ارزیابی عوامل اقتصادی موثربربازتوانی افرادتحت پوشش بهزیستی (مورد استان گلستان)

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد دانشگاه آزاد واحد فیروز کوه.تهران. ایران

2 کارشناس ارشد اقتصاد .دانشگاه آزاد واحد فیروز کوه .تهران.ایران

چکیده

این مقاله به دنبال شناسایی مهمترین عوامل بازتوانی افراد آسیب خورده تحت پوشش بهزیستی می‌باشد. فرضیه این است که مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب دیده پرداختهای پولی مثل وام و کمک های بلاعوض نیست. به منظور تبیین عوامل موثر بر بازتوانی از الگوی اقتصادسنجی انتخاب دوتایی[1] روش علی لاجیت یعنی الگویی با متغیر وابسته دوتایی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، میدانی، کتابخانه‌ای است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات‌، تعداد پرونده‌های موجود در سازمان بهزیستی استان گلستان است. با توجه به نتایج بدست امده از مدل لاجیت مهمترین عامل در باز توانی افراد داشتن مهارتهای حمایت شده می‌باشد. بنابراین فرضیه تحقیق مبنی بر اینکه مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب دیده پرداخت‌های پولی مثل وام و کمک‌های بلاعوض نیست تایید می‌شود. همچنین عواملی همچون تاهل و در امد ازاد داشتن بر روی بازتوانی افراد موثر بودند لذا فرضیه دوم تحقیق مبنی بر تنها کمک مالی برای بازتوانی افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی مهم نیست. نیز تایید می‌شود. از انجا که داشتن مهارتهای حمایت شده مهمترین عامل است و در اکثر موارد وام و تسهیلات اثری روی بازتوانی افراد ندارد می‌توان گفت که وام مهمتر از آموزش نیست.



[1]. binary
Abstract
The aim of this paper is to identify the rehabilitation factors in Golstan province. The main hypothesis of this paper is to investigate the financial supporting in micro-credit by govrernment is not the important factor to rehabilitation. We have chosen 1278 files as sample survey from government welfare organization in Golestan province. With using Logit model the result show that the most important factors to influence on rehabilitation is supporting skills by government welfare organazations. The other economic factors such as private income and married also have significant cofecient .

کلیدواژه‌ها


ارزیابی عوامل اقتصادی موثربربازتوانی افرادتحت پوشش بهزیستی

(مورد استان گلستان)

صالح قویدل[1]

فرشته کریمی[2]

تاریج دریافت: 30/01/1392        تاریخ پذیرش: 31/03/1392

چکیده

این مقاله به دنبال شناسایی مهمترین عوامل بازتوانی افراد آسیب خورده تحت پوشش بهزیستی می‌باشد. فرضیه این است که مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب دیده پرداختهای پولی مثل وام و کمک های بلاعوض نیست. به منظور تبیین عوامل موثر بر بازتوانی از الگوی اقتصادسنجی انتخاب دوتایی[3] روش علی لاجیت یعنی الگویی با متغیر وابسته دوتایی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، میدانی، کتابخانه‌ای است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات‌، تعداد پرونده‌های موجود در سازمان بهزیستی استان گلستان است. با توجه به نتایج بدست امده از مدل لاجیت مهمترین عامل در باز توانی افراد داشتن مهارتهای حمایت شده می‌باشد. بنابراین فرضیه تحقیق مبنی بر اینکه مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب دیده پرداخت‌های پولی مثل وام و کمک‌های بلاعوض نیست تایید می‌شود. همچنین عواملی همچون تاهل و در امد ازاد داشتن بر روی بازتوانی افراد موثر بودند لذا فرضیه دوم تحقیق مبنی بر تنها کمک مالی برای بازتوانی افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی مهم نیست. نیز تایید می‌شود. از انجا که داشتن مهارتهای حمایت شده مهمترین عامل است و در اکثر موارد وام و تسهیلات اثری روی بازتوانی افراد ندارد می‌توان گفت که وام مهمتر از آموزش نیست.

واژگان کلیدی: بازتوانی ،تسهیلات ،بهزیستی

 

 

1. مقدمه

در هر کشوری نیروی انسانی کارآمد نقش مهمی در توسعه اقتصادی و سیاسی دارد و نیروی انسانی ثروت ملی آن کشور به حساب می‌آید ازجمله عواملی که باعث عدم کارآیی این سرمایه ملی می‌شود وجودآسیبهای اجتماعی ازجمله، اعتیاد، طلاق، فحشا، دختران فراری، کودکان کار و . . . که ایجاد معلولیت اجتماعی می‌کند همچنین معلولیت‌های جسمی–حرکتی در یک کشور است بنابراین در سال 1360 طبق اصول 29 و 31 قانون اساسی جهت پیشگیری از آسیب‌های فوق و بازتوانی افرادی که دچارآسیب شده اند سازمانی بنام بهزیستی تشکیل شد که از جمله مهمترین وظیفه آن پیشگیری ازاینگونه آسیب‌ها است. یکی از سیاست‌ها برای بازتوانی افراد تحت پوشش، تسهیلات رفاهی، از جمله پرداخت مستمری، وام‌های خوداشتغالی، کارفرمایی و کمک موردی است. عامل دیگر آموزش‌های مختلف از جمله آموزش‌های قبل از ازدواج، مهارت‌های زندگی، آموزش در زمینه اعتیاد، ایدز و....است.

این مقاله به دنبال شناسایی مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب خورده تحت پوشش بهزیستی می‌باشد. برای این منظور از اطلاعات پرونده‌های موجود در سازمان بهزیستی استان گلستان استفاده خواهد شد و سپس افراد بازتوان شده و بازتوان نشده شناسایی و به عنوان متغیر وابسته در مدل لاجیت یا پروبیت همراه با عوامل ذکر شده قرار خواهد گرفت. فرضیه ما این است که مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب خورده پرداختهای پولی مثل وام و کمک های بلاعوض نیست.در این زمینه ،نلسون و هوول[4] ، حیدر پور ،حسینی[5]و... با استفاده از روشهای پیمایشی و ازمون های اماری دریافتند که عواملی همچون تاهل،دریافت کمک های نقدی و اموزشی و ... بر باز توانی افراد موثر است.

 

2. پیشینه تحقیق

برای کاهش اثر معلولیت بر فرد، قادر ساختن وی برای دستیابی به استقلال، در هم آمیزی اجتماعی، کسب کیفیت زندگی بهتر و خود شکوفائی است. توانبخشی نه تنها شامل آموزش افراد معلول، بلکه شامل مداخله و در ساختار عمومی جامعه به منظور متناسب سازی محیط و حفظ رعایت حقوق بشر افراد دارای ناتوانی است. رعایت حقوق بشر تعهدی از سوی دولت هر کشور، جوامع و هر شهروند آن است. معلولان برای زندگی همچون سایر افراد جامعه دارای حقوق مشابه هستند و هیچگونه استثنایی نباید وجود داشته باشد. برای حصول اطمینان از برخورداری افراد معلول از موارد زیر ممکن است توجه ویژه ای نیاز باشد. مانند دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی، فرصت های آموزشی و شغلی، مسکن، حمل و نقل، دسترسی به اطلاعات و برخورداری از زندگی اجتماعی، فرهنگی مثل تسهیلات ورزشی، تفریحی، حضور در جامعه و مداخله کامل سیاسی در تمامی موضوعات مربوط به آنان لذا هر چند نیازمندیهای معلولان با سایر اقشار جامعه تفاوت عمده ای ندارد و لیکن در برخی نیازمند توجهی خاص هستند از جمله در زمینه آموزش، بهداشت و درمان، مسکن، اشتغال، فرصتهای اجتماعی، امور اقتصادی و معیشتی، فضای فیزیکی مناسب و... که تمام این ها نیاز به پرداخت بودجه و یا ارایه تسهیلات می باشد. [6]

2-1. تاریخچه توان بخشی در جهان[7] و ایران[8]:

در جوامع نخستین کودکان معلول غالباً به دلیل ناتوانایی‌شان در مقاومت در برابر سختی‌های زندگی بشر اولیه در سنین پایین از بین می‌رفتند حتی در جوامع متمدن باستان پدر باید کودک فلج خود را به تپه‌ها می‌برد و او را ترک می‌کرد تا هلاک شود. همچنین در بسیاری از تمدنهای باستان رسم بر این بود که در سالهای قحطی تعدادی از افراد معلول را قربانی می‌کردند زیرا این گونه افراد را وابسته به شیطان می‌دانستند.

فلسفه بشر دوستانه که در دوره رنسانس شکوفا شد بی‌شک نگرش عمومی را نسبت به معلولین ملایم‌تر کرد. با بالا رفتن رشد جمعیت پیشرفت جوامع به سوی صنعتی شدن و وقوع سوانح و تصادفات هر روز بر تعداد معلولین در جهان افزوده می‌شد از بدو خلقت بشر، بیماری همواره همراه او بوده است که تلاش‌های درمانی زیادی را به دنبال داشته است. این دوره تاریخ را ، پزشکی درمانی[9] نامیده اند. پس از کشف میکروب‌ها ، باکتریها و ... توجه به علل اکثر بیماریهای عفونی و کشف میکروب‌های مختلف و توجه به موضوع واکسن‌ها و مصونیت‌های حاصله در اثر واکنش‌های گوناگون، بسیاری از بیماری‌ها مثل آبله، وبا، طاعون و امثال آنها درمان یا ریشه کن گردید. این دوره را دوره پیشگیری [10]. نامیدند. تا چند قرن، جهان همین دو دوره را می‌شناخت .

 پدید آمدن جنگهای جهانی اول و دوم و نیز وجود اپیدمی فلج اطفال باعث شد در پرتو رسیدگی به معلولین جنگی و کودکان مبتلا به فلج اطفال به تدریج نسبت به مراقبت از معلولین عادی شهرها نیز توجه گردد. به تدریج این نگرش در جامعه به وجود آمد که معلولیت شکل اقلیتی از جامعه نیست بلکه جزیی از مسائل بشری است که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی صدها میلیون نفر از جوامع گوناگون در تمام نقاط جهان اثر می‌گذارد. پس از جنگ جهانی اول و فراگیری فلج اطفال در آمریکا، بعلت مواجه شدن ممالک دنیا بخصوص اروپا و آمریکا با تعداد زیادی معلول، دانشمندان و متخصصان را بر آن داشت که فکری برای این عده زیاد معلولین بکنند. تا آنان را به زندگی امیدوار کرده ، از نیروی انسانی نهفته در فرد معلول به نفع جامعه و خود او استفاده نمایند.

از این رو سازمان ملل متحد درخصوص حقوق معلولین در سال 1975 اعلامیه‌ای در 13 بند به تصویب کشورهای عضو رسانده که در بند 6 ، 7 آن به اشتغال و استخدام و حرفه آموزی آنها اشاره شده است که در این دو بند اعلام شد معلولین حق برخورداری از خدمات توانبخشی و خدمات کاریابی و حق برخورداری از یک زندگی شایسته را دارند تا بتوانند موافق با استعدادهای خود حق استخدام شدن و اشتغال به حرفه‌ای سودمند و مولد و عضویت در واحدهای حرفه‌ای را دارند. توصیه نامه سازمان بین المللی کار برای توان بخشی حرفه‌ای فرد معلول، تحت شماره 99 سال 1955 آمده است. دامنه تعریف مزبور در سازمان بین المللی کار برای توان بخشی حرفه‌ای و استخدام (افراد معلول) و نیز پیمان اشتغال سال 1982 به شماره 159 و نظریه سال 1983 به شماره 168 گسترش یافته که انتظارات فرد معلول را از نظر پیشرفت در کار و نیز تاسیس و حفظ آن مورد توجه قرار می‌دهد.

پیشرو این علم در آمریکا، پزشکی بنام ادوارد راسک بوده ، که اولین مرکز توانبخشی را در بیمارستان بل ویو[11]. نیویورک تاسیس کرد. بدین ترتیب دوره جدیدی در پزشکی بنام توانبخشی پزشکی آغاز گردید.

توانبخشی در ایران متکی بر قانونی است که در سال 1347 ، مورد تصویب و تایید مسئولین قانونگذاری وقت ، قرار گرفته است و دولت مکلف شد جهت تجدید فعالیت و حرفه آموزی و تقویت روحی کسانی که بعلت نقص عضو و یا از دست دادن بخشی از توانایی خود قادر به انجام کار نیستند ، انجمنی بنام انجمن توانبخشی، وابسته به وزارت کاروامور اجتماعی ایجاد نماید. پس از تشکیل  وزارت  رفاه اجتماعی سابق انحمن توان بخشی از وزارت  کار و امور اجتماعی جدا شد و زیر نظر وزارتخانه مذکور ولی مستقل و برمبنای اساسنامه تصویبی خود فعالیت می نمود تا این که در سال 1355 ، با انحلال وزارت رفاه اجتماعی ، انجمن توان بخشی زیر نظر وزارت بهداری ، بهزیستی قرار گرفت  و تا اوایل سال 1358 زیر نظر وزارتخانه مذکور به وظایف محوله اقدام می نمود. در اوایل سال 1358 ، با تشکیل سازمان بهزیستی کشور ، انجمن توانبخشی از وزارت بهداری جدا و در سازمان بهزیستی کشور ادغام گردید که بصورت یک حوزه معاونت توانبخشی در سازمان مزبور فعالیت می نماید.

تاریخچه توان بخشی حرفه ای در ایران همزمان با مصوبات در برنامه پنجم عمرانی کشور در سال 1347 در قالب انجمن توانبخشی آغاز شد.

از چند دهه گذشته توجه به امور معلولین و اصولا پرداختن به مقوله‌ای با نام رفاه اجتماعی تنها در اشکال مذهبی دیده می‌شد که رفته رفته با ایجاد سازمان‌ها و موسسات برای ارایه خدمات رفاهی به مردم خصوصاً تشکیل سازمان بهزیستی کشور بر اساس لایحه قانونی که در جلسه مورخ 24/3/59  به تصویب شورای انقلاب اسلامی ایران رسید و در جهت تحقق مفاد اصول 21 و 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بوده است ارائه خدمات به معلولین شکل تازه‌تر شد قرار گرفت.

در تاریخ 20/9/65 ، دولت قانون 3% استخدامی جهت معلولین به تصویب رسید که اجرای این قانون در سطح ادارات دولتی بسیار کم رنگ بوده است و علت آن عدم باور جامعه نسبت به توانمندی‌های افراد معلول بوده است. رفته رفته با توجه به گسترش تبلیغات بعمل آمده جهت بالا بردن سطح آگاهی معلولین ، کارفرمایان و مردم به توانمندی‌های فرد معلول و همچنین تلاش و پیشرفت خدمات توانبخشی جهت توانمند سازی معلولان سرانجام مورخ 4/4/1382 قانون جامعه هدف از معلولین به تصویب مجلس رسید و انتظار بر این بود که با تصویب این قانون بخش عمده‌ای از مشکلات اشتغال این قشر مرتفع گردد.

ماده هفت قانون جامع حمایت از معلولین اشاره دارد که دولت موظف است جهت ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد معلول این فعالیت‌ها را انجام دهد.

الف : تامین حق بیمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزیستی کشور.

ب : اختصاص حداقل 3% از مجوزهای استخدامی.

ج : پرداخت تسهیلات اشتغالزای به صورت خود اشتغالی و کارفرمایی اختصاص حداقل 6% پست‌های سازمانی تلفنچی افراد و ماشین نویس دستگاه‌ها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی به معلولین واجد شرایط.

2-2. تاریخچه و لزوم تشکیل بهزیستی [12]:

مشخص بودن درآمد گروه‌ها و وجود تشکیلات علمی و اصولی (مالیات ها تامین اجتماعی) شروط لازم و کافی برای ایجاد تامین اجتماعی مناسب هستند. تامین اجتماعی در ایران از وظایف سازمان تامین اجتماعی، سازمان بازنشستگی کشور، سازمان بهزیستی کشور، صندوق های مستقل بازنشستگی و کمیته امداد امام خمینی است. تامین اجتماعی، از طریق سیستم بازنشستگی و از کار افتادگی و بیکاران، به اقشار آسیب‌پذیر خدمت می‌دهد و تامین اجتماعی، حمایت‌های درمانی، حمایت کوتاه‌مدت و حمایت‌های بلندمدت را انجام می‌دهد.

سازمان بهزیستی کشور با ادغام چهارده موسسه رفاه توانبخشی تحت نظارت، وزارت بهداشت و درمان در سال 1359تاسیس شده است و فعالیت های عمده سازمان بهزیستی عبارتند از:الف- خدمات حمایتی .ب- خدمات توانبخشی.ج- کارآموزی و بازپروری اجتماعی.د- پیشگیری از آسیب های اجتماعی

از جهتی در راستای تحقق اصل 28 قانون اساسی که آمده است هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح و حقوق دیگران نیست برگزیند و دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید. و یا اصل 43 قانون اساسی بند 2 که اشاره دارد تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‌های خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت کارمزدی بزرگ مطلق درآورد و اصل چهل و ششم قانون اساسی عنوان می‌نماید که هر کسی مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب نماید. همچنین سایر ماده واحده قانونی و اصلاحات مربوطه و مصوبات شورای عالی اشتغال به منظور فراهم آوردن زمینه‌های اشتغال و فعالیت مولد و پایدار جهت خدمت گیرندگان تحت پوشش در جهت حفظ کرامت انسانی دلالت بر اهمیت شغل برای اشخاص و امنیت شغل و درآمد و توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی و تامین شرایط و موجبات اشتغال پایدار برای خودکفایی نسبی جمعیت هدف دارد و تابع قوانین و مقررات و حقوق اشاره شده در این اصول می‌باشند که در این راستا تشکیل سازمان بهزیستی کشور در مورخ 24/3/59 طبق  اصول 31 و 29 قانون اساسی تحقق یافته است.

2-3. شیوع معلولیت در ایران و جهان

 طبق گزارش مرکز آمار ایران  در سال 1375، 479031 خانوار(9/3 درصد) دارای افراد معلول هستند همچنین  طبق آمار سازمان جهانی بهداشت ،10 درصد جمعیت دنیا، یعنی بیش از 600 میلیون فرد دارای ناتوانی و معلولیت که عموم آنها از آموزش ، مسکن ، ایاب و ذهاب، اشتغال، دسترسی به اطلاعات، و زندگی اجتماعی مناسب بی بهره اند. محاسبه براساس میزانهای جهانی با توجه به گروه‌های سنی برای ایران حدود 38/4 درصد برآورد می‌گردد. طبق تحقیقات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تعداد معلول ذهنی 12 در هزار، جسمی 11 در هزار، نابینائی 7 در هزار و ناشنوائی 3 در هزار) است[13].

250 میلیون  معلول شدید و متوسط در کشورهای در حال توسعه بسر می برند و از هر شش فقیر با درامد کمتر از یک دلار در روز یک نفر معلول است[14]. معلولین بزرگترین گروه را در بین فقرا تشکیل می دهند. معلولین و ناتوانان حق داشتن زندگی همانند دیگر آحاد جامعه را دارند و دولتها و جامعه درتامین امکان زندگی عادی برای آنها مسئولیت دارند  باید توجه داشت که ناتوانی بخشی طبیعی اززندگی است،تقریبا همه آن را تجربه می کنند،بویژه زمانیکه پیرتر می شوند. 68 درصد محدودیت های حرکتی مردم قبل از 65 سالگی رخ می دهد و افراد دارای ناتوانی بزرگترین گروه اقلیت در یک کشور محسوب می شوند و بیشتر ناتوانی ها وضوح خیلی کمی دارند. ناتوانی تقربیا بر همه خانواده ها در یک زمان یا وقت دیگر تاثیر می گذارد. 58 درصد بزرگسالان معلول وضعیت سلامتی خود را خوب توصیف می‌کنند. ناتوانی به طورگسترده ای یک موضوع اجتماعی است. بهترین برخورد با آن قادرسازی معلولین برای هدایت یک زندگی مستقل می باشد.  یک سوم افراد دارای ناتوانی صاحب شغل هستند. معلولین هنوز با موانعی جدی، شامل مسائل معماری، فیزیکی، ارتباطی و نگرشی روبرو هستند. باید توجه داشت که ایجاد تسهیلات دسترسی حداقل نیازهای 15 درصد از افرادجامعه را برطرف می کند وقتی حمل ونقل عمومی قابل دسترس شد مسافران معلول به طرز شگرفی افزایش می یابند. برخی از معلولین ذهنی کار می کنند. اشتغال حمایت شده به آنان مشاغل منظم، تمام وقت و با پرداخت حقوق می دهد.

در سال 1385، جمعیت بر حسب نوع معلولیت به تفکیک استان به شرح ذیل است آمار حاکی از آن است که استان منتخب گلستان، 1617087 نفر جمعیت داشته که از این جمعیت 2160  نفر دارای نابینا،  2191 نفر دارای ناشنوا، 4648 نفر دارای اختلال در گفتار و صدا، 641 نفر دارای قطع دست، 4144 نفر دارای نقص دست، 1245 دارای قطع پا،  9339 نفر دارای نقص پا، 3012 دارای نقص تنه،‌ 7896 نفر دارای اختلال ذهنی وجود دارد.

از کل جمعیت 27847 نفری معلول در استان گلستان، تعداد 22062 نفر یک نوع معلولیت و تعداد 4141 نفر دارای دو نوع معلولیت و 1644 نفر دارای سه نوع معلولیت و بیشتر هستند که 12626 نفر در شهر زندگی می‌کنند که از آنها 10058 نفر یک نوع معلولیت دارند و تعداد 1791نفر دارای دو نوع معلولیت و 777 نفر دارای سه نوع معلولیت می‌باشند و 15193 نفر در روستا زندگی می‌کنند که از آنها 11980 نفر یک نوع معلولیت دارند و تعداد 2348 نفر دارای دو نوع معلولیت و 865 نفر دارای سه نوع معلولیت می‌باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول1- جمعیت بر حسب نوع معلولیت

 

کل جمعیت استانگلستان (نفر)

جمعیت معلول(نفر)

نابینا

ناشنوا

اختلال در گفتار و صدا

قطع دست

نقص دست

قطع پا

نقص پا

نقص تنه

اختلال ذهنی

1617087

2160

2191

4648

641

4144

1245

9339

3012

7896

 

منبع: یافته های پژوهشگر

 

جدول 2- جمعیت معلول به تفکیک محل سکونت و تعداد معلولیت(نفر)

 

 

یک نوع معلولیت

دو نوع معلولیت

سه نوع معلولیت و بیشتر

جمع

شهر

10058

1791

777

12626

روستا

11980

2348

865

15193

جمع

22062

4141

1644

27847

منبع: یافته های پژوهشگر

2-4.نتایجمطالعاتتجربی

در چند دهه اخیر تلاش زیادی درخصوص  مطالعات مربوط به توانبخشی معلولین صورت پذیرفته است که عمده آنها موضوع خاص را مد نظر قرار داده‌اند که برخی به شرح ذیل آمده‌‌اند. ولی در این تحقیق ما عوامل موثر بر توانبخشی را بررسی می‌نماییم تا بر اساس هزینه فرصت اولویت‌گذاری در استفاده از سیاست‌ها و راهکارهای مختلف توانبخشی صورت گیرد.

مطالعه پیمایشی حشمت اله سعدی و عباس عرب مازار با عنوان "نقش اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی تجربه بانک کشاورزی" است[15] که در آن نمونه‌ها به صوت تصادفی  با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌ای چند مرحله‌ای از جامعه زنان سرپرست  خانوار روستایی که مشمول طرح زینب کبری با هدف فراهم نمودن تسهیلات  برای زنان سرپرست خانوارروستایی، بوده‌اند انتخاب گردیدند، دراین تحقیق با انتخاب و مطالعه‌ی نمونه‌های منتخب از جامعه  زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش طرح زینب بین‌های 77 و 81  تسهیلات قرض‌الحسنه دریافت کرده‌اند، فراوانی، توزیع و روابط بین متغیرها  با ابزار جمع‌آوری پرسشنامه کرلینجر مورد بحث و برررسی قرار گرفت.  نتایج این تحقیق نشان می‌دهد ، متقاضیان دریافت تسهیلات طرح حضرت زینب  به طور متوسط 2.3 ماه برای دریافت آن در نوبت بوده‌اند. همچنین هر متقاضی برای دریافت تسهیلات طرح حضرت زینب  بطور متوسط 5 بار به بانک مراجعه نموده است. هر متقاضی برای دریافت تسهیلات طرح ،ذ 335000 ریال هزینه نموده است. به طور متوسط هر زن سرپرست خانوار 2.65 میلیون ریال  از محل طرح حضرت زینب ، تسهیلات دریافت نموده است. بخش تحلیلی این پژوهش نشان می‌دهد بین متغیرهای ذیل همبستگی وجود دارد: همبستگی بین مبلغ تسهیلات دریافت شده و موفقیت طرح حضرت زینب، همبستگی بین میزان درآمد حاصل از طرح و موفقیت آن، همبستگی بین رضایت از طرح  و موفقیت آن، همبستگی بین درآمد قبلی زن سرپرست خانوار با  موفقیت طرح ،میزان سرمایه‌‌گذاری  زنان سرپرست (در کنار تسهیلات طرح حضرت زینب ) و موفقیت طرح ، همبستگی بین میزان توسعه یافتگی روستا و موفقیت طرح حضرت زینب. همچنین نتایج  تحقیق نشان داد: آموزش زنان در موفقیت طرح تاثیر معنی‌داری دارد، سن زنان سرپرست  خانوار بر موفقیت طرح  تاثیر معنی‌داری دارد. در انتها تحقیق پیشنها شده است، میزان تسهیلات متناسب با نرخ تورم  افزایش یابد. همچنین مبلغ تسهیلات واگذار شده به هر شعبه با وجه  به تعداد متقاضی افزایش یابد. آموزش مستمر زنان، نظارت بر طرح‌ها و شناسایی نمونه‌های موفق، جلب همکاری سازمان‌ها و نهادها ونیز توسعه نظام اطلاع‌رسانی عمومی در بانک کشاورزی از مهمترین پیشنهادات تحقیق مزبور است.

تحقیق آقای حیدر پور و همکاران[16] با هدف اساسی بررسی تاثیر آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر بر افزایش عزت نفس و کاهش کم رویی معلولان است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون باگروه کنترل و با گمارش تصادفی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل همه‌ی معلولان جسمی- حرکتی استان تهران در سال 87-86 است. از این جامعه نمونه ای شامل 120 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد و به شیوه تصادفی نیز به دو گروه مساوی تقسیم شدند و به قید قرعه یکی از دو گروه به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه گواه گمارده شدند (60 نفر گروه آزمایش و 60 نفر گروه گواه) برای جمع آوری داده از آزمون عزت نفس آیزنگ و پرسش نامه کم رویی استنفورد استفاده شد. اعضای گروه آزمایش به مدت دو ماه و نیم و هر هفته 2 ساعت تحت آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر مانند: مهارت خود آگاهی، اصول ارتباط میان فردی، آشنایی با مهارت های صحبت کردن، آشنایی با مهارت های گوش دادن، آشنایی با عناصر کلامی و غیرکلامی ارتباط، مهارت همدلی، آشنایی با مهارت های لازم برای دوست یابی و ادامه دوستی، شیوه های سالم حل تعارض های بین فردی، مهارت قاطعیت و جرات ورزی، آشنایی با راهبردهای فوری و کوتاه مدت برای کنترل خشم قرار گرفتند. از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نتایج نشان داد: 1- بین عملکرد افراد دو گروه در پس آزمون متغیر عزت نفس تفاوت معنی‌دار وجود دارد. یعنی آموزش مهارتهای برقراری ارتباط موثر در افزایش عزت نفس معلولان تاثیر دارد. 2- بین عملکرد افراد دوگروه در پس آزمون متغیر کم رویی تفاوت معنی دار وجود دارد. یعنی آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر در کاهش کم رویی معلولان تاثیر دارد.

پژوهش مرادی و همکارن [17]با هدف تعیین سهم هر یک از عوامل وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس در پیش بینی سلامت روانی معلولان جسمی شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش 100 نفر از اعضای جامعه معلولان شهر اصفهان بود که به طور تصادفی انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری سلامت روانی آزمودنی‌ها از فرم 28 سوالی پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که وضعیت اشتغال میزان سلامت روانی معلولان جسمی را به طور معناداری پیش‌بینی می‌کند (0.006=P) و افزودن متغیر وضعیت تاهل به متغیر وضعیت اشتغال قدرت پیش‌بینی سلامت روانی آنها را به طور معناداری افزایش می‌دهد (0.003=P)؛ اما اضافه کردن هر یک از متغیرهای سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس به متغیرهای وضعیت اشتغال و وضعیت تاهل نمی‌تواند قدرت پیش بینی سلامت روانی معلولان جسمی را به طور معناداری افزایش دهد.

در مقاله نصر [18] بیان می‌شود که اولین و مهمترین مرحله برنامه های ارتقاء سلامت و خدمات قابل دسترسی برای افراد معلول، درک طبیعت و پویایی میان فرد و محیطش است. زولا[19]  تاکید می کند که بسیاری از حالت های معلولیت به دلیل برخی آسیب های جسمی یا ذهنی نیست بلکه همراه شدن این قبیل آسیب ها با محدودیت های محیط اجتماعی، فرهنگی، معماری و حتی سیاسی است یکی از حوزه‌های مهم درارتقاء سلامت افراد دارای معلولیت، کاهش عوارض ثانوی، افزایش سلامت عملکردی و برطرف کردن موانع محیطی درجهت افزایش مشارکت اجتماعی است که دراین مقاله نتیجه زیر حاصل شده است:

برای متخصصان سلامت وارایه کنندگان خدمات، شناخت تفاوت های فردی وعوامل محیطی که باعث ارتقاء و افزایش مشارکت افراد دارای معلولیت در برنامه های ارتقاء سلامت شود بسیار مهم است

یک محیط قادر ساز واقعی محیطی است که برنامه ها وخدمات ارتقاء سلامت آن برای افراد دارای معلولیت مانند سایرافراد سالم قابل دسترسی باشد. همچنین متخصصین سلامت باید موانع فردی ومحیطی را که عموم مردم به طور خاص گزارش نمی کنند (ازقبیل مشکلات حمل ونقل ,عدم دسترسی به ساختمان ها وبناها ؛کمبود کارکنان مطلع درخصوص مناسب سازی های موردنیاز افراد دارای معلولیت های جسمانی ،شناختی یا حسی ) بشناسند

پایان‌نامه خبوشانی[20] مطالعه ای توصیفی-تحلیلی است که بر روی 129 نفر از معلولین و 139 نفر از کارکنان آسایشگاه معلولین شهیدفیاض بخش و 81 نفر از جانبازان و 35 نفر از کارکنان آسایشگاه جانبازان شهر مشهد انجام شده است . داده های پژوهش به وسیله یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته و مقیاس عزت نفس جمع آوری شدند .این داده ها به وسیله تستهای آماری کای دور، آزمون تی ، آنالیز واریانس یک طرفه ، آزمون تاوبی کندال ، تحلیل لگاخطی ، کروسکال والیس ، من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . نتایج این پژوهش نشان داد که نگرش معلولین ، جانبازان ، کارکنان آسایشگاه معلولین و کارکنان آسایشگاه جانبازان پیرامون ازدواج علیرغم اینکه در بعضی موارد همسو بوده در اکثر موراد همسو نمی باشد . به ویژه نگرش کارکنان با معلولین و جانبازان متفاوت می باشد . شاید علت این اختلاف عدم برقراری ارتباط صحیح ، موثر و صمیمانه کارکنان با مددجویان باشد که تنوانسته اند آنها را به خوبی درک نمایند . یافته های این پژوهش نشان دهنده نگرش گروههای مورد مطالعه پیرامون ازدواج به خصوص نگرش جانبازان و معلولین در مورد موانع و محدودیت های ازدواج خودشان می باشد لذا توجه مسئولین دست اندرکار معلولین و جانبازان در سازمان بهزیستی و بنیاد جانبازان در جهت تسهیل و رفع موانع و محدودیت های ازدواج آنان مهم به نظر می رسد .

موضوع پژوهش حسینی و همکاران[21] عبارت است از سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران و هدف اصلی تحقیق تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران است . اهداف فرعی آن عبارتند از : 1- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان با توجه به نوع علت سرپرستی زنان سرپرست خانوار، 2- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران با توجه به میزان تحصیلات زنان سرپرست خانوار، 3- تعیین وضعیت سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران با توجه به مدت زمان تحت پوشش قرار گرفتن در سازمان بهزیستی شهر تهران. جامعه آماری این پژوهش را 2500 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش مجتمع های حمایتی بهزیستی شهر تهران قرار دارند تشکیل می دهد. حجم نمونه این پژوهش 300 نفر است که به صورت تصادفی سهمیه ای از بین مجتمع های بهزیستی انتخاب شده اند . ابزار پژوهش عبارت است از : آزمون GHQ 28 سؤالی و یک پرسشنامه اطلاعاتی. روش این پژوهش پیمایشی است. داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزارSPSS و تحلیل آماری کای اسکوئر مورد تحلیل قرار گرفته است . و یافته های پژوهش حاکی از آن است که 77 % از زنان سرپرست خانوار این پژوهش از سلامت روان کامل برخوردار نبوده و تنها 23 % از آنها از سلامت روان کامل برخوردار بوده اند . همچنین نشان می دهد که بین علت آنها با سلامت روان آنان رابطه وجود ندارد . اما در رابطه با دو متغیر تحصیلات و مدت زمان سرپرستی نشان می دهد که رابطه ای بین این دو متغیر با سلامت روان آنها وجود دارد . و می توان نتیجه گرفت و پیشنهاد کرد که توجه به وضعیت روانی زنان سرپرست خانوار از طریق تشکیل جلسات مشاوره و کارگاه های آموزشی (شناخت خود، مهارت های زندگی، مقابله با استرس و خشم ) نیز حائز اهمیت است . لازم به ذکر است که توجه به وضع اقتصادی زنان سرپرست خانوار بسیار مهم و ضروری است.

در مقاله دنیس دراو و همکاران[22]، موءلفین ارتباط بین دریافت‌های جبرانی معلولیت‌ها و موفقیت در برنامه‌های بازتوانی شغلی را بررسی نمودند. اطلاعات 22515 شخص که در برنمامه کاردرمانی جبرانی اداره بهداشت ویترانس در بین سال‌های 1993 و 1998 آنالیز نمود. 6 متغیر وابسته بین شرکت‌کنندگان که دریافت‌های جبرانی و کمک برنامه کاردرمانی را دریافت می‌کردند و آنهایی که دریافت نمی‌کردند مقایسه شدند . متغیرهای موثر : مدت زمان شرکت در کاردرمانی جبرانی، تعداد ساعت کار در هفته، متوسط دریافت ساعتی، کل درآمد ناشی از کاردرمانی جبرانی، میزان ریزش، وضعیت مزیت استخدامی در هنگام ترخیص  می‌باشد. برابر سازی پسرفت‌ها برای هر متغیر وابسته تعیین شده بود تاارتباط بین درجه معلولیت ، مقدار جبران معلولیت و نوع برنامه‌های جبرانی به دست آید. و شرکت کنندگانی که مزایای معلویت را دریافت کرده بودند مدت زمان کمتری  در برنامه ‌های کاردرمانی اجرتی کار کرده بودند، درآمد کمتری کسب کرده بودند، میزان ریزش بالاتر  می‌داشتند و مزیت استخدامی کمتری در هنگام ترخیص داشتند. میزان جبران ونوع برنامه‌ها متوسط بودند اما به طور واقعی با میزان دستمزد با خروج ازبرنامه کاردرمانی مرتبط بود.

 نلسون و هوول[23] در مقاله‌ای تحت عنوان آموزش اظهار وجود با استفاده از تمرین و الگو سازی با مردان الکلیک به بررسی 2 شکل متفاوت از آموزش اظهار وجود پرداختند. این برنامه برای بیماران بستری در بیمارستان طراحی شده بود. آزمودنی‌ها به طور تصادفی در سه گروه قرار گرفتند 1- گروه آموزش اظهار وجود به روش تمرینی[24]2) گروه آموزش اظهار وجود به روش الگوسازی[25] 3- شامل گروه کنترل: جلسات درمانی بصورت 6 جلسه گروهی یک ساعته برگزار شد. نتایج حاصله نشان می‌دهد آزمودنی‌ها در 2 گروه آموزشی نسبت به گروه کنترل بطور معنی‌داری میزان اظهار وجود افزایش پیدا کرد. همچنین نسبت به گروه کنترل سریعتر از بیمارستان ترخیص شدند. بعد از 2 ماه پیگیری از تاریخ ترخیص گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل میزان مصرف الکل کمتر و خویشتنداری بیشتری گزارش دادند. در بین دو گروه آزمایشی گروهی که بصورت تمرینی درمان شدند نسبت به گروه الگوسازی پاسخ بهتری داد.

دیل[26] در مقاله‌اش بیان می‌کند که پذیرش توانایی جنسی معلولان، گامی به سوی پذیرش آنان به عنوان شهروندی مساوی با دیگران  است و آنها نتیجه می‌گیرند که افراد معلول از ارتباط جنسی نه به علل بیولوژیکی بلکه به علل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اجتناب می‌کنند.

گروه روانشناسی دانشگاه الله‌آباد[27] هندوستان طی مقاله "معلولیت های سنتی "علت اصلی مشکلات معلولین را جامعه دانسته و استفاده از رهبران دینی مذاهب مختلف را راهی برای فرهنگ‌سازی و استفاده از معلولین در جامعه به عنوان یک نیرو و ابزار کارآمد اجتماعی اقتصادی دانسته‌اند.

ریچارد جی استیس[28] از دانشگاه "مدرسه کار اجتماعی پنسلوینیا" نویسنده مقاله کاراجتماعی، توسعه اجتماعی و مراکز بهزیستی از نگاه بین‌الملل می‌گوید مراکز رفاه اجتماعی در کل دنیا جزء موسسات فعال اجتماعی می‌باشند با توجه به تعهد آنها به مداخله منطقه گرایانه مراکز اجتماعی، افراد در کانون توسعه قرار می‌دهند. آنها ارتباط مؤسسه‌ای فی مابین دولت‌ها، افراد و ائتلاف‌های گوناگون سهامداران خصوصی که جامعه‌ای که درآن زندگی می‌کنند را می‌سازند را فراهم می‌آورند .مراکز اجتماعی درسطح وسیعی از فعالیت‌های تغییر دهنده اجتماع شامل همراهی یا حمایت از اجتماع جهت تغییرات زیرساخت شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که مقام انسانی را تخریب می‌نماید دارد. درکل دنیا مددکاران اجتماعی به عنوان پیشگامان متخصص حرکت مراکز اجتماعی بسیار مؤثر و مفید خدمات ارایه می‌دهند.

3. روششناسی

روش تحقیق، روش علی لاجیت و پروبیت است. به منظور تبیین عوامل موثر بر بازتوانی از الگوی اقتصادسنجی انتخاب دوتایی[29] یعنی الگویی با متغیر وابسته دوتایی استفاده شده است. لذا متغیر وابسته  در این پژوهش یک متغیر موهومی[30] بوده که مقدار صفر یا یک را به خود می‌گیرد. به منظور بررسی الگوهایی با متغیر وابسته‌ی صفر و یک پیشنهاد می‌شود که از مدل‌هایی با توزیع تجمعی[31] شامل مدل احتمال خطی[32]، لاجیت[33] و پروبیت[34] استفاده شود[35]. اما وجود  مشکل ناهمسانی واریانس، نرمال نبودن توزیع جمله اخلال، احتمال پیش‌بینی مقادیر خارج از محدوده صفر و یک برای متغیر وابسته و همچنین پایین بودن R2 در الگوی احتمال خطی ، استفاده از مدل احتمال خطی  را محدود نموده است. این مشکلات موجب شده که مدل‌های موسوم به لاجیت و پروبیت که دارای متغیر وابسته کیفی با مقادیر صفر و یک می‌باشند، به طور گسترده‌ای در الگوهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند. این پژوهش بازتوانی به صورت یک متغیر وابسته موهومی (دو تایی) در نظر گرفته می‌شود  و تلاش می‌شود با استفاده از الگوی لاجیت به بررسی اثر عوامل و متغیرهای مستقل بر احتمال بازتوان شدن پرداخته شود.

در راستای توضیح الگو رابطه زیر در نظر گرفته می‌شود:

رابطه 1 بیانگر آن چیزی است که با عنوان تابع تجمعی لاجستیک معروف شده است، دراین حالت، با توجه به رابطه‌ی 1 هم چنان که  بین  تا  تغییر می‌کند،   بین صفر و یک  مقادیر خود را اختیار خواهد کرد.   به گونه‌ای غیر خطی به    (یعنی  ها) مربوط می‌شود؛ این مطلب به معنای عدم قابلیت کاربردی روش معمول OLS  برای برآورد پارامترهای شبیه یاد شده است، البته بدیهی است که می‌توان روش‌های برآورد غیر خطی را بکار بست، اما بایستی در این جا به این نکته اشاره نمود که استفاده از این روش‌ها مستلزم صرف وقت زیاد بوده  و کاری  بسیار پیچیده و دشوار است اما به راحتی می‌توان اثبات کرد که برخلاف ظاهر قضیه می‌توان رابطه ‌ی 1 را به صورت خطی بر حسب پارامترها ( ها) تبدیل نمود[36]:

                                                          

در روابط بالا احتمال رخداد حادثه ، احتمال عدم رخداد و نسبت احتمال رخداد حادثه‌ای مورد نظر بر آلترناتیو آن می‌باشند و   لگاریتم  نسبت برتری یا مزیت بوده و به نام لوجیت معروف است و نه تنها بر حسب  بلکه بر حسب پارامترها نیز خطی می‌باشد و از این رو ، الگوی بالا  را با نام الگوی لاجیت  می‌شناسند[37].

روش گردآوری اطلاعات، میدانی، کتابخانه‌ای است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات‌، تعداد پرونده‌های موجود در سازمان بهزیستی استان گلستان است. نمونه‌گیری از داخل مجموعه پرونده‌های بازتوان شده و بررسی میزان تاثیر مهمترین عامل در بازتوانی افراد بازتوان شده و بازتوان نشده و این دو گروه به عنوان متغیر وابسته در مدل لاجیت و پروبیت همراه با عواملی از قبیل، آموزش قبل از ازدواج، مهارت‌های زندگی، آموزش در زمینه ایدز، اعتیاد، وام‌های خوداشتغالی، کارفرمایی، کمک موردی و ... مورد بررسی قرارگیرد.

4. معرفی و برآورد مدل

از انجا که الگوی لاجیت از نظر محققان ساده‌تر بوده لذا در این مقاله نیز از الگوی لاجستیک بهره‌گیری می‌شود و ازجهتی چون مدل لاجیت فی الذاته دارای نابرابری واریانس هستند در این تحقیق با استفاده از روش هابر[38]این مشکل بر اورد رفع گردیده است.

ابتدا مدل را به صورت زیر مورد برآورد قرار می‌گیرد.

 

: متغیر وابسته: ( معلول باز توان شده    معلول بازتوان نشده)

وضعیت تاهل : مجرد      متاهل

:سن

: مدت تشکیل پرونده

: سطح معلولیت (خفیف  متوسط    شدید)

: نوع معلولیت (جسمی حسی حرکتی     ذهنی      مصروع   اعصاب و روان­ : بعدخانوار

: تحصیلات (بی‌سواد        ابتدایی    راهنمایی  دبیرستان دیپلم      فوق دیپلم            دانشگاهی            عالیه)

: منبع درآمد (دولت (کمکهای بهزیستی)، آزاد (خودفرد)، ندارد)

: وضعیت مهارت (مهارتهای حمایت شده (معلولین ومعتادین)، فنی حرفه‌ای)

: وضعیت گواهی مرتبط باشغل(دارد ندارد)

: میزان تسهیلات دریافتی

:سرپرست خانوار بودن یا نبودن.

:ساکن شهر بودن یا نبودن.

از انجا که تقریبا قریب به اتفاق افرادی که دارای درامد دولتی هستند باز توان نشده اند لذا این متغیر بدلیل قابل پیش بینی بودن اثر ان روی باز توانی افراد و خطای نرم افزار از مدل حذف گردید.

بررسی پرونده ‌های افراد معلول در شهرستان‌های مختلف استان منجر به انتخاب نمونه 1278 نفری از بین پرونده‌ها، با عنایت به امکان تکمیل اطلاعات مورد نظر تحقیق، گردید. از این حجم نمونه تعداد 756 نفر تسهیلات جهت بازتوانی دریافت نموده و تعداد 522 نفر تسهیلات دریافت نکرده‌اند. بطور کلی نمونه انتخابی که از پرونده‌های 0 تا 16 سال تشکیل شده و مربوط به افراد 14 تا 85 سال سن می‌باشد،دارای ویژگی‌های ذیل است.

جدول3- وضعیت داده های تحقیق

 

شرح

سطح معلولیت

خفیف

متوسط

شدید

شهر

55

123

286

روستا

171

191

452

وضعیت تاهل

مجرد

36

38

166

متاهل

190

276

572

نوع معلولیت

جسمی حسی حرکتی

220

296

631

ذهنی

6

17

74

مصروع

0

0

16

اعصاب وروان

0

1

1

اجتماعی(زنان آسیب دیده دختران درمعرض آسیب،معتاد)

0

0

2

زن سرپرست خانوار

0

0

35

حوزه معاونت

اجتماعی

14

11

238

توانبخشی

205

302

398

پیشگیری

7

1

102

بعدخانوار

1 نفره

1

1

17

2نفره

35

47

99

3نفره

110

131

281

4نفره

39

66

103

5نفره به بالا

41

69

238

تحصیلات

بیسواد

62

56

235

ابتدایی

58

84

181

راهنمایی

61

81

146

دبیرستان

3

20

31

دیپلم

37

51

101

فوق دیپلم

1

5

7

دانشگاهی

4

8

5

عالیه

0

9

32

منبع درآمد

دولت (کمکهای بهزیستی)

12

21

319

آزاد (خودفرد)

142

229

297

وضعیت مهارت

مهارتهای حمایت شده (معلولین ومعتادین)*

124

129

190

فنی حرفه ایی

24

54

76

وضعیت گواهی مرتبط باشغل

دارد

61

143

528

ندارد

165

171

210

میزان تسهیلات

تا10میلیون ریال

1

0

6

تا 50میلیون ریال

132

204

373

تا100 میلیون ریال

8

6

23

بالاتراز100میلیون ریال

0

2

1

وضعیت بازتوانی (توانمندسازی)

باز توان شده

197

224

259

بازتوان نشده

29

90

479

 

منبع: یافته های پژوهشگر

 

 

جدول4- بررسی انواع معلولیت

 

شرح

نوع معلولیت

جسمی حسی حرکتی

ذهنی

مصروع

اعصاب وروان

اجتماعی

زن سرپرست خانوار

محل سکونت

شهر

425

16

2

2

0

22

روستا

722

81

14

0

2

13

وضعیت تاهل

مجرد

165

57

11

1

1

22

متاهل

982

40

5

1

1

13

سطح معلولیت

خفیف

220

6

0

0

0

0

متوسط

296

17

0

1

0

0

شدید

631

74

16

1

2

35

نوع معلولیت

جسمی حسی حرکتی

1147

12

2

0

0

0

ذهنی

12

97

7

0

0

0

مصروع

2

7

16

0

0

0

اعصاب وروان

0

0

0

2

0

0

اجتماعی(زنان آسیب دیده دختران درمعرض آسیب،معتاد)

0

0

0

0

2

0

زن سرپرست خانوار

0

0

0

0

0

35

حوزه معاونت

اجتماعی

225

1

0

0

2

35

توانبخشی

812

96

16

2

0

0

پیشگیری

110

0

0

0

0

0

بعدخانوار

1 نفره

13

7

2

0

0

0

2نفره

156

12

2

0

2

11

3نفره

442

63

10

2

0

20

4نفره

199

6

2

0

0

2

5نفره به بالا

337

9

0

0

0

2

تحصیلات

بیسواد

296

62

7

0

0

3

ابتدایی

301

15

5

0

1

6

راهنمایی

261

17

4

1

1

 

5

دبیرستان

49

0

0

0

0

5

دیپلم

179

1

0

1

0

8

فوق دیپلم

11

1

0

0

0

1

دانشگاهی

16

1

0

0

0

0

عالیه

35

0

0

0

0

6

منبع درآمد

دولت (کمکهای بهزیستی)

270

64

13

1

0

23

آزاد (خودفرد)

611

34

2

1

2

21

وضعیت مهارت

مهارتهای حمایت شده (معلولین ومعتادین)*

424

15

0

1

1

4

فنی حرفه ایی

131

7

0

0

1

15

وضعیت گواهی مرتبط باشغل

دارد

633

76

14

1

1

28

ندارد

514

21

2

1

1

7

میزان تسهیلات

تا10میلیون ریال

5

2

0

0

0

0

تا 50میلیون ریال

677

21

0

2

2

9

تا100 میلیون ریال

33

2

0

0

0

2

بالاتراز100میلیون ریال

3

0

0

0

0

0

وضعیت بازتوانی (توانمندسازی)

باز توان شده

659

14

0

1

2

6

بازتوان نشده

488

83

16

1

0

29

وضعیت حرفه

فعال

659

14

0

1

2

6

غیرفعال

488

83

16

1

0

29

 

منبع: یافته های پژوهشگر

سپس مدل ساده مورد براورد قرار گرفت ولی به علت تشریح نا مناسب مدل ساده و بروز هم خطی ضرایب مدل بی معنا شد و با اعمال تغییراتی به صورت زیر برای کل نمونه مورد بررسی برآورد گردید.

Log(pb/1-pb)= -1.66*SATHMALOL*ZEH - 0.12*TAHOL*TKHA + 0.04*TASHILAT + 0.15*SHAHR - 0.05*STASHILAT + 0.76*TAHOL + 3.15*DAZAD + 0.06*J - 0.62*SATHMALOL*JESM + 0.41*MFVH + 3.60*MHEM + 0.015*GOVAHI*MFVH + 0.78*GOVAHI*MHEM -

2.76*SALTASH/SE - 4.29*SARPARAST - 0.83*SATHMALOL*ASA - 1.17

تفسیر نتایج این مدل به شرح زیر است:

1- معلولینی که در امد آزاد دارند بطور متوسط احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 3.15 درصد افزایش می یابد.

2- معلولینی که متاهل اند بطور متوسط احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 0.76 درصد افزایش می یابد.

3- معلولینی که مهارتهای حمایت شده دارند بطور متوسط احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 3.6 درصد افزایش می یابد.

4- معلولین ذهنی بطور متوسط با افزایش سطح معلولیتشان احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 1.66 درصد کاهش می یابد.

5- معلولین جسمی بطور متوسط با افزایش سطح معلولیتشان احتمال بازتوان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 0.62 درصد کاهش می یابد.

6- معلولین اعصاب و روان بطور متوسط با افزایش سطح معلولیتشان احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 0.83 درصد کاهش می یابد.

7- معلولینی که سرپرست خانوار اند بطور متوسط احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 4.24 درصد کاهش می یابد.

8- هرچه نسبت تعداد سال تشکیل پرونده به سن معلولین افزایش می یابد متوسط احتمال باز توان شدنشان نسبت به احتمال معلول ماندنشان 2.76 درصد کاهش می یابد.

براورد مدل با توجه حوزه های معاونت نیز نتایج مشابه تخمین کل را داشته است که در جدول(5)ضمیمه بدان اشاره شده است.

5. نتایج و پیشنهادها

5-1. نتایج

با توجه به نتایج بدست امده از مدل لاجیت مهمترین عامل در باز توانی افراد داشتن مهارتهای حمایت شده می‌باشد .بنابر این فرضیه تحقیق مبنی بر اینکه مهمترین عامل بازتوانی افراد آسیب دیده پرداخت‌های پولی مثل وام و کمک‌های بلاعوض نیست، تایید می‌شود. همچنین عواملی همچون تاهل و درآمد آزاد داشتن بر روی بازتوانی افراد موثر بودند لذا فرضیه دوم تحقیق مبنی بر تنها کمک مالی برای بازتوانی افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی مهم نیست. نیز تایید می‌شود. از انجا که داشتن مهارتهای حمایت شده مهمترین عامل است و می دانیم که بخش قابل توجهی از داشتن مهارت با آموزش بدست آمده است. بنابراین می توان گفت که آموزش مهمترین عامل است. در اکثر موارد وام و تسهیلات اثری روی باز توانی افراد ندارد پس وام مهمتر از آموزش نیست. همچنین بطور کلی نتایج تخمین‌ها، درجدول (5) ضمیمه آمده است.

5-2. پیشنهادها

با عنایت به اهمیت مهارت‌های حمایتی و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در بازتوانی افراد معلول همچنین اینکه هر قشری و در هر موقعیتی، آموزش‌های خاص خود را می‌طلبد و باید از سطوح پایین‌تر از جمله دانش‌آموزان و دانشجویان، آموزش‌ها در جهت پیشگیری از گرایش به سمت مواد و بروز آسیب آغاز شود و در مصرف‌کنندگان و خانواده‌های آنها نیز اقدامات پیشگیرانه متناسب با نیاز هر سطح ارایه شود. لذا باید توجه داشت که برنامه‌های پیشگیرانه به هر گونه مداخله هایی اشاره دارد که قبل از شروع ابتدایی مشکل اجتماعی یا شروع هر گونه بیماری ، انجام می شود تا از رشد مشکل و آسیب های اجتماعی یا رشد هر گونه بیماری جلو گیری کند .جهت ارتقای سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی اساساً از مهارت اصلی و پایه‌ای از قبیل مهارت خود آگاهی،‌ مهارت همدلی، مهارت برقراری رابطه موثر (ارتباطات اجتماعی)،‌ مهارت روابط بین فردی سازگارانه (ارتباطات بین فردی)،‌ مهارت تصمیم گیری،‌ مهارت حل مساله،‌ مهارت تفکر انتقادی، مهارت تفکر خلاق، مهارت مقابله با هیجانات منفی و مهارت مقابله با استرس استفاده نمود.

نکته‌ای که وجود دارد این است که علل معلولیت ها عبارتند از: 1- معلولیت های اکتسابی: در اثر تصادفات، حوادث یا بلاهای طبیعی، جنگ، آتش سوزی، مسمومیت ها و یا بیماری های مزمن و عوارض ناشی از آنها، فرد ممکن است دچار این معلولیت گردد. 2 - معلولیت های مادرزادی: علل معلولیت مادرزادی را به طور کلی به دو دسته تقسیم می کنند: الف: عوامل دوران بارداری: نظیر عوامل ژنتیکی، سوء تغذیه مادر، سن بالای مادر، رعایت نکردن بهداشت دوران بارداری، اشعه، دارو، بیماری مادر و استعمال دخانیات. ب: عوامل هنگام زایمان: زایمان مشکل و طولانی، زایمان های غیربهداشتی، ضربات وارده به نوزاد هنگام تولد باشد. بنابراین راه های پیشگیری از معلولیت‌ها از قبیل پرهیز از ازدواج های فامیلی، مراقبت های دوران بارداری، تغذیه صحیح مادر، اجتناب از باردار شدن در سنین بالای 35 سال و زیر 18 سال، مصرف نکردن دارو در هنگام بارداری، اجتناب از در معرض اشعه قرار گرفتن و انجام زایمان در شرایط کاملاً بهداشتی و تحت نظر فرد دوره دیده از جمله اقداماتی هستند که می توانند از بسیاری از معلولیت ها پیشگیری نمایند.

در خصوص پیشنهادات پژوهشی،  با یک نگرش اقتضایی به نتایج تحقیق حاضر ، به سایر پژوهشگران ، دانشجویان و علاقمندان به مسایل مدیریت زنان پیشنهاد می‌گردد که صحت و دقت یافته‌های این تحقیق را در جوامع آماری دیگر که برخوردار از شرایط متفاوتی نسبت به جامعه آماری تحقیق حاضر باشند، مورد بررسی قرار دهند تا بتوان با اعمال جرح و تعدیلات لازم به وضعیت روشنتری در مدیریت  بازتوانی افراد معلول رسید.

 

 



[1] . استادیار اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه،فیروز کوه .تهران. ،ایران (نویسنده مسئول):

 E.Mail:salleh_mogh@yahoo.com

[2] . دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه،دتهران.ایرانا: E.Mail:fereshtek@yahoo.com

[3]. binary

1. Nelson, Howell, Addictive Behaviors, Effects of in vivo behavioral rehearsal on the learning of assertive behaviors with a substance abusing population,Volume 15, Issue 2, 1990, Pages 189-194 ,

[5]. حسینی سیداحمد ، ستاره فروزان، معصومه امیرفریار، "بررسی سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران، فصلنامه ی پژوهش اجتماعی، سال دوم، شماره سوم، تابستان 1388

[6]. هلاندر. اینار. (1383) راهنمای برنامه ریزی ملی توانبخشی – ترجمه علی چابک واحد نظری. انتشارات دانژه. تهران صفحه 32

2. WHO . world Health Report. Geneva,1981

[8]. کمالی محمد، "ساختار توانبخشی در ایران و جهان"، همایش توانبخشی و سلامت روانی، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران، اسفند85

1. Curative Medicne

2. Pteventive Medicne

1. Bell View

[12] . کمالی محمد. جایگاه توانبخشی در قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی. فصلنانه حقوق تامین اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی ، سال اول ،شماره 2و3 ، تابستان و پائیز 1384- صص 37-50

[13].­ کمالی محمد، "توانبخشی"، همایش توانبخشی و سلامت روانی، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران، اسفند82

[14]. نحوی نژاد حسین ، " توانبخشی مبتنی بر خانواده (یک استراتژی جدید و کارآمد"، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران، اسفند83.

[15]. سعدی، حشمت‌الله و عباس عرب مازاد، " نقش اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی تجربه بانک کشاورزی، فصلنامه پژوهشی بانک کشاورزی، شماره چهارم دور جدید 1383

[16]. حیدرپور سوزان,دوکانه ای فرد فریده,بهاری سیف اله،  تاثیر آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر بر افزایش عزت نفس و کاهش کم رویی معلولان جسمی - حرکتی استان تهران"،  فصلنامه اندیشه های تازه در علوم تربیتی پاییز 1387; 3(4 (مسلسل 12)):41-52

[17]. مرادی اعظم,کلانتری مهرداد,معتمدی مرضیه سادات ، رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی و سلامت روانی معلولان جسمی شهر اصفهان"، دانش و پژوهش در روان شناسی کاربردی بهار 1386; 9(31):83-100.

[18]. نصر ولی اله،"تقاء سطح سلامت برای افراد دارای معلولیت راهبردهایی جهت توانمند سازی افراد وایجاد محیط دوستدار معلولیت"، فصلنامه نواندیش سبز، شماره پانزدهم

3. zola

[20]. خبوشانی هادی، "بررسی نگرش معلولین ، جانبازان و کارکنان آسایشگاه معلولین شهید فیاض بخش و مرکز توانبخشی جانبازان امام خمینی مشهد پیرامون ازدواج"، پایان نامه کارشناسی ارشد

[21]. حسینی سیداحمد، ستاره فروزان، معصومه امیرفریار، "بررسی سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران، فصلنامه ی پژوهش اجتماعی، سال دوم، شماره سوم، تابستان 1388

1. Dennis Drew,marylee Losardo,Robert A. " Effects of Disability Compensation on Participation and Outcoms of Vocational Rehabilitation, Psychiatr Serv 52:1479-1484, November 2001

1. Nelson, Howell, Addictive Behaviors, Effects of in vivo behavioral rehearsal on the learning of assertive behaviors with a substance abusing population,Volume 15, Issue 2, 1990, Pages 189-194 ,

2. Rehearsal

3. Modeling

1. Deal, mark,"attitude of disabled people to ward pther disabled people",april2006

2. ALLAHABAD

3. Richard J.ESTES

4. binary

1. Dunmy dependent variable

2. Cunntative distribution function

3. Linear productivity model

4. logit

5. probit

[35]. دامودار گجراتی "مبانی اقتصاد سنجی"، ترجمه ی حمید ابریشمی، انتشارات دانشگاه تهران، 1378

[36]. دامودار گجراتی "مبانی اقتصاد سنجی"، ترجمه ی حمید ابریشمی، انتشارات دانشگاه تهران، 1378

[37] دامودار گجراتی "مبانی اقتصاد سنجی"، ترجمه ی حمید ابریشمی، انتشارات دانشگاه تهران، 1378

3. Huber

منابع

1- حسینی سیداحمد ، ستاره فروزان، معصومه امیرفریار،1388. "بررسی سلامت روان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران، فصلنامه ی پژوهش اجتماعی، سال دوم، شماره سوم، تابستان

2- حیدرپور سوزان,دوکانه ای فرد فریده,بهاری سیف اله، 1387. تاثیر آموزش مهارت های برقراری ارتباط موثر بر افزایش عزت نفس و کاهش کم رویی معلولان جسمی - حرکتی استان تهران"،  فصلنامه اندیشه های تازه در علوم تربیتی، پاییز; 3(4 (مسلسل 12)):41-52

3- خبوشانی هادی، "بررسی نگرش معلولین ، جانبازان و کارکنان آسایشگاه معلولین شهید فیاض بخش و مرکز توانبخشی جانبازان امام خمینی مشهد پیرامون ازدواج"، پایان نامه کارشناسی ارشد

4- دامودار گجراتی "مبانی اقتصاد سنجی"، ترجمه ی حمید ابریشمی، 1378.انتشارات دانشگاه تهران،

5- سعدی، حشمت‌الله و عباس عرب مازاد، 1383." نقش اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی تجربه بانک کشاورزی، فصلنامه پژوهشی بانک کشاورزی، شماره چهارم دور جدید

6- صدر،سید کاظم،1387. "اقتصاد صدر اسلام"، دانشگاه شهید بهشتی، چاپ دوم،ص144-1450

7- کریمی درمنی، حمیدرضا ، 1382.توانبخشی گروههای خاص. انتشارات گسترده تهران،

8- کمالی محمد، 1384. جایگاه توانبخشی در قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی. فصلنانه حقوق تامین اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی ، سال اول ،شماره 2و3 ، تابستان و پائیز - صص 37-50

9- کمالی محمد،1382. "توانبخشی"، همایش توانبخشی و سلامت روانی، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

10- کمالی محمد، 1385."ساختار توانبخشی در ایران و جهان"، همایش توانبخشی و سلامت روانی، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

11- مرادی اعظم,کلانتری مهرداد,معتمدی مرضیه سادات ، 1386.رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی و سلامت روانی معلولان جسمی شهر اصفهان"، دانش و پژوهش در روان شناسی کاربردی 9(31):83-100.

12- نحوی نژاد حسین ، 1383." توانبخشی مبتنی بر خانواده (یک استراتژی جدید و کارآمد"، دانشکده علوم توانبخشی ، دانشگاه علوم پزشکی ایران.

13- نصر ولی اله،"تقاء سطح سلامت برای افراد دارای معلولیت راهبردهایی جهت توانمند سازی افراد وایجاد محیط دوستدار معلولیت"، فصلنامه نواندیش سبز، شماره پانزدهم

14- هلاندر. اینار. (1383) راهنمای برنامه ریزی ملی توانبخشی – ترجمه علی چابک واحد نظری. انتشارات دانژه. تهران صفحه 32

 

15- Dennis Drew,marylee Losardo,Robert A. 2001. " Effects of Disability Compensation on Participation and Outcoms of Vocational Rehabilitation, Psychiatr Serv 52:1479-1484.

16- Nelson, Howell, Addictive Behaviors, 1990. Effects of in vivo behavioral rehearsal on the learning of assertive behaviors with a substance abusing population,Volume 15, Issue 2, , Pages 189-194 ,

17- Whistler D.1990.An introductory guide to Shazam. WWW. shazam. econ. ubc.  ca.Logit Results.

18- WHO . world Health Report. Geneva,1981