تاثیر نوآوری برسهم بازار شرکت های داروسازی بورس اوراق بهادار

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پردیس کیش دانشگاه تهرا ن،تهران،ایران

2 استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهرا ن،تهران،ایران.

3 دانشیار اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشیار اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی،تهران،ایران

چکیده

امروزه صنعت دارو به عنوان یکی از صنایع راهبردی، دانش محور و نرخ نوآوری بالا در میان کشورها مطرح است. در صنایع فناور محور، موفقیت شرکت ها وابسته به توانایی آنها در ارائه نوآوری های جدید و مستمر به بازار است. نوآوری از یک سو با ایجاد تنوع در تعداد داروهای جدید، افزایش بازدهی و حاشیه سود می تواند باعث افزایش سهم بازار و از سوی دیگر با افزایش هزینه و عدم اطمینان در تابع تقاضای محصول موجب کاهش سهم بازار شود. لذا در این پژوهشبه دنبال بررسی رابطه بین نوآوری در شرکت های صنعت داروسازی فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و سهم بازاربه عنوان یک متغیر ساختاری طی سال های 1390 تا 1395 هستیم. با استفاده از روش حذف سیستماتیک از جامعه آماری تحقیق، 9 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد متغیرهای مستقل نوآوری، نسبت بدهی و نرخ ارز تاثیر منفی ولی نسبت های نقدینگی، بدهی به ارزش ویژه و متغیر اندازه تاثیر مثبت و معنی دار بر متغیر وابسته یعنیسهم بازار دارند.
 
Nowadays, pharmacy is known as a strategic and knowledge based industries in countries. In this industry, the success of companies depends on their abilities to provide new and continuous innovations to the market.On one hand innovation with the variety of production, increasing efficiency and profit margincauses higher market share and on the other hand with increasing the cost and uncertainty of product demand causes less market share. Thus in this research we are looking at the relationship between innovation in the pharmaceutical industry companies in Tehran stock exchange and market share as a Structural variable during 2011-2016.Using systematic elimination method from the statistical population of the research, nine companies are selected as statistical samples. Results show that independent variables such as innovation, Debt ratio and exchange rate have negative effect but Liquidity, Debt to equity value ratio and size have positive and meaningful effect on the market share.
 

کلیدواژه‌ها


 

تاثیر نوآوری برسهم بازار شرکت های داروسازی بورس اوراق بهادار

 

حامد عباسی آقاملکی

تاریخ دریافت: 06/10/1398            تاریخ پذیرش: 09/12/1398

[1]

قهرمان عبدلی[2]

علی سوری[3]

محسن ابراهیمی[4]

 

چکیده

امروزه صنعت دارو به عنوان یکی از صنایع راهبردی، دانش محور و نرخ نوآوری بالا در میان کشورها مطرح است. در صنایع فناور محور، موفقیت شرکت ها وابسته به توانایی آنها در ارائه نوآوری های جدید و مستمر به بازار است. نوآوری از یک سو با ایجاد تنوع در تعداد داروهای جدید، افزایش بازدهی و حاشیه سود می تواند باعث افزایش سهم بازار و از سوی دیگر با افزایش هزینه و عدم اطمینان در تابع تقاضای محصول موجب کاهش سهم بازار شود. لذا در این پژوهشبه دنبال بررسی رابطه بین نوآوری در شرکت های صنعت داروسازی فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و سهم بازاربه عنوان یک متغیر ساختاری طی سال های 1390 تا 1395 هستیم. با استفاده از روش حذف سیستماتیک از جامعه آماری تحقیق، 9 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد متغیرهای مستقل نوآوری، نسبت بدهی و نرخ ارز تاثیر منفی ولی نسبت های نقدینگی، بدهی به ارزش ویژه و متغیر اندازه تاثیر مثبت و معنی دار بر متغیر وابسته یعنیسهم بازار دارند.

 

واژه‌های کلیدی:نوآوری، سهم بازار، صنعت دارو.

طبقه بندی JEL:G12,G32

 

1- مقدمه

در نظریه تکامل اقتصادی نزدیک به یک قرن است که نوآوری نیروی محرکه رشد و توسعه اقتصادی شناخته شده است. در سال های اخیر با ظهور اقتصاد دانش بنیان، نوآوری نقش حیاتی تر در تحول ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است. صنعت داروسازی یکی از صنایع استراتژیک است و امروزه به تدریج رتبه اول را میان صنایع جهان به لحاظ حاشیه سود به دست آورده است. با توجه به حیاتی بودن نقش دارو و وابستگی بالای این صنعت به فناوری و امکانات صنعتی، امروزه عرضه و تسلط بر منابع دارویی به عنوان یک اهرم فشار بر کشورهای جهان سوم بکار می رود. و با توجه به موقعیت ایران در نظام سیاسی جهان، لزوم حفظ و نگهداری و تقویت صنایع دارویی کشور روشن می باشد. در طول دهه 1980 و 1990 میلادی، تامین نیازهای مراقبتی بهداشتی با موانع جدیدی از جمله هزینه بالای داروها و الزامات جدید تجارت بین الملل، سرمایه گذاری و قوانین مالکیت معنوی روبرو شد، بنابراین تحقیق در جهت نوآوری و توسعه توانمندی های داخلی در صنعت دارویی مورد توجه قرار گرفت. نوآوری، عملی کردن اندیشه های نو و بدیع، از خلاقیت ناشی می شود، در واقع نوآوری تبدیل خلاقیت و ایده های نو به عمل و نتیجه است. اقتصادی که بتواند هزینه مبادله و نا اطمینانی های مخرب کسب و کار را کاهش دهد فعالیت های تولیدی بیشتری جذب می کند. تعاریف متفاوتی از نوآوری ارائه شده است از قبیل اینکه نوآوری استفاده از توانایی های طبیعی خلق کردن راه های جدید و بهتر لذت بردن از زندگی و کار کردن با یکدیگر است (توماس باکر، 2014). نوآوری یک فرهنگ، یک نگرش است که مراقبت، کیفیت و خدمات به مشتریان را با هم ترکیب می کند(برت جوهانسون، 2013). نوآوری به معنای خارج شدن از درون چارچوب، به منظور خلق کردن راه حل ها و پیاده سازی آنها است. نوآوری، خلق فرصت ها و حیطه هایی برای تغییر و یادگیری است (یوبو چن، 2015). همزمان با افزایش هزینه های سرمایه گذاری در توسعه داروهای جدید به دلایل مختلف، بسیاری از شرکت های تحقیق محور به احتمال زیاد در آینده با کاهش قابل توجه درآمد روبرو خواهند شد که علت اصلی آن به اتمام رسیدن زمان حق انحصاری تولید و فروش داروهای بسیار پرفروش می باشد. رویکرد شرکت های داروسازی در مواجه با شرایط مذکور استفاده از مدل های جدید نوآوری است. سهم بازار یکی از متغیرهای ساختاری بازار محسوب می شود بطوریکه نحوه ارتباط آن با نوآوری مورد اختلاف نظر اقتصاددانان و مکاتب مختلف اقتصادی است از میان مکاتب مختلف از جمله مکتب شیکاگو توسط نایت، مکتب آلمان توسط لیست، مکتب اتریش توسط شومپیتر و بعدها توسط هایک و کرزنر، مکتب اتریش بر روی نوآوری به عنوان عامل اصلی تولید در اقتصاد ملی اشاره می کند. بر اساس نظریه شومپیتر با افرایش شدت نوآوری ابتدا سهم بازار افزایش یافته و پس از رسیدن به نقطه ماکزیمم آنگاه کاهش می یابد. بنگاه ها می توانند از طریق ایجاد خلاقیت و ابداع در محصولات یا فرایند تولید ازرقبا پیشی بگیرند و حتی منجر به تغییر ساختار بازار از رقابتی به انحصاری و یا بالعکس شوند و لذا از این طریق سهم بازار فروش محصولات و سود خود را افزایش دهند، اما از طرف دیگر می دانیم ایجاد نوآوری در تولید محصولات جدید نیاز به زمان، تکنولوژی، آموزش و بطور کلی هزینه زیادی دارد همچنین نوآوری با افزایش عدم اطمینان در تابع تقاضای محصول می تواند باعث کاهش میزان فروش و سهم بازار شرکت های داروسازی گردد. با توجه به موارد فوق حال این پرسش بوجود می آید که آیا نوآوری باعث افزایش سهم بازار شده است؟ بنابراین نحوه ارتباط سهم بازار، به عنوان متغیر ساختاری بازار، با متغیر رفتاری بازار مانند نوآوری و چگونگی اثرگذاری متقابل آنها در اقتصاد ایران و سهام بازار بورس شرکت های داروسازی چالش مورد بررسی این پژوهش است.

 

2- پیشینه تحقیق

نیدهام (1975) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه نظری بین سهم بازار و نوآوری دریافت که افزایش نسبت هزینه های تحقیق و توسعه به فروش بنگاه باعث می شود سهم بازاری بنگاه تحقیق کننده و نوآور افزایش یافته و سهم بنگاه رقیب وی در بازار کاهش یابد هال و واپل (1997) در تحقیقی رابطه بین نوآوری، سهم بازار و ارزش بازار را مورد بررسی و نتیجه گرفتند که ارزش بازاری بنگاه ها که با ارزش سهام آنها اندازه گیری می شود برای بنگاه هایی که از سهم بالاتر بازار برخوردار می باشند بالاتر بوده و هزینه تحقیق و توسعه و نوآوری در فرآیندها و محصولات تولیدی از عوامل افزایش سهم بازاری بنگاه ها تلقی می شود. مازوکاتو (2001) با انجام پژوهشی در مورد رابطه بین نوآوری و بی ثباتی سهم بازار فرضیه شومپیتر مبنی بر وجود رابطه غیرخطی بین سهم بازار و هزینه های تحقیق و توسعه را آزمون و تایید می نماید. سانین و زاناج (2007) به بررسی اثرات نوآوری های محیطی در شرایط رقابت کورنویی پرداختند و دریافتند که در شرایط رقابت مقداری یا کورنویی در بازارهای انحصاری دوجانبه و یا چندجانبه، بنگاه نوآور سهم بازار خود را افزایش می دهد. کانتر(2007) در بررسی موفقیت نوآوری متفاوت بنگاه و اثر آن بر پویایی بازار دریافت فعالیت های تحقیق و توسعه و نوآوری، زمینه افزایش درجه انحصار و متمرکزتر نمودن صنایع مورد بررسی را فراهم نموده است. کیم و لی (2008) در مقاله ای تحت عنوان بررسی ارتباط متقابل متغیرهای هزینه های تحقیق و توسعه و سهم بازار در قالب آزمون فرضیه شومپیتر به این نتیجه رسیدند که رابطه بین سهم بازار و مخارج تحقیق و توسعه کل (به عنوان شاخصی از نوآوری) تحت شرایط رقابت غیرقیمتی به شکل U معکوس است. گراونیتز و ساندنر (2009) در مطالعه ای با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته اثرات متقابل هزینه های تبلیغات، هزینه تحقیق و توسعه و سهم بازار را بررسی نموده و نتیجه می گیرند که رابطه مستقیمی بین سهم بازار از یک سو و هزینه های تبلیغات و هزینه های تحقیق و توسعه از سوی دیگر وجو دارد. رابل و ورساول (2009) به بررسی رابطه بین هزینه های تحقیق و توسعه و سهم بازار در صنایع تولیدی پرداختند که نتایج منتج از از این تحقیق تاکید بر تاثیر مثبت و معنی دار هزینه های تحقیق و توسعه بر سهم بازار صنایع مورد مطالعه دارد. آدجی(2016) رابطه نوآوری، سهم بازار و ریسک غیر سیستماتیک را مورد بررسی قرار داد و دریافت که بنگاه های نوآور بطور مداوم با خلق نوآوری باعث افزایش سهم بازار می شوند اما بنگاه هایی که سهم بازار بزرگی دارند الزاما به دنبال افزایش سرمایه گذاری در نوآوری برای حفظ بیشتر سهم بازار نیستند لذا از این رو افزایش در سهم بازار الزاما منجر به افزایش در ریسک غیرسیستماتیک بنگاه نیست. عبدی و همکاران (1386) در مقاله ای تحت عنوان بررسی نقش تحقیق و توسعه بر سود آوری به این نتیجه رسیدند که بین مخارج تحقیق و توسعه و افزایش سهم بازار و فروش و افزایش سود آوری ارتباط مستقیم وجود دارد. اصغرپور و همکاران (1391) فرضیه شومپیتر مبنی بر رابطه غیر خطی و U معکوس بین نوآوری و سهم بازار را در پژوهشی با عنوان تاثیر نوآوری بر سهم بازار در صنایع نساجی ، چرم و پوشاک ایران به بوته آزمون گذاردند که نتایج بدست آمده وجود این رابطه را تایید می کند.

 

3- مبانی نظری

سرمایه گذاری در شرکت های داروسازی برای تولید داروهای فناورانه دارای ریسک است لذا وجود نااطمینانی در تابع تقاضای محصولات جدید اجتناب ناپذیر است. بنابراین تلاش برای افزایش نوآوری در تولید دارو باعث بوجود آمدن عدم اطمینان در تقاضای محصولات جدید می شود، که این خود می تواند باعث کاهش فروش محصول و در نتیجه کاهش سهم بازار گردد. فرض کنید  قیمت سهام در زمان t و  نرخ مورد انتظار بازدهی باشد آنگاه تغییرات قیمت یا بازدهی در طول زمان (dt) شامل دو بخش است:

1)    بخش قابل پیش بینی بازدهی سهام که می توان آنرا با بررسی روند قیمت سهام بدست آورد. این قسمت را با  نشان می دهیم.

2)      بخش غیر قابل پیش بینی که نشان دهنده تغییرات تصادفی قیمت سهام در طول زمان (dt) است مثل اثرات خارجی از قبیل اخبار غیرمنتظره در مورد قیمت سهام و ... با توجه به مقدار ثابت  و مقدار تصادفی d  قسمت غیرقابل پیش بینی بازدهی سهام را با  نشان می دهیم.

بنابراین تغییرات قیمت سهام برابر است با :

                                                      (1)

 

                                                          (2)

 

معادله دیفرانسیل تصادفی رابطه (1) یک حرکت براونی[i] بر اساس تغییر قیمت سهام  است و رابطه (2) نرخ فوری بازدهی قیمت سهام است که از فرایند لم ایتو[ii] در طول زمان پیروی می کند. با توجه به رابطه ایتو داریم :

 

                      (3)

 

 =                                                                 (4)

 

تابع G(X,t) را در نظر بگیرید بطوریکه در شرط معادله دیفرانسیل تصادفی:

dx=adt+bd                                                                   (5)

 

صدق کند، در این رایطه  a و b مقادیر ثابت هستند و d  حرکت براونی است. بر اساس رابطه ایتو و یسط تیلور تابع G(X,t)  داریم:

 

,dx=adt+bd

 

 

 

dG=( a +  +                          (6)

 

 

حال اگر تابع G را به صورت G=ln( تعریف کنیم آنگاه داریم

    ,                = -   ,              

 

لذا با توجه به روابط فوق و جایگذاری در رابطه (6) داریم:

                               (7)

 

آنگاه

            (8)                                       

در رابطه (8)،  دارای حرکت براونی با تنش و توزیع نرمال با میانگین  و واریانس  است لذا داریم:

             (9)

آنگاه:                                                     

                (10)                                                     

 

رابطه فوق بر اساس حرکت براونی و قیمت آینده سهام بدست آمده است که می توان آنرا به هر زمان دیگری تعمیم داد. بنابراین قیمت آینده سهام می تواند بر اساس قیمت داخلی و رابطه (10) در طول زمان t وقتیکه dt=t است بدست بیاید. لذا داریم:

                                                                   (11)

 

حال تابع سود و واریانس آنرا در دو حالت اطمینان و عدم اطمینان بدست می آوریم :

 

3-1- حالت اطمینان

یعنی حالتی که یک شرکت داروسازی نسبت به تابع تقاضای بازار محصولات خود مطمئن است. این حالت زمانی اتفاق می افتد که شرکت های داروسازی در زمینه نوآوری هزینه نمی کنند و به تولید محصولات قبلی خود (که همیشه دارای متقاضی است) ادامه می دهند. اگر شرکت دارای تابع تقاضای معکوس تصادفی  در بازار محصولات خود (داروها) و مقدار فروش Q باشد آنگاه می توان تابع سود آن را بصورت مقابل نوشت:

 

 

می دانیم مقدار سود بهینه برای بنگاه انحصاری برابر  است. با قرار دادن  ما می توانیم سیر تکاملی آنرا بر اساس حرکت براونی هندسی بصورت زیر بیان کنیم. بر اسا س رابطه (1) داریم:

با حل معادله دیفرانسیل تصادفی فوق بر اساس رابطه (11) داریم:

 

 

حال مقدار سود مورد انتظار با توجه به نرخ تنزیل بصورت زیر خواهد بود:

                                                            (12)

 

3-2- حالت عدم اطمینان

یعنی حالتی که یک شرکت داروسازی نسبت به  تابع تقاضای بازار محصولات خود در آینده مطمئن نباشد. این حالت زمانی اتفاق می افتد که شرکت های داروسازی در زمینه نوآوری هزینه می کنند، این هزینه را در مدل با I نشان می دهیم. همچنین حالت عدم اطمینان تابع تقاضای محصولات در بازار را با  بیان می نماییم، لذا به دنبال حداکثر کردن تابع هدف  هستیم بنابراین:

 

داریم:                                        

                       

بطوریکه          آنگاه:         

                        (13)                             

حال سود مورد انتظار بصورت زیر است:

(14)       

 

با تقسیم رابطه (14) بر (12) داریم  بنابراین مقدار سود در حالت عدم اطمینان از حالت اطمینان کمتر است و این یعنی نا اطمینانی در تابع تقاضا و کاهش هزینه های ثابت بنگاه هایی که در زمینه نوآوری سرمایه گذاری می کنند باعث کاهش سود، مقدار فروش و همچنین سهم بازار کمتر می شود.

4- معرفی مدل و متغیرهای تحقیق

برای بررسی اثر متغیرهای توضیحی (نوآوری، اندازه، نرخ ارز، نسبت نقدینگی و نسبت های اهرمی) بر متغیر وابسته (سهم بازار) از مدل رگرسیون چند متغیره بر مبنای داده های ترکیبی به صورت زیر استفاده شده است:

 

                                                    

جامعه آماری این تحقیق، دربرگیرنده کلیه شرکت های صنعت داروسازی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که از سال 1390تا 1395 بطور فعال حضور داشته اند. پس از حذف شرکت هایی که واسطه مالی (سرمایه گذاری) بودند و شرکت هایی که اطلاعات مورد نیاز آنها قابل دسترس نبود، تعداد 9 شرکت (داروسازی عبید، ابوریحان، امین، اکسیر، فارابی، اسوه، زاگرس فارمد پارس، تهران شیمی و زهراوی) باقی ماندند که این تعداد شرکت به عنوان شرکت های نمونه انتخاب شده اند. متغیر وابسته (MS)سهم بازار یعنی نسبت درآمد حاصل ازفروش بنگاه به صنعت است.متغیر توضیحی اصلی این پژوهش نوآوری است،با توجه به شاخص های جهانی نوآوری که توسط دوتا[iii]، لانوین[iv] و وینسنت[v]در سال 2017[vi]منتشر شد و همچنین به دلیل محدودیت هایی از قبیل عدم افشای اطلاعات شرکت ها ی داروسازی، تعداد داروهایی که یک شرکت داروسازی در طول یک سال برای اولین بار مجوز ثبت یا بهره برداری برای آن دریافت نموده، به عنوان خلاقیت (Patent) یا نوآوری آن شرکت در نظر گرفته شده است. و چون نوآوری و ایجاد خلاقیت در تولیدات، زمان بر است و بلافاصله بر مقدار فروش تاثیر نمی گذارد لذا در مدل از لگاریتم نوآوری با یک وقفه استفاده شده است. متغیر توضیحی بعدی اندازه شرکت است که از طریق تقسیم ارزش سهام یک شرکت داروسازی بر ارزش سهام کل صنعت داروسازی محاسبه گردید.آنچه که در این تحقیق به عنوان نسبت نقدینگی آمده، نسبت جاری است که از تقسیم دارایی جاری بر بدهی های جاری حاصل می شود. همچنین در این پژوهش از دو نوع نسبت اهرمی استفاده شده است یکی نسبت بدهی (LV)یعنی کل بدهی یک شرکت تقسیم بر کل دارایی و دوم نسبت بدهی به ارزش ویژه (TO)یعنی کل بدهی یک شرکت تقسیم بر حقوق صاحبان سهام. و در نهایت از لگاریتم نرخ ارز نیز به عنوان متغیر تاثیر گذار توضیحی دیگر در مدل استفاده شده است.

 

5- معرفی داده ها و توصیف آن

بر اساس جدول1 بیشترین انحراف از معیار مربوط به نسبت نقدینگی و کمترین انحراف معیار مربوط به سهم بازار و اندازه شرکت است همچنین بیشترین کشیدگی و چولگی به ترتیب مربوط به متغیر نسبت بدهی و اندازه شرکت است و کمترین کشیدگی و چولگی به ترتیب مربوط به سهم بازار و نوآوری است.

 

جدول1- تحلیل توصیفی متغیرهای تحقیق

متغیرها

میانگین

حداکثر

حداقل

انحراف از معیار

چولگی

کشیدگی

تعداد مشاهدات

سهم بازار

047/0

1/0

01/0

02/0

56/0

79/2

38

نوآوری

04/2

2/3

0

74/0

5/0-

15/3

38

اندازه

02/0

12/0

002/0

02/0

3/2

08/9

38

نسبت نقدینگی

22/1

89/1

68/0

22/0

49/0

98/3

38

نسبت بدهیبه ارزش ویژه

1/3

09/15

45/5-

86/2

34/1

96/10

38

نسبت بدهی

73/0

22/1

46/0

15/0

77/0

45/4

38

نرخ ارز

08/10

35/10

41/9

3/0

33/1-

65/3

38

منبع: یافته های پژوهشگر

 

5-1- آزمون F لیمر

 با استفاده از آزمون F لیمر یا چاو می توان وجود ناهمگنی را در بین مقاطع مشخص کرد. فرض صفر آماره F مبتنی بر همگن بودن مقاطع است. چنانچه فرضیه صفر رد شود و فرضیه مقابل آن یعنی وجود ناهمگنی در بین مقاطع پذیرفته شود یعنی مدل از نوع پانل دیتا خواهد بود بعبارت دیگر داریم:

 

جدول 2-  نتیجه آزمون F لیمر

آزمون F لیمر

آماره

سطح معنا داری

نتیجه

04/17

000/0

استفاده از روش پانل دیتا

منبع: یافته های پژوهشگر

 

بنابراین از آنجا که سطح معنا داری زیر 5% شده است لذا فرض  رد و فرضیه مقابل آن تایید می شود که این بیانگر مناسب بودن روش پانل دیتا برای مدل رگرسیون می باشد.

 

 

5-2- آزمون هاسمن

بعد از اینکه مشخص شد ناهمگنی در مقاطع وجود دارد با دو اثر ثابت و تصادفی مواجه می شویم. از آزمون هاسمن برای مشخص شدن این موضوع استفاده می شود.

 

جدول 3-  نتیجه آزمون هاسمن

آزمون هاسمن

آماره

سطح معنا داری

نتیجه

23/44

000/0

وجود اثرات ثابت

منبع: یافته های پژوهشگر

 

همانطور که در جدول فوق معلوم است سطح معنا داری مدل کمتر از 5%  بوده و در نتیجه فرضیه صفر مبنی بر مناسب بودن اثرات ثابت را می توان پذیرفت بنابراین در سطح اطمینان 95 درصد استفاده از مدل اثرات ثابت ارجحیت دارد. با مشخص شدن و رعایت پیش فرض های رگرسیون پانل دیتا نتایج برآورد مدل بصورت زیر است:

 

جدول 4- نتایج رگرسیون پانل دیتا

متغیر مستقل

ضریب رگرسیون

آماره t

سطح معناداری

نوآوری

001/0-

577/3-

0016/0

اندازه

163/0

679/2

0134/0

نسبت نقدینگی

006/0

597/1

1238/0

نسبت بدهی به ارزش ویژه

0002/0

889/3

0007/0

نسبت بدهی

013/0-

141/5-

000/0

نرخ ارز

003/0-

133/2-

0438/0

مقدار ثابت

080/0

579/3

0016/0

ضریب تعیین

98/0

ضریب تعیین تعدیل شده

97/0

آماره کل مدل

3792/102

سطح معنا داری کل مدل

0000/0

آماره دوربین واتسون:182/2

منبع: یافته های پژوهشگر

 

6- تفسیر و تحلیل متغیرها

همانطور که در جدول 4  مشخص است نتایج پژوهش نشان می دهد نوآوری اثر معنادار و منفی برسهم بازار (حدود 001/0) دارد لذا با افزایش نوآوری شرکت های داروسازی (یعنی افزایش کشف و دریافت مجوز ساخت برای داروهای جدید)، تنها به اندازه 001/0 سهم بازار شرکت هاکاهش پیدا خواهد کرد، اگرچه این مقدار نوسان خیلی زیاد نیست اما همانطور که قبلا در بخش مبانی نظری به طور مفصل بحث شد داروهای جدید و فن آور محور دارای تابع تقاضای نامطمئن هستند که این امر منجر به کاهش سود و به طبع آن کاهش در مقدار فروش یا افزایش هزینه می گردد و در نهایت سهم بازارکاهش پیدا می کند.نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهد بین اندازه و سهم بازار شرکت های داروسازی مورد مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد بطوریکه هر افزایشی در اندازه شرکت،سهم بازار شرکت های داروسازی را حدودا به اندازه 16/0 افزایش می دهد. البته این نتیجه دور از واقعیت نیست چرا که شرکت های داروسازی بزرگتر سود و درآمد بیشتری نیز دارند لذا نسبت درآمد به کل صنعت آنها نسبت به شرکت های داروسازی کوچک طبیعتا بیشتر است و این یعنی سهم بازار بیشتر شرکت های بزرگتر. می دانیم نرخ ارز در بسیاری از کشورهای درحال توسعه از جمله ایران بسیار پر نوسان است، بنابراین جریانات نقدی شرکتهای مختلف دارویی با عدم قطعیت بیشتری همراه است. از آنجایی که شرکتهای داروسازی در کشورهای در حال توسعه هنوز نسبت به شرکت های فعال در کشورهای توسعه یافته کوچک هستند، امکان اجرای مصون سازی به سبب هزینه های بالای آن و سایر دشواریها وجود ندارد. همچنین بسیاری از شرکتهای داروسازی در کشورهای در حال توسعه بر رویارزهای خارجی به عنوان منبع اصلی کسب درآمد تمرکز دارند. در پی این مسئله، تغییرات نرخ ارز تاثیرات عمیقی بر ارزش این شرکتها دارد.بر اساس نتایج مدلتاثیر نرخ ارز بر سهم بازار شرکت های داروسازی منفی و چیزی حدود 003/0است، که علت آنرا می توان بخاطر بی ثباتی بازار ارز طی سال های اخیر دانست. چرا کهبی ثباتی بازار ارز از طریق ایجاد نااطمینانی در بازده سرمایه گذاری،می تواند موجب کاهش درآمد بنگاه های داروسازی و متعاقب آن، کاهش سود و کاهش سهم بازار گردد.همچنین با افزایش نرخ ارز هزینه شرکت های داروسازی به سبب واردات گرانتر، افزایش می یابد که این امر نیز خود سهم بازار کمتر را تشدید می کند. همانطور که می دانیمنسبت نقدینگی یکی از متغیرهای مهم مالی است که، توانایی نقدی شرکت را بررسی کرده و به ارزیابی توانایی بازپرداخت بدهی‌های جاری و تعهدات کوتاه‌مدت شرکت می‌پردازد بعبارت دیگر هرچقدر این نسبت بیشتر باشد به این معنا است که شرکت در پرداخت بدهی های خود با مشکلات کمتری مواجه است. در این تحقیق رابطه بین نسبت نقدینگی شرکت های دارویی با سهم بازارمورد بررسی قرار گرفـته است. پـس از بررسی نتایج مشاهده گردید بین این دو عامل ارتباط مستقیمی وجود دارد که در سطح اطمینان 99 %معنیدار میباشد، بطوریکه افزایش نسبت نقدینگی تاثیر مثبت روی سهم بازارشرکت های داروسازی دارد. چرا که می دانیمنسبت نقدینگی در واقع معیاری از توانایی واحد تجاری در تبدیل دارایی ها به پول نقد و واریز تعهدات جاری است،همچنینهرچقدر نسبت نقدینگی یک شرکت بیشتر باشد بیانگر وضعیت مطلوب آن است. بنابراین شرکتی که دارای وضع مالی مطلوبتری باشد می تواندتولید، درآمد، سود و در نتیجه سهم بازار بیشتری نیز داشته باشد. با توجه به تعریف و دسته بندی نسبت های مالی می دانیم نسبت های اهرمیﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻣﺎﻟﻲ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﺠﺎد ﺑﺪﻫﻲ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. در واﻗﻊ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻧﻴﺎزﻫﺎیﻣﺎﻟﻲ ﺧﻮد را از ﻣﻨﺎﺑﻊ دﻳﮕﺮان ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.با افزایش نسبت اهرمی اگر توان نقدینگی شرکت تحت تاثیر قرار بگیردهزینه و ریسک ورشکستگی بالا رفته، قیمت سهام سقوط کرده،ارزش بازار کاهش یافته و در نهایت ریسک سرمایه گذاری افزایش می یابد.بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش افزایش نسبت بدهی (کل بدهی های یک شرکت تقسیم بر کل دارایی ها) باعث کاهش 01/0 سهم بازار می گردد چرا که افزایش بدهی و یا کاهش دارایی های یک شرکت داروسازی می تواند باعث کاهش تولید، درآمد و در نتیجه کاهش سهم بازار گردد. همچنین نتایج حاصل از برآورد مدل نشان می دهد افزایش بدهی به حقوق صاحبان سهاممی تواند منجر به افزایش سهم بازار گردد،همانطور که می دانیم افزایش این نسبت معمولا بدان معنا است که شرکت بیشتر از بدهی برای تامین مالی خود استفاده نموده است. اما از طرفی اگر شرکت، سرمایه گذاری های مطلوبی از محل بدهی های خود انجام داده باشد بطوریکه بازده این سرمایه گذاری ها از هزینه بهره شرکت بیشتر باشد، آنگاه می توان گفت مقدار فروش و لذا سهم بازار افزایش می یابد و درنتیجه فعالیت های شرکت سبب افزایش ثروت سهامداران نیزمی گردد.

 

7- جمع بندی و نتیجه گیری

هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه بین نوآوری و سهم بازار شرکت های داروسازی فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 الی 1395 است. برای این منظور  تعداد داروهایی که شرکت های داروسازی برای اولین بار در مدت زمان یک سال پروانه ثبت یا مجوز بهره برداری آن ها را دریافت کردند به عنوان شاخص نوآوری (patent) و متغیرهای توضیحی دیگر از قبیل اندازه شرکت، نرخ ارز، نسبت تقدینگی و نسبت اهرمی استفاده شده است. برای نشان دادن سهم بازار به عنوان متغیر وابسته از نسبت درآمد حاصل از فروش یک شرکت به درآمد حاصل از فروش کل صنعت داروسازی استفاده شده است. در این تحقیق ابتدا متغیرها از نظر ویژگی های توصیفی مورد بررسی قرار گرفتند، با توجه به نتیجه آزمون F لیمر روش بررسی رگرسیون پانل دیتا برگزیده شد سپس نتیجه آزمون هاسمن انتخاب روش اثرات ثابت بجای اثرات تصادفیرا به ما نشان داد. نتایج حاصل از تخمین مدل رگرسیون نشان می دهد متغیرهای نوآوری (با یک وقفه)، نسبت بدهی به دارایی و نرخ ارز تاثیر منفی و متغیرهای نسبت نقدینگی، اندازه شرکت و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (نسبت اهرمی) تاثیر مثبت و معنادار بر سهم بازار شرکت های داروسازی دارند. بعبارت دیگر یعنی شرکت های داروسازی که در جهت کشف داروهای جدید، بیشتر هزینه و تلاش می کنند و نوآورتر هستند به دلیل هزینه بر بودن بخش تحقیق و توسعه و عدم اطمینان در تابع تقاضای محصولات، دارای سهم بازارکمتری هستند که البته این تاثیر آنقدر زیاد نیست (حدود 001/0) که سرمایه گذاران را دچار نگرانی کند.تاثیر مثبت اندازه شرکت و نسبت نقدینگی بر سهم بازار نشان می دهد هرچقدر شرکت های داروسازی بزرگتر باشند و از نقدینگی بیشتری هم برخوردار باشند می توانند سهم بیشتری از فروش در بازار را به خود اختصاص دهند. اما در نقطه مقابل، تاثیر معنادار نسبت اهرمی نشان می دهد مسئولان صنعت داروسازی توانستند با سرمایه گذاری های مناسب در بخش های مختلف و مولد، بهره وری و بازدهی سهام را افزایش دهند تا سرمایه گذاران بتوانند با یک آسایش خاطر در امر دارو سرمایه گذاری کنند و سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهند. از آنجا که هزینه ایجاد نوآوری و خلاقیت، سهم بازار شرکت های داروسازی را خیلی زیاد کاهش نمی دهد بلکه در بلند مدت می تواند با ایجاد تنوع در محصولات، سود و درآمد شرکت را افزایش دهد. بنابراین به دولت پیشنهاد می گردد تا از طریق مشوق های مالی (از قبیل معافیت یا جبران مالیات بر درآمد در هزینه های تحقیقات، افزایش بودجه های پژوهشی، اعطای یارانه و...) زمینه افزایش تحقیقات، خلاقیت و نوآوری را در واحد های تولیدی بخصوص داروسازی که از کالاهای استراتژیک به حساب می آید را فراهم کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1-دانشجوی دکتری پردیس کیش دانشگاه تهرا ن،تهران،ایران. hamed.abbasi63@gmail.com           

2-استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهرا ن،تهران،ایران. (نویسنده مسئول)abdoli@ut.ac.ir

3-دانشیار اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.   alisouri@ut.ac.ir

4-دانشیار اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی،تهران،ایران.    ebrahimimo@yahoo.com



[i]Brownian motion

[ii] Ito Lemma

[iii]SoumitraDutta                        

[iv] Bruno Lanvin

[v]SachaWunsch-Vincent

[vi] The Global Innovation Index (2017) Innovation Feeding the World (TENTH EDITION)

1)   اصغرپور، حسین. فلاحی، فیروز. خدادکاشی، فرهاد. پور عبادالهان کویچ، محسن. دهقانی، علی. (1391). رابطه تاثیر نوآوری بر سهم بازار در صنایع نساجی، چرم و پوشاک ایران (رویکرد غیرخطی)، مطالعات اقتصادی کاربردی در ایران، 97-63: (1)1

2)   خانی، عبداله. صادقی، محسن. محمدی هوله سو، مهراج. (1393). تاثیر هزینه های تحقیق و توسعه بر بازده سهام شرکت های داروسازی فعال در بورس اوراق بهادار تهران. حسابداری مالی، 174-153 : (21)6

3)   دهقانی، علی. خردمند، کامران. عبدی، محمد (1386). اثر بخشی هزینه های تحقیق و توسعه بررسی موردی تعاونی های تولیدی استان خراسان رضوی صنایع ایران، اقتصاد مقداری ( بررسی های اقتصادی)114-99: (2)4

4)   شاکری، عباس. مومنی، فرشاد. محمدی، تیمور. بهمن پور، محمد. علیزاده، سعیده (1393). بررسی اثر اعتماد بر نوآوری در کشورهای با درآمد متوسط (با تاکید بر شعاع بی اعتمادی فوکویاما). علوم اقتصادی دانشگاه آزاد تهران مرکز 19 – 48 : (29)8

5)   طیبی، سیدکمیل. زمانی، زهرا. نوروزی، محسن. شکری، محمود (1393). اثر نواوری بر توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی کشورهای منتخب نو ظهور: درسی برای اقتصاد ایران. علوم اقتصادی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز 11- 27 : (27)8 

6)      Adjei, F &Adjei, M (2016). market share, firm innovation and idiosyncratic volatility J Econ Finance 41(3): 569–580.

7)      Contner, U. (2007). Firm’s Differential Innovation Success and Market Dynamic. JENA Economics Research Papers: 078.

8)      Graevenitz, G.V., Sandner, P. (2009), ‘Are Advertising and R&DComplements”, Working Paper, pp.1-34.

9)      Hall, B.H. and Vopel, K. (1997), “Innovation, Market Share, and Market Value”, Working Paper, Ceris-CNR, pp.1-21.

10)   Kim, J and Yang Lee, C. (2008), “The Relationship between R&D and Market Share: The Schumpeterian Hypothesis Revisited and Implications”, Graduate School of Management KAIST, pp.1-21.

11)   Mazzucato, M (2002). The PC Industry: New Economy or Early Life Cycle, Review of Economic Dynamics 5:318-345.

12)   Mazzucato, M. (2001), “Innovation and Market Share Instability: The Role of Negative Feedback and Idiosyncratic Events”, MERIT working

13)   paper, 1070.

14)   Needham, D. (1975). Market Structure and Firm’s R&D Behavior. The Journal of Industrial Economics; 23: pp241-55.

15)   Ruble, R., Versaevel (2009), “Market Share, R&D and EU Competition Policy”, EMLYON Business School Working Paper, pp.1-27.

16)   Sanin, M.E. and Zanaj, S.(2007), “Environmental Innovation undercount Competition”, CORE Discussion Paper, 50.

 

یادداشت‌ها