بررسی اثرات سرریز شوک ناشی از سیاست مالی دولت آمریکابر متغیرهای کلان اقتصاد ایران: رهیافت GVAR

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

4 استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

چکیده

اقتصاد ایران که به لحاظ مفاهیم و عملکرد جزو اقتصادهای کوچک باز برشمرده می شود، از طریق کانالهای مالی و تجاری با اقتصاد جهانی ارتباط دارد لذا در مسیر راداری شوکهای سیاست های مالی و پولی کشورهایی با اقتصاد برتر همانند اقتصاد آمریکا قرار دارد. با توجه به اهمیت موضوع، در این تحقیق از طریق رهیافت نوین خودرگرسیون برداری جهانی(GVAR) به بررسی اثرات سرریز شوک‌ مثبت مخارج دولتی آمریکا بر روی شاخصهای اقتصادی ایران با استفاده از داده های فصلی طی دوره زمانی 2016-1995 پرداخته شد.نتایج نشان می‌دهد که سرریزهای شوک سیاست مالی (شوک مثبت مخارج دولت) آمریکا از طریق کانال تجاری باعث رشد و تقویت اقتصاد کشورهای چین، اتحادیه اروپا و ژاپن که روابط تجاری مستقیم با آمریکا دارند، گردیده  و بطور غیر مستقیم از طریق افزایش قیمت نفت باعث رشد تولید واقعی، افزایش نرخ تورم و نرخ‌ ارز حقیقی در اقتصاد ایران می شود.
Iran's economy, which is categorized as small economies in terms of concepts and practices, linked to the world economy through financial and trade channels. Therefore, it is on the radar of monetary and monetary policy shocks of countries with a superior economy such as the American economy. Given the importance of the issue, this study investigated the effects of the positive spillover shock of US government spending on Iran's economic indicators by using the Global Vector Auto Regression (GVAR) approach and seasonal data over the period 1995–2016. The results show that the spillovers of US financial policy shock (positive government spending shocks) through the trade channel have contributed to the growth and strengthening of the economies of China, the European Union and Japan, which have direct trade relations with the United States; and indirectly, by increasing the oil price lead to real output growth, inflation rate and real exchange rate rises in the Iran's economy

کلیدواژه‌ها


بررسی اثرات سرریز شوک ناشی از سیاست مالی دولت آمریکابر متغیرهای کلان اقتصاد ایران: رهیافت GVAR

 

جهانگیر قربان‌زاد

تاریخ دریافت: 13/10/1398            تاریخ پذیرش: 16/12/1398

[1]

رحمان سعادت[2]

تیمور محمدی[3]

اسمعیل ابونوری[4]

چکیده

اقتصاد ایران که به لحاظ مفاهیم و عملکرد جزو اقتصادهای کوچک باز برشمرده می شود، از طریق کانالهای مالی و تجاری با اقتصاد جهانی ارتباط دارد لذا در مسیر راداری شوکهای سیاست های مالی و پولی کشورهایی با اقتصاد برتر همانند اقتصاد آمریکا قرار دارد. با توجه به اهمیت موضوع، در این تحقیق از طریق رهیافت نوین خودرگرسیون برداری جهانی(GVAR) به بررسی اثرات سرریز شوک‌ مثبت مخارج دولتی آمریکا بر روی شاخصهای اقتصادی ایران با استفاده از داده های فصلی طی دوره زمانی 2016-1995 پرداخته شد.نتایج نشان می‌دهد که سرریزهای شوک سیاست مالی (شوک مثبت مخارج دولت) آمریکا از طریق کانال تجاری باعث رشد و تقویت اقتصاد کشورهای چین، اتحادیه اروپا و ژاپن که روابط تجاری مستقیم با آمریکا دارند، گردیده  و بطور غیر مستقیم از طریق افزایش قیمت نفت باعث رشد تولید واقعی، افزایش نرخ تورم و نرخ‌ ارز حقیقی در اقتصاد ایران می شود.

واژه‌های کلیدی:تورم، تولید واقعی، رهیافت نوین خودرگرسیون برداری جهانی، شوک مخارج دولتی، نرخ‌ارز.

طبقه بندی JEL:E31P24,, C59 H50,F31,

1- مقدمه

تشخیص عوامل مختلف تأثیرگذار بر متغیرهای کلان و اتخاذ سیاست‌های مناسب توسط دولت، نقش به سزایی در بهبود عملکرد اقتصادی کشورها بازی می‌کند. با توجه به پیچیدگی رفتار عوامل اقتصادی، تلاش‌های زیادی توسط اقتصاددانان در جهت تبیین الگوهای مناسب اقتصادی صورت گرفته است تا روابط متقابل بین متغیرهای اقتصادی در سطح کلان، به طور سیستماتیک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از سوی دیگر در سیاستگذاری اقتصادی، توجه به ارتباطات رو به گسترش بین‌المللی میان کشورها و بازارها از اهمیت فراوانی برخوردار است. افزایش حجم تجارت بین‌الملل و همگرایی اقتصادی و مالی، تحرک سرمایه بین کشورها، حجم رو به رشد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و گسترش شرکت‌های چند ملیتی گویای افزایش ارتباطات بین‌المللی کشورهاست که لزوم الگوسازی اقتصاد یک کشور را در بستر جهانی آشکار می‌سازد. در کنار افزایش فرصت‌ها و منافع حاصل از ادغام بازارها و اقتصادها، درجه آسیب‌پذیری کشورها از تکانه‌ها و شوک‌های خارجی نیز افزایش یافته‌است. تجربه سرایت بحران‌های مالی 1997 جنوب شرقی آسیا و 2008 آمریکا، آثار سرریز تقاضاهای جهانی حاصل از شکوفایی اقتصادهای بزرگ در حال ظهور (مانند چین، هند، اندونزی و برزیل) و نهایتاً تبعات ورشکستگی اقتصادی یونان برای منطقه یورو و اتحادیه اروپا تأیید می‌کند که پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌های مبتنی بر مدل سازی‌های ملی (به ویژه برای متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان مانند تورم، رشد اقتصادی) به تنهایی مفید نخواهند بود. در واقع ضرورت دارد که مدل‌سازی با محوریت وابستگی متقابل میان اقتصادهای ملی انجام گیرد و تصمیمات و سیاست‌های اقتصادی در یک چارچوب جهانی آزموده و پیاده‌سازی شوند. با توجه به اینکه اقتصاد ایران یک اقتصاد تولید کننده نفت است و وابستگی جدی به واردات کالاهای واسطه‌ای، سرمایه‌ای و مصرفی از کشورهای دارای اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور جهان دارد تا نیازهای صنعتی و خانواری را فراهم نماید و از آنجائیکه این دارائیهای اقتصادی کشور مرتبط با فعالیتهای اقتصادی جهانی است، بنابراین اقتصاد ایران با یک اقتصاد باز کوچک در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیر می‌باشد. در نتیجه مورد توجه قرار دادن مفهوم شوک‌های سیاست‌های مالی و پولی شرکای مهم تجاری، بخصوص اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور مهم و حائز اهمیت می‌باشد. بنابراین بررسی سایر منابع شوک‌ها در مقابل شوک قیمت نفت در چارچوب یک مدل اقتصادسنجی جهانی و تعیین ارتباط بین شوک‌های داخلی و خارجی در خصوص عملکرد اقتصاد کلان کشور از اهمیت ویژه برخوردار است. لذا تمرکز اصلی و ایده نوآورانه اینپژوهش بررسی اثرات سرریز ناشی از شوک‌های سیاست مالی‌ (مخارج دولت) ‌آمریکا بر روی شاخص‌های کلان اقتصاد ایران در حضور شرکای اصلی تجاری ایران (اتحادیه اروپا، چین، ژاپن) با استفاده از داده های فصلی در طول دوره 1995- 2016 و از طریق رویکرد مدل GVAR می باشد. بر طبق نظر کوک و دوروکس[i](2013) اقتصادهایی که روابط تجاری بیشتری با یکدیگر دارند به شوک‌های سیاستی واکنش‌های یکسان نشان می‌دهند. بنابراین انتظار داریم که شوک‌های سیاستی که در هر یک از کشورها ایجاد می‌شود دارای اثرات سرریز به دیگر شرکای تجاری خود می‌باشند. در این مقاله ابتدا پس از بررسی مبانی نظری و مطالعات تجربی و معرفی رهیافت خودرگرسیون برداری جهانی، الگوی مورد نظر برآورد گردید و در بخش پایانی کانال های سرریز شوک مثبت مخارج دولت ایالات متحده آمریکا به اقتصاد دیگر کشور ها شناسایی و اثرات آن بر اقتصاد ایران تبیین شد.

 

2- مبانی نظری

2-1- تعریف سرریز

سرریزهایبین‌المللی بطور وسیعی در نتیجه شوک در یک اقتصاد تعریف شده‌اند که بواسطه کانال‌های بیشماری به اقتصادهای دیگر منتقل می‌شوند. این تعریف اشاره بر آن دارد که ماهیت کمی و کیفی اثرات سرریز وابسته به چند بعد‌ می‌باشد: کانال‌های انتقال، نوع شوک و ساز و کارهای تقویت یا تثبیت در کشورهای تولید‌کننده یا گیرنده سرریز. (کمیسیون اروپا، 2014)

 

2-2- انواع سرریز

بطور‌کلی، سرریزهای متفاوتی در ادبیات اقتصادی مطرح شده‌اند که مهمترین آنها به شرح زیر می‌باشند: (ویراستراس و همکاران[ii]، 2006).

2-2-1- سرریز خارجی: سرریز خارجی از تعاملات موجود بین یک کشور با بقیه کشورهای جهان، نشات می‌گیرد. بطور خاص، تحولات در اقتصاد توسعه یافته آمریکا تاثیر معناداری بر اقتصاد سایر کشورها، بخصوص از طریق ارتباطات تجاری و نرخ ارز دلار آمریکا می‌گذارد.

2-2-2- سرریز نشات‌گرفته از شوک ناشی از سیاست:این موضوع بطور خاصی از نقطه نظر عملکرد سیاستی ارزیابی می‌شود، سرریز ناشی از سیاست، مستلزم تأثیر مستقیم اقدامات سیاستی (نظیر تغییر در هزینه‌های دولت، درآمد دولت و تعادل بودجه دولتی) است که در یک کشور اعمال می‌شود و اگر کشور از نظر اقتصادی کشور بزرگی باشد باعث تغییر شاخص‌های اقتصادی سایر کشورها می‌شود. لذا جهت هماهنگی برای کاهش پیامدهای منفی اشتباهات، خط مشی سیاستی و داخلی کردن عواقب ناشی از سیاست‌های غیر هماهنگ‌شده، توجه به سرریز ناشی از سیاست‌ها  توصیه می‌شود.

3-2-2- سرریز مستقیم در برابر غیرمستقیم:سرریز بین‌المللی مستقیم اصولاً‌ از طریق ارتباطات تجاری منتقل‌‌‌می‌شود ولی سرریز غیرمستقیم از طریق نرخ بهره مشترک و نرخ ارز منتقل می‌شود. بعنوان مثال، سیاست ‌مالی‌انبساطی توسط یک کشور منجر به بالا رفتن نرخ بهره و نرخ ارز شده که بر اقتصاد تمامی کشورهای شریک تاثیر می‌گذارد.

 

‌2-3- کانالهای انتقال شوکهای سیاست مالی

بهطورمفهومی،براساسچارچوبمدلماندل-‌ فلمینگ[iii] با فرض انعطاف‌پذیری قیمت‌ها، انتقالشوک‌هایمالیبین کشورها حداقل از طریقسهکانالبه شرح زیر صورت می‌گیرد: (بتیسما وهمکاران[iv](2006، 687-639).

اول،انبساطمالیدریکاقتصادخارجی،باعث رشد تقاضایکل آن کشورشده و ازطریقکانال‌تجاری و نشت واردات تقاضابرایکالاهاوخدماتکشور خودیرا افزایش می‌دهد،این امر موجب رشد صادرات و افزایشتولیدداخلی می‌شود.

ثانیا،انبساطمالیخارجی،ازطریقکانالنرخارزواقعی بواسطه تغییراتشرایطتجارت،برتولیدداخلیتأثیرمی‌گذارد. دراقتصادخارجی،قیمت‌هاپساز انبساطمالیبهدلیلرشد تقاضاافزایشمی‌یابد و انتظارمی‌رودرشد قیمت‌ها بیشتراز رشدقیمت‌هایجهانیباشد. زیرا علاوه بر افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات داخلی، تقاضا برای کالاهای خارجی نیز افزایش یافته و باعث تشدید رشد قیمت‌ها می‌شود.درنتیجه،تجارت خارجی باعث افزایش نرخ ارزموثرواقعیووارداتمی‌شود درحالیکهصادراترا کاهشمی‌دهد. و اقتصادداخلی کشور خودیازاینوضعیتتازمانیکهیکصادرکنندهخالصبهاقتصادخارجی باشددر جهت افزایش تولید داخلی بهره مند می‌شود.

کانالسوم،کانال نرخبهره می‌باشد،که تأثیریکنرخبهرهروبهرشددریکاقتصادخارجیراپسازانبساط مالینشانمی‌دهد. افزایش نرخ بهرهممکناستبهدلیلتضعیفپولیغیرقابلقبولبرایحفظتورم یا بهدلیلفشاربرسرمایه‌گذاریناشیازتقاضایکلبالاتر باشد. نرخبهرهخارجیبالاترباعث افزایش نرخ بهره داخلی (باتاثیرمنفیبرتولیدداخلی) می‌گردد،کهنتیجه آن خروج سرمایهبیشترازاقتصاد کشور خودی وکاهشذخایرارزیوافزایش عرضهپولداخلی ‌می‌باشد.

 

 

 

3- پیشینه موضوع

با مروری پیرامون موضوع می‌توان پی‌برد که طی دهه‌های گذشتهبه دلیل کاربردی بودن مدلVAR مطالعـات زیـادی بـا اسـتفاده از ایـن روش و تنها با لحاظ کردن متغیرهای داخلی کشورها انجام گرفتـه اسـت وبه بررسی اثرات سرریز سیاست‌های اقتصـادی کشورها روی شاخص‌های اقتصادی سایر کشورها کمتر پرداخته شده است. اخیرا با ارایه رهیافت نوین خودرگرسیون برداری جهانی(GVAR) مطالعات در این زمینه در کشورهای خارجی افزایش یافته است ولی در ایـران مطالعاتی که اقتصاد ایران را در بسـتر جهـانی مـدل کرده باشد اندک است این در حالی است که اقتصاد ایران به شدت تحت تـأثیر نوسـانات قیمـت‌هـایجهانی نفت و رشد اقتصادی کشورهای شریک تجـاری‌اش قـرار دارد. در ادامه اهم این مطالعات مرور می‌شود.نزدیک‌ترینپژوهش مرتبط با مقالهمامربوطبه مطالعات صندوق بین المللی پول در زمینه سرریزهای مالی و اهمیت اقتصاد کلان و شرایط سیاستی در زمان انتقال (2017) می‌باشد کهبهآنالیزسرریزناشیاز شوک مالیبین‌المللی درپنجاقتصادپیشرفته پرداخته و بااجرایپیش‌بینی‌هایمحلی جوردا[v](2005) پیرامونتولیدناخالصداخلیهرکدامازاقتصادهایگیرندهسرریز بهشکلجداگانه، نتیجه گرفته استکهسرریز‌ها بهعملکردسیاست پولی(بویژه در حد پایین نرخ بهره نزدیک به صفر)وهمچنیندرجه کسادی یا رونق اقتصادی کشورهایمبدأومقصد وابستههستند. بلانچارد و همکاران [vi](2015) اثرات سرریز انبساط مالی در کشورهای اصلی منطقه یورو و کشورهای پیرامون را با استفاده از یک مدل جدید کینزی برای اتحادیه‌های پولی تجزیه و تحلیل کردند و دریافتند که اندازه اثرات سرریز بر روی تولید ناخالص داخلی کشورهای پیرامون بستگی حیاتی به وجود یا عدم وجود دام نقدینگی دارد. بایومی و ویتک[vii] (2014) در مطالعات خود شواهدی مبتنی بر حمایت از این دیدگاه که سرریزهایی که از طریق بازارهای مالی منتقل می‌شوند به طور بالقوه بزرگتر از سرریزهای کانال‌های تجاری هستند. اورباخ و گوردنچنکو[viii] (2013) اهمیت سرریزهای مالی برای کشورهای OECD را بصورت پنل در دوره 1984-2008 مطالعه کردند و به این نتیجه رسیدند که ضریب فزاینده مالی مناطق مرزی در دوران رکود بزرگتر بوده ولی در دوران رونق منفی و بی‌اهمیت هستند. نیکل و ونیستین‌کیست[ix] (2013) با استفاده از الگوی GVAR اثر سرریز شوک مخارج مالی دولت بر متغیرهای مالی مثل هزینه دارایی، بازده اوراق دولتی و بازده اوراق شرکتی را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که  شوک‌های مالی باعث اثرات سرریز داخلی و بین المللی بر متغیرهای مالی می‌شود. هبیوسو زیمرمن[x] (2013) با بررسی اثرات شوک روی بودجه متوازن یکی از کشورهای عضو اتحادیه با استفاده از مدلGVAR به این نتیجه رسیدند که شوک کسری بودجه در منطقه وسیعی از اتحادیه اروپا اثر بزرگتر بر روی تولید نسبت به شوک داخلی در مقیاس مشابه، دارد. اسعدی (2015) با استفاده از الگوی GVAR به بررسی اثرات سرریز شوک سیاست پولی آمریکا در حضور بدهی دولت پرداخته و به این نتیجه رسید که سیاست مالی بر مکانیزم انتقال پولی تاثیر گذاشته و باعث ایجاد سرریز بین‌المللی می‌شود. علاوه بر این، این مطالعه نشان می‌دهد که میزان افزایش بدهی‌های دولت ایالات متحده، اقتصاد واقعی آن کشور را تحریککرده و از طریق نشت واردات موجب تسریع رشد اقتصادهای دیگر کشورها می‌شود. حاج امینی(1397) در مقاله خود به تحلیل نقش شرکای وارداتی در آسیب پذیری تورمی اقتصاد ایران با استفاده از یک مدل تصحیح خطای برداری جهانی (GVECM) پرداخته و نتیجه می‌گیرد که تورم ایران نه تنها به طور مستقیم از تکانه‌های قیمت غذا و نفت آسیب می‌بیند بلکه از تورم شرکای تجاری‌اش به دلیل تأثیرپذیری آنها از تکانه‌های جهانی تأثیر‌ می‌پذیرد. اسماعیل نیا و همکاران(1391) در مقاله خود با عنوان تبین و تحلیل اثرات شوکهای نفتی بر رفتار مخارج دولت در اقتصاد ایران با استفاده از مدل اقتصاد سنجی VAR به این نتیجه رسیدند که مخارج نظامی و تامین اجتماعی دولت واکنش مثبت و معناداری به شوکهای درآمد نفتی دارند. امامی، شهریاری و دربانی (1390) در مطالعه خود به بررسی اثر شوک های نفتی بر رشد اقتصادی برخی کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری پرداخته اند و نتیجه گرفتند که شوک نفتی بر رشد اقتصادی کشورها تاثیر گذار بوده و اثر آن بر روی رشد کشورهای صادرکننده نفت مثبت و در کشورهای وارد کننده منفی می باشد. .حسینی نسب و میرکاظمی (1389) با استفاده از روش داده های تابلویی[xi] به بررسی اثر تکانه های نفتی بر متغیرهای کلان اقتصادی منتخب کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت پرداخته و نتیجه می گیرد که نوسانات قیمت نفت تاثیر قابل توجه و مؤثری بر نوسان رشد تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم در هر دو گروه کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت دارد.  صامتی و همکاران (1388) به بررسی اثرات پویای تکانههای اقتصادی در قالب الگوی اقتصادسنجی بلندمدت ساختاری ایران در بستر جهانی با استفاده از مدل همجمعی خود رگرسـیون بـرداری بـا متغیرهـای بـرونزای ضـعیف(VARX)برای اقتصاد ایران پرداخته و نتیجه می‌گیرد که واکنش سریع اقتصاد ایران به شوک‌های داخلی و خارجی نشان دهنده ماهیت غیر پیشرفته بازارهای مالی و پولی می‌باشد.

 

4- مدلGVAR

روش GVAR یک چارچوب منطقی برای مدل‌سازی تعاملات جهانی بین‌المللی فراهم کرده و  به طور خاص به تجزیه و تحلیل اثرات انتقال شوک‌ها در بین کشورها می‌پردازد. مدل GVAR بین متغیرهای داخلی و متغیرهای همتای خارجی و متغیرهای مشاهده شده جهانی ارتباط برقرار می‌کند. اینمدلکاربردزیادیدربررسیکانال‌هایانتقالشوک‌ها بینکشورهاوارزیابیمیزانسرریزمالیدارد. استراتژیمدلسازی GVAR دربرگیرندةدومرحلهاستکهدرمرحلهاولهرکشور i به‌صورتجداگانهدریکمدلتککشوری VAR همراهبامتغیرهایبرونزای ضعیف در قالب مدل VARXمدل‌سازیمی‌شود. هر VARX، شامل متغیرهای درونزای داخلی ( ) ومتغیرهایخارجی خاصکشورها  کهازمیانگینمتغیرهایکشورهایدیگرساختهمی‌شوند وبهعنوانیکپروکسیبرای عوامل مشاهدهنشدهتأثیر گذار عملمی‌کنند. بهاینترتیب،هرکشورتحتتأثیرپیشرفت‌هایداخلیخودوبقیهجهاناست. درمرحلهدوم، VARX خاص کشورهادر کنار هم قرار گرفتهوبااستفادهازماتریس وزنیکشورها (W) بههممی‌پیونددوبهاینشکلمدلجهانیراتشکیلمی‌دهد ومی‌توانندپویاییرادرمدل‌هایسریزمانیبوسیلهترسیمواکنش‌هایمتغیربهشوکحاصلازیکانحرافمعیاراستانداردخطای ‏معادلهارائهدهند. (تشریح مدل در پیوست)

 

5- تصریح مدل، داده‌ها و یافته‌های پژوهش

برای اینکه الگوی GVAR کاربرد مطلوبی داشته و نتایج مناسبی ارائه دهد، لازم است بخش قابل توجهی از اقتصاد جهان را در بر گیرد. بر همین اساس کشورهای مورد مطالعه ما که شامل آمریکا، اتحادیه اروپا[xii]، چین، ژاپن و ایران می‌باشد بر اساس هر دو معیار رایج (دلار ثابت و برابری قدرت خرید) حدود 60 % تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار داشته‌اند. متغیرهای مدل شامل متغیرهای داخلی  و متغیرهای همتای شرکای خارجی و متغیرجهانی  به شرح ذیل می‌باشد:

 

 

 

 

=  تولید ناخالص داخلی حقیقی،  = شاخص قیمتی مصرف کننده (شاخص تورم) = شاخص نرخ ارز واقعی، = نرخ بهره کوتاه مدت، = نرخ بهره بلندمدت و  = مخارج کل حقیقی دولت، = شاخص قیمت نفت

متغیر مخارج دولتی کل (مخارج مصرفی دولتی + مخارج سرمایه گذاری دولتی) به عنوان شاخصی برای متغیر سیاست مالی انتخاب شده است. به خاطر اهمیت مقیاس اقتصاد آمریکا در اقتصاد جهانی، اقتصاد آمریکا به عنوان اقتصاد مرجع و دلار آمریکا به عنوان نرخ مرجع در نظر گرفته می‌شود. مدل بصورت فصلی در طول دوره 1995 تا 2016 تخمین زده می‌شود. منابع اصلی داده‌های این پژوهش، صندوق بین‌المللی پول IMF))، پایگاه آماری OECD، پایگاه داده‌های بلومبرگ، آمارهای بانک مرکزی و پایگاه داده های آماری گمرک ج.ا.ا می‌باشند.

 

5-1- ماتریس وزنی تجارت

جهت تخمین سهم وزنی تجارت بین کشورها روش‌های مختلفی وجود دارد. در این تحقیق برای محاسبه این سهم بر اساس روش دیز و همکاران[xiii](2007) محاسبه سهم وزنی تجارت بین کشورها  طبق فرمول زیر صورت می‌گیرد:

 

: نشان  دهنده سهم تجارت بین دو کشور i و j

: نشان دهنده صادرات بین دو کشور i و j

: نشان دهنده واردات بین دو کشور i و j

: نشان دهنده ارزش کلی تجارت خارجی کشور i با تمامی شرکای تجاری (شامل کشور j)

 

جدول1- ماتریس وزنی تجارت

کشور

چین

اتحادیه اروپا

ایران

ژاپن

انگلستان

آمریکا

چین

00/0

289/0

687/0

477/0

128/0

430/0

اتحادیه اروپا

300/0

00/0

265/0

169/0

667/0

344/0

ایران

014/0

005/0

00/0

001/0

002/0

00/0

ژاپن

225/0

072/0

013/0

00/0

026/0

147/0

انگلستان

057/0

314/0

029/0

028/0

00/0

079/0

آمریکا

404/0

320/0

006/0

325/0

177/0

00/0

منبع : یافته‌‌های پژوهشگر

 

جدول 1 نشان دهنده سهم تجاری هر کشور با شرکای تجاری‌اش می‌باشد. اثرات همسایه‌ای می‌تواند در تجارت بین دو کشور موثر باشد. آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن شرکای تجاری اصلی کشور چین می‌باشند. سهم اتحادیه اروپا که شریک تجاری اصلی کشور انگلستان می‌باشد حدود 32 درصد بوده در حالیکه سهم تجاری آمریکا از تجارت خارجی انگلستان کمتر از 8 درصد می‌باشد. اصلی‌ترین شریک تجاری ایران در سال‌های اخیر با توجه به تحریم‌های ظالمانه آمریکا کشور چین می‌باشد که سهم آن حدود 69 درصد بوده و این سهم با اتحادیه اروپا 27 درصد و با سایر کشور کمتر از 3 درصد می‌باشد.

 

 5-2- یافته‌های الگوی GVAR

5-2-1- مانایی، تعداد وقفه های بهینه و تعداد روابط هم انباشتگی

به منظور اعتبار دادن به نتایج بدست آمده، بایستی مانایی متغیرها در مدل GVAR بررسی گردد. نتایج آزمون ریشه واحد به منظور اختصار در پیوست ارائه شده است. نتایج نشان می‌دهد که تمامی متغیرهای داخلی و خارجی در سطح نامانا ولی در تفاضل مرتبه اول مانا می‌باشند. لذا تمامی متغیرها هم انباشته از نوع 1 I(1) می‌باشند. در نتیجه می‌توان روابط هم انباشتگی استاندارد بین متغیرها را برآورد کرد.

 

جدول2- تعداد وقفه های  و  تعداد روابط هم انباشتگی بین کشورها

کشور

تعداد وقفه های متغیرهای داخلی

تعداد وقفه های متغیرهای خارجی

تعدادروابطهمانباشتگی
بینکشورها

چین

1

1

4

اتحادیه اروپا

2

1

1

ایران

2

1

4

ژاپن

2

1

2

انگستان

1

1

3

آمریکا

2

1

2

منبع : یافته‌‌های پژوهشگر

 

جدول 2 تعداد وقفه‌های  و تعداد روابط هم‌انباشتگی بین کشورها را نشان می‌دهد. تعداد وقفه‌های متغیرهای داخلیو خارجی بر اساس معیار آکائیک (AIC) تعیین شده است. ساختار مدل GVAR اجازه نمی‌دهد که بیش از دو وقفه برای متغیرهای خارجی و داخلی در نظر گرفته شود (دیز و همکاران، 2007، 1-69).

 

 

5-2-2- آزمون برونزایی ضعیف متغیرهای خارجی

جدول 3  نتایج آزمون برونزای ضعیف را نشان می‌دهد. بر طبق نتایج بدست آمده فرضیه صفر برونزای ضعیف برای متغیر نرخ ارز کشور ایران ردمی شود ولی تمامی متغیرهای دیگر برای سایر کشورها در مدل VARX خاص کشورها فرضیه صفر را رد نکرده و به عنوان متغیر برونزای ضعیف در نظر گرفته می‌شوند. رد کردن فرض برونزای ضعیف متغیرها در مورد کشور آمریکا که اثر معناداری بر اقتصاد جهانی دارد و به عنوان اقتصاد مرجع می‌باشد سخت است.

 

جدول3-آزمونبرونزاییضعیفمتغیرهادرسطح 5%

کشور

F  بحرانی 5%

تولید ناخالص داخلی حقیقی خارجی

تورم خارجی

نرخ ارز واقعی خارجی

نرخ بهره کوتاه مدت خارجی

نرخ بهره بلند مدت خارجی

مخارج کل حقیقی دولت خارجی

تغییرات قیمت نفت

چین

505/2

518/0

770/0

692/0

747/1

836/1

095/1

917/1

اتحادیه اروپا

976/3

229/1

411/0

471/0

138/2

265/2

549/0

617/1

ایران

507/2

415/0

392/1

900/2

163/1

051/1

778/0

854/0

ژاپن

128/3

030/0

425/1

000/0

330/1

932/0

386/0

775/1

انگلستان

737/2

456/2

203/1

001/1

846/1

558/0

647/0

399/2

آمریکا

126/3

986/0

457/0

119/1

087/0

128/0

285/0

076/0

منبع : یافته‌‌های پژوهشگر

 

2-2-3- همبستگی‌های جفت‌های متقابل

یکی از مزایای منحصر به فرد روش GVAR توانایی آن در آزمون جهانی عوامل مشترک در تمامی کشورها است. با توجه به اینکه تمامی مدلهای VARX خاص کشورها بر اساس شرط برونزایی ضعیف متغیرهای خارجی تخمین زده می‌شود و نظر به اینکه  وقتی که  میل می‌کند بر اساس شرط مدل‌های خاص کشور روی متغیرهای خارجی برونزای ضعیف، می‌تواند به عنوان پروکسی برای عوامل جهانی مشترک در نظر گرفته شود می‌توان انتظار داشت که میزان همبستگی شوک‌های باقیمانده در تمامی کشورها/ مناطق کوچک خواهد بود.

 

 

 

جدول 4- نتایج آزمون میانگین همبستگی جفت های متقابل در سطح و تفاضل اول  برای متغیرهای درونزا و پسماندهای مدلهای VARX

میانگین همبستگی جفت‌های متقابل در سطح و تفاضل اول برای متغیرهای درونزا و پسماندها

 

سطح

تفاضل مرتبه اول

پسماندهای VECMX*

سطح

تفاضل مرتبه اول

پسماندهای VECMX*

 

تولید ناخالص داخلی حقیقی

تورم

چین

828/0

183/0

071/0

253/0

100/0

064/0 -

اتحادیه اروپا

874/0

488/0

175/0

508/0

379/0

122/0

ایران

617/0

452/0

022/0

482/0

328/0

056/0

ژاپن

880/0

384/0

078/0

363/0

362/0

087/0

انگلستان

866/0

347/0

100/0

441/0

417/0

122/0

آمریکا

666/0

049/0

005/0 -

247/0

114/0

055/0 -

میانگین

789/0

317/0

074/0

379/0

283/0

045/0

 

نرخ ارز واقعی

نرخ بهره کوتاه مدت

چین

823/0

265/0

041/0-

402/0

224/0

028/0-

اتحادیه اروپا

832/0

535/0

251/0

509/0

482/0

197/0

ایران

855/0

556/0

035/0

547/0

385/0

081/0

ژاپن

844/0

543/0

274/0

444/0

462/0

209/0

انگلستان

836/0

299/0

083/0

478/0

215/0

107/0

آمریکا

808/0

017/0

088/0-

453/0-

028/0

075/0-

میانگین

833/0

369/0

086/0

321/0

299/0

082/0

 

نرخ بهره بلند مدت

مخارج کل حقیقی دولت

چین

-

-

-

-0.311

0.022

025/0-

اتحادیه اروپا

529/0

607/0

267/0

203/0

080/0

076/0

ایران

486/0

380/0

043/0-

179/0

094/0

108/0

ژاپن

516/0

592/0

269/0

146/0

132/0

011/0

انگلستان

471/0

467/0

091/0

038/0-

048/0

005/0

آمریکا

540/0-

027/0

182/0-

003/0-

015/0

022/0-

میانگین

292/0

415/0

080/0

029/0

065/0

025/0

منبع: یافته‌‌های پژوهشگر

 

نتایج جدول 4 نشان می‌دهد به طور کلی متوسط همبستگی متقاطع متغیرهای درونزا در سطح بالاتر و در تفاضل مرتبه اول پایین‌تر است اشاره به این نکته دارد که همبستگی متقاطع بین متغیرها در تفاضل مرتبه اول با محدودیت همراه است همچنین با توجه به اینکه همبستگی متقاطع بین پسماندهای مدل VARX که شامل متغیرهای خارجی و داخلی می‌باشد خیلی کم است می‌توان نتیجه گرفت که مدل در اندازه‌گیری روند عمومی و اثرات سرریزهای تجاری در بین متغیرها و در بین کشورها به صورت موفق عمل کرده است و نتایج ما مشابه نتایج دیز و همکاران بوده و ساختار تصریح مدل GVAR ما تأئید می‌شود.

 

5-2-4- اثرات همزمان متغیرهای خارجی بر روی متغیرهای همتای داخلی ایران

براساس یافته‌های دیز و همکاران (2007) اثرات همزمان متغیرهای خارجی روی متغیرهای همتای داخلی می‌تواند به عنوان اثرات کشش بین متغیرهای داخلی و خارجی تفسیر شود این اثرات ارتباطات بین‌المللی بین متغیرهای داخلی و خارجی را نشان می‌دهد.

 

جدول 5- اثرات همزمان متغیرهای خارجی بر روی متغیرهای همتای  داخلی ایران

متغیرها

تولید ناخالص داخلی حقیقی

تورم

نرخ ارز واقعی

نرخ بهره کوتاه مدت

نرخ بهره بلند مدت

مخارج کل حقیقی دولت

ضرایب

26/0

10/0

41/3

30/0

91/0

28/0

خطای استاندارد

05/0

05/0

17/0

13/0

16/0

25/0

نسبت t

48/5

00/2

86/19

25/2

60/5

14/1

خطای استاندارد تعدیل شده وایت

05/0

04/0

18/0

13/0

17/0

36/0

نسبت t  وایت

27/5

37/2

07/19

40/2

33/5

80/0

خطای استاندارد تعدیل شده نیوی وست

05/0

04/0

19/0

11/0

18/0

40/0

نسبت t  نیوی وست

33/5

46/2

08/18

77/2

11/5

72/0

منبع: یافته‌‌های پژوهشگر

 

جدول 5 نتایج اثرات همزمان متغیرهای خارجی را بر روی متغیرهای داخلی کشور ایران را نشان می‌دهد. همانطوریکه مشاهده ‌می‌شود به استثنای متغیر مخارج دولت نمی‌توان فرضیه صفر یعنی همبستگی در سطح 95 درصد را رد کنیم. بنابراین متغیرهای داخلی ایران با متغیرهای خارجی همتای خود ارتباط دارند. نتایج نشان می‌دهد که 1 درصد تغییر در تولید حقیقی خارجی ‌می‌تواند 26/0 درصد تولید حقیقی ایران را افزایش دهد. در حالیکه 1 درصد تغیر در شاخص تورم خارجی ، شاخص تورم در ایران را 1/0  درصد تغیر می‌دهد. همچنین مشاهده می‌شود که کشش نسبتاً قوی بین نرخ  ارز واقعی خارجی با نرخ ارز واقعی ایران وجود دارد به طوریکه 1 درصد تغیر در نرخ ارز واقعی خارجی، نرخ ارز واقعی در ایران را 4/3 درصد تغیر می‌دهد.

 

5-2-5- آزمون پایداری پارامترها

یکی از مشکلات پایه‌ای در مواجه با مدل‌های VAR پایداری پارامترهای تخمین زده شده می‌باشد (باقلینو و فاورو[xiv]،1997، 1069-1112). این مشکل بیشتر در مورد کشورهای نوظهور مصداق دارد. در مدل ما تنها کشور چین نوظهور می‌باشد ولی دارای تغییرات ساختار پایداری می‌باشد. با این وجود به منظور اطمینان از پایداری پارامترها، پایداری پارامترها را توسط آزمون Nyblom آزمون‌ می‌کنیم.آزمون Nyblom یک مدل رگرسیون خطی با K متغیر را مشابه معادله 4-9 در نظر گرفته و آنرا با مدل جایگزین پارامترهای متغیر زمانی (TVP) که در معادله 4-10 نشان داده شده است مقایسه می‌کند.

(9-4)

(10- 4)

 

فرضیه صفر و فرضیه مقابل آزمون به صورت زیر می‌باشد.

 

 

 

Nyblom (1989، 223-230) آماره آزمون لاگرانژ افزوده (LM) به صورت زیر در نظر می‌گیرد:

 

 

 

آزمون LM تخمین زده شده یک معیار تصمیم‌گیری را برای رد فرضیه  فراهم می‌کند.  اگر باشد به این معنی است که در سطح اطمینان 95 درصد پارامترها ناپایدار هستند. ارزش بحرانی آزمون‌ها بر اساس نمونه‌های بوت‌استرپ بدست آمده از حل مدل‌GVAR  محاسبه شده است . نتایج در بین کشورها و متغیرها متفاوت هستند.

 

 

جدول6- نتایج محاسبه شده آزمون پایداری پارامترهای Nyblom و توان ناهمسانی واریانس‌های متغیرها

متغیرها

تولید ناخالص داخلی حقیقی

تورم

نرخ ارز واقعی

نرخ بهره کوتاه مدت

مخارج کل حقیقی دولت

نرخ بهره بلند مدت

Nyblom- چین

70/1

41/1

32/1

99/1

70/1

-

32/2

97/1

92/1

24/2

07/2

-

Robust Nyblom- چین

04/2

68/1

59/1

86/2

50/2

-

79/2

34/2

30/2

60/2

57/2

-

Nyblom- اتحادیه اروپا

85/1

23/2

65/1

81/1

87/1

37/3

23/3

24/3

15/3

29/3

27/3

47/3

Robust Nyblom - اتحادیه اروپا

93/1

97/2

03/3

88/1

81/2

68/2

23/3

24/3

15/3

29/3

27/3

47/3

Nyblom- ایران

94/1

30/2

07/2

53/2

17/2

97/1

74/2

72/2

84/2

98/2

36/3

94/2

- Robust Nyblomایران

77/2

14/3

36/3

50/2

98/2

24/3

59/3

64/3

74/3

56/3

90/3

60/3

Nyblom-  ژاپن

53/2

77/1

67/1

63/1

26/1

58/2

81/2

68/2

85/2

80/2

62/2

97/2

Robust Nyblom- ژاپن

75/2

83/2

25/3

09/2

28/2

71/2

52/3

41/3

40/3

29/3

31/3

54/3

Nyblom- انگلستان

40/2

64/2

64/2

54/2

04/1

51/3

88/1

96/1

16/2

04/2

03/2

10/2

Robust Nyblom-  انگلستان

93/2

38/2

38/2

34/2

52/1

51/2

45/2

29/2

30/2

24/2

21/2

49/2

Nyblom- آمریکا

97/1

10/3

63/1

08/3

58/1

67/3

77/2

88/2

96/2

73/2

68/2

66/2

Robust Nyblom- آمریکا

22/3

08/3

45/2

70/4

80/2

33/4

35/3

61/3

88/3

24/3

56/3

37/3

منبع: یافته‌‌های پژوهشگر

 

بر طبق جدول شماره 6 هر دو آزمون Nyblom و Robust پیشنهاد می‌کنند که پارامترهای تولید واقعی و تورم  برای تمامی کشورها به جز کشور انگلستان در طول نمونه مورد بررسی پایدار می‌باشند. همانطوریکه قابل مشاهده است پارامتر نرخ بهره کوتاه مدت در مورد تمامی کشورها در نمونه مورد بررسی پایدار می‌باشد. در مورد نرخ بهره بلند مدت نتایج آزمون Nyblom نشان می‌دهد که پایداری پارامترها در بین تمامی کشورها مورد تأئید می‌باشد. بعلاوه همانطوریکه از آزمون Roubust می‌توان دید تمامی متغیرها برای تمامی کشورها پایدار می‌باشد. به طور کلی بر طبق نتایج بدست آمده فقط تعداد کمی از پارامترها ناپایدار هستند.

 

5-2-6- تجزیه و تحلیل پویا، تابع کنش و واکنش تعمیم‌یافته

در روش استاندارد GVAR بررسی تعاملات اقتصادی در هر دو بعد داخلی و جهانی از طریق نقشه تجزیه و تحلیل تابع عکس العمل کنش– واکنش صورت می گیرد که واکنش احتمالی متغیرها به شوک تحمیل شده را در دوره‌های آینده نشان می‌دهد. در مدل GVAR با N+1 کشور/ منطقه و Ki متغیر درونزا بر هر کشور‌/‌منطقه با بیش از  محدودیت نیاز است که شوک‌های تئوری محور دقیقا مشخص شده باشد. در عمل پیدا کردن چنین محدودیت‌هایی که بتوان بر مدل تحمیل کرد خیلی سخت است ‌ولی جهت رفع مشکلات موجود می‌توان از توابع کنش– واکنش تعمیم‌یافته پیشنهاد داده شده کوپ و همکاران[xv](1996، 119-147) که توسط پسران و شین (1998) توسعه داده شده است، استفاده می‌کنیم. این روش یک روش جایگزین برای توابع کنش– واکنش تعامدی‌(OIR) پیشنهادی سیمز (1980) می‌باشد. مفهوم تعامدی در توابع کنش– واکنش به این صورت می‌باشد که شوک‌های تحمیل شده متغیرها در سیستم همبستگی ندارند و به طور ضمنی ماتریس واریانس-کواریانس آنها صفر می‌باشد بنابراین این امکان وجود دارد که اثرات همزمان شوک‌های مختلف در سیستم را بررسی کنیم. برخلاف روش OIR ، روشGIRF شوک‌های تحمیل شده به خطای فردی را با فیلتر کردن اثرات شوک‌های دیگر و مشاهده توزیع تمامی شوکها بررسی می‌کند روش GIRF چگونگی تغییرات یک متغیر روی دیگر متغیرها را در طول زمان بدون در نظر گرفتن منبع شوک در مدل GVAR نشان می‌دهد بنابراین بر خلاف مدل OIR در GIRF نیازی نیست که منشأ شوک مشخص شده باشد.  به هر حال زمانی که ساختار مدل GVAR بر اساس فرض برونزای ضعیف شرطی باشد ارتباط شوک‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند. آنها می‌توانند پویایی را در مدل‌های سری زمانی بوسیله ترسیم واکنش‌های متغیر به شوک حاصل از یک انحراف معیار استاندارد خطای معادله ارائه دهند. علاوه بر این GIRF به ترتیب متغیرها و کشورها در مدل GVAR حساس نیست که این به عنوان یک مزیت برای این مدل‌هاست حتی اگر یک نظریه استخراج شده برای ترتیب متغیرها داشته باشیم. این ویژگی منحصر به فرد GIRF بر مشکلات شناخته شده مدل‌های VAR غلبه می‌کند. 

 در همین راستا از طریق نمودار تابع کنش- واکنش تعمیم یافته، اثرات داخلی و سرریز حاصل از تکانه وارده به اندازه یک انحراف معیار بر مخارج کل دولت آمریکا بر روی شاخص‌های قیمت جهانی نفت، تولید ناخالص داخلی حقیقی، تورم و نرخ ارز واقعی شرکای تجاری و اقتصاد ایران بررسی می‌شود:

الف) اثرات داخلی شوک مثبت سیاست مالی آمریکا بر روی شاخص‌های ذکر شده

     

نرخ ارز حقیقی

شاخصتورم

تولید ناخالص داخلی حقیقی

 

ب) اثر شوک مثبت سیاست مالی آمریکا بر  روی شاخص قیمت جهانی نفت

 

 

 

ج) اثرات سرریز شوک مثبت سیاست مالی آمریکا بر شاخص تولید ناخالص داخلی حقیقی شرکای تجاری و ایران:

     

ژاپن

اتحادیه اروپا

چین

 

 

 

   

 

ایران

انگلستان

 

 

افزایش مخارج دولت آمریکا باعث افزایش درآمد و در نتیجه افزایش تقاضا هم برای محصولات داخلی و هم برای محصولات و خدمات خارجی می‌شود. با توجه به اینکه  اقتصاد ایران که یک اقتصاد نفتی می‌باشد و چون صادرات نفتی ایران در اثر افزایش تقاضای آن از طریق شرکای تجاری از جمله چین و اتحادیه اروپا به منظور افزایش تولید جهت افزایش صادرات به کشور آمریکا زیاد خواهد شد لذا درآمد ایران به طور غیر مستقیم از شوک سیاست مالی آمریکا متاثر شده و افزایش می‌یابد. در خصوص شوک منفی عکس این اتفاق می‌افتد و رشد تولید ایران کاهش می‌یابد.

 

د) اثرات سرریز شوک مثبت سیاست مالی آمریکا بر شاخص تورم شرکای تجاری و ایران:

 

     

ژاپن

اتحادیه اروپا

چین

 

 

 

   

 

ایران

انگلستان

 

 

همانطور که از نمودارهای  بالا مشخص است، اثر شوک مثبت افزایش مخارج دولتی در اقتصاد آمریکا علیرغم افزایش تورم در کشور آمریکا به دلیل افزایش تقاضای داخلی، اثرات سرریز خارجی از طریق کانال تجارت و افزایش واردات  به سایر کشورهای شریک تجاری (چین، اتحادیه اروپا و ژاپن) نیز دارد. به طوریکه به علت افزایش تقاضای وارداتی برای کالاها و خدمات این کشورها ضمن افزایش تورم در کشورهای شرکای تجاری، نرخ تورمدر ایران نیز از دو طریق افزایش می‌یابد. یکی از طریق افزایش تقاضا به واسطه افزایش درآمد حاصل از صادرات نفت به خاطر افزایش قیمت نفت و دوم از طریق افزایش قمیت کالاهای وارداتی واسطه‌ای و سرمایه‌ای در اثر نوسانات قیمت نفت و به علت اینکه بیشترین حجم واردات ایران کالاهای مصرفی واسطه‌ای و سرمایه‌ای می‌باشد همانطوریکه از نمودار مشاهده می‌گردد در مراحل ابتدایی شوک افزایش تورم کمتر بوده ولی در نهایت از دوره 8 باعث رشد شاخص نرخ تورم به اندازه 1/0 درصد می‌‌شود.

 

ه) اثرات سرریز شوک مثبت سیاست مالی آمریکا بر شاخص نرخ ارز حقیقی شرکای تجاری و ایران:

ژاپن

اتحادیه اروپا

چین

ایران

انگلستان

 

همانطورکهازنمودارهایبالامشخصاست،اثرشوکمثبت سیاست انبساطیمالی دراقتصادآمریکاعلیرغمافزایشنرخ ارز حقیقیدر ‏کشورآمریکابهدلیلافزایشتقاضایداخلی،نرختبادلارزدر ‏مقابلدلارآمریکابرایکشورهای شریک تجاریافزایش پیدا کرده،واینباعث گرانتر شدنصادرات ‏آن‌ها می‌شود درحقیقت،علی‌رغم ‏رفتارنرخحقیقیارز،صادراتبهواسطهتقاضایوارداتبیشترازایالاتمتحده ‏تقویتمی‌شود،کهنشان‌دهندهوجودمکانیسمتقویتیمخارجمی‌باشد.در ایران نیز نرخ ارز حقیقی تا دوره 16 افزایش یافته و پس از آن نرخ ارز به تعادل اولیه خود بازمی‌گردد.

 

نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادات

با توجه به وابستگی اقتصادی کشورها به همدیگر و نظر به اینکه آثار سرریز سیاست‌های اقتصادی قطب‌های اقتصادهای برتر به یکدیگر سرایت می‌کند و چون  اقتصاد ایران یک اقتصاد کوچک باز بوده و تحت تأثیر شوک‌های داخلی و خارجی می‌باشد و نظر به اینکه در اکثر مطالعات به برآورد اثر شوک‌های داخلی  و شوک نفتی بیشتر پرداخته شده و آثار شوک‌ها و تکانه‌های خارجی نادیده گرفته شده است.  لذا با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش ضمن شناسایی کانال‌های انتقال شوک‌ها و تکانه‌های خارجی، اقتصاد ایران را در بستر جهانی از  طریق روش رهیافت نوین خود رگرسیون برداری جهانی ( (GVAR با استفاده از داده های فصلی دوره 1995- 2016  مدل‌سازی کرده و به بررسی اثر سرریز شوک‌های سیاست‌های مالی انبساطی دولت آمریکا بر روی اقتصادهای برتر جهانی و تاثیر‌گذار بر شاخص‌های اقتصادی ایران پرداخته شد. نتایج نشان می‌دهد که شوک مخارج دولتی ایالات متحده آمریکا علیرغم داشتن اثرات داخلی دارای اثرات سرریز به سایر اقتصادها بوده بطوریکه شاخص‌های اقتصادی این کشورها و همچنین قیمت نفت از این شوک متاثر شده و اقتصاد ایران به عنوان یک اقتصاد باز کوچک نیز به واسطه نوسانات قیمت نفت و صادرات و واردت به کشورهای مورد نظر تحت تأثیر قرار می گیرد.  لذا پیشنهاد می‌گردد سیاستگذاران اقتصادی به منظور ایمن‌سازی اقتصاد ایران از شوک‌ها و تکانه‌های خارجی بایستی به سیاست‌های اقتصادی سایر کشورها توجه نموده و سیاست‌های بهینه‌ای اعمال نمایند تا در زمان شوک منفی با کاهش اثرات منفی تکانه‌های خارجی و در دوران رونق با تقویت آثار مثبت سرریزها باعث رشد و شکوفایی اقتصاد ایران گردند.

 

 

 

 

 

 

 



1- دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.jahangirghorbanzad@semnan.ac.ir       

2-استادیار و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. (نویسنده مسئول) saadatrah@semnan.ac.ir

3-دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.  T mohammadi@atu.ac.ir

4-استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.esmaiel.abounoori@semnan.ac.ir



1-     Cook and Devereux

2-     Weyerstrass et al

3-     Mundell-Fleming Model

4-     Beetsma et al

5-     Jorda

6-     Blanchardet al

7-     Bayoumi and Vitek

8-     Auerbach and Gorodnichenko

9-     Nickel and Vansteenkiste

10-   Hebous and Zimmermann

11-   Panel Data

12-    اتحادیه اروپا شامل کشورهای اتریش، بلژیک، فنلاند، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند و اسپانیا می‌باشد. منطقی که بر اساس آنبرخیازکشورهاازمنطقهیورو حذف شده‌اند پیروی از روش دئیز ، پسران وهمکاران (2007) است بطوریکه استدلالمی‌کنندکهساختنیکمدلبهعنوانمعیاریبرایتجزیهوتحلیلسیاست،نیازمندبهحذفآنکشورهایی است که ثبات اقتصادی ندرند و یااز نظرمقیاساقتصادیکوچکمی‌باشند.

13-   Dees et al

14-   Bagliano et al

15-   Koop et al

1)     اسماعیل نیا،علی اصغر؛ پازوکی،آزاده؛ پازوکی، محمدرضا؛کریمی، مجتبی (1391). تبین و تحلیل اثرات شوکهای نفتی بر رفتار مخارج دولت در اقتصاد ایران. فصلنامه اقتصاد مالی. دوره 6، شماره 20: 126-93.

2)     امامی، کریم؛ شهریاری، سمانه؛ دربانی، سمن(1390). اثر شوکهای نفتی بر رشد اقتصادی برخی از کشورهای واردکننده و صادر کننده نفت. فصلنامه اقتصاد مالی. دوره 5، شماره 16: 62-26.

3)     حاج امینی، مهدی (1397). تحلیل نقش شرکای وارداتی در آسیب‌پذیری تورمی اقتصاد ایران: ارزیابی براساس یک مدل تصحیح خطای برداری جهانی (GVECM). فصلنامه مطالعات اقتصادی کاربردی ایران. سال هفتم، شماره 25: 154-131.

4)     حسینینسب،ابراهیم؛میرکاظمیمود،منا(1388). اثرتکانههاینفتیبرمتغیرهایکلاناقتصادمنتخبکشورهایصادرکنندهوواردکننده ‏نفت. فصلنامهاقتصادمالی. دوره 3،شماره 7: 15-1.‏

5)     صامتی، مجید؛ تیموری، بهاره؛ شجری، هوشنگ و مرتضی سامتی (1388). بررسی اثرات پویای تکانه‌های اقتصادی در قالب الگوی اقتصاد سنجی بلند مدت ساختاری ایران در بستر جهانی. مجلـه تحقیقـاتاقتصادی، دوره 46، شماره  2: 130-103.

6)      Assadi, Marzieh (2015) "Monetary and fiscal policy interactions: national and international empirical evidence". PhD thesis, University of Glasgow.

7)      Auerbach, A. J. and Y. Gorodnichenko (2013). "Output Spillovers from Fiscal Policy, " American Economic Review, American Economic Association, vol. 103(3), 141–46.

8)      Auerbach, A. J., Gorodnichenko, Y., (2015). "Effects of Fiscal Shocks in a Globalized World". IMF Economic Review.

9)      Bagliano, F. C. and C. A. Favero (1997). "Measuring Monetary Policy with VAR Models: an

10)   Evaluation". Journal of European Economic Review 42(6): 1069-1112.

11)   Bagliano,  F.  C.  and C.  Morana (2009).  "International Macroeconomic Dynamics:  A Factor

12)   Vector Autoregressive Approach". Economic Modelling 26(2): 432-444.

13)   Bayoumi, T. and F. Vitek (2013). "Macroeconomic Model Spillovers and Their Discontents". IMF Working Papers 13/4.

14)   Beetsma, R., Giuliodori, M., (2011). "The Effects of Governemnt Purchases Shocks". Review
and Estimates for the EU. The Economic Journal 121, 4–32.

15)   Beetsma R., M. Giuliodori and F. Klaassen (2006). "Trade Spillovers of Fiscal Policy in the European Union: A Panel Analysis ". Economic Policy, CEPR & CES & MSH, vol. 21(48), 639–687.

16)   Beetsma, R., Giuliodori, M., Klaassen, F., 04-05 (2008). "The Effects of Public Spending
Shocks on Trade Balances and Budget Deficits in the European Union". Journal of the
European Economic Association 6 (2-3), 414–423.

17)   Bénassy-Quéré A. and J. Cimadomo (2006). "Changing Patterns of Domestic and Cross-Border Fiscal Policy Multipliers in Europe and the US ". CEPII Working Papers 2006–24.

18)   Blanchard, O., Christopher, E. J. and J. Lindé (2015). "Jump Starting the Euro Area Recovery:Would a Rise in Core Fiscal Spending Help the Periphery? ". NBER Working Paper No. 21426.

19)   Caporale, G., Girardi, A. (2011). "Fiscal spillovers in the Euro area". DIW Discussion Papers

20)   1164, German Institute for Economic Research, Berlin.

21)   Caporale, G. M. and A. Girardi (2013). "Fiscal Spillovers in the Euro Area ". Journal of International Money and Finance, Elsevier, vol. 38(C), 84.e1–84.e16.

22)   Chudik, A., Pesaran, M.,( 2013). "Econometric Analysis of High Dimensional VARs Featuring a Dominant Unit". Econometric Reviews 32 (5-6), 592–649.

23)   Chudik, A. and M. Fratzscher (2011). "Identifying the Global Transmission of the 2007-2009 Financial Crisis in a GVAR Model". European Economic Review 55(3): 325-339.

24)   Cook, D. and M. B. Devereux (2013). "Sharing the Burden: Monetary and Fiscal Responses to a

25)   World Liquidity Trap". American Economic Journal: Macroeconomics 5(3): 190-228.

26)   Corsetti, G., A. Meier and G.J. Müller (2010). "Cross-Border Spillovers from Fiscal Stimulus ". International Journal of Central Banking, vol. 6(1), 5–37.

27)   Corsetti, G., Kuester, K., Meier A. and G. J. Müller (2013). "Sovereign Risk, Fiscal Policy, and Macroeconomic Stability ". Economic Journal, Royal Economic Society, 99–132.

28)   Cuaresma, J. C., M. Eller and A. Mehrotra (2011). "The Economic Transmission of Fiscal Policy Shocks from Western to Eastern Europe". Focus on European Economic Integration 2: 44-68.

29)   Cwik, T. and V. Wieland (2010). "Keynesian Government Spending Multipliers and Spillovers in the Euro Area”. ECB Working Paper Series 1267.

30)   Dees, S., S. Holly, M. H. Pesaran and L. V. Smith (2007). "Long Run Macroeconomic Relations in the Global Economy". European Central Bank Working Paper No. 750: 1-69.

31)   Dees, S., F. d. Mauro, M. H. Pesaran and L. V. Smith (2007). "Exploring the International Linkages of the Euro Area: a Global VAR Analysis". Journal of Applied Econometrics 22(1): 1- 38.

32)   Devries, P., Guajardo, J., Leigh, D. and A. Pescatori (2011). "A New Action-Based Dataset of Fiscal Consolidation ". IMF Working Papers 128.

33)   di Mauro, F. and M. H. Pesaran (2013). "The GVAR Handbook: Structure and Applications of a Macro Model of the Global Economy for Policy Analysis". Oxford University Press 1st Edition.

34)   Dragomirescu-Gaina, C., Philippas, D. (2015). "Strategic interactions of fiscal policies in Europe: A global VAR perspective". Journal of International Money and Finance 59,49-76.

35)   Eickmeier, S., Ng, T. (2015). "How Do Credit Supply Shocks Propagate Internationally? A
GVAR Approach". European Economic Review 74, 128–145.

36)   European Commission (2014). "Quarterly report on the Euro area 13(4) ". Brussels.

37)   Faccini, R., Mumtaz, H., Surico, P., (2016). "International fiscal spillovers". Journal of International Economics 99 (C), 31–45.

38)   Forni, M., Gambetti, L., (2015). "Government Spending Shocks in Open Economy VARs".
Journal of International Economics.

39)   Georgiadis, G., (2015a). "Examining Asymmetries in the Transmission of Monetary Policy in
the Euro Area: Evidence from a Mixed Cross-Section Global VAR". European Economic
Review 75, 195–215.

40)   Georgiadis, G., (2015b). "To Bi, or Not to Bi? Differences in Spillover Estimates from
Bilateral and Multilateral Multi-country Models". ECB Working Paper 1868.

41)   Giuliodori, M. and R. Beetsma (2004). "What Are the Spillovers from Fiscal Shocks in Europe? An Empirical Analysis". ECB Working Paper Series 325.

42)   Harbo, Ingrid, e. a., (October 1998). "Asymptotic Inference on Cointegrating Rank in Partial

43)   Systems". Journal of Business & Economic Statistics 16 (4), 388–399.

44)   Hebous, S. and T. Zimmermann (2013a). "Estimating the Effects of Coordinated Fiscal Actions in the Euro Area ". European Economic Review, Elsevier, vol. 58(C), 110–121.

45)   Hebous, S. and T. Zimmermann (2013b). "Cross-Border Effects of Fiscal Consolidations: Estimates Based on Narrative Records". CESifo Working Paper Series 4311.

46)   IMF, (2017a). "Fiscal spillovers in the euro area:  Letting the data speak". IMF working paper17.

47)   IMF, (2017b). "Fiscal spillovers. the importance of macroeconomic and policy conditions in transmission". IMF Spillover notes 11.

48)   Ivanova, A. and S. Weber (2011). "Do Fiscal Spillovers Matter? " IMF Working Paper 211.

49)   Jorda, March (2005). "Estimation and Inference of Impulse Responses by Local Projections". American Economic Review 95 (1), 161–182.

50)   -Kim, S. and N. Roubini, (2008). "Twin Deficit or Twin Divergence? Fiscal Policy, Current Account,andReal Exchange Rate in the U.S". Journal of International Economics, Vol. 74(2), pp. 362-383.

51)   Koop, G., Pesaran, M.H., Potter, S.M. (1996). "Impulse response analysis in nonlinear multivari-

52)   atemodels".Journal of Econometrics 74, 119-147.

53)   Leeper, E.M., Walker, T.B., and S-C.S. Yang (2010). "Government Investment and Fiscal Stimulus, " Journal of Monetary Economics, vol. 57, 1000–1012.

54)   Mauro, F. D., Smith, L. V., Dees, S., Pesaran, M. H.,( 2007). "Exploring the international linkages of the euro area: a global VAR analysis". Journal of Applied Econometrics 22 (1),1–38.

55)   Monacelli, T., and R. Perotti (2010). "Fiscal Policy, the Real Exchange Rate and Traded
Goods ". Economic Journal, Royal Economic Society, vol. 120(544), 437–461.

56)   Nickel, C., Vansteenkiste, I. (2013). "The international spillover of fiscal spending on financial

57)   variables". in: di Mauro, F., Pesaran, H.E. (ed.), The GVAR Handbook, Oxford, 182-192.

58)   Nyblom, J.  (1989).  "Testing for the Constancy of Parameters over Time."  Journal of the

59)   American Statistical Association 84(405): 223-230.

60)   Pesaran, M., Schuermann, T., Weiner, S. M., (2004). " Modeling Regional Interdependencies Using a Global Error-Correcting Macro Econometric Model". Journal of Business &
Economic Statistics 22 (2), 129–162.

61)   Ricci-Risquete, A., Ramajo-Hernández, J. (2015). "Macroeconomic effects of fiscal policy in

62)   the European Union: a GVAR model". Empirical Economics 48, 1587-1617.

63)   Taylor, J. B. (1993). "Macroeconomic Policy in a World Economy: From Econometric Design to Practical Operation". WW Norton, New York.

64)   Weyerstrass, K., Johannes Jaenicke, J., Reinhard Neck, R., Haber, G. van Aarle, B., Schoors,

65)   K. NikoGobbin, N., Claeys, P. (2006): "Economic spillover and policy coordination in the Euro Area". European Economy, Economic Papers Number 246, European Commission, Brussels, March.

66)   Wieland, V. (2010). "Fiscal Stimulus and the Promise of Future Spending Cuts ". International
Journal of Central Banking, 6(1), 39–50.

67)   Wieland, V. (1996). "Monetary Policy Targets and the Stabilization Objective: A Source of Tension in the EMS". Journal of International Money and Finance, 15, 95–116.

68)   Wieland, V. (2006). "Comment on Trade Spillovers of Fiscal Policy in the European Union: A Panel Analysis". Economic Policy, 48, 680–684.

 

یادداشت‌ها