بررسی و مقایسه اثر عدم تقارن تکانه‌های قیمت نفت بر رشد اقتصادی (کشورهای منتخب صادرکننده و وارد کننده نفت به روش GMM)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای اقتصاد نفت و گاز دانشگاه علامه طباطبائی و استادیار گروه مدیریت و اقتصاد دانشگاه محقق اردبیلی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

4 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ‌ایران

چکیده

 
هدف تحقیق بررسی عدم تقارن تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی در دو گروه  کشورهای منتخب صادره کننده نفت (OPEC) و وارد کننده نفت (OECD) در بازه زمانی 2015-1961 با استفاده از الگوی تابلویی پویا و به روش GMM است. برازش الگو در هر دو گروه کشورها نشان داد که اثر تکانه­های قیمت نفت نامتقارن است. در کشورهای اوپک( OPEC ) و OECD به ترتیب قیمت نفت بر رشد اقتصادی آن­ها اثر مثبت و منفی دارد. اثر متقاطع  سرمایه­گذاری و قیمت نفت بر رشد اقتصادی در هر دو گروه کشورها منفی و اثر سرمایه گذاری و رشد جمعیت بر رشد اقتصادی در هر گروه مثبت است. اثر تکانه­های (افزایش و کاهش) قیمت نفت بر رشد اقتصادی در گروه کشورهای OPEC مثبت است، اما اثر تکانه­های مثبت در مقایسه با تکانه­های منفی بر رشد اقتصادی بزرگ­تر می­باشد. اثر تکانه­های افزایش و کاهش قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای OECD به ترتیب منفی و مثبت است.
The aim of research is to study the asymmetry of oil price shocks on economic growth in the two groups of Petroleum Exporting Countries (OPEC) and oil importer (OECD) in the period 1961-2015 with using dynamic panel model and the GMM method. Fitting the pattern, in both countries showed that the effect of oil price shocks is asymmetric. In both countries, OPEC and OECD, respectively, the effect of oil prices on economic growth is positive and negative. The effect of cross-investment and oil prices , population growth and investment on economic growth in both countries ,respectively is negative and positive. The effect of shocks (rising and falling) oil prices on economic growth in OPEC countries is positive. But the effect of the positive shocks , is greater than negative shocks on economic growth. The shocks effect of the rise and fall of oil prices on economic growth in OECD countries, respectively, is negative and positive.
 
Keywords: Dynamic Panel, Economic Growth, Investment, Oil.GMM
Classification JEL: O47، C13، C52, B41
 

کلیدواژه‌ها


 

بررسی و مقایسه اثر عدم تقارن تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی

(کشورهای منتخب صادرکننده و وارد کننده نفت  به روش GMM)

 

ناصر سیف الهی [1]

 

تاریخ دریافت: 09/10/1395           تاریخ پذیرش: 10/12/1395

علی امامی[2]

حمید اماده[3]

عاطفه تکلیف[4]

 

چکیده

هدف تحقیق بررسی عدم تقارن تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی در دو گروه  کشورهای منتخب صادره کننده نفت (OPEC) و وارد کننده نفت (OECD) در بازه زمانی 2015-1961 با استفاده از الگوی تابلویی پویا و به روش GMM است. برازش الگو در هر دو گروه کشورها نشان داد که اثر تکانه­های قیمت نفت نامتقارن است. در کشورهای اوپک( OPEC ) و OECD به ترتیب قیمت نفت بر رشد اقتصادی آن­ها اثر مثبت و منفی دارد. اثر متقاطع  سرمایه­گذاری و قیمت نفت بر رشد اقتصادی در هر دو گروه کشورها منفی و اثر سرمایه گذاری و رشد جمعیت بر رشد اقتصادی در هر گروه مثبت است. اثر تکانه­های (افزایش و کاهش) قیمت نفت بر رشد اقتصادی در گروه کشورهای OPEC مثبت است، اما اثر تکانه­های مثبت در مقایسه با تکانه­های منفی بر رشد اقتصادی بزرگ­تر می­باشد. اثر تکانه­های افزایش و کاهش قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای OECD به ترتیب منفی و مثبت است.

 

واژه‌های کلیدی: تابلویی پویا، رشد اقتصادی، سرمایه­گذاری، نفت، GMM.

طبقه بندی JEL: C13، C52, B41و O47

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

بازار نفت هم اکنون بزرگ ترین بازار کالای دنیا محسوب می­شود و از یک فعالیت تولیدی ابتدایی به بازار مالی پیچیده ای گسترش یافته است. طی دهه­ی گذشته بازارهای نفت خام به حدی رشد کرد­­اند که ریسک قیمتی این بازارها دامنه­ی وسیعی از جمله تولیدکنندگان نفت خام، سوداگران نفت خام، شرکت­های نفتی و مصرف کنندگان نفت خام را تحت تأثیر قرار می­دهد. تکانه های قیمتی نفت خام می­تواند در نتیجه­ی تغییرات ناگهانی در تقاضای جهانی نفت، کاهش ظرفیت تولید و پالایش نفت خام، ذخیره­ی احتیاطی نفت و محصولات نفتی، تغییر ظرفیت تولید توسط اوپک، بحران­های اقتصادی جهانی و حتی منطقه­ای و ریسک­های جغرافیای سیاسی رخ دهد (تانسوچت و همکاران[i]،2010).

نفت جزء نادر کالاهایی است که سنگ بنای انجام بیش­تر فعالیت­های اقتصادی و بسیاری از علوم کاربردی است. نفت اصلی­ترین منبع انرژی و یکی از عوامل مهم در پیشبرد فعالیت­های اقتصادی است. امروزه، تولید و مصرف نفت و فرآورده­های آن به صورت کالاهای واسطه­ای و نهایی، یک ضرورت و نیاز اساسی است. از این رو نوسانات غیرمتعارف در قیمت این کالا و نوسانات حاصل از آن سبب افزایش قیمت تولیدات سایر کالاها و خدمات شده، هم چنین باعث تغییر مزایای تولیدی در بازارهای داخلی و بین المللی می­شود. با توجه به جایگاه استراتژیک نفت در اقتصاد کشورها، به نظر می­رسد که علاوه بر اثرات مستقیم ناشی از نوسانات قیمت، فضای نااطمینانی ناشی از آن نیز می­تواند عملکرد اقتصادی کشورهای صادرکنندة نفت را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع مطابق با نظریۀ برنانکی[ii] نااطمینانی در فضای قیمت نفت می­تواند منجر به کاهش برگشت­­ناپذیر سرمایه­گذاری شود و به سبب باز توزیع درآمد میان کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت، منجر به تغییر در تولید ملی و نهایتاً رشد اقتصادی و سایر متغیرهای کلان اقتصادی از طریق به تعویق انداختن تصمیمات سرمایه­گذاری گردد، که این امر برای کشورهای صادرکننده نفت قابل ملاحظه است (بیدآباد و پیکارجو، 1386). به عبارت دیگر علیرغم این­که رشد اقتصادی تابعی از درآمدهای نفتی است، اما پیامد خارجی این موضوع برای اقتصاد داخلی به میزان سرمایه­گذاری بستگی دارد، چرا که در مبانی نظریه­های اقتصادی، سرمایه­گذاری به عنوان یک عامل مهم و بنیادی نقش تعیین­کننده در رشد اقتصادی دارد.

مهم­ترین نقش بخش نفت، تأمین بخش قابل توجهی از درآمدهای ارزی کشور و در نتیجه اتکای انکارناپذیر بخش­های گوناگون اقتصادی برای تأمین نیازهای وارداتی خود به درآمدهای حاصل از صادرات نفت است،  به­ گونه­ای که کاهش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت خام، موجب نامطلوب­شدن وضعیت ارزی کشور و در نتیجه کاهش واردات واسطه­ای و اُفت تولید و نیز کاهش واردات سرمایه­ای و کاهش سرمایه­گذار­ی می­شود (التجائی و ارباب افضلی، 1391).

امروزه نفت به عنوان یک کالای اقتصادی سیاسی و یکی از مهم­ترین عوامل تعیین­کننده در عملکرد اقتصاد جهانی است و می­توان گفت که تقریباً تمامی کالاها در مراحلی از تولید تا توزیع از مصارف انرژی گرفته تا حمل و نقل، بدان وابسته­اند. اغلب کشورهای صادرکننده نفت، بخش عمده­ای از درآمدهای ارزی و همچنین تأمین بخش زیادی از بودجۀ خود، شدیداً به صادرات نفت وابسته هستند، همچنان که اهمیت درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران و تأثیر آن بر تولید ناخالص داخلی نیز موضوعی غیر قابل انکار است، به گونه­ای که بخش نفت نه تنها به عنوان یکی از فعالیت­های مهم اقتصادی بر سایر متغیرهای اقتصادی تأثیر می­گذارد، بلکه درآمدهای حاصل از فروش آن­ها تأمین­کننده اصلی درآمد ارزی و مخارج دولت است.

بنابراین به منظور گسترش و یکپارچه سازی ادبیات موجود، تحقیق حاضر ضمن تلاش برای گسترش نحوه­ی   اثر­گذاری نفت بر رشد اقتصادی، سعی دارد با استفاده رویکرد واریانس شرطی خودرگرسیونی تعمیم یافته نمایی (EGARCH)[iii]و به روش  گشتاور­های تعمیم یافته (GMM)[iv] بر شناسایی تأثیر پویا (دینامیک) و نامتقارن نوسانات قیمت نفت بر رشد بلندمدت اقتصادی­، در طی دوره زمانی 1961-2015 مورد بررسی قرار ­دهد. بر مبنای حداکثر اطلاعات موجود (از سال 1961 تا 2015) از بین گروه کشورهای صادرکننده  نفت (OPEC) 7 کشور، الجزایر،آنگولا، ایران،کویت، نیجریه، عربستان سعودی و ونزوئلا و از بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه(OECD) 24 کشور استرالیا، کانادا، شیلی، اتریش، بلژیک، دانمارک، فرانسه، آلمان، یونان، ایسلند، ایرلند، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، اسپانیا، سوئد، ترکیه، آمریکا، ایتالیا، ژاپن، نیوزیلند، فنلاند، مکزیک و کره جنوبی انتخاب شده است. از لحاظ طبقه­بندی تحقیق بر مبنای هدف این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی است.

 

فرضیه­های اصلی تحقیق

1)    قیمت نفت بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخبOPEC  و OECD اثر معنادار می­باشد.

2)   اثر نامتقارن تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخبOPEC  و OECD معنادار می­باشد.

3)   اثر متقاطع سرمایه­گذاری و قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب OPEC و OECD معنادار می­باشد.

به طور خلاصه تحقیق حاضر نسبت به تحقیقات اشاره شده و نیز تحقیقات دیگر موجود در این زمینه دارای تفاوت­هایی هم در زمینه نوع شاخص­های به کار رفته، هم نمونه­های کشورهای مورد بررسی و هم شیوه آزمون است.

سازماندهی مقاله بدین صورت است که در بخـش دوم ادبیات تحقیق بیان شده است. بخش سوم اختصاص به تصریح الگو دارد. بخش چهارم به برآورد الگو و  یافته­ها  و بخش پنجم به ارائه­ی نتایج تحقیق اختصاص دارد. داده­های آماری لازم نیز بر مبنای حداکثر اطلاعات موجود از بانک اطلاعاتی بانک جهانی استخراج شده است. تجزیه و تحلیل نتایج در بسته نرم افزاری 9 Eviews صورت گرفته است.

برای رشد اقتصادی از شاخص درصد نرخ رشد اقتصادی ، قیمت نفت از شاخص قیمت جهانی نفت، برای رشد جمعیت از شاخص نرخ رشد جمعیت و برای رشد سرمایه­گذاری از درصد نرخ رشد تشکیل سرمایه ناخالص ثابت استفاده گردیده است. تکانه های افزایشی و کاهشی قیمت نفت از روش تصریح مقیاس برآورد و به همراه سایر متغیرها در الگوی اصلی وارد شده است.

 

2- مرور ادبیات

همیلتون[v] در در مطالعه­ای تأثیر افزایش ناگهانی قیمت نفت در سال 1973 را بر عملکرد اقتصاد کلان آمریکا مورد بررسی قرار داد. وی در این مطالعه نشان داد که رکود دهه­ی 70 آمریکا ناشی از افزایش ناگهانی قیمت نفت (تکانه) بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش سبب نگرانی و حساسیت بسیاری از سیاست­گذاران در مورد تغییرات قیمت نفت شد. زیرا که تغییرات قیمت نفت به عنوان یکی از عوامل اصلی بسیاری از بحران­های اقتصادی در میان کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت شناخته شد.

در خصوص قیمت نفت و رشد اقتصادی می­توان این چنین بیان داشـت کـه از دیـدگاه مکاتب مختلف اقتصادی، سرمایه و نیروی کار، به عنوان مهـم تـرین عوامـل مـؤثر بـر رشـد اقتصادی در توابع رشد، مورد توجه قرار میگیرند. علاوه بر این در نظریه های جدید رشد، عامل انرژی نیز در الگو لحاظ گردیده است، البته اهمیت آن در الگو ­های مختلـف یکسـان نیست. با توجه به اهمیت انرژی و به ویژه نفت در فرایند تولید کالاهای اساسـی و خـدمات مورد نیاز، این محصول از جایگاه ویژهای در رشد و توسعۀ اقتصـادی برخـوردار اسـت، تـا آن­جا که بر اساس الگوی بیوفیزیکی رشد، تنها عامل و مهمترین عامل رشد است. از این رو می­توان گفت که هر عـاملی کـه موجـب نوسـان و در پـی آن نوسانات در بازار انرژی شود، می­تواند بر رشد و توسعۀ اقتصادی نیز اثر بگذارد (فتاحی و همکاران ، 1393).

رحمان و سرلتیس (2010)[vi] به بررسی تأثیر نامتقارن شوک­های نفتی و سیاست پولی با استفاده از یک الگوی خودرگرسیون برداری غیر خطی طی دورة زمانی 2008-1983 برای اقتصاد آمریکا پرداختند. نتایج حاصل از این الگوی نشان­دهنده این موضوع بود که علاوه بر قیمت نفت، نوسانات قیمت نیز دارای تأثیراتی بر فعالیت­های کلان اقتصادی است. فرزانگان و مارک وارد (2007)[vii] در مطالعه خود با عنوان "اثرات تکانه­های قیمت نفت و اقتصاد ایران" با استفاده از الگوی VAR اثر تکانه­ی نفت بر تولید ناخالص داخلی را در دوره 1988:1-2003:4 بررسی نمودند. نتایج تحقیق نشان داد که هر دو تکانه­ی مثبت و منفی­ بهای نفت خام، اثر معنا­داری بر تولید ایران دارد. مهرگان و سلمانی (1393) در مطالعه نوسانات قیمتی نفت و رشد پایدار اقتصادی ابتدا نوسانات قیمتی در بازارهای جهانی نفت را با استفاده از الگوی­ EGARCH طی دوره­ی زمانی  1986-2011 مدل­سازی و سپس با استفاده از الگو­های چرخشی مارکف، تأثیر نوسانات قیمتی نفت بر فرآیند رشد پایدار اقتصادی دو کشور ایران و ژاپن بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می­دهد که شوک کاهش قیمت نفت اثر معنا­داری بر رشد GDP نداشته و یا این اثر ناچیز می­باشد.

بطور کلی کشورها را از لحاظ چگونگی تاثیرپذیری تکانه­های نفتی می­توان به دو دسته کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت تقسیم­بندی کرد. در این دو گروه، تکانه­های قیمت نفت آثار تقریباً متفاوتی را از خود نشان می­دهند. به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، افزایش شدید در قیمت نفت باعث پایین آمدن رشد اقتصادی و افزایش تورم در کشورهای وارد کننده نفت می­شود. این موضوع را می­توان از جنبه­های متفاوتی مورد بررسی قرار داد. از یک سو، افزایش قیمت نفت باعث کمیابی انرژی به عنوان مواد اولیه برای تولید بنگاهها شده که این مطلب عامل افزایش هزینه بنگاه­ها و کاهش سودآوری است. بنابراین، کاهش تمایل بنگاه­ها برای خرید کالاهای سرمایه­ای جدید را در پی خواهد داشت که این عامل منجر به کاهش در ظرفیت تولیدی بنگاههای اقتصادی و کاهش حجم سرمایه­گذاری در کشورهای صنعتی می­گردد (مانرا و کلوگنی، 2005)[viii]. از سوی دیگر، اگر مصرف­کنندگان انتظار افزایش موقتی در قیمت انرژی را داشته باشند، ممکن است تصمیم بگیرند تا پس­انداز کم­تری داشته باشند که این موضوع کاهش در تعادل حقیقی و افزایش بیشتر قیمت­ها را موجب می­شود. این در حالی است که افزایش قیمت نفت و صادرات بی­رویه آن توسط کشورهای صادرکننده، این کشورهای را با پدیده­ای به نام بیماری هلندی[ix] مواجه می­کند. به عبارتی دیگر افزایش درآمدهای نفتی و سرازیرکردن این درآمدها در اقتصاد باعث افزایش تقاضا و سطح عمومی قیمت­ها می­شود (پولترویچ و همکاران، 2010)[x].

 

2-1- نفت و رشد اقتصادی

اثرگذاری نوسانات قیمت نفت بر فعالیت های اقتصادی کشورهای وابسته به آن، از طریق دو کانال عرضه و تقاضا صورت می­گیرد. در این مسیر، در کشورهای صادرکنندة نفت مثل ایران، نوسانات قیمت نفت تنها بر بخش تقاضا اثرگذار بوده، باعث انتقال منحنی عرضه کلان نمی­شود، زیرا در این کشورها به دلیل وجود سیستم های حمایتی بخش انرژی و همچنین پرداخت یارانه به این بخش، افزایش قیمت نفت موجب افزایش قابل توجه هزینه ها در فعالیت هایی که نفت و فراورده های آن به عنوان نهاده اصلی تولید هستند، نخواهد شد (ابراهیمی،1390). در خصوص تقاضا نیز از آن­جا که در اکثر کشورهای صادرکننده نفت، به دلیل وابستگی بالای دولت به صادرات نفت خام، درآمدهای نفتی بخش عمدة بودجۀ دولت را تشکیل می دهد، علاوه بر این بودجه دولت سهم بسزایی در ترکیب تقاضای کل اقتصاد دارد. بنابراین بودجۀ دولت و هزینه های آن یکی از مهم ترین مسیر های اثرگذاری نوسانات قیمت نفت بر تقاضای کل هستند. (شکری،1390). جلالی­فر و بابایی (1395) در تحقیقی تحت عنوان اثر نوسانات قیمت نفت خام بر سرمایه گذاری در کشوهای عضو اوپک در بخش بالادستی نفت با استفاده از الگوی BVAR  با تابع توزیع پیشن مینه سوتا- لیترمن این نتیجه رسیدند که واکنش سرمایه­گذاری در اکثر کشورهای عضو اوپک در بخش بالادستی نفت نسبت به نوسانات قیمت منفی است. زیرا بیش­تر توجه آن­ها به درآمد نفت معطوف است و زمانی که قیمت نفت افزایش می­یابد برنامه­ای برای افزایش سرمایه­گذاری در بخش بالادستی ندارند.

بر مبنای رویکرد کینزی، در دورة رونق درآمدهای نفتی که افزایش بودجۀ دولت را در پی خواهد داشت، انتظار  می­رود که اقتصاد ظرفیت و توانایی لازم برای جذب درآمدهای اضافی و افزایش تولید را داشته باشد؛ اما با افزایش بیش از حد درآمدهای نفتی و در پی آن بودجۀ دولت و تقاضای کل با نزدیک شدن به اشتغال کامل عوامل تولید در طرف عرضه، نه تنها افزایش درآمدهای نفتی کمکی به رشد اقتصادی نمی کند، بلکه به گسترش فعالیت­های رانت جویانه نیز دامن خواهد زد و در نتیجه افزایش بودجۀ دولت موجب کاهش فعالیت های بخش خصوصی و افزایش سهم دولت در اقتصاد و ناکارایی آن خواهد شد.

تا اواسط دهه 1970، به طور معمول در تابع تولید محصول ملی از انرژی به عنوان عامل تولید استفاده نمی­شد، اما همزمان با وقوع تکانه­های نفتی سال های 1973 و 1979 و رکود اقتصادی در غرب، انرژی به عنوان یکی از عوامل مهم رشد اقتصادی مورد توجه قرار گرفت و وجود نفت و میزان تأثیر آن بر رشد اقتصادی در توابع تولید ضروری تشخیص داده شد. لذا سرمایه و نیروی کار اعم از متخصص و غیرمتخصص که از مهم ترین عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، در توابع تولید در نظر گرفته شده­اند، از اینرو در نظریه های جدید رشد، عامل انرژی نیز وارد الگو شده و تابع تولید، تابعی از نهاده نیروی کار، سرمایه و انرژی معرفی شده است:

(1)                                       

 

در این رابطه Q تولید ناخالص داخلی، K نهاده سرمایه، L نهاده نیروی کار و E نهاده انرژی است که می­تواند توسط حامل های انرژی که شامل نفت، گاز، برق، ذغال سنگ و غیره تأمین شود.

 

3- تصریح الگو و نتایج تجربی

3-1الگوی ناهمسانی واریانس شرطی

در این پژوهش ابتدا نوسانات قمیت نفت در بازارهای جهانی با استفاده از الگو­های نوسان­پذیر مدلسازی و سپس در قالب الگوی پویا و به روش گشتاور­های تعمیم یافته (GMM) تاثیر نوسانات قیمت نفت با لحاظ تاثیر متقاطع نفت و سرمایه­گذاری بر رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. بطور خلاصه فرم کلی الگوی تابلویی پویا که در این تحقیق استفاده شده است به صورت زیر تصریح می­گردد:

(2)

 

                                                                 یا                     

 

 

که در آن  ‌متغیر وابسته،  ‌ماتریس k‌بردار از رگرسورها (متغیرهای توضیحی که هم در طول و هم در بین گروه­ها تغییر می­کند)، ‌جزء خطا، ها ضریب متغیرها و  ناهمگنی­های بین گروهی را نشان می­دهد. متغیرهای مستقل شامل درصد رشد اقتصادی یک دوره قبل ( )، قیمت نفت (oil)، تفاضل درصد رشد سرمایه گذاری )(D(capital)، درصد رشد جمعیت (pop) و اثر متقاطع قیمت نفت و سرمایه­گذاری (oil*capital)، افزایش مقیاس بندی شده قیمت نفت (SOPIt) و افزایش مقیاس بندی شده قیمت نفت (SOPDt) می­باشد.

معادله واریانس شرطی الگوی، EGARCH(p,q) به صورت معادله ذیل برآورد شده است (نلسون، 1991).

 (3)                       

 و یا می­توان آن را به صورت زیر نوشت:

(4)

  ,   

که در آن ، ،   پارامترهای ثابت هستند. این الگو دارای چند مزیت است. اولاً در این الگو متغیر وابسته   به صورت لگاریتمی است و لذا ضرایب متغیرهای سمت راست می­تواند مثبت یا منفی باشد. بنابراین نیازی به اعمال محدودیت غیر منفی بر روی ضرایب نیست. تانیاً در این الگو اثر تکانه­های نامتقارن در نظر گرفته می­شود. زیرا  ضریب  است که  می­تواند مثبت یا منفی باشد. در حالی که  ضریبی است که فقط قدر مطلقرا در نظر می­گیرد. بر اساس برازش الگو، نوسانات قیمت نفت دارای اثر نامتقارن بر رشد اقتصادی می­باشد.

برای تفکیک اثر تکانه­های مثبت و تکانه­های منفی بر رشد اقتصادی سه نوع تصریح غیرخطی برای متغیر قیمت نفت متصور شده است: (1)تصریح غیرمتقارن (2) تصریح مقیاس (3) تصریح افزایش خالص قیمت نفت.

در این مقاله از روش تصریح مقیاس استفاده شده است، که به صورت زیر  تعریف می­شود:

میانگین معادله:  

 

 

معادله واریانس:

 

                                 

                                       

 

که در آن  نرخ تغییر در قیمت نفت و  واریانس شرطی است.

معادله میانگین (4)AR و معادله واریانس(1,1) GARCH می­باشد. [xi]SOPIt افزایش مقیاس بندی شده قیمت نفت و[xii]SOPDt  کاهش مقیاس بندی شده قیمت نفت را نشان می دهند. مطابق این تصریح افزایش قیمت نفت که بعد از یک دوره ثبات قیمت رخ می­دهد اثرات بیش­تری نسبت به حالتی که قیمت نفت در دوره قبل  کاهش داشته است، دارد. مزیت الگوی مذکور این است که به هنگام الگوسازی تکانه­های مثبت و منفی نفت، به محیطی که قیمت نفت در آن تغییر می­کند نیز توجه دارد و متضمن آن است که تغییرات یکسان قیمت نفت در محیط­های مختلف، اثرات متفاوت بر رشد اقتصادی خواهد داشت (لی و همکاران 1995).

برای تصریح غیر خطی قیمت نفت از روش تصریح مقیاس با توجه به غیر خطی بودن متغیر قیمت نفت باید دو سری SOPI (افزایش مقیاس بندی شده قیمت نفت) و SOPD (کاهش مقیاس بندی شده قیمت نفت) برای تغییرات قیمت نفت ایجاد نمود. برای ایجاد SOPI و SOPDهمان­طور که قبلا ً در تصریح  مقیاس گفته شد، باید EGARCH(1,1) برای متغیر قیمت نفت تخمین زد. سپس پسماندهای استاندارد شده این تخمین را بدست آورد و آن را با صفر مقایسه کرد. حداکثر بین صفر و این پسماندها را انتخاب کرد که سری حاصله را SOPI نام گذاری    شده است. بدین ترتیب در سری مذکور به ازای هر پسمانده های منفی صفر قرار می­گیرد. سری دیگر SOPD است که برای ساختن آن به جای پسماندهای مثبت، صفر و بجای پسماندهای منفی خود پسمانده را قرار داده شده  است.

 

4-  برآورد  الگو و یافته­های پژوهش

4-1- نتایج حاصل از آزمون ریشه واحد پانلی

یکی از مشکلات عمده در رگرسیون سری­های زمانی پدیده رگرسیون ساختگی است. یعنی علیرغم ضریب تعیین بالا رابطه معناداری بین متغیرها وجود ندارد. مسأله رگرسیون ساختگی می­تواند برای الگوی تلفیقی و پانلی نیز همانند الگو­های سری­زمانی مطرح گردد. لذا قبل از برآورد الگو، لازم است مانایی متغیرهای مورد استفاده در الگو و همچنین وجود هم­انباشتگی بین متغیرها بررسی شود. به‌ منظور بررسی مانایی متغیرها از آزمون­های ریشه واحد پانلی لوین، لین و  چو[xiii] (2002)، ایم، پسران و شین[xiv] (2003)، فیلیپس و پرون[xv] (1988) و آزمون دیکی­فولر[xvi] (2001) استفاده شده    است. نتایج آزمون­ها در جدول 1 و جدول 2 ارائه شده است.

 

 

 

جدول 1- نتایج حاصل از آزمون­های ریشه واحد پانلی برای کشورهای OPEC

متغیرها

طول وقفه

آماره آزمون LLC

آماره آزمون IPS

آماره آزمون ADF

آماره آزمون PPF

سرمایه گذاری(Capital)

0

8632/4- *

(0000/0)

9614/4-

(0000/0)

5239/53

(0000/0)

1600/48

(0000/0)

رشد اقتصادی(GDP)

0

2987/11-

(0000/0)

1410/11-

(0000/0)

171/136

(0000/0)

600/136

(0000/0)

قیمت نفت(Oil)

0

6834/5

(0000/1)

7724/6

(0000/1)

1143/0

(0000/1)

6697/18

(1780/0)

Oil))D

1

9541/37-

(0000/0)

4801/37-

(0000/0)

410/344

(0000/0)

704/338

(0000/0)

رشد جمعیت (POP)

0

4461/0-

(3277/0)

1798/0-

(4286/0)

3932/14

(4208/0)

5275/9

(7958/0)

D(POP)

1

8145/7-

(0000/0)

0572/12-

(0000/0)

409/151

(0000/0)

1952/67

(0000/0)

 منبع: یافته­های پژوهشگر

جدول 2-  نتایج حاصل از آزمون­های ریشه واحد پانلی برای کشورهای OECD

متغیرها

طول وقفه

آماره آزمون LLC

آماره آزمون IPS

آماره آزمون ADF

آماره آزمون PPF

سرمایه گذاری(Capital)

0

2532/5- *

(0000/0)

6265/6-

(0000/0)

939/143

(0000/0)

644/150

(0000/0)

رشد اقتصادی(GDP)

0

6480/11-

(0000/0)

8482/12-

(0000/0)

006/265

(0000/0)

029/264

(0000/0)

قیمت نفت(Oil)

0

5386/10

(0000/1)

5453/12

(0000/1)

3910/0

(0000/1)

0392/64

(0606/0)

oil))D

1

2811/70-

(0000/0)

4083/69-

(0000/0)

74/1180

(0000/0)

15/1161

(0000/0)

رشد جمعیت(POP)

0

9862/3-

(0000/0)

9789/6-

(0000/0)

348/156

(0000/0)

5266/94

(0001/0)

*اعداد بالا ضرایب آماره آزمون­های مربوط به متغیرها و اعداد داخل پرانتز احتمال آن­ها می­باشد.

منبع: یافته­های پژوهشگر

4-2- انتخاب میان اثرات ثابت و اثرات تجمیعی (آزمون چاو)

 مدل تجمیعی بیانگر آن است که اثرات فردی وجود ندارد و همه گروه­ها (کشورها) یکسان هستند، لذا معادله رگرسیون  را در این حالت می­توان با روش OLS برآورد نمود. در مقابل در مدل اثرات ثابت فرض می­شود که تفاوت­های فردی یا گروهی را می­توان در جمله ثابت حلاصه نمود. آزمون چاو برای آزمون انتخاب بین حداقل مربعات معمولی و مدل اثرات ثابت به کار می­رود. در صورت تأیید اثرات ثابت، مدل از طریق داده­های تابلویی برآورد می­شود، در غیر این صورت به روش OLS تخمین زده می­شود، زیرا فقط داده­ها روی هم انباشته شده­اند و تفاوت میان آن­ها نادیده گرفته می­شود.

فرضیات این آزمون براساس  ها، که معرف اثرات ثابت هستند، به صورت زیر است:

  

حداقل یکی از  ها مخالف صفر است H1=

نتایج برآورد در جدول 3 نشان داده شده است. با توجه به مقادیر آماره­های محاسبه شده و سطح  احتمال آن، فرضیه صفر را نمی­توان پذیرفت و بنابراین هر دو مدل مربوط به کشورهای و اوپک­ به روش داده­های تابلویی برآورد خواهند شد.

 

4-3- انتخاب میان اثرات تصادفی و اثرات تجمیعی (آزمون LM)

برای این منظور از آزمون ضریب لاگرانژ (LM) بریش پاگان[xvii] استفاده می­شود. ابتدا مدل با اثرات تصادفی را برآورد کرده و سپس آزمون ضریب لاگرانژ انجام می­شود. نتایج در جدول 3 حاکی از آن است که فرضیه صفر مبنی بر وجود اثرات تجمیعی رد می­شود و بنابراین با اثرات تصادفی در هر دو کشورهای OECD و OPEC پذیرفته شده     است.

 

4-4- انتخاب میان اثرات ثابت و تصادفی (آزمون هاسمن)

برای تخمین مدل با داده­های تابلویی به طور کلی دو روش عمومی وجود دارد که عبارتند از؛ روش اثرات ثابت و اثرات تصادفی. جهت تعیین بکارگیری روش مناسب، آزمون هاسمن بکار گرفته می­شود. در تخمین اثرات ثابت، فرض می­شود عرض از مبدأ برای هر یک از کشورها وجود دارد که متفاوت از سایر کشورها است و این عرض از مبدأ می­تواند با متغیرهای توضیحی مدل همبستگی داشته یا نداشته باشد که این روش به روش حداقل مربعات مجازی (LSDV) معروف است. ضمن این­که در این مدل اثر زمان دیده نمی­شود و تنها اثرات بخشی در نظر گرفته می­شود. در حالی که در مدل اثرات تصادفی، اثرات انفرادی در طول زمان ثابت هستند، ولی در میان کشورها تغییر می­کنند. فرضیه صفر در آزمون هاسمن به صورت زیر بیان می­گردد:

                                                                                                                       

در صورت رد فرضیه صفر، روش اثرات ثابت سازگار و اثرات تصادفی ناسازگار است و باید از روش اثرات ثابت استفاده کرد. با توجه به نتایج ارائه شده در جدول 3 روش اثرات تصادفی در گروه کشورهای OECD و روش اثرات ثابت در گروه کشورهای اوپک پذیرفته شده است.

 

 

جدول 3-  نتایج آزمون­ها

آزمون­ها

آماره

مقدار

درجه آزادی

سطح احتمال

گروه کشورهای OECD

آزمون چاو

F

95/4

(23،1293)

0000/0

آزمون بروش-پاگان

 

46/132

1

0000/0

آزمون هاسمن

 

79/2

2

2480/0

گروه کشورهای OPEC

آزمون چاو

F

10/45

(6،375)

0000/0

آزمون بروش-پاگان

 

36/1233

1

0000/0

آزمون هاسمن

 

58/8

3

0353/0

منبع: یافته­های پژوهشگر

                

4-5- برآورد الگو­ به روش گشتاورهای تعمیم­یافته (GMM)

نتایج برازش الگو به روش GMM در جدول 4 برای 7 کشور منتخب عضو OPEC نشان دهنده­ی رابطه مثبت بین قیمت نفت، نرخ رشد سرمایه گذاری، نرخ رشد جمعیت و رشد اقتصادی یک دوره قبل با رشد اقتصادی می­باشد. همچنین بین اثر متقاطع سرمایه­گذاری و قیمت نفت با رشد اقتصادی در این کشورها رابطه منفی وجود دارد. اثر تکانه­های مثبت و منفی بر رشد اقتصادی مثبت می­باشند، اما اثر تکانه­های مثبت نسبت به تکانه­های منفی تأثیر بیش­تری بر رشد اقتصادی در این کشورها دارد. همچنین تکانه­های مثبت با ضریب 5/1 دارای اثرگذاری بیش­تر بر رشد اقتصادی نسبت به تکانه­های منفی با ضریب 98/0 می­باشد. یافته این تحقیق همچنین با یافته­های التجائی و افضلی(2012) و مولایی و همکاران (1393) سازگار می­باشد. آماره t حاکی از اعتبار و معنادار بودن کلیه­ی ضرایب برآوردی  و آماره F  بیانگر معنادار بودن کل رگرسیون است و لذا فرضیه صفر مبنی بر صفر بودن تمام ضرایب در کشورهای منتخب عضو اوپک در سطح معناداری 5 درصد رد می­شود.

 

جدول 4- برآورد الگو­ به روش گشتاورهای تعمیم­یافته (GMM) برای کشورهای OPEC

Variable

Coefficient

Std. Error

t-Statistic

Prob.

C

54737/4

031967/0

22492/14

0000/0

GDP(-1)

343991/0

025850/0

30702/13

0000/0

OIL

023034/0

002511/0

394573/4-

0000/0

D(CAPITAL)

197373/0

026816/0

360276/7

0000/0

POP

207941/0

032455/0

407059/6

0000/0

CAPITAL*OIL

002417/0

000245/0

869589/9-

0000/0

SOPI

503697/1

045280/0

114517/3

0020/0

SOPD

983792/0

0389446/0

525807/2

0120/0

AR(1)

009620/0

037840/0

345550/0

7299/0

Effects Specification

Cross-section fixed (dummy variables)

R-squared

527495/0

Mean dependent var

66432/7

Adjusted R-squared

508913/0

S.D. dependent var

759614/7

S.E. of regression

437755/5

Sum squared resid

61/10526

Durbin-Watson stat

232776/2

J-statistic

87964/27

Instrument rank

17

Prob(J-statistic)

000001/0

           

منبع: یافته­های پژوهشگر

4-6- برآورد الگو­ به روش گشتاورهای تعمیم­یافته (GMM)

با توجه به نتایج جدول 5 تاثیر قیمت نفت بر رشد قتصادی در کشوهای منتخب OECD منفی است. نتایج برازش الگو به روش GMM برای 24 کشور منتخب عضو OECD نشان دهنده­ی رابطه مثبت بین نرخ رشد سرمایه گذاری، نرخ رشد جمعیت و رشد اقتصادی یک دوره قبل با رشد اقتصادی می­باشد. همچنین اثر متقاطع سرمایه­گذاری و قیمت نفت بر رشد اقتصادی در این کشورها منفی است. اثر تکانه­های مثبت و منفی بر رشد اقتصادی به ترتیب منفی و مثبت است، اما اثر تکانه های مثبت نسبت به تکانه های منفی تأثیر بیش­تری بر رشد اقتصادی در این کشورها دارد. همچنین تکانه­های مثبت با ضریب 44/1- دارای اثرگذاری بیش­تر بر رشد اقتصادی نسبت به تکانه های منفی با ضریب 43/0 دارد. آماره t حاکی از اعتبار و معنادار بودن کلیه­ی ضرایب برآوردی  و آماره F  بیانگر معنادار بودن کل رگرسیون است و لذا فرضیه صفر مبنی بر صفر بودن تمام ضرایب در کشورهای منتخب عضو اوپک در سطح معناداری 5 درصد رد می­شود.

 

جدول 5- برآورد الگو­ به روش گشتاورهای تعمیم­یافته (GMM) برای کشورهای OECD

Variable

Coefficient

Std. Error

t-Statistic

Prob.

C

736852/1

099271/0

49515/17

0000/0

GDP(-1)

675246/0

015686/0

04677/43

0000/0

OIL

-011904/0

006381/0

-865415/1

0624/0

D(CAPITAL)

415860/0

49026/0

482516/8

0000/0

POP

240883/0

066739/0

779236/0

0002/0

CAPITAL*OIL

000617/0-

000277/0

148430/2-

0319/0

SOPI

442556/1-

159948/0

018896/9-

0000/0

SOPD

433480/0

148914/0

903351/2

0038/0

AR(1)

-191656/0

019571/0

-793076/9

0000/0

Effects Specification

Cross-section fixed (dummy variables)

R-squared

601995/0

Mean dependent var

465954/3

Adjusted R-squared

592045/0

S.D. dependent var

900040/2

S.E. of regression

852294/1

Sum squared resid

432/4254

Durbin-Watson stat

036680/2

J-statistic

30460/96

Instrument rank

34

Prob(J-statistic)

0000/0

منبع: یافته­های پژوهشگر

5- نتیجه گیری و توصیه های سیاستی

همانطور که ملاحظه می­شود اثر قیمت نفت بر رشد اقتصادی بسیار ناچیز می­باشد. شاید بتوان گفت در کشورهای منتخب اوپک چون درآمدهای نفتی تحت کنترل دولت قرار می­گیرد و عمدتاً در زمان افزایش قیمت نفت، درآمدها حاصل از فروش نفت صرف پس­انداز در بانک­های کشورهای توسعه یافته و واردات بی رویه کالاها  و افزایش شدید در مخارج دولت می­شود. بنابراین با افزایش قیمت نفت و به دنبال آن افزایش درآمدهای ارزی عملاً سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصاد آنچنان تحت تأثیر قرار نمی­گیرد که بتواند اثر قابل توجه بر رشد اقتصادی داشته باشد.  همچنین در کشورهای عضو اوپک درآمدهای نفتی بالاترین سهم را در بودجه دولت دارد و لذا در زمان افزایش قیمت نفت بودجه دولت ها حالت انبساطی داشته و در زمان کاهش قیمت نفت، سهم هزینه­های عمرانی کاهش می­بابد و کسری بودجه دولت از روش­های دیگر از جمله استقراض از بانک مرکزی تأمین می­گردد. در زمان افزایش قیمت نفت مخارج دولت به ویژه در بعد هزینه های جاری شروع به افزایش می­کند و باعث برونرانی بخش خصوصی می­شود و چون در این گروه کشورها بنگاه ها از توان رقابتی با بنگاه های کشورهای توسعه یافته صنعتی ندارند، معمولاً با افزایش تقاضا از بعد افزایش مخارج دولت، عمدتاً افزایش تقاضا از طریق واردات جبران می­گردد. بنابراین، در رشد سرمایه گذاری و رشد GDP تاثیر چشم­گیر ندارد.

هر چند ضریب قیمت نفت در کشورهای عضو OECD منفی است، اما  مقدار ضریب بسیار کم است. ناچیز بودن اثر ضریب قیمت نفت بر رشد اقتصادی بیانگر این موضوع است که سهم بخش نفت و مشتقات آن از کل GDP این کشورها بسیار ناچیز است و بنابراین افزایش یا کاهش قیمت نفت تأثیر چندانی بر رشد اقتصادی ندارد.

از آن­جایی که تکانه های قیمت بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب OPEC وOECD  دارای اثر نامتقارن می­باشد و اثر افزایش قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای عضو OPEC بیش­تر از اثر کاهش قیمت نفت بر رشد اقتصادی می­باشد. بنابراین برنامه­ریزان اقتصادی در کشورهایOPEC  و بویژه در ایران باید به این امر مهم توجه کنند و برای مقابله با تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی ضمن استفاده بهینه از منابع صندوق ذخیره ارزی برای کنترل اثرات منفی و مثبت تکانه­های قیمت نفت بر متغیرهای کلان اقتصادی، حداقل دو نوع برنامه سنایور تدوین کنند. یک برنامه سناریوی برای زمانی که احتمال کاهش قیمت نفت جود دارد و برنامه سناریو دیگر برای زمانی که احتمال افزایش قیمت نفت وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- دانشجوی دکترای  اقتصاد نفت و گاز دانشگاه علامه طباطبائی و استادیار گروه مدیریت و اقتصاد دانشگاه  محقق اردبیلی، تهران، ایران

2- دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) emami@atu.ac.ir

3- استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران  

4- استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ‌ایران  



1. Tansuchat et al

[ii] . Bernanke, 1997.

[iii]. Exponential Generalized Autoregressive Conditional Heteroskedasticity.

[iv]. Generalized Method of Moments.

[v]. Hamilton

[vi] . Rahman and Serletis, 2010.

[vii] . Farzanegan and Markwardt, 2007.

8. Manera and Cologni, 2005.

9. Dautch Disease.

[x] . Polterovich et al, 2010.

11.Scale Oil Price Increases

12.Scale Oil Price Decreases

13. Levin, Lin and Chu (LLC)

14. Im, Pesaran and Shin (IPS)

15. Phillips & Perron (PP)

16. Dicky Fuller (ADF)

[xvii]. Brush- Pagane

فهرست منابع

1)   ابراهیمی، سجاد (1390)، اثر شوک های قیمت نفت و نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی حاصل از آنها بر رشد

2)   اقتصادی کشورهای منتخب، فصلنامۀ پژوهشنامۀ بازرگانی، شمارة 53 ، صص 83-105

3)   بیدآباد، بیـژن و کـامبیز پیکـارجو (1386) شـبیه سـازی و پـیش بینـی قیمـت جهـانی نفـت، پژوهشنامۀ اقتصادی، شماره 4 صص: 117-83.

4)   جلالی فر، بهناز و نیلوفر بابایی (1395) بررسی اثرات نوسانات قیمت نفت خام بر سرمایه گذاری در کشورهای عضو اوپک در بخش بالادستی صنعت نفت، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، شماره 56 صص 195-228.

5)   فتاحی، شهرام ، سهیلی، کیومرث و حامد عبدالملکی (1393)، نااطمینانی قیمت نفت و رشد اقتصادی در ایران: شواهدی از الگوی نامتقارن، فصلنامه تحقیقات مدلسازی اقتصادی شماره 17 صفحات 57- 86.

6)   سوری، علی(1392) اقتصاد سنجی پیشرفته انتشارات نشر فرهنگ شناسی.

7)   شکری، نوشین(1390)،تکانۀ قیمتی نفت، سیاست پولی و بازار سهام در ایران پایاننامۀ کارشناسی ارشد علوم اقتصادی ، دانشکدة اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان.

8)   مولایی، محمد، گل­خندان، ابولقاسم و داود گل­خندان (1393) عدم تقارن آثار  تکانه­های قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده نفت: کاربردی از رهیافت غیر خطی هم انباشتگی پانلی، سال سوم شماره 10، صحفات 201-229.

9)   التجائی، ابراهیم و محمد افضلی(1391) اثر نامتقارن درآمدهای نفتی بر متغیرهای کلان اقتصادی ایران: کاربردی از الگوهای GARCH و SVAR مجله: تحقیقات توسعه اقتصادی، شماره 7 ،صص 89 تا 110.

10)            مهرگان، نادر و یونس سلمانی(1393) نوسانات قیمتی نفت و رشد پایدار اقتصادی: مطالعه ی موردی ایران وژاپن  فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات اقتصادیِ کاربردی ایران، سال سوم، شماره 10 ،صفحات 107-125

11)Bernanke, B. S., M. Gertler and M.W. Watson., (1997), "Systematic Monetary Policy and the Effects of Oil Price Shocks", Brookings Papers on Economic Activity.

12)Berument, H. and N. B. Ceylan, (2005), The Impact of Oil Price Shocks on The Economic Growth of The Selected MENA Countries,Working Paper, Bilkent University.

13)Bredin, Don, Elder, John, Fountas, Stilianos, & Schools, UCD Business. (2010). the Effects of Uncertainty about Oil Prices in G-7 Working Papers series, No.200840, Geary Institute, University College Dublin.

14)Federer, J. P .1996) ,“ Oil Price Volatility and the Macroecon my. Journal of  Macroeconomics, Winter, 1 8 (1), pp. 1 - 26

15)Farzanegan, M. and G. Markwardt., (2007), “The Effect of Oil Price Shocks on Iranian Economy”, “Energy Economics”, Vol. 31, PP.134-151.

16)Lee, Kiseok, S. Ni & Ronald, A. Raati (1995), "Oil Shocks and the Macroeconomy: The Role of Price Variability", The Energy Journal , Vol. 16, PP. 39-56.

17)Manera, M. and Cologni, A, (2005), Oil Prices, Inflation and Interest Rates in a Structural Cointegrated VAR Model for the G-7 Countries, University of Milan-Bicocca, Italy, FEEM Working Paper No. 101.

18)Nelson, D.B. (1991), Conditional Heteroskedasticity in Asset Returns: A New Approach, Econometrica, Vol. 59, Pp. 347–370.

19)Polterovich, V., Popov, V. and Tonis, A., (2010), Resource abundance: A curse or blessing?, ST/ESA/2010/DWP/93, DESA Working Paper No. 93

20)Rahman, S and Serletis, A., (2010). The asymmetric effects of oil price and monetary policy shocks: A nonlinear VAR approach. Energy Economics, 32(6), 1460-1466.

21)Tansuchat, Roengchai, Chang, Chia-Lin and McAleer, Michael. (2010). "Crude Oil Hedging Strategies Using Dynamic Multivariate GARCH" CIRJE Discussion Papers, CIRJE-F-704, http://www. e. u-tokyo. ac. jp/cirje/research/03research02dp. html .

22)World Bank, (2014), World Development Indicators

 

یادداشت‌ها