و مقایسه عملکرد صنایع و اندازه گیری شاخص مالم کوئیست مطالعه علمی و جامع انجام نشده است. اما در سطح جهان تحقیقات گسترده‌ای در کشورهای اسپانیا (سال 2003­Marcos and Galves)­، سنگاپور (سال 2000Mahadevan)­، فیلیپین (­سال 2000Mini and Rodriguez)­، کنیا(Lundvall and Battese)­، آمریکا (سال 2003 Kaynak and Pagan)­، کره (سال 2003 ­Kim)­، استرالیا (سال 2004 ­Wadud) و اندونزی (­سال 2004 Heru Margon) صورت گرفته است. بنابراین این مطالعه می تواند خلا موجود را پر نماید.

2. ادبیات نظری ومفاهیم اندازه‌گیری کارایی

هدف این بخش این است که تعدادی از روش های معمول استفاده شده برای اندازه‌گیری کارایی را تشریح کرده و این که چگونه این محاسبات با تکنولوژی کارآمد که عموماً به وسیله فرم هایی از توابع حدی نشان داده می‌شود، ارتباط دارد را مورد بحث قرار دهیم.

توابع حدی[4] در 40 سال گذشته با روش های مختلفی تخمین زده شده است، اما دو روش اساسی عبارتند از:

1. تحلیل پوششی داده‌ها(DEA) [5]

2. توابع حدی تصادفی[6]

که به ترتیب از روش­های برنامه ریزی خطی و اقتصادسنجی برای محاسبه استفاده می کنند.  نرم افزارdeapWin برای روش اول و نرم افزار Frontier برای روش دوم طراحی شده است کهFrontier   با استفاده از تخمین های اقتصاد سنجی و deapWin با مدل­های برنامه ریزی خطی محاسبات کارایی را انجام می دهد. ما در این مقاله از روش تحلیل پوششی داده‌ها برای تحلیل کارائی و بهره­وری استفاده خواهیم کرد­.

اندازه‌گیری کارایی به شکل مدرن در سال 1957 توسط فارل[7] و کوپمنز[8] آغاز شد، فارل اعتقاد داشت کارایی یک بنگاه شامل دو جزء است: 1- کارایی فنی که توانایی یک بنگاه را برای بدست آوردن حداکثر تولید از یک مجموعه داده شده از نهاده‌ها را نشان می دهد، 2- کارایی تخصیصی که توانایی یک بنگاه را در استفاده متناسب از نهاده‌ها در مجموعه قیمت­ های عوامل داده شده نشان می دهد. سپس این دو اندازه‌ها با هم ترکیب شده و اندازه کارایی اقتصادی کل را نتیجه می‌دهد.

 

2-1. تحلیل پوششی داده‌ها (DEA)

DEA  یک روش برنامه ریزی خطی ناپارامتریک برای تخمین تابع حد مرزی است. روش منحنی محدب خطی-قطعه‌ای که توسط فارل پیشنهاد شد(1957) در دو دهه بعد از ارائه مقاله فارل تنها توسط تعداد کمی از محققان مورد استفاده قرار گرفت، محققانی نظیر بولز[9]6 (1966) و افریات[10]7 روش برنامه ریزی خطی را پیشنهاد دادند. اما این روش توجه زیادی را به خود جلب نکرد تا زمانی که مقاله چارنس،‌ کوپر و رودز[11]8 (1978) واژه تحلیل پوششی داده‌ها را به آن نسبت داد، از آن پس مقالات زیادی وجود دارد که متدلوژی DEA را به کار برده و بسط داده‌اند.

هدف DEA ساختن یک تابع حد مرزی پوششی ناپارامتریک بر نقاط داده شده است، به طوری که تمام نقاط مشاهده شده زیر یا روی تابع حد مرزی تولید قرار گیرد. بهترین راه برای تولید DEA این است که برای هر صنعت نسبتی از همه محصولات به‌همه نهاده‌ها مانند  بدست آوریم که u یک بردارM×1 از وزن محصولات و v یک بردار K×1 از وزن نهاده‌هاست. برای انتخاب وزن های بهینه از برنامه ریزی خطی  استفاده کرده و مسئله را به شکل زیر ایجاد می کنیم:

 

 

این مسئله برنامه ریزی خطی مربوط به پیدا کردن ارزش های u و v است، آن چنان که کارایی iامین بنگاه با توجه به محدودیتی که‌همه کارایی ها باید کمتر یا مساوی یک باشند، حداکثر شود. یک مسئله با این مشخصات می تواند تعدادی جواب نامعین داشته باشد، برای اجتناب از این حالت می توانیم محدودیت  را به مدل اضافه کنیم:

 

 

با استفاده از مسئله دوگانگی در برنامه ریزی خطی می توانیم یک فرم پوششی یکسان با این مسئله را ایجاد کنیم:

 

در این مسئله یک عدد و یک بردار N×1 از ضرایب ثابت است.

این فرم پوششی محدودیت کمتری نسبت به فرم بالا دارد (K+M<N+1) بنابراین این فرم برای حل کردن ترجیح داده می‌شود. ارزش بدست آمده کارایی iامین صنعت خواهد بود،‌ روشن است که ،و ارزش یک، نشان دهنده یک نقطه روی تابع حد مرزی خواهد بود و با توجه به تعریف فارل آن صنعت، کارای فنی خواهد بود. مسئله برنامه ریزی خطی فوق N بار حل می‌شود تا بردار یعنی کارایی N صنعت محاسبه شود.

3.  بررسی ارزش افزوده صنعت وصنایع فلزات در ایران

بخش صنعت در کشور با توجه به پتانسیل های موجود می تواند به عنوان موتور رشد اقتصادی، باعث ارتقای قابل ملاحظه ای در رشد اقتصادی شود. توانمند ساختن و تقویت این بخش نه تنها رشد اقتصادی، بلکه صادرات صنعتی و اشتغال را نیز به عنوان دو هدف از اهداف برنامه‌های توسعه کشور محقق می سازد.

جدول1 (پیوست) سهم و رشد ارزش افزوده بخش صنعت به کل جمع ارزش افزوده طی سال های 1370- 1390  و همچنین صنایع فلزات اساسی را نشان می‌دهد، طی این سال ها اگر چه سهم صنعت از کل ارزش افزوده افزایش یافته است اما  لزوم رشد سالانه دو رقمی بخش صنعت برای توسعه صنعتی طی سال های آینده کاملا قابل احساس است. کم بودن سهم صنعت از GDP و رشد یک رقمی آن نشان عملکرد کمتر از توان بالقوه این بخش است، به عبارت دیگر بخش صنعت از لحاظ میزان و کیفیت تولید و همچنین میزان صادرات بسیار پایین تر از جایگاه اصلی خود در اقتصاد عمل می کند.

 

 

نمودار 1 سهم ارزش افزوده صنعت به ارزش افزوده کل فعالیتها را طی سالهای­ 1370-1390 نشان می دهد. این سهم طی مقاطعی در سالهای 1372 تا 1374 با کاهش مواجه بوده ولی بتدریج بطور متوسط سهم ارزش افزوده صنعت افزایش یافته است.

نمودار 2 نیز به روشنی نشان می دهد که در سالهای 1372 ،1374 و 1377اقتصاد ایران یک  رشد منفی در  ارزش افزوده در صنعت را شاهد بوده است.

 

نمودار 2 همچنین نشان می دهد که رشد ارزش افزوده صنعت در سالهای 1375­ ، 1381 و 1382 با آنکه یک رشد 2 رقمی را تجربه کرده است ولی از سال 1383 به بعد این رشد تک رقمی شده است.

نمودار 3 سهم و رشد ارزش افزوده صنایع فلزات اساسی را به کل ارزش افزوده صنعت  طی سالهای 1373-1390 نشان می دهد. سهم فلزات اساسی به صنعت در سال1379 بالاترین سهم را داشته ودر سال 1381نیز با کاهش مواجه بوده ولی بتدریج بطور متوسط سهم این بخش از صنعت افزایش یافته است. این نمودار همچنین به وضوح  نشان می دهد که در سالهای 1374 ،1377 و1380 اقتصاد ایران یک رشدمنفی در صنایع اساسی فلزات را شاهد بوده است.

 

4. روش تحقیق وداده ها

در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) به تخمین و ارزیابی بهره­وری و کارایی در صنایع فلزات اساسی کارخانه­ای ایران پرداخته­ایم. در این تحقیق با استفاده از داده‌های تلفیقی آمار کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر مرکز آمار ایران برای دوره زمانی 1374-1386­ و با استفاده از شاخص مالم­کوئیست، پیشرفت فنی، تغییرات کارایی فنی، تغییرات کارایی فنی خالص، تغییرات کارایی مقیاس و تغییرات بهره­وری کل را برای صنایع فلزات اساسی  برای دوره زمانی 1374-1386 محاسبه کرده­ایم. که برای هر صنعت یک ستاده و چهار نهاده در نظر گرفته ایم ستاده (yt)، معادل کل ارزش تولیدات هر صنعت و نهاده ها (xt)، موجودی سرمایه‌، هزینه نیروی کار ، هزینه مواد اولیه و هزینه انرژی می باشد .گفتنی است در هر یک از صنایع کمتر از یک بودن شاخص مالم کوئیست و یا هر یک از تعیین کننده­های آن دال بر پسرفت و بدتر شدن کارایی است در حالی که ارزش بزرگتر از یک بر بهبودکارایی دلالت دارد. البته این نکته را باید در ذهن داشته باشیم که اندازه­گیری کارایی به این روش نسبی و در مقایسه با بهترین عملکرد صورت می گیرد. که بهترین عملکرد نشان دهنده تابع حد مرزی صنایع بوده و صنایع به عنوان کل صنایع فلزات اساسی کارخانه­ای ایران بر اساس طبقه بندی ISIC تعریف می­شود.

4-1. تغییرات بهره­وری کل

وقتی که داده های تلفیقی داشته باشیم، می توانیم با استفاده از برنامه ریزی خطی DEA و یک شاخص بهره وری کلی عوامل(TFP) مالم کوئیست، تغییرات بهره­وری را اندازه گیری کنیم و این تغییرات بهره­وری را به پیشرفت فنی و تغییرات کارایی فنی تفکیک کنیم.

درسال 1994 فار و دیگران9 شاخص تغییرات بهره­وری مالم­کوئیست را به شکل زیر معرفی کرد:

 

این نشان می دهد که بهره وری نقطه تولید به نقطه تولید بستگی دارد که‌هر چه مقدار m0 بزرگتر باشد بر رشد مثبت TFP از دوره t به دورهt+1 اشاره دارد. در حقیقت این شاخص میانگین هندسی دو شاخص TFP مالم کوئیست  است. برای محاسبه معادله 1 ما باید 4 تابع مسافت تشکیل دهنده که شامل 4 برنامه­ریزی خطی  که به صورت زیر می‌باشد را  محاسبه کنیم.

 

 

(4)

(3)

(2)

(1)

4-2. کارایی مقیاس

روش بالا را می توانیم با تجزیه تغییرات کارایی فنی به کارایی مقیاس و کارایی فنی خالص توسعه دهیم، این امر می‌طلبد که باز دو مسئله بیشتر به ازای هر بنگاه حل شود یعنی تکرار برنامه‌های خطی 1 و 2 با محدودیت های تحدب  که به‌هر کدام اضافه می کنیم، این امر باعث می‌شود که توابع مسافتی مرتبط با تکنولوژی VRS به جای CRS را محاسبه کنیم بنابراین تعداد مدل­های برنامه­ریزی خطی برای N صنعت و T دوره زمانی از        (2-T3)N× به (2-T4)×N افزایش خواهد یافت. (بازدهی ثابت نسبت به مقیاس CRS و بازدهی نسبت به مقیاس متغیر VRS معرفی شده است.)

 

 

4-3.  گردآوری داده‌ها 

آمار سالانه برای سال های 1374-1386  از آمار کارگاه‌های صنعتی 10 نفر کارکن و بالاتر بر طبق کدهای ISIC 3.1 و4 رقمی که توسط مرکز آمار ایران منتشر می‌شود، استفاده شده است.

- ستانده: ارزش کل محصولات تولیدی در هر صنعت برای صنایع مختلف که به تفکیک در آمار کارگاه‌های صنعتی مرکز آمار ایران آمده است.

- موجودی سرمایهk: سرمایه، کل پرداختی‌های استهلاک و نرخ بهره  بنگاه‌های مختلف را شامل می‌شود. در کشورهای در حال توسعه محاسبه موجودی سرمایه و متعاقب آن قیمت سرمایه به علت در دسترس نبودن آمارهای مربوطه ‌همواره به عنوان یک مشکل مطرح بوده است. در ایران نیز به علت عدم وجود حسابداری صنعتی در کارگاه‌های صنعتی و همچنین تفاوت های بسیار زیاد بین  ارزش دفتری موجودی ها و ارزش بازاری آن‌ها و نیز به دلیل وضعیت خاص تورمی که در اقتصاد ایران وجود دارد، که غالبا ممکن است عمر مفید این گونه دارایی ها پایان یافته باشد در حالی که ارزش روز آن ها از ارزش اولیه شان بیشتر شده است، محاسبه موجودی سرمایه با مشکلاتی روبرو است. در این گونه موارد محققین بسته به اطلاعات و آمار موجود از روش های متفاوتی این کمیت را برآورد می‌کنند. که در این تحقیق از روش نمایی فرض کردن تابع سرمایه گذاری به شرح زیر استفاده کرده ایم­.

در این روش با فرض این که تابع سرمایه گذاری نمایی است، ابتدا معادله زیر را تخمین می زنیم:

 

که در آن tعامل زمان، e عدد نپرین و a پارامتر ثابت است. با توجه به این که می دانیم ­، می توان با جایگذاری درمعادله بالا و با یک انتگرال گیری ساده به معادله  رسید و به جای عامل سرمایه از عامل سرمایه­ گذاری استفاده نمود.(Hooly, Richard, 1982, PP.153-166) 

- هزینه نیروی کار:  هزینه نیروی کار در واقع همان جبران خدمات مزد و حقوق بگیران به صورت مزد و حقوق و سایر پرداختی ها طی سال های 1374- 1386 است که در آمار کارگاه‌های صنعتی مرکز آمار ایران به تفکیک آمده است.

- هزینه مواد اولیه: هزینه مواد اولیه برای صنایع مختلف از آمار کارگاه‌های بزرگ صنعتی مرکز آمار ایران استخراج شده است.

- هزینه انرژی: هزینه در واقع همان انرژی مصرفی هر یک از صنایع است.

5. نتیجهگیری

5-1. تغییرات بهره وری کل

تغییرات بهره­وری کل (شاخص مالم­کوئیست) به دو جزء تغییرات کارایی فنی و پیشرفت فنی (بهبود تکنولوژیکی) تفکیک می گردد که ابتدا تغییرات بهره­وری را به صورت کلی در صنایع کارخانه­ای بررسی کرده و سپس به تفکیک تغییرات کارایی فنی و پیشرفت فنی را نیز مورد بررسی قرار می­ دهیم.

طبق نتایج بدست آمده در جدول شماره2 برای دوره مذکور به طور متوسط سالانه رشد بهره­وری کل 2/2 درصد بوده است که نشان از رشد فزاینده بهره­وری در دوره مذکور دارد اما این تغییر در تمام صنایع یکسان نبوده است. صنعت تولید آهن و فولاد از بیشترین رشد بهره­وری در بین صنایع 6 گانه فلزات ایران برخوردار بوده است. بهره­وری در این صنعت به طور متوسط سالانه 6.4 درصد رشد کرده است. از طرفی صنایع ریخته گری فلزات غیر آهنی با رشد متوسط سالانه 2.2-  درصد با بیشترین رشد منفی بهره­وری، بدترین عملکرد را دربین صنایع مختلف داشته­اند. در مجموع تنها صنایع تولید آهن و فولاد، مس، فلزات گرانبها، ریخته گری آهن و فولاد از رشد بهره­وری مثبت برخوردار بوده­اند اما صنعت ریخته گری فلزات غیرآهنی و آلومنیوم رشد بهره­وری در آن­ها منفی بوده است.

5-2.  تغییرات کارایی فنی

کارایی  فنی خود به دو جزء کارایی فنی خالص (مدیریتی) و کارایی مقیاس تفکیک میگردد. در ادامه نتایج حاصل از شاخص مالم­کوئیست برای تغییرات کارایی مقیاس و تغییرات کارایی خالص (مدیریتی) به تفکیک بحث می­شود. حاصل جمع این تغییرات، تغییرات کارایی فنی را می دهد.

از این رو بر اساس جدول شماره 3 با رشد متوسط سالیانه 3/­0درصد 100­*(1.003-1) کارایی مقیاس و 1/0- درصد کارایی خالص (مدیریت) برای صنایع کارخانه­ای فلزات ایران طی دوره 1374-1386، رشد متوسط سالیانه کارایی فنی برابر با 2/0 درصد بوده است. در میان صنایع مختلف صنایع تولید آهن و فولاد با 8/2 درصد رشد متوسط سالیانه کارایی فنی بهترین عملکرد و صنایع آلومنیوم با 5/2- درصد رشد متوسط سالیانه کارایی فنی بدترین عملکرد را داشته است که احتمالا به دلیل فرسودگی ماشین آلات و استهلاک آنهاست و اینکه صنایع ایران عموما در دهه 1340 تاسیس شده اند، نتوانسته اند از تکنولوژی مدرن استفاده نمایند و یا ماشین آلات کهنه و فرسوده را تعویض نمایند.

5-3.  کارایی مقیاس

کارایی مقیاس در صنایع کارخانه ای فلزات اساسی ایران در دوره مورد مطالعه از رشد متوسط سالانه بسیار اندک در حد 3/0 درصد برخوردار بوده اند. طبق جدول شماره 3، کارایی مقیاس برای بعضی از سالها کاهشی و برای بعضی از سالها افزایشی بوده است. برای سالهای 1376،  1377،  1381 و 1384 کارایی مقیاس رشد منفی داشته است در حالیکه برای سایر سال‌ها در دوره 1375-1378-1379-1380-1382-1383-1385- 1386 کارایی مقیاس از رشد مثبت برخوردار بوده است. بدین ترتیب نوسان در تولید و بی ثباتی در استفاده از ظرفیت کاملا مشهود است. در بین صنایع مختلف، صنایع آهن و فولاد با 8/2 درصد رشد مثبت در کارایی مقیاس بهترین عملکرد را در بین صنایع مختلف داشته است. و صنایع ریخته گری فلزات غیرآهنی با 4/1- درصد رشد منفی در کارایی مقیاس، بدترین عملکرد را در بین صنایع مختلف داشته اند.

گفتنی است در دوره مذکور در بین صنایع 6 گانه تنها 2 صنعت 1- آلومنیوم 2- صنایع ریخته گری فلزات غیرآهنی با متوسط رشد سالیانه رشد منفی در کارایی مقیاس مواجه شده اند.

این در حالی است که صنعت مس به طور متوسط در دوره مورد مطالعه کارایی مقیاس ثابتی داشته اند. احتمالا دو دلیل عمده میتواند موجب عدم استفاده از اقتصاد مقیاس باشد یکی انحصاری بودن صنایع در اقتصاد داخلی و دیگری نبودن تقاضای داخلی و عدم امکان صادرات است که موجب می گردد صنایع نتوانند از ظرفیت تولیدی خود استفاده کامل را صورت دهند.

5-4. کارایی خالص(مدیریتی)

براساس نتایج کسب شده در جدول شماره3، کارایی خالص (مدیریتی) در طی دوره سالهای 1374-1386 و برای کلیه صنایع کارخانه­ای فلزات ایران رشد منفی 1/0­- درصد داشته است. در میان صنایع، صنعت ریخته گری آهن و فولاد با رشد 1.8 بالاترین رشد و آلومنیوم با 2- درصد رشد منفی پایین ترین رشد داشته است و بقیه صنایع از کارایی مدیریتی ثابتی برخوردار بوده است.

5-5. پیشرفت فنی

پیشرفت فنی عملکردی بسیار مثبتی داشته است که به جزء در دو صنعت در سایر صنایع رشد پیشرفت فنی مثبت بوده است که صنایع آهن و فولاد، مس، آلومنیوم، فلزات گرانبها از رشد مثبت و صنایع ریخته گری آهن و فولاد و ریخته گری فلزات غیر آهنی از رشد منفی برخوردار بوده است.

گفته شد که تغییرات بهره­وری کل به دو جزء کارایی فنی و پیشرفت فنی تفکیک می­شود، در مورد صنایع کارخانه­ای ایران تغییرات کارایی فنی در مقایسه با تغییرات تکنولوژیکی بسیار اندک بوده است. از اینرو تغییرات بهره وری کل بیشتر منتسب به تغییرات تکنولوژیکی است. به طور متوسط بیش از 86 درصد تغییرات بهره­وری کل از ناحیه تغییرات تکنولوژی و تنها 14 درصد از تغییرات آن از ناحیه تغییرات کارایی فنی بوده است و کارایی فنی (1.002-1)*100=.2) نیز که به دو جزء کارایی مقیاس (3/0) و کارایی مدیریتی (1/0-) خالص تقسیم میشود، نزدیک به 50- {[(.999-1)=-.1], (-.1/.2)*100= -%50} درصد از تغییرات آن از ناحیه تغییرات کارایی فنی خالص و 150 درصد از ناحیه تغییرات کارایی مقیاس بوده است.

از این رو سهم عناصر مختلف در تاثیرگذاری بر بهره­وری کل در صنایع کارخانه­ای ایران به شرح زیر است:

1. تغییرات تکنولوژیکی، 86 درصد

2.تغییرات کارایی فنی، 14 درصد

2-1.تغییرات کارایی فنی خالص (مدیریتی)، 7-درصد

2-2. تغییرات کارایی مقیاس، 21 درصد

بنابراین تاثیرگذارترین عامل در تغییرات بهره­وری کل در صنایع کارخانه­ای ایران، تغییرات تکنولوژیکی بوده است که آن هم از رشد متوسط سالیانه مثبت برخوردار بوده است.

6. پیشنهادات

 -از آنجا که صنعت آلومنیوم دارای اثر کارایی مدیریتی منفی می­باشد لذا جهت پیشرفت این صنعت بایستی به مدیریت بکار گرفته شده در این صنعت توجه شود.

 -در اکثر صنایع تغییری در کارایی مدیریتی بوجود نیامده و یا منفی می­باشد، لذا جهت افزایش بهره وری بایستی سیستم مدیریتی این صنایع بهبود یابند.

 -صنعت تولید آهن و فولاد در حالت مقیاس بهینه به فعالیت نمی­پردازد، لذا پیشنهاد    می­شود در این صنعت برای بسط حوزه فعالیت آن بمنظور بهبود عملکرد، تعدیل هزینه­ها و استفاده از تکنولوژی مدرن مورد توجه قرار بگیرد.

- دانشجویان علاقه مند در زمینه بهره وری و کارائی می­توانند به بررسی عوامل بهره وری درکل صنایع کارخانه­ای بپردازند.

 

 



[1]. استادیار پژوهشکده آمار (نویسنده مسئول)، msalipour@hotmail.comEmail:

[2]. استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات                      

[3]. کارشناس ارشد اقتصاد

1. Frontier  function

2. Data envelopment analysis

3. Stochastic frontiers

4. Farrell

5. Koopmans

1. Boles

2. Afriat

3. Charnes, Cooper and Rhodes

منابع

-      امامی میبدی، علی. (1379) اصول اندازه گیری کارایی و بهره وری (علمی و کاربردی). تهران، موسسه پژوهش های بازرگانی

-      جهانشاهلو، غلامرضا­. (1379) تحلیل پوششی داده ها­. تهران، دانشگاه تربیت معلم

 

-       Farrell,M.J(1957).The Measurement of Productive Efficiency.Journal of Royal Statistical Society,120,series A,Part 3.

-       Kaynak, H and J.A.Pagan,2003, A Just-in-time Purchasing and Technical efficiency in the US Manufacturing Sector, International Journal of Production Research, 41, PP.1-14.

-       Kim, S. and G. Han, 2001, A Decomposition of Total Factor Productivity Growth in Korean Manufacturing Industries: A Stochastic Frontier Approach, Journal of Productivity Analysis, 16, pp.269-281.

-       Lundvall, K., and G.E. Battese, 2000, Firm size, age and efficiency: Evidence from Kenyan Manufacturing firms. The Journal of Development Studies, 36(3), pp.146-163.

-       Marcos,A. M. and C. S. Galvez, 2000, Technical efficiency of Spanish manufacturing firms: a panel data approach, Applied Economics, 32, pp.1249-1258

-       Mahadvan, R., 2002, How technically efficient are Singapore's manufacturing industries?, Applied Economics, 32, pp.2007-2014

-       Mini, F and E. Rodriguez, 2000, Technical efficiency indicator in Philippines manufacturing sectors, International Review of Applied Economics, 14(4),pp.461-473.