بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (منتخبی از کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

2 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

3 کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

مصرف انرژی از موضوع های مهم و حساس در جهان و به خصوص در کشورهای درحال توسعه است. چرا که رفاه و رشد و توسعه اقتصادی کشورها به وجود آن بستگی دارد. به دلیل این اهمیت تعیین و تبیین عوامل اثرگذار بر مصرف انرژی همواره مورد نظر برنامه­ریزان و اقتصاددانان و سیاست­گذاران بوده است. با توجه به این حساسیت در این مطالعه به بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی پرداخته­ایم؛بنابراین در این پژوهش سعی شده است اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM) در دو گروه کشور درحال توسعه در خلال دوره ۲۰۱۱-۱۹۹۳ بررسی شود. گروه اول شامل ۱۴ کشور در حال توسعه نفتی و گروه دوم شامل ۱۹ کشور درحال توسعه غیرنفتی است. برای هر گروه از کشورها دو نمونه جداگانه تخمین زده شد که نمونه اول با استفاده از متغیر بخش بانکی و نمونه دوم با استفاده از متغیر بازار سرمایه برآورد شده است. نتایج برآوردنشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای غیرنفتی نسبت به کشورهای نفتی اثر مثبت بزرگ‌تری بر مصرف سرانه انرژی دارد. متغیر قیمت نفت در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی نسبت به کشورهای در حال توسعه نفتی اثر منفی بزرگ‌تری بر روی مصرف سرانه انرژی دارد. ضریب متغیر اعتبار داخلی برای بخش خصوصی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در گروه کشورهای در حال توسعه غیرنفتی ۰٫۰۲درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی ۰٫۰۰۹درصد است. مقایسه اثر متغیر بانکی اعتبار داخلی برای بخش خصوصی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی بر روی مصرف سرانه انرژی در دو گروه کشور نشان‌دهنده کارایی بالاتر بخش بانکی در کشورهای غیرنفتی است. از طرفی ضریب متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی ۰٫۰۰۳- درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی ۰٫۰۰۹- درصد است. مقایسه متغیر بازار سرمایه نسبت سهام مبادله شده در دو گروه کشور در حال توسعه نفتی و در حال توسعه غیرنفتی نیز نشان می­دهد که وضعیت اثر توسعه بازار سرمایه بر مصرف سرانه انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی منفی­تر و کوچک‌تر از کشورهای در حال توسعه غیرنفتی است.

کلیدواژه‌ها


بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته

(منتخبی از کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی)

 

 

مرتضی خورسندی

تاریخ دریافت: 5/7/1394                                تاریخ پذیرش: 7/9/1394

 

[1]

تیمور محمدی[2]

محمدمهدی خزایی[3]

عارف بهروز[4]

 

چکیده

مصرف انرژی از موضوع های مهم و حساس در جهان و به خصوص در کشورهای درحال توسعه است. چرا که رفاه و رشد و توسعه اقتصادی کشورها به وجود آن بستگی دارد. به دلیل این اهمیت تعیین و تبیین عوامل اثرگذار بر مصرف انرژی همواره مورد نظر برنامه­ریزان و اقتصاددانان و سیاست­گذاران بوده است. با توجه به این حساسیت در این مطالعه به بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی پرداخته­ایم؛بنابراین در این پژوهش سعی شده است اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM) در دو گروه کشور درحال توسعه در خلال دوره ۲۰۱۱-۱۹۹۳ بررسی شود. گروه اول شامل ۱۴ کشور در حال توسعه نفتی و گروه دوم شامل ۱۹ کشور درحال توسعه غیرنفتی است. برای هر گروه از کشورها دو نمونه جداگانه تخمین زده شد که نمونه اول با استفاده از متغیر بخش بانکی و نمونه دوم با استفاده از متغیر بازار سرمایه برآورد شده است. نتایج برآوردنشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای غیرنفتی نسبت به کشورهای نفتی اثر مثبت بزرگ‌تری بر مصرف سرانه انرژی دارد. متغیر قیمت نفت در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی نسبت به کشورهای در حال توسعه نفتی اثر منفی بزرگ‌تری بر روی مصرف سرانه انرژی دارد. ضریب متغیر اعتبار داخلی برای بخش خصوصی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در گروه کشورهای در حال توسعه غیرنفتی ۰٫۰۲درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی ۰٫۰۰۹درصد است. مقایسه اثر متغیر بانکی اعتبار داخلی برای بخش خصوصی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی بر روی مصرف سرانه انرژی در دو گروه کشور نشان‌دهنده کارایی بالاتر بخش بانکی در کشورهای غیرنفتی است. از طرفی ضریب متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده در کشورهای درحال توسعه غیرنفتی ۰٫۰۰۳- درصد و در کشورهای درحال توسعه نفتی ۰٫۰۰۹- درصد است. مقایسه متغیر بازار سرمایه نسبت سهام مبادله شده در دو گروه کشور در حال توسعه نفتی و در حال توسعه غیرنفتی نیز نشان می­دهد که وضعیت اثر توسعه بازار سرمایه بر مصرف سرانه انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی منفی­تر و کوچک‌تر از کشورهای در حال توسعه غیرنفتی است.

 

واژه‌های کلیدی:مصرف انرژی، توسعه مالی، مصرف انرژی، گشتاورهای تعمیم‌یافته، کشورهای در حال توسعه.

طبقه بندی JEL : C13, D53, G20, N20

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

با افزایش وابستگی جوامع به انرژی و نقش و اهمیت این منبع کمیاب در زنجیره عرضه هم به عنوان کالای نهایی برای مصرف­کنندگان و هم به عنوان نهاده تولیدی در تولید محصولها، تعیین عوامل موثر بر مصرف انرژی مورد توجه سیاست­گذاران و اقتصاددانان بوده است. این امر باعث شکل­گیری مطالعه های بسیاری پیرامون مصرف انرژی شده است؛ این مطالعه ها به بررسی نقش رشد تولید ناخالص داخلی، قیمت انرژی، رشد جمعیت، رشد شهرنشینی بر مصرف انرژی پرداخته­اند. با این حال بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی کمتر مورد توجه بوده است. توسعه مالی یکی از ویژگی­های بارز کشورهای در حال توسعه است و گسترش فعالیت­های بازار مالی می­تواند نشانه­ای از شکوفایی اقتصادی باشد. شکوفایی اقتصادی باعث افزایش اطمینان مصرف­کنندگان و تولید­کنندگان و شفافیت فعالیت­های اقتصادی می­شود، در شرایط ثبات اقتصادی تولید و تقاضای کالاهای اساسی و عمده مانند خودرو و لوازم منزل که بشتر انرژی مصرف می کنند افزایش خواهد یافت؛ گذشته از این امر توسعه فعالیت­های مالی باعث کاهش ریسک و افزایش تنوع آن برای عوامل اقتصادی و دسترسی آسان­تر و کم هزینه­تر به منابع مالی جهت گسترش فعالیت­های تولیدی و مصرف انبوه که مصرف انرژی را تحت تأثیر قرار می­دهد خواهد شد. آمارهای مصرف انرژی و ساختارهای مصرف انرژی در دو گروه کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی نشان می­دهد که میانگین مصرف کلی انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی در طی دوره ۱۹۹۳-۲۰۱۱ روندی افزایشی است به نحوی که مصرف انرژی این کشورها در سال ۲۰۱۱ بیش از دو برابر مصرف انرژی در سال ۱۹۹۳ است؛ اما در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی میانگین مصرف انرژی در طی این دوره روندی ثابت بوده است. ساختار مصرف انرژی در این دو گروه نشان می­دهد که در کشورهای در حال توسعه غیر نفتی سهم مصرف ذغال‌سنگ بسیار بیشتر از مصرف ذغال‌سنگ در کشورهای در حال توسعه نفتی است ([i]EIA, 2012).به نحوی که کشور لهستان که در گروه کشورهای در حال توسعه غیرنفتی قرار دارد در سال ۲۰۱۱ به تنهایی مصرف ذغال‌سنگی برابر با ۵/۱ برابر کل ذغال‌سنگ مصرفی کشورهای در حال توسعه نفتی در همین سال دارد (EIA, 2012). هر چند که در طی دوره مورد نظر مصرف کلی ذغال‌سنگ در کشورهای در حال توسعه نفتی روندی صعودی را نشان می­دهد که به علت افزایش استفاده ذغال‌سنگ در کشورهای مالزی و اندونزی است. از طرف دیگر آمار نشانگر این است که کشورهای در حال توسعه نفتی مصرف گاز بیشتری نسبت به کشورهای در حال توسعه غیرنفتی دارند به نحوی که در سال ۱۹۹۳ مصرف گاز کشورهای در حال توسعه نفتی حدود ۲ برابر کشورهای در حال توسعه غیرنفتی بوده است اما در پایان سال ۲۰۱۱ مصرف گاز در کشورهای در حال توسعه نفتی حدود ۵ برابر مصرف گاز در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی است. مصرف گاز طبیعی در کشورهای در حال توسعه نفتی در طی دوره ۱۹۹۳-۲۰۱۱ نیز روندی کاملاً صعودی است و مصرف گاز در تمامی کشورهای این گروه روندی افزایشی دارد به عنوان مثال در سال ۲۰۱۱ مصرف گاز طبیعی در این کشورها حدود دو برابر مصرف گاز در سال ۱۹۹۳است (EIA, 2012)؛ بنابراین با توجه با آمارهای اداره اطلاعات وزارت انرژی آمریکا می­توان به این نتیجه رسید که در کشورهای در حال توسعه نفتی مصرف انرژی در طی دوره مورد نظر روندی صعودی داشته است ولی در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی مصرف انرژی تقریباً ثابت بوده است. این افزایش مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی از جانب مصرف ذغال‌سنگ و گاز طبیعی بوده است هر چند که در این کشورها نقش و سهم مصرف گاز طبیعی بسیار بیشتر از سهم ذغال‌سنگ بوده است. از طرف دیگر مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی حدودثابت است ولی سهم مصرف ذغال‌سنگ در این کشورها چندین برابر مصرف ذغال‌سنگ در کشورهای در حال توسعه نفتی است (EIA, 2014).از این رو با توجه به اهمیت نقش توسعه مالی، مصرف انرژی و بررسی رابطه­ی آن­ها؛ هدف از مطالعه بررسی اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی در دو گروه کشور درحال توسعه نفتی و غیر نفتی، در خلال دوره ۱۹۹۳-۲۰۱۱ است؛ بنابراین سؤالاتی که در این مقاله مورد بررسی قرار می­گیرد، عبارت است از:

1)    آیا درکشورهایدرحالتوسعه نفتی و غیرنفتی،توسعه مالی اثر معناداریرویمصرفانرژیدارد؟

2)    آیا اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی در ساختارهای اقتصاد نفتی و غیرنفتی متفاوت است؟

از این رو در این مقاله پس از بیان پیشینه تحقیق و مبانی نظری مربوط به اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی در کشورهای نفتی و غیر نفتی، در قسمت بعدی، نمونه تحقیق ارائه وبرآورد شده و در نهایت به تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از تخمین پرداخته می­شود.

 

2- پیشینه تحقیق

پژوهش­های متعددی در مورد مباحث توسعه مالی، رشد اقتصادی و مصرفی انرژی در داخل و خارج کشور انجام شده است که در این بخش به تعدادی از این مطالعه ها پرداخته می­شود:

در مطالعه های خارجی شهباز و لین[ii](۲۰۱۲)، در مقاله­ای نقش توسعه مالی را به همراه سایر متغیرها مانند صنعتی شدن و شهرنشینی بر افزایش مصرف انرژی در کشور تونس مورد مطالعه قرار داده­اند. آن­ها در این مطالعه از داده­های سالانه (۲۰۰۸-۱۹۷۱) و تکنیک الگوی خود رگرسیونی و نیز آزمون علیت گرنجری استفاده کرده­اند. نتایج نشان دادکه رشد اقتصادی[iii]، ارزش افزوده بخش صنعت[iv] و شهرنشینی[v] اثر مثبت و معنادار بر روی مصرف انرژی دارد. آن­ها در نهایت یک رابطه علیت بلندمدت بین توسعه مالی و مصرف انرژی و رشد اقتصادی، صنعتی شدن و شهرنشینی را ثابت کردند.

تانگ و تن[vi] (۲۰۱۲)، به بررسی ارتباط میان مصرف انرژی، رشد اقتصادی، قیمت نسبی، سرمایه­گذاری مستقیم خارجی و توسعه مالی در مالزی طی دوره­ی ۲۰۰۹-۱۹۷۲ با استفاده از روش یوهانسن و آزمون کرانه­ها پرداخته است؛و از رابطه­ی مصرف انرژی به توسعه مالی یافتند که استراتژی دوگانه­ای را به سیاست­گذاران توصیه می­کند که از یک سو، توصیه به افزایش سرمایه­گذاری در زیرساخت‌های انرژی برای تأمین انرژی کافی برای بخش مالی و توسعه­ی اقتصادی است 

کوبان و توبکو[vii](۲۰۱۳)، در مطالعه­ای با عنوان« ارتباط بین توسعه مالی و مصرف انرژی در اروپا: یک تحلیل پانل پویا» به بررسی ارتباط بین توسعه مالی و مصرف انرژی در ۲۷ کشور اروپایی طی بازه زمانی ۱۹۹۰-۲۰۱۱ پرداختند. نمونه مورد استفاده آن­ها در این مطالعه همان نمونه نظری سادورسکی است. آن­ها به این نتیجه رسیدند که توسعه مالی اثر مثبت و معناداری بر روی مصرف انرژی در کشورهای اروپای غربی دارد. برای کشورهای اروپای شرقی نتایج نشان داد که اثر توسعه مالی بر روی مصرف انرژی بستگی به متغیرهای مورد استفاده برای توسعه مالی دارد. برای متغیرهای بازار پول و متغیرهای بانکی نتایج یک الگوی U معکوس را نشان می­دهد درحالی‌که برای متغیرهای بازار سرمایه اثر معنادار مشاهده نشده است.

در مطالعه های داخلی محسن ابراهیمی و همکاران (۱۳۹۱)، در مطالعه­ای با عنوان« توسعه مالی و مصرف انرژی در کشورهای عضو D8" به بررسی این موضوعدر بازه زمانی ۱۹۹۸-۲۰۰۸ پرداختند. نمونه مورد استفاده آن­ها به صورت زیر است.

(1)

 

 

که در آن ، مصرف انرژی سرانه معادل کیلوگرم نفت، ،  لگاریتملگاریتمی، ، تورم، ، ترکیبی از شاخص­های توسعه مالی، ، نرخ شهرنشینی، ،اثر عوامل مشاهده نشده،اثرسطح کشورها، ، اثر عوامل مشاهده نشده در زمان خاص و ، جزء اخلال نمونه می­باشد. آن­ها با استفاده از تکنیک پانل به این نتیجه رسیدند که اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی مثبت و معنادار است ولی این اثر برای متغیرهای بانکی بزرگ‌تر از متغیرهای بازار سرمایه است. همچنین شدت انرژی و شهرنشینی نیز اثر مثبت بر روی مصرف انرژی دارند ولی اثر تورم بر روی مصرف انرژی منفی است.

سامتی و همکاران (۱۳۹۱)، به بررسی مقایسه­ای تأثیر توسعه مالی بر رشد اقتصادی تحت اطلاعات نامتقارن در کشورهای منتخب توسعه‌یافته و در حال توسعه پرداخته که نتایج دال بر اثربخشی بالاتر بازار مالی نسبت به بازار پولی در کشورهای توسعه‌یافته نیز متفاوت از کشورهای در حال توسعه می­باشد؛که ساختار مالی کشورهای توسعه‌یافته نیز متفاوت از کشورهای در حال توسعه می­باشد و این به خاطر وجود درجه­ی تقارن اطلاعاتی بالا و تکامل‌یافته در این کشورها بوده است ولی در کشورهای در حال توسعه بازار پولی در مقایسه با بازار مالی قدرتمند­تر عمل می­کند.

منصف و همکاران (۱۳۹۲)، به بررسی توسعه­ی مالی بر رشد اقتصادی گروه دی هشت پرداخته و روش علیت گرنجری پانلی با رویکرد بوت استریپ را برای این کار برگزیدند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که در بین شاخص­های توسعه مالی اعتبار های بخش بانکی در همه کشورهای منتخب به جز پاکستان علت رشد اقتصادی بوده است. 

 

3- مبانی نظری

در این بخش اقدام به بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم توسعه مالی بر مصرف انرژی شده است و از طرفی درجهت بررسی ارتباط بین توسعه مالی و مصرف انرژی به بررسی مبانینمونه سادورسکی[viii] پرداخته می‌شود.

 

3-۱-ارتباط نظام مالی و رشد اقتصادی

در ارتباط بین رشد اقتصادی و توسعه مالی، پازل رشد اقتصادی_توسعه بازارهای مالی مطرح می­گردد که در یک جمع­بندی سه تئوری برای آن معرفی شده است (چی چونگ[ix]، 2000). در تئوری اول فرضیه فرایند رشد اقتصادی- توسعه بازرهای مالی[x]مطرح می­شود. در نقطه مقابل این فرضیه، فرضیه فرآیند توسعه بازارهای مالی - رشد اقتصادی[xi]قرار دارد که بیان می­کند؛رشد اقتصادی بالاتر می­تواند تقاضای لازم جهت شکل­گیری و ایجاد ابزارها و زمینه­های توسعه بازار مالی را فراهم آورد و این بازارها ناچارند خود را با تقاضا و تغییرهایایجادشده در بخش­های مختلف اقتصاد هماهنگ کند. در فرضیه سوم، فرض بازخورد[xii] مطرح می­شود این فرضیه بیان می­کند یک رابطه علی دو طرفه بین توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی وجود دارد. در این مطالعه مبانی مرتبط با تئوری اول مطرح می­شود. به طورکلی دامنه ارتباط بین بازارهای مالی و توسعه آن و رشد اقتصادی شامل مباحث مربوط به وظایف واسطه­های مالی در تولید اطلاعات درباره سرمایه­گذاری­های ممکن، نظارت بر سرمایه‌گذاری‌هاو اعمال حکمرانی شرکت­ها، پراکنده­سازی و مدیریت ریسک و تجهیز و تجمیع پس اندازاست.

3-2- تسهیل مبادله[xiii]

نظام­ها و ابزارهای مالی با کاهش هزینه­های مبادله، زمینه مبادله های بیشتر و گسترده­تر و در نتیجه بهره­وری بیشتر و رشد اقتصادی را فراهم می­کنند. چون هر مبادله­ای دارای هزینه است، ترتیبات مالی که هزینه­های مبادله را کاهش می­دهند، تقسیم کار بیشتر را تسهیل می­کنند. بدین شکل بازارهایی که مبادل ها را افزایش می­دهند، باعث افزایش بهره­وری می­گردند (لوین[xiv]، 2003). هم­چنین واسطه­های مالی می­توانند با جذب سرمایه­های خارجی، دسترسی بنگاه به تأمین مالی از خارج را تسهیل کنند. ترتیبات مالی می­توانند هزینه­های معامل ها را پایینآورده و از این رو تخصیص، نوآوری­های فناوری و رشد را موجب شود. (شیوا، ۱۳۸۰:۴۴).

در آخر می­توان اثر غیرمستقیم توسعه مالی، چه توسعه بازار سرمایه و بازار پول بر مصرف انرژی را به پیروی از راس لوین به شکل زیر نشان داد.

 

 

شکل شماره ۱: اثر غیرمستقیم توسعه مالی بر مصرف انرژی

 

3-۳-  توسعه مالی و مصرف انرژی

توسعه مالی می­تواند به صورت مستقیم نیز مصرف انرژی را تغییر دهد. توسعه مالی به دلیل این­که امکان وامگیری را برای مصرف­کنندگان و خانوارها فراهم می­کند باعث افزایش بودجه خانوارها شده و به عبارتی منحنی درآمد خانوار را به سمت بالا انتقال داده و مصرف خانوار را افزایش می­دهد. این افزایش مصرف باعث می شد خانوارها بتوانند کالاهای انرژیبر را خریداری نمایند. مانند: اتومبیل، وسایل الکتریکی و ... که اغلب گران­تر هستند؛این امر به طور مستقیم مصرف انرژی را افزایش می­دهد(کاکر و همکاران[xv]، ۲۰۱۱).

توسعه مالی هم­چنین این امکان را برای تولیدکنندگان فراهم می­آورد که بتوانند خطوط تولید خود را گسترش داده و ماشین­آلات جدید را نیز به خدمت بگیرند، ماشین­آلات  و ادواتی که قاعدتاًانرژیبر بوده و برای تولید آن­ها نیز انرژی صرف شده است. همانند شکل ۲ می­توان اثر مستقیم توسعه مالی بر مصرف انرژی را نیز به صورت زیر نشان داد. 

 

شکل شماره ۲: اثر مستقیم توسعه مالی بر مصرف انرژِی

 

3-۴- مدل سادرورسکی

در جهت بررسی ارتباط بین توسعه مالی و مصرف انرژی، سادورسکی در سال (۲۰۱۱) با استفاده از شاخص توسعه بازار بورس و توسعه بازار پول برای بازار مالی از طریق روش گشتاور تعمیم یافته بر پایه داده­های سری زمانی(۲۰۰۸-۱۹۹۶) مدل (2) را تخمین زدند.

(2)

 

 

که در آن ، مصرف انرژی سرانه معادل کیلوگرم نفت، ، تولید ناخالص داخلی سرانه، ، شاخص قیمت نفت خام  که به جای قیمت انرژی جایگزین شده است، ، ترکیبی از شاخص­های توسعه مالی، ،اثر عوامل مشاهده نشده در سطح کشورها، ، اثر عوامل مشاهده نشده در زمان خاص و ، جزء اخلال مدل می­باشد. از طرفی دیگر مدل تحقیقی سادورسکیمصرف انرژی را تابعی از تولید ناخالص داخلی سرانه، قیمت انرژی، متغیرهای توسعه مالی و مصرف سال قبل انرژی می­داند. بنابرین شکل کلی مدل به صورت مدل(3) است.

(3)

 

 

که در آن ، مصرف انرژی، ، تولید ناخالص داخلی سرانه، ، قیمت انرژی و ، متغیرهای توسعه مالی و  ، مصرف سال قبل انرژی می­باشد. رابطه بالا نشانگر اثر عوامل قیمتی، توسعه مالی و درآمدی بر مصرف انرژی است. بنابراین شکل کلی مدل برای گروه کشورها به صورت مدل(4)است.

(4)

 

 

که در آن ، مصرف انرژی سرانه معادل کیلوگرم نفت، ، تولید ناخالص داخلی سرانه، ، قیمت انرژی، ، ترکیبی از شاخص­های توسعه مالی، ،اثر عوامل مشاهده نشده در سطح کشورها، ، اثر عوامل مشاهده نشده در زمان خاص و ، جزء اخلال مدل می­باشد.همچنین برای  تفسیر ضرایب به عنوان کشش است و براساس کارهای قبلی ازطرفین معادله لگاریتم گرفته شد.مدل نهایی به صورت زیر است.

(5)

 

 

  • مصرف انرژی: داده­های مصرف انرژی بر اساس مصرف سرانه معادل کیلوگرم نفت برای کشورها استخراج شده است.
  • تولید ناخالص داخلی: که آمار آن به صورت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت­های ثابت سال۲۰۰۵ از بانک جهانی استخراج شده است. با توجه به ویژگی­های تولید انبوه و ضروری بودن انرژی در فرآیند تولید کالاها و توجه به این امر که افزایش تولید سرانه به مثابه افزایش درآمد تلقی می­شود؛ انتظار می­رود که افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه اثر مثبت بر روی مصرف سرانه انرژی داشته باشد(البته این موضوع به پست نبودن کالا بستگی دارد).
  • قیمت انرژی: با توجه به در دسترس نبودن اطلاعات مربوط به قیمت انرژی برای تمامی کشورها، به پیروی از مطالعه های صورت گرفته، قیمت نفت بر حسب دلار جایگزین قیمت انرژی شده است که اطلاعات مربوط به قیمت نفت از آژانس بین­المللی انرژی و اداره اطلاعات وزارت انرژی آمریکا استخراج شده است. به دلیل این­که کشورها به دو دسته نفتی و غیرنفتی تقسیم‌شده‌اند، برای کشورهای عضو[xvi] اوپک[xvii]، قیمت نفت اوپک استفاده‌شده و برای بقیه کشورها قیمت جهانی نفت استفاده شده است.
  • Ø       شاخص­های توسعه مالی: که به دو دسته متغیرهای بانکی و متغیرهای بازار سرمایه می­شوند. . با توجه به دردسترس بودن اطلاعات برای گروه کشورها ،ازمیان متغیرهای بازارسرمایه، حجم معامله های دربازارسهام[xviii]، ارزش بازار سهام به تولید ناخالص داخلی[xix]، تعداد شرکت­های فهرست شده به ازای هر ۱۰۰۰۰ نفر[xx]و نسبت گردش مالی سهام مبادله شده؛ نسبت گردش مالی سهام مبادله شده[xxi](lstt) به عنوان نماینده بازار سرمایه مورد استفاده قرار گرفت و از میان متغیرهای بانکی، نسبت سپرده­های پولی بانک به تولید ناخالص داخلی[xxii]، سهم تعهد های نقدینگی به تولید ناخالص داخلی[xxiii]، اعتبار خصوصی به تولید ناخالص داخلی[xxiv]، هزینه­های سربار بانک[xxv]،بازگشت دارایی[xxvi]، نسبت هزینه –درآمد[xxvii]، حاشیه بهره خالص[xxviii]، اعتبار داخلی برای بخش خصوصی درصد از تولید ناخالص داخلی[xxix](ldcp) و غیره؛ اعتبار داخلی برای بخش خصوصی درصد از تولید ناخالص داخلی به عنوان نماینده بخش بانکی مورد استفاده قرار گرفت. این اطلاعات از بانک جهانی استخراج شد. براساس تئوری­های ذکرشده اثر این متغیرها بر روی مصرف انرژی می­تواند مثبت، منفی یا بی­اثر باشد.

 

4- روش برآورد مدل تحقیق

مدل تحقیق بر اساس تحقیقی که پری سادورسکی در سال ۲۰۱۰ انجام داده است و در آن ارتباط بین شاخص­های توسعه مالی و مصرف انرژی را بررسی کرده است انتخاب شده است. برای بهدست آوردن رابطه بین مصرف انرژی و شاخص­های توسعه مالی از روش گشتاورهای تعمیم‌یافته[xxx](GMM) استفاده کرده­ایم که تخمین­زنی برای پانل پویاست[xxxi] و به وسیله هولتز - ایکین[xxxii] ، نوی و روسن[xxxiii]، آرلانو و بوند[xxxiv]،آرلانو و بور[xxxv] توسعه داده شده است و امروزه به طور وسیعی در کارهای تجربی مورد استفاده قرار می­گیرد. در این تحقیق از دو دسته داده­های مقطعی[xxxvi] و داده­های سری زمانی[xxxvii] استفاده شده است که به آن داده­های پانل می­گویند. روش داده­های پانل هر دو بعد زمان و مکان را در نظر می­گیرد به طور کلی می­توان گفت مزیت استفاده از داده­های پانل نسبت به سری زمانی و داده­های مقطعی این است که داده­های پانل اطلاعات آگاهی‌دهنده بیشتر، تنوع‌پذیری بیشتر، همخطی کمتر بین متغیرها، درجات آزادی و کارایی بیشتر را فراهم می­کند. درحالی‌که سری­های زمانی اغلب دچار همخطی می­باشند. در داده­های پانل به دلیل این­که ترکیبی از سری­های زمانی و مقطعی می­باشد، بعد مقطعی باعث اضافه شدن تنوع بسیار زیادی می­شود که با در دست داشتن این اطلاعات می­توان برآوردهای معتبر­تری را انجام داد. در ضمن این روش امکان بیشتری برای شناسایی و اندازه­گیری اثراتی را فراهم می­آورد که به وسیله آمارهای مقطعی و یا سری زمانی به سادگی قابل‌شناسایی نیست(بالتاجی[xxxviii]،۱۹۹۵)

 

4-1- تخمین­زن گشتاورهای تعمیم‌یافته ( GMM ) در مدل­های داده­های پویا

داده­های پانل برای آزمایش اثر های پویا مناسب به نظر می­رسند، همان­طور که در مدل (6) مشاهده می­شود:

   (6)

 

مجموعه متغیرهای سمت راست و  اکنون شامل متغیر وابسته و وقفه­دار  می­باشد. با اضافه کردن پویایی­ها در یک مدل به این صورت تغییر عمده در تفسیر معادله صورت می­گیرد. بدون متغیر وقفه­دار" متغیرهای مستقل" مجموعه کامل اطلاعات را که نتیجه مشاهده‌شده  را تولید می­کند، نشان می­دهند. با متغیر وقفه­دار، اکنون در معادله نمایش کاملی از متغیر­های سمت راست را داریم، بنابراین هر اثر اندازه­گیری شده مشروط به این مساله است و در این مورد، هر اثری از  اثر اطلاعات جدید را بیان می­کند.پیچیدگی­های ذاتی در تخمین چنین مدلی ظهور می­کند. در هر دوی اثر های ثابت و تصادفی، مشکل متغیر وابسته وقفه­دار است که اساس این آشفتگی می­باشد، حتی اگر فرض شود که  دارای خود همبستگی نیست؛ تخمین­زننده اثر های ثابت از  می­تواند به عنوان میانگین n تخمین­زننده در نظر گرفته شود. فرض کنید که  که تعداد متغیرها در  است. سپس داریم:

 

   (7)

که برابر است با:

  (8)

 

کهردیف‌های ماتریس ،  و  هستند و  ماتریس  است که انحرافات از میانگین­های گروهی را ایجاد می­کند. در هر تخمین­زننده خاص گروهی،  ناسازگارتر است،همان­طور که در نمونه­های محدود انتظار می­رود واریانس آن وقتی که n افزایش می­یابد به سمت صفر میل می­کند و این ماتریس که از میانگین وزنی n تخمین­زننده ناسازگار شکل گرفته است نیز ناسازگار خواهد بود. مساله در مدل اثرات تصادفی شفاف­تر است، در مدل (9) قابل مشاهده است.

 

      (9)

 

متغیر وابسته وقفه­دار با جزء اخلال ترکیبی در مدل همبسته است، که همان  است و برای هر مشاهده در گروه i وارد معادله می­شود. هیچ‌کدام از این نتایج مدل را غیرقابل تخمین نمی­کند ولی استفاده از تکنیک­هایی غیر از تخمین­زننده­های LSDVیا FGLS را ضروری می­کنند. نگرش کلی که در مراحل مختلف در ادبیات توسعه پیداکرده‌اند؛ به تخمین­زننده­های متغیرهای ابزاری و در سال های اخیر آرلانو- بوند ۱۹۹۱ و آرلانو- بور ۱۹۹۵ به یک تخمین­زننده GMM روی می­آورند. برای مثال در هر دوی مدل­های اثر های ثابت و تصادفی، این عدم تجانس با یک تفاضل مرتبه اول برطرف می­شود که مدل (۱۰) را تولید می­کند:

         (10)

 

 این مدل هنوز با همبستگی بین متغیر وابسته وقفه­دار و جزء اخلال پیچیده­تر می­شود و با میانگین متحرک مرتبه اول جزء اخلالش. اما با وجود اثر های ثابت گروهی، یک تخمین­زننده متغیرهای ابزاری ساده در دسترس است. با فرض اینکه سری­های زمانی به اندازه کافی طولانی است، می­توان تفاضل مرتبه­دار را استفاده نمود،  یا سطوح وقفه­دار بیشتر می­توانند به عنوان ابزاری برای  استفاده شوند؛ متغیرهای دیگر می­توانند به عنوان ابزاری برای خود مورد استفاده قرار گیرند؛ با این ساختار، این مدل یک فرم استاندارد از تکنیک متغیرهای ابزاری می­باشد و این نگرش حمایت از متغیرهای ابزاری برای تخمین را روشن می­سازد(گرین[xxxix]، 1997).

 

 

4-2- مدل پانل پویا[xl]

با توجه به ماهیت مدل در این تحقیق که متغیر وابسته با وقفه سمت راست معادله وجود دارد به منظور تخمین معادله از مدل پانل پویا استفاده می­کنیم. یکی از منافع و کاربردهای پانل پویا درک بهتر پویایی­ها است. روابط پویا با حضور متغیرهای وابسته وقفه­­دار میان متغیرهای توضیحی مدل­سازی می­شود.

 

                 (11)

 

که در آن  یک اسکالر است. بردارهای  و  می­باشند. با فرض اینکه  از مدل جزء اخلال یک طرفه تبعیت می­کند، به عبارتی تنها یک عامل باعث تفاوت مقطع­هاست و آن الگوی اثر های ثابت است[xli] :  که در آن  مستقل از یکدیگراند. مساله خود همبستگی به دو دلیل حضور متغیر وابسته وقفه­دار در میان متغیرهای توضیحی و اثر های مقطعی نامتجانس بین مقاطع آشکار می­گردد. نخست به برخی از مسائل وجود متغیر وابسته وقفه­دار می­پردازیم. از آن­جا که  تابعی از  است، آشکار است که  نیز تابعی از  است، بنابراین متغیر  به عنوان یک متغیر توضیحی در سمت راست معادله با جزء خطای  همبسته است و این خود سبب تورش­دار شدن و ناسازگار شدن تخمین­زننده OLS خواهد شد. حتی اگر  به صورت سریالی همبسته نباشد تخمین­زننده GLS نیز با فرض اثر های تصادفی برای مدل­های پانل پویا تورش­دار خواهد بود.

آرلانو و بوند[xlii](۱۹۹۱) فرآیندی از گشتاور تعمیم‌یافته را پیشنهاد دادند که کاراتر از تخمین­زننده­های قبلی است. آن­ها با استفاده از تبدیل تفاضل مرتبه اول از معادله های مورد نظر که باعث حذف اثر هاثابت می­شود و سپس با به‌کارگیری برآوردگر GMM برآوردی قابل‌اعتماد برای این نوع مدل­ها معرفی نموده­اند. آنچه درباره این برآوردکننده اهمیت دارد، این است که این تخمین­زننده قدرتمند نیازی به اطلاع دقیق از توزیع جمله های اخلال ندارد. فرض بنیادی این روش بر این پایه بنانهاده شده است که اخلال­ها در معادله ها با مجموعه متغیرهای ابزاری غیرهمبسته­اند و با انتخاب متغیرهای ابزاری صحیح، این روش تخمین با اعمال یک ماتریس وزنی می­تواند برای شرایط واریانس ناهمسانی و نیز خود همبستگی­های ناشناخته برآورد­کننده قدرتمندی بسازد.

 

5- برآورد مدل و تجزیه و تحلیل نتایج

برای برآورد مدل (۵) با استفاده ازنرم‌افزارEviews برای دو گروه کشورهای نفتی و غیرنفتی از اطلاعات ۳۳ کشور طی بازه زمانی ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۱ استفاده ­شده است. کشورها به دو گروه تقسیم‌شده‌اند گروه اول ۱۴ کشور در حال توسعه، اکوادور، مصر، ایران، کویت، نیجریه، قطر، عربستان، امارات، ونزوئلا، بحرین، اندونزی، مالزی، عمان، تونس را شامل می­شود که دارای تولید نفت بالا هستند. گروه دوم ۱۹ کشور اروپایی در حال توسعه و کمتر توسعه‌یافته، بلغارستان، کرواسی، قبرس، چک، استونی، مجارستان، لیتوانی، لهستان، رومانی، صربستان، اسلونی، اوکراین، لتونی، مقدونیه، ارمنستان، گرجستان، یونان، پرتغال، اسلواکی را شامل می­شود که سهم نفت از تولد ناخالص آن­ها صفر یا ناچیز است. اطلاعات مورد نیاز متغیرها برای تمامی کشورها از بانک جهانی[xliii] و آژانس بین­المللی انرژی[xliv] به دست آمده است.. برای مقایسه بین دو بازار سرمایه و بخش بانکی برای هر گروه کشور دو مدل جداگانه تخمین زده شد.

نتایج جدول شماره ۱ نشان­دهنده این است که برای گروه کشورهای غیر نفتی ۴۷ درصد مصرف انرژی هر سال توسط لگاریتم مصرف انرژی سال گذشته آن توضیح داده می­شود. وقفه زمانی در ضریب مصرف انرژی تبیین‌کننده این موضوع می‌باشد  که این متغیر باید خود را تعدیل کند لذا یک منهای ضریب به عنوان ضریب تعدیل بیان می‌شود؛ که معکوس ان سرعت تعدیل متغیر را نشان می‌دهد.

 ضریب متغیر لگاریتم قیمت نفت نشان می­دهد که تغییر در این متغیر، مصرف انرژی را به میزان ۰٫۰۱۹- درصد در جهت عکس تغییر می­دهد که به معنای رابطه معکوس قیمت نفت (به عنوان جایگزین قیمت انرژی) و مصرف انرژی است. ضریب متغیر لگاریتم تولید ناخالص داخلی سرانه نشان­ می­دهد که این متغیر رابطه مثبت و مستقیم با مصرف انرژی دارد و یک درصد  تغییر در تولید ناخالص داخلی سرانه، مصرف انرژی را به میزان ۰٫۱۵ درصد تغییر می­دهد. Prob مربوط به متغیرهای قیمت نفت، تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی سال قبل بیانگر تأیید آن­ها در سطح معناداری ۱% است. ضریب متغیر لگاریتم اعتبار داخلی به بخش خصوصی به عنوان نماینده متغیرهای بانکی، نشانگر اثر مثبت این متغیر بر روی مصرف انرژی در سطح معناداری ۵% است. این امر بیان می­کند که یک درصد  تغییر در میزان اعتبار داخلی به بخش خصوصی مصرف انرژی را ۰٫۰۲ درصد تغییر می­دهد. Pval آزمون سارگان[xlv]که برای بررسی بیش از حد شناسایی شدن مدل در پانل پویا و روش گشتاورهای تعمیم‌یافته استفاده می­شود[xlvi] (یک آزمون کای –دو که برای بررسی همبسته بودن اجزاء اخلال و متغیرهای ابزاری انجام می­شود و اگر آماره آن زیر ۵% باشد به معنای تصریح نامناسب مدل است[xlvii]) نشان می­دهد که در سطح معناداری ۵% متغیرهای ابزاری مدل به خوبی انتخاب‌شده‌اند و بیش از حد شناسایی‌شده[xlviii]نیستند.

 

جدول(۱). بررسی اثر توسعه مالی بر روی مصرف انرژی در کشورهای غیرنفتی

Prob

t-statistic

Std. error

Coefficient

Variable

0.00

95,78

0.0049

0.47

Leu(-1)

0.009

-2,59

0,0074

0.019-

Lop

0.00

16,62

0.0093

0.15

Lgp

0.012

2,51

0.0082

0,02

Ldcp

Pval=0,34

Instrument rank=20

j-statistic= 17,68

منبع: یافته­های تحقیق

 

نتایج جدول شماره ۲ برای کشورهای غیرنفتی نشان می­دهد که ۵۲% مصرف انرژی هر سال توسط لگاریتم مصرف انرژی سال قبل آن توضیح داده می­شود. ضریب متغیر لگاریتم قیمت نفت نشان می­دهد که تغییر قیمت نفت باعث تغییر مصرف انرژی به میزان ۰٫۰۱۴ -درصد خواهد شد. هم­چنین ضریب متغیر لگاریتم تولید ناخالص داخلی اثری مثبت به میزان ۰٫۱۳ درصد بر روی مصرف انرژی دارد. ضریب متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده نیز نشان می­دهد که این متغیر اثری منفی به میزان۰٫۰۰۳ -درصد بر روی مصرف انرژی دارد. به عبارتی دیگر ضریب متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده نشان­ می­دهد که این متغیر رابطه منفی و مستقیم با مصرف انرژی دارد و یک درصد تغییر در نسبت گردش مالی سهام ، مصرف انرژی را به میزان ۰٫۰۰۳ - درصد تغییر می­دهد. تمام ضرایب در سطح معناداری ۱% تأیید می­شوند. هم­چنین Pval آزمون سارگان بیانگر انتخاب متغیرهای ابزاری مناسب برای مدل و عدم همبستگی بین اجزاء اخلال و متغیرهای ابزاری است.

 

جدول(۲). بررسی اثر توسعه مالی بر روی مصرف انرژی در کشورهای غیرنفتی

Prob

t-statistic

Std. error

Coefficient

Variable

0.00

141,39

0.0036

0,52

Leu(-1)

0.00

-4,57

0,0031

-0.014

Lop

0.00

43,60

0.0031

0,13

Lgp

0,00

-5,07

 

0,00071

-0.003

Lstt

Pval=0,61

Instrument rank=22

j-statistic= 15,74

منبع: یافته­های تحقیق

 

جدول شماره ۳ برای کشورهای نفتی نشان می­دهد که تغییر های لگاریتم مصرف انرژی در سال قبل ۰٫۹۴ درصد مصرف انرژی هر سال را توضیح می­دهد. ضریب متغیر لگاریتم قیمت نفت نشان­ می­دهد که یک درصد تغییر در این متغیر مصرف انرژی را به میزان ۰٫۰۰۹  -درصد در جهت عکس تغییر می­دهد. ضریب متغیر لگاریتم تولید ناخالص داخلی سرانه برای کشورهای نفتی نشان می­دهد که یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی سرانه، مصرف انرژی را به میزان ۰٫۰۷۱ درصد افزایش می­دهد. ضریب متغیر لگاریتم اعتبار داخلی برای بخش خصوصی در کشورهای نفتی نیز نشان می­دهد که یک درصد افزایش در این متغیر مصرف انرژی را به میزان ۰٫۰۰۹ درصد افزایش می­دهد.

 تمامی ضرایب در سطح معنی­داری ۱% معنادار هستند. هم­چنین Pval آزمون سارگان نیز بزرگ‌تر از ۵% است که به معنای انتخاب مناسب متغیرهای ابزاری است.جدول شماره ۴ برای کشورهای نفتی نشان می­دهد که متغیر لگاریتم مصرف انرژی سال قبل همانند مدل قبل است و دارای قدرت توضیح دهندگی ۰٫۹۴ در سطح معناداری ۱% است. متغیر لگاریتم قیمت نفت اثر مثبتی را بر روی مصرف انرژی نشان می­دهد ولی این ضریب در سطح معنی­داری ۵% و ۱۰% رد شده است. ضریب متغیر لگاریتم تولید ناخالص داخلی سرانه نیز نشان می­دهد که این متغیر اثر مثبتی به میزان ۰٫۰۶۵ درصد بر روی مصرف انرژی در سطح معنی­داری ۱۰% دارد. ضریب متغیر لگاریتم نسبت گردش مالی سهام مبادله شده نیز اثر معکوس -۰٫۰۰۹۴ درصد را بر روی مصرف انرژی در سطح معنی­داری ۵% نشان می­دهد. Pval آزمون سارگان نیز نشان از انتخاب ابزارهای مناسب دارد.نتایج برآوردها نشان می­دهد که برای کشورهای غیرنفتی اثر قیمت نفت بر روی مصرف انرژی در هر دو مدل منفی است که با تئوری­های اقتصاد خرد و انتظارات تطابق دارد. اما از آنجا که مدل بر اساس فرم لگاریتمی بوده است و در این فرم تابعی ضرایب متغیرها کشش را نشان می­دهند؛ ضرایب کوچک متغیر قیمت نفت بیانگر کم کشش بودن مصرف انرژی نسبت به قیمت نفت است.

 برای متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه نیز اثر مربوطه مطابق انتظار و مبانی نظری است. اثر این متغیر بر مصرف انرژی نشان می­دهد که هر چه تولید سرانه افزایش یابد یا به نوعی تولید ناخالص داخلی رشد داشته باشد؛ مصرف انرژی نیز افزایش خواهد یافت. این امر تأییدکننده این واقعیت است که برای افزایش تولید، مصرف انرژی نیز به عنوان یک تقاضای مشتقه افزایش خواهد یافت.همچنین می­تواند به عنوان تأییدی بر این امر باشد که چنان­چه توسعه مالی باعث رشد اقتصادی شود، مصرف انرژی نیز از این کانال افزایش خواهد یافت که به معنای تأییداثر غیرمستقیم توسعه مالی بر مصرف انرژی است. نتایج نشان می­دهد که برای کشورهای نفتی اثر متغیرهای توسعه مالی بر روی مصرف انرژی متفاوت است. جدول شماره ۱ نشان­دهنده اثر مثبت متغیر اعتبار داخلی برای بخش خصوصی بر روی مصرف انرژی است که متغیر اعتبار داخلی برای بخش خصوصی یک متغیر بانکی است و این اثر مطابق با انتظار های تأییدکننده نظریه رهبر بودن توسعه مالی است. ولی جدول شماره ۲ نشان می­دهد که متغیر نسبت گردش مالی سهام مبادله شده که نماینده متغیرهای بازار سرمایه است اثر منفی بر روی مصرف انرژی دارد که بر خلاف انتظارات تحقیق است. برای کشورهای نفتی نتایج نشان می­دهد که قیمت نفت در جدول ۳ اثر منفی بر روی مصرف انرژی دارد، این اثر مطابق انتظار ها و تئوری است.

 

جدول(۳). بررسی اثر توسعه مالی بر روی مصرف انرژی در کشورهای نفتی

Prob

t-statistic

Std. error

Coefficient

Variable

0.00

189,63

0.0049

0,94

Leu(-1)

0.00

-7,9

0,0012

-0.009

Lop

0.00

8,44

0.0084

0,071

Lgp

0,006

2,77

 

0,0042

0.009

Ldcp

Pval=0,46

Instrument rank=202

j-statistic= 199,24

منبع: یافته­های تحقیق

 

در جدول ۴، مدل با استفاده از متغیرهای بازار سرمایه تخمین زده شده است اثر قیمت نفت بر روی مصرف انرژی رد شده است که بر خلاف انتظار ها و مبانی خرد مربوطه است. اثر متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه بر روی مصرف انرژی نیز مثبت است که مطابق انتظار بوده و اثر رشد بر مصرف انرژی و به تبع آن اثر غیرمستقیم توسعه مالی بر روی مصرف انرژی را تأیید می­کند هر چند که میزان اثرگذاری آن کوچک است. برای متغیرهای توسعه مالی نتایج همانند کشورهای غیرنفتی به دست آمد. نتایج نشانگر اثر مثبت متغیر بانکی اعتبار داخلی برای بخش خصوصی بر روی مصرف انرژی است، این اثر مطابق انتظار و فرضیه تحقیق است و نظریه رهبر بودن توسعه مالی را تأیید می­کند. اما برای متغیر بازار سرمایه نسبت گردش مالی سهام مبادله شده اثر همانند کشورهای غیرنفتی منفی است و برخلاف تمامی نظریات مربوط به توسعه مالی و مصرف انرژی است.

 

جدول(۴). بررسی اثر توسعه مالی بر روی مصرف انرژی در کشورهای نفتی

Prob

t-statistic

Std. error

Coefficient

Variable

0.00

28,16

0.0334

0,94

Leu(-1)

0.42

0,79

0,0082

0,006

Lop

0.06

1,83

0.0353

0,065

Lgp

0,02

-2,21

 

0,004

-0.0094

Lstt

Pval=0,61

Instrument rank=182

j-statistic= 172,01

منبع: یافته­های تحقیق

 

مقایسه نتایج در دو گروه کشورها نشان می­دهد که در کشورهای غیرنفتی اثر منفی قیمت نفت بر روی مصرف انرژی بزرگ‌تر از کشورهای نفتی است. این تفاوت می­تواند به دلیل این امر باشد که کشورهای غیرنفتی واردکننده نفت بوده و حساسیت بیشتری نسبت به تغییر قیمت نفت دارند و در کشورهای نفتی به دلیل این که بخش عمده انرژی و نفت مورد نیاز از داخل تأمین می­شود، قیمت­های انرژی پایین تر بوده و حساسیت مصرف‌کنندگان نسبت به قیمت آن کمتر است. این موضوع براساس مساله کمیابی در اقتصاد منابع توجیه می­شود. همچنین رد شدن اثر قیمت نفت بر روی مصرف انرژی در جدول ۴ برای کشورهای نفتی می­تواند به دلیل مناسب نبودن متغیر قیمت نفت به عنوان جایگزین قیمت انرژی باشد. یا می­تواند به این موضوع برگردد که در برخی کشورهای نفتی، انرژی یارانه­ای بوده و یا مواد خام مانند نفت به صورت ارزان در اختیار بخش نیرو قرار می­گیرد، در این شرایط واکنش مصرف‌کنندگان به قیمت نفت به عنوان عاملی مهم در تصمیم­گیری مصرفی مخدوش و غیرواقعی خواهد بود. مقایسه تولید ناخالص داخلی سرانه برای کشورهای نفتی و غیرنفتی نشان می­دهد که اثر تولید ناخالص داخلی بر روی مصرف انرژی در کشورهای غیرنفتی بزرگ‌تر از کشورهای نفتی است. این امر به این معناست که رشد تولید در کشورهای غیرنفتی بیشتر از کشورهای نفتی به سمت تولید های انرژی بر رفته است که بیشتر صنعتی هستند. تولید در کشورهایی مانند ایران، امارات، قطر و ... به خوبی تأیید می­کند که در این کشورها بیش از آن­که رشد تولید از جانب بخش صنعت که بخشی انرژی­بر است باشد، از جانب بخش خدمات بوده است که کمتر از بخش صنعت انرژی مصرف می­کند. مقایسه اثر متغیر بانکی بر روی مصرف انرژی در دو گروه کشور نشان می­دهد که در کشورهای غیرنفتی نسبت به کشورهای نفتی، (با لحاظ کردن متغیر مورد نظر به عنوان نماینده متغیرهای بانکی) توسعه بخش بانکی تأثیر مثبت بسیار بیشتری بر روی مصرف انرژی دارد که به معنای کارایی بالاتر بخش بانکی در کشورهای غیرنفتی است. دلیل این تفاوت شاید به رفتار متفاوت دو گروه کشور در قبال بخش بانکی بر­می­گردد. در سال­های اخیر کشورهایی مانند مجارستان، کرواسی و ... تخصیص منابع در نظام بانکی خود را سامان داده و مواردی مانند وام­های توأم با دشواری که رشد اقتصادی را نیز کاهش می­دهند را کاهش داده­اند و به دنبال تخصیص منابع به بخش‌های تولیدی رفته­اند. از طرف دیگر در سال­های اخیر میزان سوداگری در کشورهایی مانند ایران به شدت بالا رفته است، مواردی این‌چنین باعث تخصیص ناکارای منابع بانکی به بخش تولیدی شده و به همین دلیل منابع بانکی به سمت فعالیت­های که تولید و مصرف انرژی را در پی دارند نرفته­ است. این عوامل بر روی وام­گیری مصرف­کنندگان برای مصرف کالاهای بادوام نیز اثر منفی می­گذارد و در نهایت اثر متغیرهای بانکی بر مصرف انرژی را در کشورهای نفتی کاهش می­دهد. مقایسه متغیر بازار سرمایه در دو گروه کشور نیز نشانگر این است که وضعیت توسعه بازار سرمایه بر مصرف انرژی در کشورهای نفتی بدتر از کشورهای غیرنفتی است. این اثر نخست نشان می­دهد که بازار سرمایه در دو گروه به اندازه بخش بانکی توسعه‌یافته و عمیق نیست. شاید از دو گروه کشورهای بازار سرمایه هیچکدام نقش چندانی در تولید و بخش صنعت ندارد و شاید گردش مالی در این بخش به امور سوداگرانه و بورس­بازی مربوط می­باشد. یک توجیه دیگر برای این اثر منفی این است که، بازار سرمایه به عنوان بازار تأمین مالی وام­های بلندمدت شناخته می­شود. وام­هایی که اغلب برای بخش تولیدی استفاده می­شود وام های مصرفی هستندزیرا کوتاه­مدت و یک ساله هستند. با توجه به این امر می­توان این توجیه را به کاربرد که توسعه بازار سرمایه باعث افزایش وام­گیری توسط تولیدکنندگان می­شود؛ اما تولیدکنندگان این منابع مالی را به سمت کالاها و خطوط تولیدی می­برند که بهره­وری انرژی بالاتری دارند. به عبارت دیگر این منابع مالی به سمت تکنولوژی­هایی سوق داده می­شود که مصرف انرژی کمتری دارند. با توجه به این امر توسعه بازار سرمایه باعث افزایش تولید می­شود درحالی‌که مصرف انرژی کاهش می­یابد. همچنین ممکن است متغیر گردش مالی سهام مبادله شده متغیر مناسبی برای توسعه بازار سرمایه نباشد. موضوعی که باید در اینجا اشاره شود این است که اثر های ناچیز متغیرهای بخش بانکی و بازار سرمایه بر مصرف سرانه انرژی ممکن است به این دلیل باشد که متغیرهای انتخابی اعتبار داخلی برای بخش خصوصی درصد از تولید ناخالص داخلی و نسبت گردش مالی سهام مبادله شده متغیرهای مناسبی برای بررسی اثر توسعه مالی بر روی مصرف سرانه انرژی نیستند و باید متغیرهای دیگری به این مطالعه اضافه می­شدند ولی به دلیل در دسترس نبودن اطلاعات سایر متغیرهای بخش بانکی و بازار سرمایه برای تمامی کشورها ما در این مطالعه ناگزیر از این دو متغیر به تنهایی استفاده کرده­ایم.

 

۶- نتیجه­گیری

نتایج نشان داد که برای کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی اثر توسعه بخش بانکی بر روی مصرف انرژی مثبت است ولی این اثر در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی بزرگ‌تر از کشورهای  در حال توسعه نفتی است. همچنین اثر توسعه بازار سرمایه بر روی مصرف انرژی منفی بود. بنابراین در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش مبنی بر این که آیا توسعه مالی اثر معنادار بر روی مصرف انرژی دارد؟ می­توان گفت که توسعه مالی اثر معنادار بر مصرف انرژی دارد اما این اثر برای بخش بانکی و بازار سرمایه متفاوت است. به نحوی که برای کشورهای در حال توسعه نفتی و غیرنفتی اثر توسعه بخش بانکی بر مصرف انرژی به ترتیب ۰٫۰۰۹ درصد و ۰٫۰۲ درصد است اما برای بازار سرمایه این مقدار ۰٫۰۰۹-  درصد و ۰٫۰۰۳-  درصد است. با توجه به نتایج می­توان به این صورت به پرسش دوم مبنی بر این که آیا  اثر توسعه مالی بر مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه نفتی و غیرنفتی متفاوت است؟ پاسخ داد که در کشورهای در حال توسعه غیرنفتی اثر توسعه بخش بانکی بر مصرف انرژی بزرگ‌تر است؛ولی توسعه بازار سرمایه اثر منفی کوچک‌تری بر مصرف انرژی دارد. بنابراین می­توان گفت که توسعه مالی در ساختارهای غیرنفتی اثر بهتری بر مصرف انرژی دارد که این تفاوت به دلیل کارایی بیشتر نظام مالی در کشورهای در حال توسعه غیر نفتی است.نتایج برآورد نشان داد که فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه توسعه مالی اثر معناداری بر مصرف انرژی دارد، در سطح معناداری ۵% تأیید می­شود. البته این اثر برای بخش بانکی مثبت بوده و مطابق انتظار و مبانی نظری مطرح شده است ولی برای بازار سرمایه اثر منفی و برخلاف انتظارات و مبانی موجود بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار و عضوء هیئت علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبائی تهران  mkhorsandi@atu.ac.ir

2- استادیار و عضوء هیئت علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبائی تهران  mohhamadi.teymoor@gmail.com

3- کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی،دانشگاه علامه طباطبائی تهران (نویسنده مسئول)mkhazaei1990@gmail.com

4- کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی دانشگاه علامه طباطبائی تهران  @gmail.com aref.behrooz2013



[i]. U.S.A energy information administration, www.eia.gov/

[ii]. Shahbaz& Lean

[iii].GDP

[iv].IND

[v].URB

[vi].Tang and Tan

[vii]. SerapCoban&MertTopcu

[viii]. Sadorsky

[ix].choongchee

[x]. financial – led growth

[xi]. growth-led finance

[xii]. Feedback

[xiii]. Facilitateof Exchange

[xiv]. Levine

[xv].Kakar et al

16. قطر و نیجریه ایران، اکوادور، ونزوئلا، عربستان، امارات، کویت

[xvii]. OPEC

[xviii]. stock market turnover ratio

[xix]. stock market capitalization to GDP

[xx]. number of listed companies per 10,000 people

[xxi]. Stocks Traded Turnover Ratio

[xxii]. deposit money bank assets to GDP

[xxiii]. liquid liabilities as a share of GDP

[xxiv]. private credit to GDP

[xxv]. bank overhead costs

[xxvi]. return on assets

[xxvii]. cost-income ratio

[xxviii]. net interest margin

[xxix]. Domestic Credit to Private Sector (% of GDP)

[xxx]. Generalized Method of Moments

[xxxi]. Dynamic Panel

[xxxii]. Holtz-Eakin 1988

[xxxiii]. Newey, Rosen 1991

[xxxiv]. Arellano , Bond 1991

[xxxv]. Arellano, Bover1995

[xxxvi]. Cross-Section

[xxxvii]. Time Series

[xxxviii].Baltagi

[xxxix].Greene

[xl]. Dynamic Panel Data

[xli]. Fixed Effect

[xlii]. Arellano, M., Bond, S., 1991

[xliii]. World bank

[xliv]. International Energy Agency

[xlv]Sargan test

[xlvi]. آزمون سارگان در نرم فزارEviewsبا استفاده از فرمول زیر محاسبه می­شودscalar pval=@chisq(a,b)که در آنaآمارهj و bتفاضل تعدادضرائب تخمینی ازinstrument rankاست.

[xlvii]. Sadorsky

[xlviii]. Over-identifying

فهرست منابع

1)    ابراهیمی، محسن و  آل مراد جبدرقی، محمود، توسعهمالی ومصرفانرژی درکشورهای عضو  دی هشت، فصلنامه پژوهش­ها و سیاست­های اقتصادی، دوره ۲۰, شماره ۶۱، ۱۳۹۱.

2)    سامتی، مرتضی، رنجبر همایون و همت زاده، منیره(۱۳۹۱)، بررسی مقایسه­ای  تأثیر  توسعه مالی بر رشد اقتصادی تحت اطلاعات نامتقارن(مورد مطالعه کشورهای منتخب توسعه‌یافته و در حال توسعه)، فصلنامه پژوهش­های رشد و توسعه اقتصادی، دوره ۳، شماره۹، ص۴۰-۲۵.

3)    شیوا، رضا، (۱۳۸۰)، بررسی تحولات بخش مالی اقتصاد ایران در دهه ۷۰ و تحلیل ارتباط آن با بخش واقعی اقتصاد، همایش­ها(مجموعه مقالات)، پژوهشکده پولی و بانکی، بانک مرکزی.

4)    منصف، عبدالعلی، ترکی، لیلا و علوی، جابر(۱۳۹۲)، تحلیل اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی در کشورهای گروه دی هشت: علیت گرنجری پانلی با رویکرد بوت استرپ(۲۰۱۰-۱۹۹۰)، فصلنامه­ی علمی-پژوهشی پژوهش­های رشد و اقتصادی، سال سوم، شماره دهم، صص: ۷۳-۹۲ .

5)     Greene, W.H., 1997. Econometric Analysis, Third Edition. Prentice Hall, New Jersey, USA.

6)     Arellano, M., Bond, S., 1991. Some tests of specification for panel data: Monte Carlo evidence and an application to employment equations. Review of Economic Studies 58, 277–297.

7)     Arellano, M., Bond, S., 1991. Some tests of specification for panel data: Monte Carlo evidence and an application to employment equations. Review of Economic Studies 58, 277–297.

8)     Arellano, M., Bover, O., 1995. Another look at the instrumental variable estimation of error-component models. Journal of Econometrics 68, 29–51.

9)     Baltagi, B. (2005), Econometric Analysis of Panel Data, 3rd ed., Wiley, New York, NY.

10)    Baltagi, B.H.(1995). Econometric Analysis of Panel Data. John Wiley &Sons Inc., (Eds), New York, USA.

11)    EIA, 2012, U.S.A energy information administration, www.eia.gov/

12)    EIA,2014.

13)    Holtz-Eakin, D., W. Newey, and H. Rosen. 1990. Estimating vectorautoregressions with panel data. Econometrica 56: 1371–95.

14)    Kakar, Z.K., Khilji, B.A., Khan, B.J., 2011. Financial development and energy consumption: empirical evidence from Pakistan. Int. J. Trade Econ. Financ. 2 (6), 469–471.

15)    Keongchoongchee 2000, financial development and economic growth in Malaysia, the stock market perspective. Economics working paper archive and WUSTL.

16)    Levine, Ross. “Finance and Growth: Theory, Evidence, and Mechanisms.” Produced for the forthcoming Handbook of Economic Growth, March 18, 2003.

17)    Newey, W., and K. West, 1987, A Simple, Positive Semi-De¯nite, Heteroskedasticity and Autocorrelation Consistent Covariance Matrix, Econometrica, 55, 703-708.

18)    Sadorsky, P., 2010. The impact of financial development on energy consumption in emerging economies. Energy Policy 38 (5), 2528–2535.

19)    Sadorsky, P., 2011. Financial development and energy consumption in Central and Eastern European frontier economies. Energy Policy 39 (2), 999–1006.

20)    SerapÇoban, MertTopcu, 2013. The nexus between financial development and energy consumption in the EU: A dynamic panel data analysis. Energy Economics 39 , 81–88

21)    Shahbaz, M., Lean, H.H., 2012. Does financial development increase energy consumption? The role of industrialization and urbanization in Tunisia. Energy Policy 40, 473–479.

22)    Tang,  C.  F.  and  Tan,  B.  W.  (2012)  .“The  linkages  among  energy consumption,  economic  growth,  relative  price,  foreign  direct investment,  and  financial  development  in  Malaysia”.  Quality  &Quantity. DOI 10.1007/s11135-012-9802-4.

 

 

یادداشت‌ها