ارزیابی چگونگی عوامل تاثیرگذار بانکی بر مطالبات غیرجاری بانک-های ایران )رویکرد مدل پانل پویا GMM)

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسنده

دکتری اقتصاد، عضو هیئت علمی و استادیار پژوهشکده آمار و مدیر گروه پژوهشی آمارهای اقتصادی، تهران، ایران.

چکیده

 
مطالبات غیرجاری که ترکیب مطالبات معوق و مشکوک الوصول در صورت­های مالی بانک­ها می­باشد، از منابع اصلی بوجودآورنده ریسک در ارائه تسهیلات از سوی بانک­ها محسوب می شود. افزایش مطالبات غیرجاری بانک­ها در سال­های اخیر رشد چشم­گیری داشته که به عنوان یک مشکل اصلی در نظام بانکی کشور، نگرانی خاطر صاحب نظران و مسئولان را فراهم کرده است. شناخت عوامل موثر بر ایجاد مطالبات غیرجاری و اتخاذ تصمیم مناسب برای جلوگیری از افزایش این نوع مطالبات می­تواند ریسک بانک­ها در اعطای تسهیلات بانکی را کاهش دهد. علل مختلفی برای ایجاد مطالبات غیرجاری ارائه شده که در دو دسته کلی عوامل کلان اقتصادی و عوامل حسابداری و بانکی قرار می­گیرند. در این مطالعه به بررسی رابطه بین عوامل حسابداری بانک­ها و مطالبات غیرجاری بانک­ها در کل بانک­های دولتی و غیردولتی ایران طی دوره زمانی 1394-1387 به روش داده­های تابلویی(پانل) و مدل پانل پویا پرداخته شده است. همچنین فرضیات مطرح شده از سوی آرلانو و باند درباره علل افزایش مطالبات غیرجاری برای ارائه نتایج ملموس­تر جهت ارائه راهکارهای کاربردی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت از آزمون سارگان و آرلانو و باند برای بررسی برازندگی مدل و تفسیر نتایج تخمین، استفاده و نتایج ارائه شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که وقفه گذشته مطالبات غیرجاری، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها، نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها و نرخ ارائه تسهیلات اعطایی تاثیر معنی­داری بر ایجاد مطالبات غیرجاری در بانکهای کشور دارند.
 
Abstract
Risk is every uncertain or likely event that if happen, is along with its positive and negative effects. With this definition, non performing loans that are sum of the postponed and doubtful loans could be main risk resources in given facilities by banks. Increasement of non performing loans had impressive growth recently. So recognizing affective factors on non performing loans and make good decisions can decrease bank risks in given facilities for prevent increase of non performing loans. Several reasons represented for making non performing loans that palced in macroeconomic and accountant\ firm classes. Internal investigated studies were more about effect of macroeconomic factors not accountant / firm factors on non performing loans. In this study, we investigated affect of accounting firm factors on non performing loans in  whole governmental and non governmental Iran banks between 1387 to 1394 years by panel data and GMM models. Also Arllano & Band hyphothesis about increasement of non performing loans reasons is investigated to represent more tangible results for practical solutions discussions. Finally, Sergan and Arllano & Band test for consideration of goodness of fitness model and interpretation of results is used and representend. Results showed that there are significant relations between last interruption of non performing loans, rate of equity, loans to assests, equity to assests and loans ratio with non erforming loans, and bad management and skimping hyphotesis accepted and moral hazard hyphotesis rejected. Also sargan and arllano & band tests confirmed model goodness of fitness.

کلیدواژه‌ها


 

ارزیابی چگونگی عوامل تاثیرگذار  بانکی بر مطالبات غیرجاری بانک­های ایران )رویکرد مدل پانل پویا GMM)

 

تاریخ دریافت: 15/10/1396             تاریخ پذیرش: 17/12/1396

 

 

نادر حکیمی پور[1]

 

 

چکیده

مطالبات غیرجاری که ترکیب مطالبات معوق و مشکوک الوصول در صورت­های مالی بانک­ها می­باشد، از منابع اصلی بوجودآورنده ریسک در ارائه تسهیلات از سوی بانک­ها محسوب می شود. افزایش مطالبات غیرجاری بانک­ها در سال­های اخیر رشد چشم­گیری داشته که به عنوان یک مشکل اصلی در نظام بانکی کشور، نگرانی خاطر صاحب نظران و مسئولان را فراهم کرده است. شناخت عوامل موثر بر ایجاد مطالبات غیرجاری و اتخاذ تصمیم مناسب برای جلوگیری از افزایش این نوع مطالبات می­تواند ریسک بانک­ها در اعطای تسهیلات بانکی را کاهش دهد. علل مختلفی برای ایجاد مطالبات غیرجاری ارائه شده که در دو دسته کلی عوامل کلان اقتصادی و عوامل حسابداری و بانکی قرار می­گیرند. در این مطالعه به بررسی رابطه بین عوامل حسابداری بانک­ها و مطالبات غیرجاری بانک­ها در کل بانک­های دولتی و غیردولتی ایران طی دوره زمانی 1394-1387 به روش داده­های تابلویی(پانل) و مدل پانل پویا پرداخته شده است. همچنین فرضیات مطرح شده از سوی آرلانو و باند درباره علل افزایش مطالبات غیرجاری برای ارائه نتایج ملموس­تر جهت ارائه راهکارهای کاربردی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت از آزمون سارگان و آرلانو و باند برای بررسی برازندگی مدل و تفسیر نتایج تخمین، استفاده و نتایج ارائه شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که وقفه گذشته مطالبات غیرجاری، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها، نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها و نرخ ارائه تسهیلات اعطایی تاثیر معنی­داری بر ایجاد مطالبات غیرجاری در بانکهای کشور دارند.

 

واژه‌های کلیدی: ریسک، مطالبات غیرجاری، داده های تابلویی، مدل پانل پویا.

طبقه بندی JEL: C23, E42, E51, E58, E59

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

در هر سیستم اقتصادی پویا بخصوص بانک‌ها، گردش صحیح و سریع منابع و مصارف آنان نمایانگر کارایی مطلوب روش‌های اجرایی است. لذا وصول تسهیلات اعطایی درمدت زمان تعیین شده، مشخص کننده روش‌های صحیح بکارگیری منابع درجهت ایجاد تسهیلات لازم به منظور گسترش فعالیتهای اقتصادی و تأمین منابع موردنیاز بخشهای مختلف تولیدی، بازرگانی، خدمات و صرف منابع بانکی است.

بانکی که مطالبات معوق کمتری داشته باشد می­تواند منابع آزاد شده خود را در سایر فعالیت های جدید سرمایه­گذاری کرده و یا تعهدات بیشتری جهت پرداخت قبول نماید که این امر موجب افزایش توان برنامه­ریزی بانک در رابطه با مصرف منابع و یا قبول تعهدات و تحصیل درآمد خواهد شد. در مقابل، افزایش در مطالبات معوق بلند مدت بانکی منجر به مشکلات شدید در مدیریت بانکی نه فقط به دلیل کاهش کیفیت دارایی ها بلکه به دلیل کاهش سود بانک­ها و همچنین ایجاد مشکلات خطرآفرین بین بانکی و کانال­های تامین سرمایه، که عمدتا خزانه کشورمی­باشد، خواهد شد.(کردبچه و پردل، 1390 )

در بررسی­های مربوط به عوامل موثر برمطالبات غیرجاری که منجر به ایجاد ریسک­های اعتباری در حوزه بانکی می شود، در کنارعوامل تاثیرگذار کلان، توجه به رفتار مشتریان پر ریسک و کم ریسک در ایجاد این نوع مطالبات و ریسک­های اعتباری نیز ضروری به نظر می­رسد. لذا با توجه به این مسئله و روند رو به رشد مطالبات غبرجاری در نظام بانکی و پیامدهای منفی که در صورت رسیدگی نکردن به این مطالبات، گریبان­گیر نظام بانکی و اقتصاد کشور خواهد شد، در این تحقیق با تمرکز بر حوزه بانکی، به بررسی عوامل موثر بر افزایش مطالبات غیرجاری در بانک­های کشور پرداخته شده است. دراین پژوهش با این فرض که مدیران بانک ها دیدگاه روشنی از سازوکار تاثیر تغییرات صورت های مالی بانک ها بر افزایش مطالبات معوق بانکی ندارند، به بررسی صورت های مالی تمامی بانک ها اعم ازخصوصی و دولتی حاضر در سیستم بانکی کشور، در دوره ای مشخص –پرداخته می­شود تا در نهایت به یک نتیجه گیری کلی در مورد جهت و شدت تاثیر متغیرهای مهم صورت های مالی بانک­ها بر ایجاد مطالبات معوق بانکی پی برده شود.

ساختار این مقاله به این شرح است که در ابتدا تعریفی از مفهوم ریسک و انواع آن در بانک­ها  و همچنین انواع مطالبات در نظام بانکداری ارائه شده، سپس مروری بر مبانی نظری و پیشینه تحقیق انجام گرفته و در نهایت با معرفی روش و مدل مورد استفاده به بررسی نتایج حاصل از مدل و بررسی عوامل موثر بر مطالبات غیر جاری در نظام بانکی کشور پرداخته شده است.  

1-   تعریف ریسک[i]

ریسک دارای مفاهیم متعدد و گسترده­ای می­باشد. برخی ریسک را مبین خطری می­دانند که باعث انحراف نامطلوب نتایج آینده از آن­چه مورد انتظار بوده است. حتی واژه­هایی نظیر خطرپذیری و عدم قطعیت نیز به عنوان معادل واژه ریسک به کار می­روند. بنابراین ریسک یا عدم قطعیت را می­توان هر اتفاقی که وقوع آن غیرقطعی یا احتمالی باشد و در صورت وقوع، دارای اثر مثبت یا منفی باشد، تعریف کرد. در یکتعریف خلاصه می­توان بیان کرد که ریسک، زیان بالقوه و قابل اندازه­گیری یک نوع سرمایه­گذاری است. ریسک همواره بخش جدایی ناپذیر فعالیتهای مالی بوده است. در نظام بانکداری نیز در بخش تسهیلات اعطایی با تمام اعتبارسنجی­هایی که برمشتریان صورت می­گیرد، ریسک­هایی متوجه بانک خواهد بود. در مقابل برای مشتریان، ریسک دریافت تسهیلات از بانک بسیار پایین­تر از موسسات مالی دیگر می­باشد. بنابراین برای تصمیم گیری صحیح لازم است که ریسک­ها شناسایی و مورد تحلیل قرار گیرند و در نهایت تمام ریسک­ها و نتایج آن­ها ارزیابی شوند.(همتی و محبی­نژاد، 1388) 

 

2-  انواع ریسک بانک­ها

ریسک اعتباری، ریسک بازار و ریسک عملیاتی سه حوزه اصلی ریسک هستند که بانک­ها با آن مواجه می­باشند.

  • ریسک بازار: ریسک بازار از نوسان نرخ­ها یا قیمت­های بازار، مانند نرخ بهره، نرخ ارز، قیمت سهام و قیمت کالاها و تاثیر معکوس آن­ها بر ارزش اقلام داخل و خارج ترازنامه موسسات مالی بوجود می­آید و این تاثیرات به طور عمده منجر به کاهش درآمد و سرمایه می­شوند.
  • ·       ریسک عملیاتی: کمیته بازل[ii](2004) ریسک عملیاتی را زیان ناشی از فرایند­های داخلی نامناسب، وقایع خارجی، اشتباهات سیستمی و خطاهای انسانی، تعریف کرده است. بسیاری از بانک­ها، آن را ریسکی می­دانند که خارج از محدوده ریسک اعتباری و ریسک بازار قرار می­گیرد.در تعریف اتحادیه بانکداران بریتانیا این ریسک را مرتبط با خطای انسانی(مانند کلاهبرداری)، عوامل خارجی(مانند بلایای طبیعی و حملات تروریستی)، و عواملی که منشا بانکی ندارند(مانند قیمت­گذاری) می­دانند.
  • ریسک اعتباری: ریسک اعتباری را به زبان ساده، احتمال قصور وام­گیرنده یا طرف مقابل بانک نسبت به انجام تعهداتش، طبق شرایط توافق شده، تعریف می­کنند.  مک گروهیل[iii] در کتاب مدیریت ریسک به نقل از میچل کروهی[iv]ریسک اعتباری را ریسک عدم پرداخت در پی تغییر در عواملی که کیفیت اعتباری یک دارایی را شکل می­دهند، تعریف کرده است.

در رابطه با ریسک های مطرح شده،افزایش مطالبات بانک­ها در حوزه ریسک­های اعتباری بانک­ها دسته­بندی می­شود. اگرچه منشاءهای دیگر ریسک اعتباری در سراسر فعالیت­های یک بانک وجود دارد که در دفتربانک و دفتر تجاری و در اقلام بالا و پایین خط ترازنامه منظور می­گردد، ولی برای اکثر بانک­ها،وام­ها بزرگترین و بدیهی ترین منشاء ایجاد ریسک اعتباری می­باشند.

 

3- انواع مطالبات در نظام بانکداری

مطالبات تاخیری بانک­ها به چهار طبقه به شرح زیر تقسیم می­شوند :

الف- طبقه جاری: پرداخت اصل و سود تسهیلات و یا بازپرداخت اقساط در سررسید صورت گرفته و یا حداکثر از سررسید آن دو ماه گذشته است.

ب- طبقه سررسید گذشته: از تاریخ سررسید اصل و سود تسهیلات و یا تاریخ قطع پرداخت اقساط بیش از 2 ماه گذشته است، اما مدت زمان تاخیر در بازپرداخت، هنوز از 6 ماه تجاوز ننموده است. در این صورت صرفا مبلغ سررسید شده تسهیلات به این طبقه منتقل می­شود.

ج- طبقه معوق: اصل و سود تسهیلاتی که بیش از 6 ماه و کمتر از 18 ماه از تاریخ سررسید و یا از تاریخ قطع پرداخت اقساط سپری شده است و مشتری هنوز اقدامی برای بازپرداخت مطالبات بانک اعتباری ننموده است. در این صورت مجموعه اقساط سررسید تسهیلات به این طبقه منتقل می­شود.

د- طبقه مشکوک الوصول: تمامی اصل و سود تسهیلاتی که بیش از 18 ماه از سررسید و یا از تاریخ قطع پرداخت اقساط آن­ها سپری شده است و مشتری هنوز اقدام به بازپرداخت بدهی خود ننموده است.

 

4-  مبانی نظری

عوامل متعددی در معوق شدن بازپرداخت تسهیلات اعطایی نقش دارند که برخی از نوع عوامل بیرونی و مربوط به متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نرخ رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، بحرانهای مالی، تغییر نرخ ارز و ... می­باشند. برخی دیگر عوامل ماهیتی وام نظیر نرخ بهره، میزان و کیفیت وثایق دریافتی، پوشش­های بیمه­ای، کیفیت رفتاری و اعتباری مشتری و مواردی از این قبیل می­باشند و در نهایت برخی عوامل نیز به کیفیت اعتبارسنجی بانک، حجم تسهیلات اعطایی بانک، تغییر در دارایی­ها و سرمایه بانک، کیفیت مدیریت و عملکرد مدیران بانک، اندازه بانک در سیستم بانکی مربوط می­گردد. به طور کلی مطالبات  غیرجاری از طرف گیرندگان تسهیلات، زاییده دو بخش است: یکی بخش ارادی و اختیاری فرد وام­گیرنده و بخش دیگر تحت تأثیر عوامل خارج از حیطه اختیار وام­گیرندگان است که می­تواند ناشی از شرایط کلان اقتصادی و مالی نظیر تورم، نرخ ارز، نرخ سود باشد. این عوامل در کنار برخی عوامل دیگر نظیر عملکرد بانک در اعطای تسهیلات، نحوه اعتبارسنجی بانک، حجم تسهیلات اعطایی بانک، تغییر در دارایی­های بانک و سایر عوامل مختص بانکی مهمترین عوامل موثر بر مطالبات غیر جاری بانک­ها را تشکیل می­دهند. دلایل مختلفی برای افزایش مطالبات غیر جاری در سیستم بانکی ذکر شده است که در اینجا به برخی از آنان اشاره می شود.

به لحاظ نظری کفایت سرمایه ابزاری برای کنترل ریسک بانکی و ممانعت آنها از قرار گرفتن در شرایط ناتوانی از پرداخت دیون می­باشد. بانک­هایی که دارای نرخ کفایت سرمایه کمتر از حداقل میزانی که مقررات تعیین می­کند باشند، باید سرمایه خود را جهت تعدیل در ترازنامه افزایش دهند.در واقع افزایش سطح سرمایه بانک اثر مثبت بر عملکرد و سلامت سیستم بانکی دارد. بودریگا و همکاران(2009) دریافتند، هر چه کفایت سرمایه بانکی بیشتر باشد، مطالبات غیرجاری آن کمتر است. سینکی و گرین والت(1991) نشان دادند، بانک­ها با رعایت کفایت سرمایه در طولانی مدت با نرخ کمتر بدهی معوق مواجه می­شوند و بانک­هایی که دارای کفایت سرمایه بالاتر هستند در فعالیت­های پر مخاطره بیشتر شرکت می­کنندو مطالبات غیرجاری آن­ها افزایش می­یابد. لذا به نظر می­رسد اثرکفایت سرمایه بر بدهی غیرجاری روشن نباشد و بسته به میزان توسعه یافتگی بانک­ها، اثرات آن نیز متفاوت است.

مقررات زیان وام یک ابزار کنترلی برای مواجهه با زیان وام­ها است. زمانی­که سیستم بانکی با مطالبات غیرجاری مواجه می­شود، تمهیدات برای مقابله با آن افزایش می­یابد. لذا بین این دو شاخص رابطه مثبت وجود دارد (حسن و وال،2004). بانک­هایی که پیش­بینی می­کنند با زیان سرمایه و مطالبات غیرجاری بالا مواجه شوند، سعی می­کنند برای کاهش عدم پرداخت وام­ها، از تمهیدات بیشتری بهره­مند شوند. در واقع این شاخص به مدیران بانکها هشدار می­دهد که سیستم بانکی در چه شرایطی از نظر بدهی­های غیرجاری قرار دارد. سودآوری بانک نوعی شاخص برای تعیین رفتار ریسک­پذیری مدیران بانک­ها است. بانک­هایی که با میزان بالای سوددهی مواجه هستند کمتر تحت فشار ایجاد درآمد هستند و در نتیجه کمتر در فعالیت­های پرمخاطره شرکت می­کنند. بانک­هایی که دارای کارایی اندکی هستند، بیشتر با وام­های مسئله دار مواجه می­شوند. همچنین مدیرانی که در مدیریت هزینه ها ضعیف عمل می­کنند بیشتر وارد فعالیتهای پر مخاطره می­شوند و بیشتر از سایرین مشتریان خود را دچار زیان می­سازند. در این باره، گادلسگی (2004) از نسبت بازدهی به دارایی به عنوان شاخص عملکرد بانکی استفاده کرده و اثر آن را بر مطالبات غیرجاری بررسی نمود. نتایج حاصل از بررسی وی حاکی از این است که هر چه سود آوری سیستم بانکی بالاتر باشد، با مطالبات غیرجاری کمتری مواجه خواهد بود. ایجادمطالبات غیرجاری که معمولا درصدی از کل وام بیان می­شود، می­تواند به عنوان معیاری از کیفیت اعتباری بکار رود. افزایش مطالبات غیرجاری نشان­دهنده کیفیت اعتباری ضعیف بوده و بر استواری نظام بانکی تاثیرگذار خواهد بود.

 

5- مروری بر پیشینه تحقیق

مطالعات انجام شده بر روی عوامل بانکی اثرگذار بر مطالبات غیرجاری چندان گسترده نمی­باشند. در این میان می توان به مطالعاتی به شرح زیر اشاره داشت:

برگر و دیانگ(1997) در مطالعه خود داده­های بانک­های تجاری آمریکا را در دوره 1985 الی 1994 مورد بررسی قرار داده اند، از آزمون علیت گرانجر برای بررسی جهت علیت بین کارایی هزینه، کیفیت وام و سرمایه بانک­ها با مطالبات غیرجاری استفاده کرده و با استفاده از مدل پانل پویا [v](GMM)، رابطه بین متغیرهای نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها، نسبت تسهیلات اعطایی با دارایی­ها و نرخ رشد تسهیلات اعطایی با مطالبات غیرجاری را مورد بررسی قرار دادند.آنها چهار فرضیه به شرح زیر را در مطالعه خود در نظر گرفته و بررسی کرده‌اند:

فرضیه اقبال بد[vi] :  بالارفتن مطالبات غیرجاری به دلیل مسائل کلان اقتصادی مانند عملکرد بد اقتصاد می­باشد و این ناشی از کاهش سطح تولید، بالارفتن بیکاری، ورشکستگی کارخانه­ها و بخش­های تولیدی، بحران انرژی و حوادث غیرمترقبه مانند حملات تروریستی می­باشدکه  به دنبال آنان، فعالیت­های اقتصادی در کشور کاهش می­یابد که این ناشی از کاهش دریافتی­ها و سود افراد و شرکت­ها می­باشد و منجر به رشد وام­های بد می­شود. برای جبران وام­های بد بانک­ها متحمل هزینه­های عملیاتی بالایی در قالب کنترل هزینه­های اضافی، عدم تمرکز مدیریت سطوح بالاتر، هزینه­های قیمت­گذاری، کنترل و نگهداری وثایق، مذاکرات و ... می­گردد و در نهایت افزایش در ایجاد وام­های بد منجر به عدم کارایی هزینه­های بانکی در قالب هزینه های افزایش یافته نظارت و بازسازی خواهد شد.

فرضیه مدیریت بد[vii] : کارایی پایین هزینه نشان­دهنده عملکرد بد مدیران ارشد در فعالیت­های روزانه مدیریت سبد پرتفوی وام زیرمجموعه خودشان می­باشد. همچنین مدیران پایین­تر هزینه­های عملیاتی را کنترل و نظارت نمی­کنندکه این عمدتا در کارایی پایین هزینه سریعا نمود پیدا می­کند. مدیران در چنین بانک­هایی استانداردهای کنترل، نظارت و تعهدات را دنبال نمی­کنند. بنابراین، "مدیران بد" رتبه اعتباری، قدرت ارزیابی وثیقه و کنترل و نظارت بر وام ضعیفی دارند. هنگامی که مدیران، مدیریت ناکارامدی بر عملیات جاری بانکداری داشته باشند این منجر به رشد آتی در مطالبات غیرجاری می­گردد.

در رابطه با این فرضیه ویلیامز (2004) به مطالعه رابطه بین کیفیت وام و کارایی هزینه در بین بانک­های پس­انداز اروپا در فاصله سال­های 1990 الی 1998 پرداخت، پودپیرا و ویل(2008) بانک­های کشور چک را در فاصله سال­های 1994 الی 2005 مورد بررسی قرار دادند و لوئیس، ولدیس و متاگزاس(2010) نیزعوامل مطالبات غیرجاری در بخش بانکداری کشور یونان را بررسی کردند. همگی در تحقیقات خود فرضیه مدیریت بد را تایید کردند.

فرضیه مضایقه[viii] : بر خلاف فرضیه ‘اقبال بد‘  و ‘مدیریت بد’ که به موضوع افزایش هزینه­ها توجه می­کردند، این فرضیه به موضوع کارایی بالای هزینه­ها ولی محدودیت منابع اختصاص داده شده برای نظارت بر ­وام­ها و در نتیجه مشکلات تسهیلات، توجه می­کند. با درنظر گرفتن تمام منابعی که برای نظارت بر وام­ها و انجام تعهد به کارایی هزینه و بالابردن کیفیت وام بانک­ها تخصیص داده شده است، باز کارایی بالاتر هزینه منجر به رشد بیشتر مطالبات غیرجاری می­گردد. زیرا به منظور دستیابی به منافع کوتاه مدت، معمولا بانک­ها داشتن هزینه کمتر را ترجیح می­دهند، اما در بلند مدت این بر کیفیت وام­ها اثر می­گذارد و مدیران مجبورند در تعادل بین کارایی هزینه و تخصیص منابع برای تعهدات، ارزیابی وثیقه، کنترل و نظارت بر وام­های برجسته، تصمیم ­گیری کنند. لذا بانک­هایی که کارایی بالاتر هزینه را ترجیح می­دهند کمتر در تضمین کیفیت وام­هاتلاش می­کنند; به هر حال این نوع بانک­ها رشد بالاتری در ایجاد مطالبات غیرجاری در بلند مدت دارند.

این فرضیه نیز با یافته­های روسی، شوایگر و وینکلر(2005) که بر روی یک نمونه ای از 278 بانک در 9 کشور در فاصله سال­های 1995 الی 2002 تحقیق کرده بودند، مطابقت دارد.

فرضیه مخاطرات اخلاقی[ix] : بانک­های با سرمایه کم، تمایل بیشتری دارند که از طریق افزایش ریسک سبد پرتفوی وام خود، با تخصیص وام­ها به وام­گیرندگان کم کیفیت به افزایش دریافتی خود بپردازند، و با افزایش مطالبات غیرجاری روبرو خواهند شد. این عامل را عامل خطر اخلاقی موثر بر مطالبات غیرجاری می­نامند زیرا بانک­ها با این­که می­دانند در شرایط بسیار شکننده ای قرار دارند، اما هنوز ریسک سبد وام خود را افزایش می­دهند. بر اساس این فرضیه، سرمایه مالی کم منجر به رشد آتی در مطالبات غیرجاری می­گردد و پیشنهاد می­دهد که بانک های با سرمایه کم باید تشویق به کمتر ریسک کردن در اعطای تسهیلاتی که منجر به افزایش مطالبات غیرجاری می­گردد، شوند(عبید و همکاران، 2014).

کیتون و ماریس(1987) در تحقیق خود بیان می­کنند که بانک­هایی که تمایل به ریسک بیشتر دارند، ناخودآگاه زیان بالاتری را جذب می­کنند. یافته­های آن­ها توسط سالس و سارینا(2005) و جیمنز و سارینا(2005) مورد تایید قرار گرفت.

شهیدالاسلام و نیشیاما) 2016)، در مقاله­ای با استفاده از مدل پانل پویا، عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری بانک­های کشور­های جنوب آسیا در دوره زمانی 1997 – 2012 را مطالعه کرده اند. نتایج آن­ها نشان داده که مشکلات مدیریتی وعامل خطر اخلاقی، بین مدیریت بانک و تعاونی­ها و مدیریت بانک و سهام­داران ایجاد اختلاف کرده و انتخاب اشتباه وام­گیرندگان تاثیر معنی­داری بر ریسک اعتباری آن­ها گذاشته است. همچنین آن­ها شواهدی مبنی بر تاثیر معنی­دار مدیریت بد، ناکارایی هزینه، تنوع درآمدی، اندازه بانک، نسبت تمرکز بر صنعت، نرخ رشد بهره و تولید ناخالص داخلی بر مطالبات غیرجاری بانکی بدست آورده‌اند.

کوهن و سانتامرو(1980) و ریم(2001) یک رابطه مثبت بین ریسک بانک و کفایت سرمایه با این ادعا که سرمایه بیشتر بانک­ها را تشویق به تشدید ریسک کردن در دارایی­هایشان می­کند و ممکن است منجر به افزایش مطالبات غیرجاری گردد، مشاهده کردند و این با فرضیه مخاطرات اخلاقی که توسط برگر و دیانگ مطرح شدند،تناقض آشکار دارد.

سالس وسارینا(2002)، ساندرز و همکاران(1990)، چن و همکاران(1998)، سبنویان و همکاران(1999) مگینسون(2005) و لوئیس و همکاران(2012) وجود رابطه منفی بین اندازه بانک و حجم مطالبات غیرجاری را در بررسی­هایشان تایید کردند. برعکس، استرن و فلدمن(2004) ادعا کردند که بانک­های بسیار بزرگ ممکن است ریسک بزرگتری را متحمل شوند که ممکن است منجر به پایان کارشان با حجم بالایی از مطالبات غیرجاری گردد. سالس و سارینا(2002)، هو و همکاران(2004) و راژان و ژال(2003))اذعان دارند که بزرگتر بودن اندازه بانک­ها منجر به ایجاد فرصت­های متنوع­سازی بیشتری می­‌شود. درآمد بدون بهره به دلیل این­که یک بخش از درآمد کل را نشان می­دهد، می­تواند به عنوان یک عامل ایجاد فرصت­های متنوع­سازی درنظر گرفته شود. به این دلیل که  بانک­ها بر دیگر انواع درآمدها مانند درآمد منابع متنوع­سازی شده تکیه دارند و نه بر ایجاد وام.

تاثیر پراکندگی مالکیت نیز بر مطالبات غیرجاری موثر موضوع شناخته شده ای است. فاما(1980) در مطالعه خود نتیجه گرفت که یک بازار سرمایه کارا نظم بر روی مدیریت شرکت را تایید می­کند و بنابراین، مالکیت پراکنده باید تاثیر مثبت بر عملکرد شرکت داشته باشد که منجر به مطالبات غیرجاری کمتر می­گردد. برعکس، برلی و مینز(1932) نتیجه گرفتند، پراکندگی مالکیت  منجر به عملکرد ضعیف­تر و مطالبات غیرجاری بالاتر می­شود.

کریم و همکاران(2010)، عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری بانکی در مالزی و سنگاپور را بین سال­های 1998 الی 2007 بررسی کردند. آنان از یک رگرسیون توبیت برای بررسی عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری بانکی استفاده کردندو بجای استفاده از شاخص­های کارایی هزینه، یک شاخص رتبه­دهی کارایی هزینه با استفاده از یک تابع مرزی تصادفی هزینه استخراج کردند. نتایج نشان داد که تفاوت فاحشی در کارایی هزینه بین بانک­های سنگاپور و مالزی وجود ندارد. آنان نتیجه گرفتند که مدیریت ضعیف در بخش بانک­های تجاری به بدتر شدن کیفیت وام­های پرداخت شده، کمک می کند.

بخش بانکداری تجاری کشور هند در دوره 1995 الی 2007 ، توسط ردی(2011) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مشابه کار کریم و همکاران(2010)، ردی به تخمین کارایی هزینه پرداخت و سپس چهارچوب علیت گرانجری بکاررفته توسط برگر و دیانگ(1997) را بکار برد. نتایج نشان دهنده شیوع فرضیه مخاطرات اخلاقی بود و بانک­های با سرمایه کم­تر، کارایی هزینه پایین­تری داشتند اما با این حال مطالبات غیرجاری بیشتری داشتند. وی همچنین بیان کرد که هیچ نشانه­ای از فرضیه مضایقه در سیستم بانکداری هند وجود ندارد و رابطه مثبت بین مطالبات غیرجاری و کارایی هزینه در بانک­های دولتی خارجی بیشتر معنی­دار می­باشد.

در ایران نیز مطالعاتی بر روی عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری بانک ها با استفاده از داده­های پانل انجام شده است.

نجف(1387) عوامل مؤثر بر ایجاد مطالبات غیرجاری از دیدگاه مدیران وکارشناسان را ازطریق تحلیل مؤلفه­های اصلی و با استفاده از روش چرخش متعامد واریماکس بررسی کرد. در برونداد نهایی 8 عامل اثرگذار استخراج شدند که عبارت بودند از: ضعف در فرایند­های کارشناسی اعطای وام، مداخله سلیقه­ای در اعطای اعتبارات، تاثیرپذیری نظام بانکی از تحولات سیاسی و اقتصادی کشور، تفاوت در میزان نرخ تسهیلات اعطایی به مشتریان، ضعف در فرایند مکانیزه اعطای تسهیلات به مشتریان، ضعف در فرایندهای نظارتی و کنترلی حاکم بر وصول مطالبات، ضعف امور قضایی در فرایند وصول مطالبات بانکی و ضعف در فرایند اخذ وثیقه و استفاده درست از آن­ها. نتایج نشان داد این عوامل روی هم 50 درصد از کل واریانس را تبیین می‌کنند.

احمدیان و داوودی(1391)، به صورت تجربی رابطه بین نظارت بانکی و بدهی‌های معوق را بررسی کردند. برای این منظور از شاخص های بانکی، مالی، اقتصادی و قانونی 30 کشور برای دوره 2010-2000 به روش داده های تلفیقی استفاده شده است. نتایج نشان داد که هر چه قدرت نظارت بیشتر باشد، سطح مطالبات غیرجاری کاهش می ‌یابد. همچنین اثر متقابل نظارت بانکی و نسبت بازدهی به دارایی، ثبات سیاسی و ریسک سیستم بانکی بررسی شدند که نتایج حاصل نشان داد این شاخص­ها می ‌توانند مطالبات غیرجاری را کاهش دهند.

کردبچه و پردل(1390)، در مقاله­ای به بررسی عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری در صنعت بانکداری ایران پرداختند. برای این منظور از یک مدل پانل پویا برای یک نمونه شامل 12 بانک کشور در طول دوره زمانی 1387-1381 استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که کارایی عملیاتی، رفتار احتیاطی و نوع مالکیت بانک­ها، متغیرهای تعیین کننده و معناداری در توضیح رفتار مطالبات غیرجاری در نظام بانکی ایران هستند.

 

6-  داده­ها و متغیرهای تحقیق

داده­های لازم برای این مطالعه از موسسه عالی بانکداری و از گزارش­های مستمر عملکرد نظام بانکی کشور جمع­آوری شده است. متغیرهای مورد بررسی و تعریف هر یک از آنان به شرح جدول 1 می باشند.

 

جدول 1-  متغیرهای مورد بررسی در پژوهش

نام متغیر(علامت اختصاری)

تعریف متغیر

مطالبات غیرجاری(NPL)

شامل مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک‌الوصول، در واقع مطالباتی که بیش از هجده ماه از تاریخ سررسید و یا از تاریخ قطع بازپرداخت اقساط آن سپری شده است.

بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)

نسبت سود خالص به تعداد سهام منتشر شده در یکسال مالی، در واقع نشاندهنده میزان موفقیت بانک در تسهیل سود بیشتر برای سهامداران است.

نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ((EQTA

نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها در یکسال مالی

نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی(LTOA)

نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­های بانک در یکسال مالی

نرخ رشد تسهیلات اعطایی(DLOANS)

درصد تغییرات پرداخت تسهیلات اعطایی سال مالی جاری نسبت به سال گذشته

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

داده­های این تحقیق شامل مشاهداتی هستند که هم هویت مقطعی[x] و هم درون مقطعی[xi] دارند. به عبارت ساده­تر وابسته به مقطع و هر مقطع نیز وابسته به زمان می­باشد. این نوع داده­ها را که در برگیرنده­ی هر دو جنبه­ی داده­های سری زمانی و داده­های مقطعی است را اصطلاحا داده­های ترکیبی یا تابلویی[xii] می­نامند. در داده­های ترکیبی دو مفهوم نظم و توازن[xiii] مطرح است. داده‌های ترکیبی منظم، داده هایی هستند که در هر مقطع، داده­ها دارای فراوانی یکسانی در مجموعه هستند. در غیر اینصورت آن­ها را نامنظم می­نامند.

چنانچه در یک مجموعه داده­های ترکیبی، تمام مشاهدات در درون هرمقطع، مقدار و عدد داشته باشند، مجموعه را کاملا متوازن و در غیر اینصورت نامتوازن می­نامند.

داده­های این تحقیق شامل اطلاعات تمامی بانک های کشور و برای یک دوره زمانی 8 ساله (1387 الی 1394) می باشد به هر حال در مورد برخی از متغیرهای تحقیق، داده های مربوط به آنان از نوع داده­های ترکیبی منظم نامتوازن هستند.

 

6-1-  نتایج آزمون علیت گرانجری

گرنجر[xiv](1969) از این واقعیت که آینده نمی­تواند علت گذشته باشد، استفاده کرده و چنین عنوان می­کند که اگر مقادیرجاری یک متغیر مانند Yt را بتوان با استفاده از مقادیر گذشته متغیر دیگری مانند Xt با دقت بیشتری نسبت به حالتی که از مقادیر گذشته Xt استفاده نمی­شود. پیش­بینی نمود، در این صورت Xt را علت گرانجری Yt می­گویند. برای بررسی این موضوع، آزمونی را تحت عنوان آزمون علیت گرانجری معرفی کرده است.

در جدول 2 آزمون علیت گرانجری متغیرهای توضیحی تحقیق با متغیر وابسته(مطالبات غیرجاری) نمایش داده شده است. فرض صفر این آزمون بیان می­کند که متغیرتوضیحی علت تغییر متغیر وابسته نمی­باشد و فرض مقابل علت تغییر متغیر وابسته می­باشد.

 

جدول2-  نتایج آزمون علیت گرانجری عوامل اثرگذار بر مطالبات غیرجاری

متغیرها

آماره آزمون گرانجر(F)

نرخ بازده حقوق صاحبان سهام

24/3

نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها

80/2

نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها

67/3

نرخ رشد تسهیلات اعطایی

08/3

منبع : یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج ‏0جدول 2 بیان می­کند که متغیرهای مستقل مدل همگی علت گرانجری متغیر وابسته (مطالبات غیرجاری)، شناخته شده­اند و از این رو می توان اثر آنان را بر متغیر وابسته بررسی کرد.

 

6-2- آزمون پایایی

قبل از تخمین مدل،لازم است که در ابتدا مانایی یا ایستایی متغیرها مورد بررسی و آزمون قرار گیرد تا نسبت به عدم وجود مشکل رگرسیون کاذب که باعث ایجاد ابهام در نتایج تخمین می شود، اطمینان حاصل کرد. برای بررسی پایایی متغیرها در داده‌های ترکیبی، از آزمون‌های خاصی می‌توان استفاده کرد که در اینجا از آزمون لین و لوین  (LL) که کاربرد بیشتری در بررسی مانایی متغیرها در داده­های ترکیبی دارند، استفاده شده است. نتایج آزمون مانایی متغیرهای تحقیق در جدول 3 نشان داده شده است.

 

جدول3-  نتایج آزمون مانایی متغیرها به روش لین و لوین (سطح)

متغیر

روش ارزیابی

آماره‌ی آزمون

احتمال

ایستایی یا نا ایستایی

سطح

NPL

مقدار ثابت

54/1

94/0

ایستا

مقدار ثابت و روند

51/7-

00/0

ROE

مقدار ثابت

076/2-

01/0

ایستا

مقدار ثابت و روند

9/9-

00/0

EQTA

مقدار ثابت

56/7-

00/0

ایستا

مقدار و روند

5/12-

00/0

LTOA

مقدار ثابت

76/4-

00/0

ایستا

مقدار ثابت و روند

56/4-

00/0

DLOANS

مقدار ثابت

55/21-

00/0

ایستا

مقدار ثابت و روند

59/34-

00/0

  منبع : یافته‌های پژوهشگر

 

بر اساس نتایج آزمون لین و لوین کلیه متغیرهای تحقیق در سطح معنی دار یک درصد، ایستا هستند.بنابراین می­توان این اطمینان را داشت که این داده­ها مورد اعتماد بوده و مشکل رگرسیون کاذب وجود ندارد.

 

6-3- نتایج آزمون‌های تشخیص نوع مدل

برای تعیین نوع مدل مناسب در داده­های ترکیبی از آزمون­های مختلفی استفاده می­شود که رایج­ترین آنان، آزمون‌های چاو و هاسمن هستند از آزمون چاو برای انتخاب میان روش حداقل مربعات تجمیع شده(Pooling) و روش پانل استفاده می‌شود. در این آزمون فرضیه‌ی صفر (H0) نشان‌دهنده‌ی استفاده از روش حداقل مربعات تجمیع شده است و فرضیه‌ی مقابل(H1) نشان‌دهنده‌ی استفاده از روش اثر ثابت است. رویکرد اثر ثابت زمانی پذیرفتنی است که تفاوت میان مقاطع را بتوان با جملات عرض از مبدأ توضیح داد. اما روش حداقل مربعات تجمیع شده از حالت وجود عرض از مبدأهای مشابه استفاده می‌کند و دقیقا تبدیل به یک مدل ساده شده که ضرایب آن با روش معمولی حداقل مربعات جملات خطا قابل تخمین‌زدن هستند. در صورت رد فرضیه‌یH0 ، از آزمون هاسمن برای انتخاب مدل مناسب پانل استفاده می‌شود. اساس آزمون هاسمن بر پایه‌ی وجود یا عدم وجود ارتباط خطای رگرسیون تخمین زده شده و متغیرهای مستقل مدل، شکل گرفته است. اگر این ارتباط وجود داشته باشد، مدل اثر ثابت و اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، مدل اثر تصادفی کاربرد خواهد داشت. در این آزمون فرضیه‌ی H0 نشان دهنده‌ عدم ارتباط متغیرهای مستقل و جمله خطا مدل و فرضیه‌ی H1 نشان‌دهنده‌ وجود این ارتباط است. نتایج آزمون چاو به صورت خلاصه در جدول 4 درج شده ‌است.

 

جدول4- آزمون چاو برای تشخیص الگوی داده‌های ترکیبی یا تلفیقی

آزمون

مقدار محاسبه شده‌ F

درجه آزادی

مقدار احتمال

آزمون اثرات ثابت (چاو)

07/23

(154و27)

000/0

منبع : یافته‌های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج جدول 4 دلیلی بر پذیرش فرضیه صفر آزمون مبنی بر بکار بردن روش حداقل مربعات تجمیع­شده در سطح معنی دار 5 درصد یافت نشد و لذا بایستی از روش داده­های پانل برای برازش بر روی این داده ها استفاده کرد. به عبارت دیگر روش مناسب یا از نوع روش اثر ثابت است و یا از نوع روش اثر تصادفی.

نتایج آزمون هاسمن نیز که در جدول 5 نمایش داده شده است، بیانگر رد فرضیه صفراین آزمون، یعنی فرض وجود اثرات تصادفی در سطح معنی دار5 درصد می­باشد و لذا مدل مناسب برای تخمین، مدل اثرات ثابت است.

 

جدول5- آزمون هاسمن برای تشخیص الگوی اثرات ثابت یا تصادفی

آزمون

مقدار محاسبه شده‌ی F

درجع آزادی

مقدار احتمال

آزمون هاسمن

63/11

4

02/0

منبع : یافته‌های پژوهشگر

7- مدل پانل پویا و نتایج حاصل از برآورد آن

مدل اصلی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته، به شکل رابطه زیر است:

Nplit = C + B1*ROE­it + B2*EQTAit + B3*LTOAit+ B4*Dloansit + eit    (1)                                                                    

در رابطه فوق، Npl مطالبات غیرجاری، OE، بازده حقوق صاحبان سهام، EQTA نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ها، LTOA نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها و DLOANS نرخ رشد تسهیلات اعطایی بانک ها است.  اما به دلیل وجود مشکل خودهمبستگی جملات باقیمانده در تخمین مدل فوق و همچنین کوتاه بودن دوره زمانی  مورد بررسی، در این تحقیق از مدل پانل پویا(GMM) که توانایی رفع مشکلات همبستگی سریالی، ناهمسانی واریانس در مدل پانل را دارد، استفاده شده است. بطور کلی در معادلاتی که در تخمین آنان اثرات غیرقابل مشاهده خاص هر مقطع و وجود وقفه متغیر وابسته در متغیرهای توضیحی، مسئله اساسی است از مدل­های پویای پانلی استفاده می­شود. برای تخمین مدل به وسیله این روش لازم است ابتدا متغیرهای ابزاری به کار رفته در مدل مشخص و معتبر بودن فرض عدم همبستگی بین آنان و جمله خطای مدل بررسی شود. تفاوت بوجود آمده در این مدل نسبت به مدل(1)، در نظر گرفتن اثر وقفه اول از مطالبات غیرجاری با اضافه شدن متغیر(NPL(-1)) به متغیرهای توضیحی موثر بر مطالبات غیرجاری در مدل می­باشد. نتایج حاصل از براورد این مدل پویا در جدول 6 آورده شده است.

 

جدول6- نتایج حاصل ازبرآورد مدل پانل پویا(GMM)

متغیر توضیحی

ضریب

خطای استاندارد

آماره‌ t

مقدار احتمال (Prob)

وقفه اول مطالبات غیرجاری(NPL(-1))

594/0

092/0

45/6

000/0

نرخ بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)

111/0-

042/0

64/2-

009/0

نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها(EQTA)

0517/0

017/0

13/3

000/0

نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها(LTOA)

0972/0-

023/0

15/4-

000/0

نرخ رشد تسهیلات اعطایی(DLOANS)

0417/0

014/0

08/3

000/0

      منبع : یافته‌های پژوهشگر

 

سازگاری تخمین زننده GMM به معتبر بودن فرض عدم همبستگی سریالی جملات خطا و ابزارها بستگی دارد. لذا به منظور برازندگی مدل و تفسیر کامل نتایج حاصل از تخمین مدل، ­بایستی دو شرط استواری مدل را بررسی کرد. برای این منظور از آزمون سارگان(1958) و آرلانو و باند(1991) برای بررسی رفع خودهمبستگی سریالی استفاده شده است که نتایج آنان در جدول 7 نشان داده شده است.

 

جدول7- تحلیل استواری مدل پانل پویا (GMM)

آزمون

آماره آزمون

تفسیر

آزمون sargan (آماره J)

53/16

محدودیت های مدل معتبر هستند.

آزمون آرلو وباند

خودهمبستگی درجه اول

12/6-

عدم وجود همبستگی از نوع AR(1)

خودهمبستگی درجه دوم

12/5-

عدم وجود همبستگی از نوع AR(2)

منبع : یافته‌های پژوهشگر

 

بر اساس نتایج جدول 7 محدودیت­های اعمال شده در مدل معتبر بوده و نشان از عدم وجود خودهمبستگی در باقیمانده­های این مدل دارد. بنابراین ضرایب مدل پانل پویا(GMM) قابل تفسیر و استوار می­باشند.

بر این اساس می­توان عنوان کرد که نتایج بدست آمده، تاثیرگذاری معنی­دار همه متغیرهای توضیحی بر مطالبات غیرجاری را نشان می دهند. وقفه اول مطالبات غیرجاری، NPL(-1)، بزرگترین تاثیر معنی­دار و نرخ رشد تسهیلات اعطایی کمترین تاثیر معنی­دار را بر مطالبات غیرجاری داشته اند. مقدار ضریب استاندارد  وقفه اول متغیر مطالبات غیرجاری(NPL(-1)) برابر 594/0 و با خطای استاندارد 092/0و آماره آزمون 45/6، مقدار ضریب استاندارد نرخ بازده حقوق صاحبان سهام مدل(ROE) برابر 111/0-  و با خطای استاندارد042/0 و آماره آزمون 64/2- ،مقدار ضریب استاندارد نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها (LTOA) برابر 0972/0-  و با خطای استاندارد023/0 و آماره آزمون 15/4- ، مقدار ضریب استاندارد نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها (EQTA) برابر 0517/0و با خطای استاندارد0165/0 و آماره آزمون 13/3 و مقدار ضریب استاندارد نرخ رشد تسهیلات اعطایی (DLOANS) برابر 0417/0 و با خطای استاندارد0135/0 و آماره آزمون 08/3 همگی تاثیرشان بر مطالبات غیرجاری معنی­دار شناخته شدند. بنابراین، با توجه به نتایج بدست آمده، می توان گفت:

×    رابطه مثبت و معنی­داری بین مطالبات غیرجاری هر دوره با دوره قبل وجود دارد.

×    رابطه منفی و معنی­داری بین بازده حقوق صاحبان سهام . مطالبات غیرجاری وجود دارد.

×    رابطه مثبت و معنی­داری بین حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها و مطالبات غیرجاری وجود دارد.

×    رابطه منفی و معنی­داری بین نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها و مطالبات غیرجاری وجود دارد.

×    رابطه مثبت و معنی­داری بین نرخ رشد تسهیلات اعطایی و مطالبات غیرجاری وجود دارد.

 

معنی­داری و تاثیر منفی نرخ بازده حقوق صاحبان سهام بر افزایش مطالبات غیرجاری فرضیه مدیریت بد و فرضیه مضایقه را مورد تایید قرار می­دهد. همانطور که قبلا اشاره شد، این فرضیات بیان می­کنند که پایین آمدن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام بانک­ها به دلیل عملکرد بد مدیریت بانک­ها و صرف هزینه کم برای نظارت بر تسهیلات اعطایی منجر به بالا رفتن مطالبات غیرجاری بانک­ها گردیده است. ضریب مثبت نسبت بازده حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها(EQTA) نیز نشان می دهد هرچه نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها افزایش یابد، مطالبات غیرجاری نیز افزایش پیدا می کند که البته فرضیه مخاطرات اخلاقی را رد می­کند، در واقع برخلاف این فرضیه، بالاتر بودن سرمایه بانک، بانک را متمایل به ساخت سبد تسهیلاتی پر مخاطره تر می­کند و در نتیجه خطر افزایش مطالبات غیرجاری را افزایش می­دهد. ضریب منفی و معنی­دار نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­های بانک نیز فرضیه مخاطرات اخلاقی را رد کرده و در واقع داشتن نسبت حجم بالایی از تسهیلات اعطاشده به دارایی­ها در گذشته منجر به کاهش مطالبات غیرجاری می­شود. اما در مقابل ضریب مثبت و معنی­دار نرخ رشد تسهیلات اعطایی نشان می­دهد که بالابودن نرخ مطالبات غیرجاری در گذشته، به دلیل انباشته شدن مطالبات بر روی هم، منجر به افزایش مطالبات غیرجاری می­گردد.

تایید فرضیه مدیریت بد و فرضیه مضایقه در این تحقیق موافق تحقیقات ویلیامز(2004)، پودیرا و ویل(2008)، لوئیس و همکاران(2010) و روسی و همکاران(2005) می­باشد و در رد فرضیه مخاطرات اخلاقی نیز با نتایج تحقیق مکری و همکاران(2014) تطابق داشته و با تحقیق برگر و دیانگ تناقض آشکار دارد. 

 

8-  نتیجه­گیری

یکی از دلایل وقوع بحرانهای مالی و پولی در حوزه بانکی، روبرو شدن با حجم بالای مطالبات غیر جاری در نظام بانکی می باشد که این مسئله تبعات و مشکلات عدیده ای را برای اقتصاد بدنبال دارد. به طور کلی عوامل متعددی در ایجاد و افزایش این نوع مطالبات تاثیر دارند که در یک دسته بندی کلی می توان آنان را به عوامل بیرونی که ناشی از شرایط اقتصاد کلان می باشند و عوامل داخلی یا بانکی که ناشی از شرایط درونی بانک ها هستند، تقسیم بندی کرد. در این پژوهش تلاش گردیده تا به بررسی عوامل بانکی موثر برایجاد مطالبات غیرجاری در نظام بانکی کشور پرداخته شود. برای این منظور از مدل­ پانل پویا(GMM) استفاده شده است.

با تخمین این مدل این نتیجه کلی حاصل شد که فرضیه مدیریت بد و فرضیه مضایقه مورد تائید قرار گرفته و در واقع نشان داده شد که پایین آمدن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام بانک­ها به دلیل عملکرد بد مدیریت بانک­ها و صرف هزینه کم برای نظارت بر تسهیلات اعطایی منجر به بالا رفتن مطالبات غیرجاری بانک­ها شده است. اما فرضیه مخاطرات اخلاقی به دلیل معنی­دار بودن و مثبت بودن ضریب نسبت بازده حقوق صاحبان سهام به دارایی­ها و منفی بودن نسبت تسهیلات اعطایی به دارایی­ها، مورد تائید قرار نگرفت و نشان داده ­شد که بر خلاف این فرضیه، بالاتر بودن سرمایه بانک، بانک را متمایل به ساخت سبد تسهیلاتی پر مخاطره تر می­کند و لذا خطر افزایش مطالبات غیرجاری را افزایش می­دهد. همچنین اثر مثبت نرخ رشد تسهیلات اعطایی نشان داد که هرچقدر نرخ رشد تسهیلات اعطایی بانک­ها بالاتر باشد تاثیر بیشتری بر افزایش مطالبات غیرجاری خواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- دکتری اقتصاد، عضو هیئت علمی و استادیار پژوهشکده آمار و مدیر گروه پژوهشی آمارهای اقتصادی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول) nhakimipoor@yahoo.com



1 Risk

[ii] Basel committee

[iii] Mc Graw Hill

[iv] Michel Crouhi

[v] Generalized Method of Moments

[vi] Bad Luck

[vii] Bad Management

[viii] Skimping

[ix] Moral Hazard

[x] Cross section

[xi] Within cross section

[xii] Panel Data

[xiii] Balance

[xiv] Granger

فهرست منابع
1)     ابریشمی، حمید، (1381) ” اقتصاد سنجی کاربردی،“ تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
2)     احمدیان، ا. داوودی، آ.(1391)،اثرنظارت بانکی بر کاهش مطالبات معوق، فصلنامه علمی- پژوهشی حسابداری مدیریت، سال پنجم، شماره 12. صفحات 127-117.
3)     اکرامی، م. رهنما، آ.(1388)، بررسی عوامل موثر در مطالبات سررسید گذشته و معوق بانک، پژوهشنامه اقتصادی، ویژه­نامه بانک، شماره ششم، زمستان 1388 . صفحات 216-195.
4)   حیدری، هادی؛ زواریان، زهرا و ایمان نوربخش،(1390)، بررسی اثر شاخص­های کلان اقتصادی بر
مطالبات معوق بانکها، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال یازدهم، شماره ،1ص۶.
5)     رستمیان، ف. طبسی، د،(1389)، بررسی عوامل موثر در ایجاد مطالبات معوق بانک­های تجاری مناطق آزاد تجاری-صنعتی(مورد مطالعه ـ شعب بانک ملت منطقه آزاد کیش)، پژوهشنامه حسابداری مالی و حسابرسی. صفحات 194 تا 174.
6)      رنجبر مطلق، ل،(1384)، "اصول مدیریت ریسک اعتباری"، گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران- اداره مطالعات و مقررات بانکی، صفحات 1 الی 57.
7)     کردبچه، ح. پردل نوش­آبادی، ل،(1390) ،تبیین عوامل موثر بر مطالبات معوق در صنعت بانکداری ایران، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، سال 16 ام، شماره 49، صفحات 150 تا 117.
8)     گروه مشاوران مدیریت نقشه راه جامع(1392)، "تعریف و نحوه محاسبه ریسک­های بانکی".
9)     میرغفوری، ح و امین آشوری، ز،(1394)،ارزیابی ریسک اعتباری مشتریان بانک­ها، دو فصلنامۀ علمی ـ پژوهشی کاوشهای مدیریت بازرگانی، سال 7 ام، شماره 13، صفحات 166 الی 147.
10) نجف، م.،(1387)، "شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد مطالبات معوق از دیدگاه مدیران و کارشناسان بانک ملت منطقه 5شهر تهران و مقایسه با دیدگاه بدهکاران"، پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، موسسه عالی اموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی.
11) نظریان، ر. صفرپور، س،(1390)، ارزیابی تاثیر نرخ سود بانکی بر نوسانات مطالبات معوق شبکه بانکی کشور، فصلنامه علوم اقتصادی، سال پنجم، شماره هفدهم. ص 65-43.
12) همتی، ع. محبی­نژاد، ش(1388)، ارزیابی تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر ریسک اعتباری بانک­ها، ویژه­نامه بانک، شماره 6، صفحات59-33.
13)   Abid, L. Ouertani, M. Zouari-Ghorbel, Sonia,(2014),. Macroeconomic and Bank Specific Determinants of Household’s Non-Performing Loans in Tunisia: a Dynamic Panel Data, 1st TSFS Finance Conference, TSFS 2013, Sousse, Tunisia
14)   Ahmad, FawadT & Bashir, Taqadus,(2013), Explanatory Power of Bank Specific Variables as Determinants of Non-Performing Loans: Evidence form Pakistan Banking Sector. World Applied Sciences Journal 22 (9): 1220-1231
15)   Berge, T.O., Boye, K.G.,(2007), An Analysis of Bank’s Problem Loans. Norges Bank Economic Bulletin 78, 65–76
16)   Berger, A. and R. DeYoung,)1997), Problem Loans and Cost Efficiency in Commercial
Banks, Journal of Banking and Finance, 21, 849–870.
17)   Boudriga,A,.Boulila,N and Jellouli,S.,(2009),Does bank supervision impact nonperforming loans:cross-country determinants using aggregate data?,MPRA Paper No.18068,Octobr 2009
18)   Chen, C.R., Steiner, T.L., Whyte, A.M.,(1998), Risk-taking behavior and management ownership in depository institutions. J. Financial Res. 21 (1), 1–16
19)   Choi, I.(2001), Unit Root Tests for Panel Data, Journal of International Money and Finance, No. 20, pp. 249-272.
20)   Fernandez de Lis, S., Martinez Pagés, J. and Saurina, J.,(2000),Credit growth, problem loans and credit risk provisioning in Spain, Working Paper, No.18, Banco de Espana.
21)   Greuning, Hennie van. Bratanovic, Sonja Brajovic,(2009),“Analyzing Banking Risk: A Framework for Assessing Corporate Governance and Risk Management.”World Bank Publications.
22)   Hasan, I. and Wall, L.D.,(2004), Determinants of the Loan Loss Allowance: Some Crosscountry Comparisons, Financial Review, Vol. 39,No.1, pp. 129-152.
23)   Hu, J.L., Li, Y., Chiu, Y.H., (2004), Ownership and nonperforming loans: evidence from Taiwan’s banks, Develop. Econ. 42 (3), 405–420.
24)   Islam, S., Nishiyama, S. )2016(a, The determinants of bank net interest margins: A panel evidence from South Asian countries, Research in International Business and Finance 37, 501-514.
25)   Karim, C. Mohd, Z., A. Sok-Gee., and H. Sallahundin ,)2010(,"Bank Efficiency and NonPerforming Loans: Evidence from Malaysia and Singapore," Prague Economic Papers, 2.
26)   Khemraj, T., Pasha, S., (2009), The determinants of non-performing loans: an econometric case study of Guyana, MPRA Paper No. 53128
27)   Klein,N.,(2013),“Non-Performing Loans in CESEE: Determinants and Impact on Macroeconomic Performance”, International Monetary Fund, p 1:27.
28)   Koehn, M., Santomero, A.,(1980), Regulation of bank capital and portfolio risk, Journal of. Finance 35 (5), 1235–1244
29)   Louzis D. P, Vouldis A. T, and Metaxas V. L;(2012), Macroeconomic and Bank-Specific Determinants of Non-performing Loans in Greece: A Comparative Study of Mortgage, Business and Consumer Loan Portfolios. Journal of Banking & Finance, 36(4), 1012-1027.
30)   Mabvure T J, Gwangwava E, Faitira M, Mutibvu C, Kamoyo M ; (2012), Non Performing Loans in Commercial Banks: A case of CBZ Bank Limited In Zimbabwe, Interdisciplinary Journal of Contemporary Research In Business November 2012 VOL 4, NO 7.
31)   Phillips, P.C.B and Sul, D.,(2003),Dynamic Panel Estimation and Homogeneity Testing Under Cross Section Dependence, Econometrics Journal, Vol. 6, No. 1, pp. 217-259.
32)   Podpiera, J. and L. Weill, )2008(, Bad Luck or Bad Management? Emerging Banking Market Experience, The Journal of Financial Stability, 4: 135-148.
33)   Reinhart, C., Rogoff, K., )2009(. "From financial crash to debt crisis". NBER Working Paper 15795.
34)   Salas,V. and J.Saurina,(2002), Credit Risk in Two Institutional Regimes: Spanish Commercial and Savings Banks, Journal of Financial Services Research, 22:3, pp. 203 224.
35)   Vithessonthi, C., (2016), Deflation, bank credit growth, and non-performing  loans: evidence from Japan, Int. Rev. Financial Anal. 45 (2016), 295–305.
36)   Williams, J; (2004), Determining Management Behaviour in European Banking. Journal of Banking and Finance 28, 2427–2
 
 
یادداشت‌ها