اثر یکسان سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله ی تجاری در ایرانAnalyzing the Impact of Exchange Rate Unification on TOT (Terms of Trade) in IRAN

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه اقتصاد، دانشکده علوم اداری واقتصاد،دانشگاه اصفهان، اصفهان،ایران،

2 گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران،ایران

3 گروه اقتصاد ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 استادیار دانشگاه اشرفی اصفهانی

چکیده

رابطه مبادله یکی از مهم­ترین ابزارها برای تجزیه و تحلیل مسائل اقتصاد کلان محسوب می­شود، زیرا شاخصی است که بررسی رفتار آن در طی زمان، معیاری برای بررسی میزان برخورداری از منافع تجارت بین­الملل در هر کشور است و تغییرات آن اثرات مستقیمی بر رفاه کشورها دارد. از طرفی یکی از مهم­ترین سیاست­های اقتصادی، سیاست یکسان­سازی نرخ ارز است که از مهم­ترین موضوعات اقتصادی بوده و توجه مردم، مسئولان اقتصادی و پژوهش­گران را به خود جلب کرده است.
با توجه به تأثیرپذیری رابطه مبادله از تغییرات نرخ ارز و همچنین نظر به اهمیت سیاست یکسان­سازی نرخ ارز، هدف پژوهش حاضر تحلیل اثر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله در ایران طی سال­های 1394-1370 است.برای این منظور از الگوی خودتوضیح برداری ساختاری (SVAR) استفاده شده است.
نتایج حاصل از برآورد الگوی خودتوضیح برداری ساختاری برای اقتصاد ایران طی دوره مورد بررسی حاکی ازآن است که یکسان­سازی نرخ ارز، رابطه­ی مبادله­ی تجاری را در کوتاه­مدت تخریب اما در بلندمدت بهبود می­بخشد. اگر سرعت یکسان­سازی نرخ ارز بیشتر باشد، اثر بیشتری بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری می­گذارد.
Abstract
Terms of trade is one of the most important tools using for analyzing macroeconomic problems because, during time, it is a good criteria for assessing a country’s profit from international trade and its changes have direct effects on countries’ welfare.Besides, unification of exchange rate is an important issue in economical policies
Considering the impact of exchange rate changes on terms of trade as well as to the terms of the importance of exchange rate unification policy,the purpose of this study is to analyze the effect of exchange rate unification on the terms of trade in Iran during the years 1991-2015. For this purpose, the structural vector autoregression (SVAR) model is used.
Results of structural vector auto regressive model for Iran’s economy during the period under reviewsuggest that exchange rate unification destroys the trade relationship in the short run but improves in the long run. If the rate of exchange rate unification is higher, it will have a greater effect on the trade relationship.

کلیدواژه‌ها


اثر یکسان سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله ی تجاری در ایران*

 

سید کمیل طیبی[1]

تاریخ دریافت: 03/10/1399            تاریخ پذیرش: 07/12/1399

محسن نظری فارسانی[2]

احمد گوگردچیان[3]

زهرا زمانی[4]

 

چکیده

رابطه مبادله یکی از مهم­ترین ابزارها برای تجزیه و تحلیل مسائل اقتصاد کلان محسوب می­شود، زیرا شاخصی است که بررسی رفتار آن در طی زمان، معیاری برای بررسی میزان برخورداری از منافع تجارت بین­الملل در هر کشور است و تغییرات آن اثرات مستقیمی بر رفاه کشورها دارد. از طرفی یکی از مهم­ترین سیاست­های اقتصادی، سیاست یکسان­سازی نرخ ارز است که از مهم­ترین موضوعات اقتصادی بوده و توجه مردم، مسئولان اقتصادی و پژوهش­گران را به خود جلب کرده است.

با توجه به تأثیرپذیری رابطه مبادله از تغییرات نرخ ارز و همچنین نظر به اهمیت سیاست یکسان­سازی نرخ ارز، هدف پژوهش حاضر تحلیل اثر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله در ایران طی سال­های 1394-1370 است.برای این منظور از الگوی خودتوضیح برداری ساختاری (SVAR) استفاده شده است.

نتایج حاصل از برآورد الگوی خودتوضیح برداری ساختاری برای اقتصاد ایران طی دوره مورد بررسی حاکی ازآن است که یکسان­سازی نرخ ارز، رابطه­ی مبادله­ی تجاری را در کوتاه­مدت تخریب اما در بلندمدت بهبود می­بخشد. اگر سرعت یکسان­سازی نرخ ارز بیشتر باشد، اثر بیشتری بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری می­گذارد.

واژه‌های کلیدی:یکسان­سازی نرخ ارز، رابطه مبادله تجاری، الگوی خودتوضیح برداری ساختاری.

طبقه بندی JEL:F31، E31، C22

 

1- مقدمه

با توجه به تصمیم مقامات اقتصادی و پولی کشور مبنی بر اجرای سیاست تک­نرخی ارز، سیاست مذکور بیش از پیش مدنظر قرارگرفته است. لذا به دنبال اجرای این سیاست اقتصادی مهم، تأثیر آن بر متغیرهای مختلف اقتصادی نیز اهمیت می­یابد که یکی از این متغیرها رابطه مبادله تجاری است.

یک تعریف رایج از رابطه مبادله عبارت است از قیمت کالای صادراتی بر حسب کالای وارداتی که برابر است با تعدادواحد کالایی که یک کشور در تجارت خارجی به دست می آورد، به ازای یک واحد از کالایی که از دست می­دهد (پالگریو، 1998). با توجه به اثرگذاری تغییرات نرخ ارز بر شاخص قیمت صادرات و واردات و همچنین مورد توجه قرار دادن تعریف رابطه مبادله تجاری، می­توان به اثرگذاری مستقیم تغییرات نرخ ارز از هر دو طریق (شاخص قیمت صادرات و واردات) بر رابطه مبادله تجاری پی­برد.

در واقع پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که یکسان سازی نرخ ارز، رابطه مبادله تجاری را چگونه تحت تأثیر قرار می­دهد؟ آیا این سیاست موجب بهبود رابطه تجاری می­شود یا آن را تخریب می­کند؟

این پژوهش به­صورت زیر سازمان­بندی شده است: ابتدا مقدمه، در بخش بعدی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، در بخش سوم الگو و روش، در بخش چهارم تحلیل یافته­ها و در بخش پایانی نتیجه­گیری و پیشنهادها ارائه شده است.

 

2- مبانی نظری

2-1- یکسان­سازی نرخ ارز[i]

تأثیر محدود و موقتی نرخ­های چندگانه ارزی، عامل حذف این­گونه نظام­ها در اکثر کشورها بوده و فقط در تعداد معدودی از کشورهای درحال توسعه اجرا می­شود (صندوق بین­المللی پول[ii]، 1997).این نظام­ها، می­توانند به شدت انگیزه­های اقتصادی را تخریب و از طریق تخصیص نادرست منابع تولید و مصرف، هزینه­هایی را بر اقتصاد تحمیل کنند که این آثار مخرب از دو منبع اصلی ناشی می­شود:انحراف در تخصیص ارز به خاطر مقررات و محدودیت­های ارزی که تحت نرخ­های چندگانه و بازارهای تفکیک شده افزایش می­یابند. هم­چنین سیاست چند نرخی ارز هر چند که موجب محاسنی چون ورود کالاهای اساسی و دارو همچنین تخصیص انرژی ارزان و سایر کالاهای یارانه­ای می­شود اما به دلیل وخصوصیات جامعه ایران باعث مشکلات زیر می­شود (سندراجان و همکاران[iii]، 1999):

الف) ایجاد رانت خواری به نحو وسیع و گستردهب) گسترش نابرابری و فاصله گرفتن طبقات اجتماعی به علت تخصیص یارانه­های نرخ ارز پایین­تر به افرادثروتمند بخش فرآورده های انرژی و بلیط هواپیماو استفاده همگانی از یارانه کالاهای اساسیج) اتلاف منابع و فروش قاچاق کالاهای مشمول نرخ ارز د) ایجاد نوسانات شدید ارزی از جمله این­که مشکلات ساختاری تورم و پدیده­های قاچاق و... وجود داشته و ایجاد اختلاف با دول قدرتمند چون آمریکا و تحریم­های مختلف، همچنین به دلیل تک­محصول بودن از نوسانات نفتی به شدت آسیب­پذیر خواهد بود و نرخ ارز به شدت تحت تأثیر قرارمی­گیرد. هـ) ایجاد بازار بورس­بازی و حرکت سرمایه از بخش­های تولید به این بخش به جهت نوسانی بودن آن وگسترش فعالیت­های کاذب و غیرمولد در این بخش.

یک مسئله بسیار مهم در مورد سیاست یکسان­سازی نرخ ارز مسئله مربوط به تناقض " کارایی- تورم" است. مابه­التفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه غالبأ به عنوان یک مالیات غیرمستقیم بر صادرات محسوب می­شود. از یک سو کاهش در مابه­التفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه با افزایش صادرات و افزایش کارایی در تخصیص منابع کل اقتصاد همراه است، از سوی دیگر، زمانی که دولت خریدار منحصربه فرد(انحصاری) ارزهای خارجی از بخش خصوصی است، مابه­التفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه، منبع درآمد غیر مستقیم برای دولت می­باشد. در صورت نبود ابزارهای مالیاتی جایگزین، یکسان­سازی نرخ ارز منجر به کاهش درآمد عمومی خواهد شد. اگر دولت هم بخواهد مخارج واقعی قبلی خود را حفظ کند، باید به چاپ اسکناس اقدام نماید و کسری بودجه را به روش­های تأمین مالی تورم­زا درمان کند. تعارض "کارایی- تورم" تلویحأ بیان می­دارد که یک سیاست یکسان­سازی موفق، ضرورتأ همراه با اصلاحات مالی و سیاست پولی انقباضی است. واضح است که اگر دولت خود فروشنده انحصاری ارز  به بخش خصوصی باشد، سیاست یکسان­سازی نرخ ارز رسمی و بازار سیاه را بدون تورم بالا، کاهش خواهد داد(کیسکند و سموژرر[iv]، 1994).

 

2-2- نرخ ارز و رابطه مبادله

رابطه مبادله شاخصی است که بررسی رفتار آن طی زمان به­عنوان معیاری برایبررسی میزان برخورداری از منافع تجارت بین­الملل در هر کشور مورد استفاده قرار می­گیرد (قربان­زاده، 1393).با در نظر گرفتن رابطه­ی مبادله­ی خالص تهاتری، چگونگی تأثیرگذاری نرخ ارز بر شاخص­های قیمت صادرات و واردات اهمیت می­یابد. در ارتباط با نحوه انتقال تغییرات نرخ ارز به شاخص قیمت­ها، اولین بار دورنبوش[v]در سال 1987 به­طور دقیق و با استفاده از یک الگوی تعادل جزئی به این موضوع پرداخته است.

گلدبرگ و کنتر (1997) نیز درصد تغییر قیمت واردات در نتیجه یک درصد تغییر در نرخ ارز بین کشور صادرکننده و واردکننده را عبور نرخ ارز نامیده­اند. اگر میزان تغییر در نرخ ارز به­طور یک به یک به قیمت واردات منتقل شود، عبور نرخ ارز کامل و اگر به صورت کمتر از یک باشد عبور نرخ ارز ناقص خواهد بود.

نحوه انتقال تغییرات نرخ ارز به قیمت­های داخلی در قالب اثرات مستقیم و غیرمستقیم به صورت زیر دسته­بندی می­شود:

الف) اثر مستقیم: این اثر نشان­دهنده انتقال تغییر نرخ ارز به قیمت واردات از طریق بخش خارجی یک کشور است. با توجه به این­­که کالای وارداتی نوعاً کالای تمام شده و یا کالای واسطه­ای است؛ اولی به­طور مستقیم و دومی به­طور غیر مستقیم و از طریق افزایش هزینه تولید و افزایش قیمت تمام شده کالای داخلی موجب افزایش قیمت مصرف­کننده می­شوند.

به­طور کلی این اثر نشان­دهنده انتقال تغییرات نرخ ارز به قیمت کالاهای وارداتی است. (گلدبرگ و کنتر، 1997).

همچنین هر اندازه که قدرت قیمت­گذاری بر اساس شرایط بازار[vi]بیشتر باشد، به­گونه­ای که امکان تغییر قیمت کالاها بر اساس تغییر شرایط بازار وجود داشته باشد، میزان انتقال تغییرات نرخ ارز کمتر خواهد بود. (رینرت و راجان[vii]، 2009).

ب) اثر غیرمستقیم: اثر انتقال تغییرات نرخ ارز (عبور نرخ ارز) به رقابت­پذیری کالاها در بازارهای بین­المللی نیز مربوط می­شود. افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول داخلی باعث ارزان شدن کالاهای داخلی برای خریداران خارجی شده که منجر به افزایش صادرات و تقاضای کل می­شود؛ و با وجود مازاد تقاضا در بازار داخلی، سطح قیمت­های داخلی افزایش می­یابد (هافنر و اسکرودر، 2002).

همچنین شاخصقیمت صادرات یکی از شاخص­های رایجی است که در تجزیهوتحلیل میزان رقابت­پذیری صادراتمورد استفاده قرار می­گیرد. از سوی دیگر، نرخ ارز به­عنوان یکی از مهمترین عوامل تعیین­کنندهشاخص قیمت صادرات شناخته شده است، بنابراین بررسی اثر نوسان­های نرخ ارز بر قیمت صادرات کهبه انتقال نرخ ارز (ERPT) به قیمت صادرات معروف است نیز در تجزیه و تحلیل تأثیرگذاری نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله اهمیت دارد.

 

2-3- پیشینه پژوهش

طیبی و همکاران (۱۳۹۴) در مقاله خود با عنوان "تحلیل اثر عبور نرخ ارز بر تورم در ایران(۱۳۹۱-۱۳۷۰)" به منظور نیل به هدف خود از داده­های فصلی استفاده کرده و رهیافت مورد استفاده آنها در این مطالعه الگوی خودتوضیح برداری ساختاری بوده که از هفت متغیر استفاده کرده­اند. نتایج حاصل از برآورد الگو حاکی از آن است که اگرچه عبور نرخ ارز به تورم شاخص­های مختلف قیمت ناقص بوده اما تغییرات  نرخ ارز سبب نوسان در شاخص­های مختلف قیمت شده و قسمتی از تغییرپذیری تورم داخلی را در دوره مورد بررسی توضیح داده است. هم­چنین سهم تورم وارداتی در توضیح نوسان­های تورم داخلی نشان از وابستگی اقتصاد کشور به واردات داشته است.

محمدی و غلامی (1387) در مقاله خود با عنوان "بررسی تأثیر سیاست یکسان­سازی نرخ ارز بر متغیرهای اساسی کلان اقتصادی" به بررسی تأثیر تکانه یکسان­سازی بر متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، بیکاری و تولید) طی دوره زمانی 1380-1340 برای اقتصاد ایران با استفاده از رهیافت اقتصادسنجی خود رگرسیون برداری (VAR) و تجزیه واریانس جهت بررسی شوک یکسان­سازی نرخ ارز بر متغیرهای مورد بررسی پرداخته و نتیجه گرفته­اند که نرخ ارز رسمی، رابطه معنی­داری با شاخص قیمت کل کالاها و خدمات مصرفی دارد. بطوری­که تا سه دوره شوک، یکسان­سازی نرخ ارز به طور معنی­داری باعث افزایش قیمت­ها می­شود. نرخ ارز رسمی رابطه معنی­داری با تولید ناخالص داخلی واقعی و همچنین نرخ بیکاری ندارد.

کودرت و همکاران[viii](2015) در مقاله خود با عنوان"ارزیابی اثر تلاطم نرخ ارز-رابطه مبادله:برگشت به پول کالایی" با هدف مطالعه ارتباط بین رابطه مبادله و نرخ واقعی ارز در کشورهای تولیدکننده کالایی در هر دو دوره کوتاه­مدت و بلندمدت، به بررسی پتانسیل غیرخطی در ارتباط نرخ واقعی ارز و رابطه مبادله با توجه به سطح نوسان­ها در بازارهای کالا و بازارهای مالی می­پردازند. آنها داده های ترکیبی 68 کشور صادرکننده کالا از کشورهای پیشرفته ، با درآمد متوسط و درآمد پایین  در نظر گرفته­اند و نشان داده­اند که یک رابطه بلندمدت بین نرخ واقعی ارز و رابطه مبادله وجود دارد. همچنین نتیجه گرفته­اند که در کوتاه مدت فقط ارزهای کشورهای پیشرفته صادرکننده نفت نسبت به رابطه مبادله حساس هستند به خصوص زمانی­که نوسانات بالایی در بازار کالا وجود دارد.

 لوئو و ویسالتاناکوتی[ix](2010) در مقاله خود با عنوان "نرخ­های واقعی ارز، قیمت­های دارایی­ و رابطه مبادله: تجزیه و تحلیل نظری" مدل تعادل پویا در حالت دو کشوری با فرض زمان پیوسته را توسعه می­دهند، که در آن نرخ ارز واقعی، قیمت­های دارایی و رابطه مبادله مشترکا در حضور کالاهای غیرقابل­مبادله تعیین می­شوند و نتیجه گرفته­اند شوک مثبت عرضه داخلی باعث یک بازگشت مثبت روی بازارهای مالی داخلی شده و رابطه مبادله را بدتر می­کند در حالی­که شوک­های تقاضا عکس آن عمل می­کند. همچنین اثر تغییر در قیمت­های نسبی کالاهای غیرقابل­مبادله نسبت به کالاهای قابل­مبادله را بر رابطه مبادله و قیمت­های دارایی تحلیل می­کنند.

برودا[x](2004) در مقاله خود با عنوان "رابطه مبادله و نظام­های نرخ ارز در کشورهای درحال­توسعه" برای بررسی اینکه آیا پاسخ GDP واقعی، نرخ ارز واقعی و قیمت­ها به شوک­های رابطه مبادله از نظر سیستماتیک در میان نظام­های نرخ ارز متفاوت است یانه؟، نمونه­ای از 75 کشور درحال­توسعه در دوره پس از برتون-  وودز (1996-1973) را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته­است که پاسخ به طرز قابل توجهی در میان نظام­های ارزی متفاوت است، به­طوری­که نظریه فریدمن تأیید می­گردد. هم­چنین اهمیت شوک­های رابطه مبادله در توضیح واریانس کلی تولید و قیمت­ها را در کشورهای درحال­توسعه شرح می­دهد.

نوآوری پژوهش حاضر نسبت به پژوهش­های پیشین استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری ساختاری برای برآورد تکانه­های مورد نظر روی رابطه مبادله تجاری است. از آنجا که روش خودرگرسیون برداری ساختاری قابلیت تعیین اندازه اثر انتقال تکانه­های ساختاری بر قیمت­های واردات و صادرات و تورم و سایر متغیرهای الگو را با استفاده از توابع عکس­العمل آنی و تجزیه واریانس دارد، پژوهش حاضر آن را به­کارگیری کرده است. ضمنأ برای تحلیل با جزئیات بیشتر از سناریوسازی استفاده شده است و بسته­های مختلف در شرایط متفاوت مورد بررسی قرار گرفته شده است.

 

3- الگو و روش

رویکرد مورد استفاده در این مطالعه به­منظور تحلیل اثر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله­ی تجاری روش خود توضیح برداری ساختاری[xi](SVAR) است. مزیت روش خودتوضیح برداری ساختاری بر روش­های دیگر، قابلیت آن در تعیین اندازه اثر انتقال تکانه­های ساختاری بر قیمت­های داخلی با استفاده از تابع عکس­العمل ساختاری و تجزیه واریانس است (طیبی و همکاران، 1394). در این چارچوب مشخص می­شود که کدام تکانه تأثیر بیشتری دارد.در این قسمتبا تأکید بر نظریه­های اقتصادی، به تصریح روابط میان متغیرهایی که در الگوی ساختاری ظاهر می­شوند، پرداخته خواهد شد. با استناد به مطالعات انجام شده در زمینه نرخ ارز و رابطه­ی مبادله و همچنین انعطاف الگوهای خودرگرسیون برداری در انتخاب متغیرها، سعی بر آن است تا الگویی ارائه شود که با ساختار و شرایط اقتصاد ایران هماهنگی لازم را داشته باشد.

همان­طور که در قسمت قبل از ارتباط بین تغییرات نرخ ارز و شاخص­های قیمت واردات و صادرات که به معنی تغییرات نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری است، بحث شد در این قسمت نیز به ارتباط متغیرهای دیگر با رابطه­ی مبادله­ی تجاری پرداخته­می­شود:

برای رابطه­ی مبادله­ی تجاری بر اساس مطالعه­ی باکوس و کروچینی[xii](2000)، سوئیفت[xiii](2004)، بلوندل ووینگال[xiv](1993)، کویا و اوردن[xv](1994)، گروئنوویلکینسون[xvi](1994)،دونگی[xvii](2004)، هم­چنین یوسف­وند و همکاران به تبعیت از الگوهای سوئیفت (2004)، باکوس و کروچینی (2000) وکاردوزو واستیوز (2008) و نگاهی به اقتصاد ایران رابطه­ی زیر ارائه می­شود:

(1)     

 

در این رابطه prmاضافه قیمت اسمی ارز (منظور تفاوت قیمت بازار آزاد ارز و قیمت رسمی اعلامی بانک مرکزی است)، exp صادرات، imp واردات، cpi شاخص قیمت مصرف­کننده (تورم)، gdp تولید ناخالص داخلی و oilrev درآمدهای نفتی است. که tot با اضافه­قیمت ارز و تورم رابطه­ی منفی و با بقیه­ی متغیرها رابطه­ی مثبت دارد.

برای صادرات بر اساس مطالعه­ی در الگوهای گلدشتاین و محسن­خان(۱۹۷۱)، دیر دورف[xviii](1979)،هاشمپسران(۱۹۸۴)، باند[xix](۱۹۷۹)،تیروال[xx](۱۹۹۹) و نوفرستیو عرب­مازار(۱۳۷۳) ازقیمت­های نسبی(RP) به عنوان مهم­ترین عامل مؤثر بر صادرات نـامبـرده شـده.هاتاکر و مگی (۱۹۶۹) و رزماری اوکو[xxi](۲۰۰۴)، وکیل و رضوی(۱۹۸۹)، باند(۱۹۸۷)، مقیمی(۱۳۷۵)، هادیان(۱۳۷۷) و پاکدامن(۱۳۷۷)، شاکری(۱۳۸۳) الگوی زیر مطرح می­شود:

 (2)  

 

مطابق این رابطه، اضافه قیمت نرخ ارز و تورم با صادرات ارتباط عکس و با تولید، واردات و درآمدهای نفتی رابطه­ی مثبت دارد.

برای واردات بر اساس مطالعه­ی همفیل[xxii]و موران[xxiii]، همچنین مطالعه توفیقی و محرابیان (1382)بر اساس ساختار اقتصاد ایران رابطه­ی زیر نگاشته می­شود.

(3)                   

 

واردات همان­طور که توضیح داده شد در کشورهای نفتی علاوه بر مقدار دوره قبل آن، تحت تأثیر درآمدهای صادرات نفت است و رابطه­ی مثبت با آن دارد.

برای اضافه قیمت ارز در بازار آزاد بر اساس مطالعه پورمقیم(1378) و اسلاملوئیان (1383) معادله زیر قابل نوشتن است:

(4)                                

برای تولید ناخالص داخلی بر اساس مطالعه شاکری (1389)، افروز و سوری (1383) و گجراتی (1391) معادله وارد شونده در الگو به این صورت می­باشد:

(5)                                            

 

که در این رابطه واردات و درآمدهای نفتی اثر مثبت بر تولید ناخالص داخلی دارند و مابقی آن نیز برون­زا است.

برای تورم بر اساس مطالعات نصراصـفهانیو یـاوری (1382)، (طیبی و همکاران، 1394)، بگواتی[xxiv](1978) و دورنبوش[xxv](1989)،کمیجانی و نقدی(1388)،توکلیان و شاهمرادی(1391)،دیویس[xxvi](1995)،فردرر[xxvii](1996)، کمیجانی و همکاران (1390)، فرزانگان و مارکوات[xxviii](2009) و کاوند (1388) مدل زیر ارائه می­شود:

(6)            

 

که در این رابطه cpi با متغیرهای توضیحی ارتباط مثبت دارد.

درآمدهای نفتی بر اساس مطالعه­ی پلوگ و ونیلز[xxix](2009)، کاوالکانتی و همکاران[xxx](2011)، پسران (1391) برون­زا در نظر گرفته می­شوند:

(7)

با توجه به مباحث فوق، الگوی مورد نظر به­صورت زیر است:

(8)                                                                 

  (9)                                                           

(10)     

(11) 

 (12)

(13)

(14)

 

در ماتریس زیر، پویایی­های کوتاه مدت الگو، بر اساس 7 معادله از طریق مجموعه­ای از محدودیت­های اضافی بر پاره­ای از ضرایب ماتریس توصیف می­شوند. نمادهای استفاده شده شامل و  و  و  و و و که مربوط به عبارات خطای معادلات فرم خلاصه شده هستند و حرکت­های غیر انتظاری متغیرهای موجود سیستم را محاسبه می­کنند.

همچنین و  و  و  و و و اختلال­های ساختاری هستند که به ترتیب درآمدهای نفتی، واردات، تولید ناخالص داخلی، تورم، اضافه قیمت ارز، صادرات و رابطه­ی مبادله­ی تجاری را نشان می­دهند. شکل ماتریس مورد نظر به صورت زیر نشان داده شده است. صفرهای موجود در ماتریس نشان دهنده­ی قیدهایی هستند که در این الگوی ساختاری استفاده می­شود.

 

(15)

 

با توجه به چگونگی تعیین قیود صفر، در این الگو تعداد 21 قید صفر به­منظور مشخص شدن الگو اعمال شده است. همان­طور که در روابط (3-11) تا (3-17) و ماتریس فوق نشان داده شده­است، درآمدهای نفتی فقط تحت تأثیر تکانه­های خودش قرار می­گیرد، درحالی­که تکانه­های درآمد نفتی همه­ متغیر­ها را در سیستم همزمان تحت تأثیر قرار می­دهد.

 

4- تحلیل یافته­ها

4-1- آزمون ریشه واحد فصلی به­منظور بررسی مانایی متغیرها

هایلبرگ و همکاران (1990) نشان داده­اند که نتایج حاصل از آزمون­های مانایی متداول نظیر دیکی فولر، فلپس پرون و ... برای فرآیندهای چند متغیره با متغیرهایی با تواتر ماهانه و یا فصلی ممکن است به خطا در بررسی وجود ریشه واحد منجر شود، آن­ها جهت رفع این مشکل به معرفی آزمونی پرداختند که به کمک آن، امکان آزمون ریشه واحد در دوره­های زمانی یک­ساله، شش ماهه و فصلی وجود دارد. این آزمون HEGY نام دارد.

هدف این آزمون تعیین تعداد ریشه­های فصلی هر متغیر و مشخص کردن متغیر ماناست. نتایج تعیین ریشه­های فصلی از طریق این آزمون، در جدول 1 ارائه شده است.

 

 

 

جدول 1- نتایج تعیین ریشه­های فصلی با استفاده از آزمون ریشه واحد فصلی

متغیر

ریشه کلی

 

ریشه شش ماهه

 

ریشه­های سالانه

متغیر مانا

 

 

Oilrev

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Imp

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Gdp

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Cpi

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Prm

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Exp

وجود دارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

Tot

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

وجود ندارد

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

4-2- آزمون­های تشخیص مدل VAR

4-2-1- آزمون ایستایی مدل VAR

به منظور اعتبار دادن به نتایج به دست آمده، بایستی مانایی متغیرها در مدل بررسی گردد (قربانزاد و همکاران، 1398). در الگوهای خود توضیح مرتبه اول ، شرط مانایی آن است که قدر مطلق  کمتر از یک باشد. شباهت نزدیکی میان این شرط ثبات و ماتریس  در الگوی خودتوضیح برداری مرتبه اول  وجود دارد (اندرس[xxxi]، 1391).از این رو آزمون ثبات الگو به صورت زیر انجام شده است. در این آزمون، شرط ثبات الگوی VAR آن است که قدر مطلق ریشه­های مشخصه الگو کمتر از یک بوده و تمام مقادیر ویژه در داخل دایره واحد قرار بگیرند(غلامی و هژبر کیانی، 1390). همان­طور که از نمودار 1 مشاهده می­شود تمامی مقادیر ویژه الگوی VAR قبل از انجام سیاست یکسان­سازی تا سال 1394 در داخل دایره واحد قرار دارند که به معنای ثبات الگوی در نظر گرفته است.

 

نمودار 1- نتایج آزمون ثبات الگوی VAR

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

4-2-1- آزمون خودهمبستگی مدل VAR

به منظور اطمینان از عدم وجود خودهمبستگی سریالی آزمون بروش-گادفری انجام شده است. نتایج در جدول 2 به خوبی نشانگر پذیرش فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود خودهمبستگی سریالی است.

جدول 2- نتایج آزمون LM

وقفه­ها

آماره

احتمال

1

41.09675

0.7830

2

54.77261

0.2668

3

45.54915

0.6158

4

57.74019

0.1853

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

4-3- تعیین وقفه­های مناسب الگو

برای تعیین تعداد وقفه بهینه از معیارهای مختلفی نظیر: معیار اطلاعات آکائیک[xxxii]، معیار شوارتز[xxxiii]، معیار حنان کوئین[xxxiv]و معیار نسبت درستنمایی استفاده می­شود. در هر یک از معیارهای ذکر شده وقفه بهینه به­صورتی انتخاب می­شود که اولاً درجه آزادی زیادی از دست داده نشود و ثآنیاً جملات اخلال معادلات، دچار خودهمبستگی نشوند.

نتایج حاصل از معیارهای مختلف برای تعیین تعداد وقفه بهینه مدل VAR قبل از انجام سیاست یکسان­سازی در جدول 3 آورده شده است. بر اساس معیارهای حنان کوئین، نسبت درستنمایی و خطای پیش­بینی نهایی، وقفه بهینه متفاوت است؛ بر اساس معیار نسبت درست­نمایی وقفه بهینه چهار، بر اساس آکائیک، وقفه بهینه، هشت، بر اساس معیار شوارتز وقفه بهینه یک و بر اساس معیار حنان کوئین وقفه بهینه،سه است. اما با توجه به اینکه برای تعداد مشاهدات کم معیار شوارتز مناسب­تر است، لذا وقفه یک به عنوان وقفه بهینه در الگوی اول انتخاب شده است.

 

جدول 3- آزمون تعیین وقفه بهینه الگو(قبل از اعمال یکسان­سازی)

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

بر اساس جدول 4 و 5 که مربوط به الگوی VAR در اجرای سناریوی یکسان­سازی نرخ ارز به ترتیب با سناریوهای اول و دوم می­باشد، وقفه بهینه بر اساس تمامی معیارها، غیر از شوارتز، چهار انتخاب شده است. اما با توجه به اینکه توسط سه معیار، وقفه بهینه، چهار انتخاب شده است و همچنین تعداد مشاهدات در این حالت افزایش یافته است که معیار حنان کوئین مناسب­تر می­باشد لذا وقفه بهینه، در الگوی مورد نظر در هر دو حالت، چهار در نظر گرفته شده است. هنگامی که بر اساس چند معیار مختلف، وقفه بهینه یکسان باشد، معمولأ همان وقفه، به عنوان بهینه در نظر گرفته می­شود.

 

 

جدول 4-آزمون تعیین وقفه بهینه الگو (سناریوی اول)

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

جدول 5- آزمون تعیین وقفه بهینه الگو(سناریوی دوم)

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

4-4- برآورد الگوی SVAR

در مطالعه حاضر ابتدا یک الگوی VAR هفت متغیره با استفاده از داده­های فصلی مربوط به دوره 1370 تا 1394 برآورد شده است. متغیرهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از:

 

 (16)                 

 

کهY برداری از متغیرهای، OILREV درآمدهای نفتی، IMP متغیر واردات، GDP، متغیر تولید، CPI تورم شاخص قیمت مصرف­کننده، PRM اضافه قیمت بازار ارز غیررسمی بر رسمی، EXP متغیر صادرات و TOTرابطه مبادله خالص تهاتری است. ترتیب ورود متغیرها در سیستم به­صورت زیر بوده است.

 

 

در واقع در این الگوی هفت متغیره، مطابق لایحه­ی برنامه­ی ششم توسعه برای پنج متغیر، داده­ها پیش­بینی می­شوند، هم­چنین متغیر اضافه قیمت ارز تحت دو سناریو، به سمت صفر سوق پیدا می­کند لذا در این دو حالت برای آخرین متغیر مدل یعنی رابطه­ی مبادله، پیش­بینی برون­نمونه­ای انجام گرفته است. با توجه به این­که نسبت تورش در هر دو پیش­بینی بسیار کم (0.0097و 0.0096)، هم­چنین نسبت واریانس بسیار کم (0.0149 و 0.0145) و نسبت کوواریانس بالایی (0.0975 و 0.0975) دارند، لذا نتایج نشان­دهنده پیش­بینی قابل اتکایی است.

 

4-4-1- توابع عکس­العمل آنی

تأثیر اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه مبادله تجاری

الف: قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی

به­منظور بررسی تأثیر اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری ، تابع عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله­ی تجاری به تکانه وارد به اندازه یک انحراف معیار بر اضافه قیمت نرخ ارز، در طول 20 دوره (فصل) برآورد شده است.عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه واردشده به متغیر اضافه قیمت ارز بازار غیررسمی به اندازه یک انحراف معیار، قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز در نمودار 2 نشان داده شده است.

نتایج نشان می­دهد که تکانه اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری اثرگذار بوده و تا دو دوره(فصل) به طور مثبت اما کاهنده رابطه­ی مبادله­ی تجاری را تحت تأثیر قرار داده است. روند نزولی عکس­العمل رابطه­ی مبادله­ی تجاری به اضافه قیمت نرخ ارز از دوره دوم به بعد نیز ادامه داشته است به طوری­که از دوره دوم به بعد تأثیر تکانه اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله تجاری منفی شده است. این روند کاهشی تقریبأ تا دوره بیستم ادامه داشته است. توضیح میرا نشدن این تکانه بدین صورت است که، چنان­چه سیاست ارزی مناسبی پیاده­سازی نشود، منجر به نامیرایی نوسان­های رابطه­ی مبادله در طول یک دوره­ی زمانی طولانی می­شود.

 

 

نمودار 2- عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه اضافه قیمت ارز(قبل از یکسان­سازی)

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

ب) بعد از اعمال سیاست یکسان­سازی: سناریوی اول (سرعت تند)[xxxv]

به­منظور بررسی تأثیر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری ، تابع عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله­ی تجاری به تکانه وارد به اندازه یک انحراف معیار بر اضافه قیمت نرخ ارز(یکسان شده)، در طول 20 دوره (فصل) برآورد شده است.عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه واردشده به متغیر اضافه قیمت ارز بازار غیررسمی به اندازه یک انحراف معیار، پس از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز تحت سناریوی اول (یکسان­سازی با سرعت بالا) در نمودار 3 نشان داده شده است.

نتایج نشان می­دهد که تکانه اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری اثرگذار بوده و اثر مثبت دارد به طوری­که تا چهار دوره(فصل) به طور افزایشی ولی با دامنه­ی کم بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری تأثیرگذار بوده است. پس از آن کاهش یافته و تا دوره بیستم این روند ادامه پیدا کرده است تا این که در دوره بیستم به طور تقریبی میرا شده است. یک سیاست یکسان­سازی ارزی می­تواند منجر به میرایی نوسان­های رابطه­ی مبادله در طی حدود 10 دوره گردد. ضمن اینکه تأثیر تکانه وارد بر این متغیر برخلاف حالت قبل از یکسان­سازی مثبت شده است.

 

 

نمودار3- عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه اضافه قیمت ارز(پس از یکسان­سازی، سناریوی دوم)

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

ج) بعد از اعمال سیاست یکسان­سازی: سناریوی دوم (سرعت کند)[xxxvi]

با کاهش اختلاف متغیر اضافه قیمت نرخ ارز در سناریوی دوم با سرعت کمتر، اختلاف نرخ ارز در دو بازار رسمی و غیررسمی کم و کمتر شده تا جایی که تقریبأ یکسان شوند لذا در این حالت وارد کردن تکانه به متغیر اضافه قیمت ارز به معنای وارد کردن تکانه به متغیر یکسان­سازی است.

به­منظور بررسی تأثیر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری ، عکس­العمل رابطه­ی مبادله­ی تجاری به تکانه وارد به اندازه یک انحراف معیار بر اضافه قیمت نرخ ارز(یکسان شده)، در طول 20 دوره (فصل) برآورد شده است.عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه واردشده به متغیر اضافه قیمت ارز بازار غیررسمی به اندازه یک انحراف معیار، پس از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز تحت سناریوی دوم( یکسان­سازی با سرعت کند) در نمودار 4 نشان داده شده است.

نتایج نشان می­دهد که تکانه اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری اثرگذار بوده و اثر مثبت دارد به طوری­که تا دو دوره(فصل) به طور افزایشی ولی با دامنه­ی کم بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری تأثیرگذار بوده است. پس از آن قدری کاهش یافته و تا دوره ششم این روند را ادامه­ می­دهد. از دوره ششم قدری افزایش یافته و پس از آن روند کاهشی به خود گرفته است و تا دوره بیستم به طور تقریبی میرا شده است. یک سیاست یکسان­سازی ارزی می­تواند منجر به میرایی نوسان­های رابطه­ی مبادله در طی حدود 10 دوره گردد. ضمن اینکه تأثیر تکانه وارد بر این متغیر برخلاف حالت قبل از یکسان­سازی مثبت شده است.

 

 

نمودار4- عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله تجاری به تکانه اضافه قیمت ارز(پس از یکسان­سازی، سناریوی اول)

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به توابع عکس­العمل آنی توضیح داده شده در قسمت ب و ج (نمودارهای 3 و 4) در دو سناریو که در اولی یکسان­سازی نرخ ارز با سرعت بیشتری صورت گرفته است و حرکت دو نرخ ارز بازار آزاد و رسمی در سناریوی دوم کندتر است، نتایج نشان می­دهد که دامنه نوسان یا تأثیرگذاری تکانه اضافه قیمت نرخ ارز( یکسان­سازی در این دو حالت) در سناریوی اول بیشتر بوده و نسبت به سناریوی دوم میرایی تکانه با سرعت کمتری رخ می­دهد که به معنای این است که سرعت یکسان­سازی نرخ ارز تأثیر مثبتی بر رابطه مبادله تجاری دارد. اگرچه تفاوت این دو تکانه در حد چشمگیری نیست که آن هم با توجه به آن است که به دلیل محدودیت در داده­ها اختلاف دو سرعت در دو سناریو خیلی زیاد نیست ولی همین مقدار تفاوت به معنی ارتباط مثبت سرعت یکسان­سازی بر رابطه مبادله تجاری است.

با توجه به مقایسه نمودارهای 3 و 4 در مقایسه با نمودار 2، این نکته بسیار مشهود است که قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی، عکس­العمل رابطه مبادله تجاری به تکانه وارد بر متغیر اضافه نرخ ارز به اندازه یک انحراف معیار، پس از دو دوره منفی بوده و تا دوره بیستم روند کاهشی داشته است، این در حالی است که پس از اعمال سیاست یکسان­سازی با هر دو سناریو، این عکس­العمل مثبت شده و تکانه اضافه قیمت ارز که در اینجا اثر یکسان­سازی تلقی می­شود بر رابطه مبادله تجاری به طور مثبت تأثیرگذار است. اولأ میرا شدن توابع عکس­العمل آنی رابطه­ی مبادله­ی تجاری پس از اجرای سناریوها در مقایسه با میرانشدن آن پیش از اجرای سناریوها، نشان از این دارد که تغییرات در یک سیاست ارزی در راستای حذف رانت­خواری در اقتصاد و ایجاد کارایی در بازار ارز (یکسان­سازی نرخ ارز)، نوسانات رابطه­ی مبادله را سریع­تر از بین می­برد و دومأ پیش از اجرای سناریوها، نوسانات در متغیر اضافه قیمت، موجب اثر منفی بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری می­شود حال آنکه اعمال سناریوهای یکسان­سازی اثرگذاری مثبتی بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری دارد که نشان از این دارد که رابطه­ی مبادله­ی تجاری از ناحیه­ی یکسان­سازی نرخ ارز که باعث تخصیص بهتر منابع و حذف رانت­های مختلف است، بهبود پیدا می­کند.

 

4-4-2- تجزیه واریانس تابع الگو

تجزیه واریانس روشی برای آزمون پویایی الگوهای خودتوضیح برداری است. این روش تغییرات متغیر وابسته را به­علت تکانه­های وارد بر آن متغیر، در مقابل تکانه­های وارد بر سایر متغیرها بررسی می­کند. با تجزیه واریانس خطای پیش­بینی[xxxvii]می­توان مشخص کرد که تغییرات یک دنباله تا چه میزان متأثر از اجزای اخلال خود دنباله بوده و تا چه میزان از اجزای اخلال سایر متغیرهای درون سیستم تأثیر پذیرفته است. اگر جزء اخلال یکی از متغیرهای الگو ( ) هیچ بخشی از واریانس خطای پیش­بینی متغیر دیگر الگو ( ) را در تمام طول دوره پیش­بینی توضیح ندهد، می­توان نتیجه گرفت که دنباله  برون­زا است. از طرف دیگر ممکن است اجزاءاخلال، کل واریانس خطای پیش­بینی  را در تمام طول دوره پیش­بینی توضیح دهند که در این صورت  کاملاً درون­زا خواهد بود.

 

4-4-2-1- تجزیه واریانس رابطه­ی مبادله­ی تجاری قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی

به­منظور اندازه­گیری میزان تأثیرگذاری اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز، منبع نوسان­های رابطه­ی مبادله­ی تجاری در جدول 6 نشان داده شده است.

 

 

 

جدول 6- منبع نوسان­های رابطه­ی مبادله تجاری بااستفاده از تجزیه واریانس خطای پیش­بینی

 (قبل ازسیاست یکسان­سازی)

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

همان­طور که ملاحظه می­شود در دوره­ی اول حدود 93 درصد از تغییرات رابطه مبادله مربوط به تغییرات رابطه مبادله و حدود 5 درصد مربوط به تورم (شاخص قیمت مصرف­کننده) است. تغییرات بقیه متغیرها هرکدام کمتر از 1 درصد تغییرات رابطه مبادله تجاری را توضیح می­دهند. این مسئله بیانگر برونزایی بالای رابطه مبادله در دوره اول است.

در دوره دوم در حدود 91 درصد از تغییرات رابطه مبادله توسط خود این متغیر، حدود 6 درصد آن توسط تورم، حدود 1 درصد آن توسط واردات و بقیه آن به­وسیله متغیرهای دیگر الگو هرکدام به میزان کمتر از یک درصد توضیح داده شده است. در این دوره مشخص شده است که نسبت به دوره اول رفته­رفته تأثیر رابطه مبادله بر تغییرات خود آن کمتر شده و تأثیر سایر متغیرها بر تغییرات آن اضافه شده است.

در دوره دهم پس از رابطه مبادله بیشترین توضیح­دهندگی را متغیر اضافه قیمت نرخ ارز دارد به طوری­که در این دوره 5 درصد از تغییرات این متغیر را توضیح می­دهد. این روند که از دوره دهم شروع شده، تا دوره بیستم ادامه یافته است به طوری­که در دوره بیستم حدود 75 درصد تغییرات توسط رابطه مبادله، 13درصد توسط اضافه قیمت ارز، حدود 4 درصد توسط صادرات و حدود 8 درصد باقیمانده توسط سایر متغیرهای الگو توضیح داده شده است.

نکته قابل توجه این است که از دوره دهم به بعد غیر از خود رابطه­ی مبادله، اضافه نرخ ارز بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را داراست.

 

4-4-2-2- تجزیه واریانس رابطه­ی مبادله­ی تجاری پس از اعمال سیاست یکسان­سازی(تحت سناریوی اول)

به­منظور اندازه­گیری میزان تأثیرگذاری اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری پس از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز با سناریوی اول یعنی یکسان­سازی نرخ ارز با سرعت بالا، منبع نوسان­های رابطه­ی مبادله­ی تجاری در جدول 7 نشان داده شده است.

 

جدول7-منبع نوسان های رابطه ی مبادله تجاری بااستفاده ازتجزیه واریانس خطای پیش بینی

 (اعمال سیاست یکسان سازی باسناریوی اول)

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

همان­طور که ملاحظه می­شود در دوره­ی اول حدود 44 درصد از تغییرات رابطه­ی مبادله تجاری توسط خود این متغیر، حدود 44 درصد آن توسط متغیر صادرات، حدود 5 درصد متغیر اضافه نرخ ارز،حدود 3 درصد واردات، حدود 2.5 درصد تورم و درآمدهای نفتی و تولید کمتر از یک درصد آن را توضیح می­دهند که نشان از درون­زایی بالای این متغیر در این دوره دارد.

در دوره دوم از توضیح­دهندگی خود رابطه مبادله و تورم کاسته شده و به توضیح­دهندگی متغیر صادرات و واردات افزوده شده است به طوری که بیش از 50 درصد آن توسط صادرات و در حدود 60 درصد آن توسط صادرات و واردات توضیح داده شده است. همچنین توضیح­دهندگی متغیر اضافه قیمت ارز افزایش یافته است. از دوره دوم به بعد توضیح­دهندگی متغیرها تقریبأ با همین روند ادامه پیدا کرده است با این تفاوت که کمی از قدرت توضیح­دهندگی واردات به تولید انتقال پیدا کرده است.

در دوره بیستم(بلند مدت) بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را با حدود 48 درصد، متغیر صادرات دارد که حتی از خود متغیر(حدود 32درصد) نیز بیشتر است، پس از آن به ترتیب رابطه مبادله، اضافه قیمت ارز، تولید، واردات، درآمدهای نفتی و تورم بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را دارند.

از مقایسه تجزیه واریانس رابطه مبادله در دو حالت مختلف یکسان­سازی ارز(دو سناریو) مشخص می­شود که در حالت یکسان­سازی با سرعت بیشتر، قدرت توضیح­دهندگی متغیر اضافه نرخ ارز نسبت به سناریوی دوم یعنی سرعت کمتر یکسان­سازی، در بلندمدت بیشتر است به طوری­که در سناریوی اول در حدود 8 درصد از تغییرات رابطه مبادله توسط متغیر اضافه قیمت ارز و در سناریوی دوم در حدود 2 درصد از تغییرات آن توسط اضافه قیمت ارز توضیح داده می­شود. نکته قابل توجه اینکه پس از اعمال سیاست یکسان­سازی بیشترین قدرت توضیح­دهندگی در هر دو سناریو را متغیر صادرات دارد.

 

4-4-2-3- تجزیه واریانس رابطه­ی مبادله­ی تجاری پس از اعمال سیاست یکسان­سازی(تحت سناریوی دوم)

به­منظور اندازه­گیری میزان تأثیرگذاری اضافه قیمت نرخ ارز بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری پس از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز با سناریوی دوم یعنی یکسان­سازی نرخ ارز با سرعت کمتر، منبع نوسان­های رابطه­ی مبادله­ی تجاری در جدول 8 نشان داده شده است.

 

 

جدول8-منبعنوسان­هایرابطه­یمبادلهتجاریبا استفادهازتجزیهواریانسخطایپیش­بینی

 (اعمال سیاستیکسان­سازی با سناریوی دوم)

 

منبع:یافته­های پژوهش

 

همان­طور که ملاحظه می­شود در دوره­ی اول حدود 46 درصد از تغییرات رابطه­ی مبادله تجاری توسط خود این متغیر، حدود 44 درصد آن توسط متغیر صادرات، هرکدام از واردات و تورم در حدود 3 درصد، اضافه قیمت ارز حدود 2 درصد و درآمدهای نفتی و تولید کمتر از یک درصد این متغیر را توضیح داده­اند که نشان از درون­زایی بالای این متغیر در این دوره دارد.

در دوره دوم از توضیح­دهندگی خود رابطه مبادله  و تورم کاسته شده و به توضیح­دهندگی متغیر صادرات و واردات افزوده شده است به طوری که بیش از 50 درصد آن توسط صادرات و در حدود 60 درصد آن توسط صادرات و واردات توضیح داده شده است. از دوره دوم به بعد توضیح­دهندگی متغیرها تقریبأ با همین روند ادامه پیدا کرده است با این تفاوت که کمی از قدرت توضیح­دهندگی واردات به تولید انتقال پیدا کرده است.

در دوره بیستم(بلند مدت) بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را با حدود 49 درصد متغیر صادرات دارد که حتی از خود متغیر(حدود 36درصد) نیز بیشتر است، پس از آن به ترتیب رابطه مبادله، تولید، واردات، اضافه قیمت ارز، تورم و درآمدهای نفتی بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را دارند.

در مقایسه با تجزیه واریانس در حالتی که سیاست یکسان­سازی اعمال نشده است در هر دو سناریو قدرت توضیح­دهندگی متغیر اضافه قیمت ارز کم شده است و به متغیر صادرات منتقل شده است. در توضیح این مسئله می­توان عنوان کرد که با توجه به ترتیب ورود متغیرها در الگو که متغیر صادرات بلافاصله پس از متغیر اضافه نرخ ارز و قبل از متغیر رابطه مبادله وارد شده است، تأثیر بالای اضافه قیمت ارز بر رابطه مبادله، پس از یکسان­سازی ابتدا به متغیر صادرات منتقل شده و به­طور غیر مستقیم بر رابطه مبادله تجاری تأثیرگذار است.

 

5- نتیجه­گیری و پیشنهادها

با توجه به نتایج به دست آمده از توابع عکس­العمل آنی (نمودارهای2و 3 و 4) و مقایسه آنها با یکدیگر به این نتیجه می­رسیم که پیش از اعمال سیاست یکسان­سازی نرخ ارز (مازاد نرخ ارز غیررسمی بر رسمی) اثر پریمیوم (اضافه نرخ ارز) بر رابطه مبادله­ی تجاری در دو دوره مثبت و با روند کاهشی و در دوره­های بعد اثر آن منفی شده و روند منفی آن حفظ شده است. اما پس از نزدیک شدن دو نرخ ارز بازار رسمی و آزاد به یکدیگر با هر دو سناریو تأثیر متغیر اضافه قیمت نرخ ارز (که حال یکسان­سازی شده است) بر رابطه­ی مبادله­ی تجاری مثبت شده است و تکانه وارد بر اضافه قیمت نرخ ارز به اندازه یک انحراف معیار رابطه مبادله تجاری را بهبود می­بخشد. این رابطه فارغ از این است که با کدام سرعت یکسان­سازی را انجام دهیم. به عبارت دیگر هرچند که در صورت یکسان­سازی نرخ ارز با سرعت بیشتر، دامنه­ی تأثیرگذاری تکانه نرخ ارز بیشتر از حالتی است که با سرعت کند سیاست یکسان­سازی اعمال شود ولی در هر دو حالت تأثیر تکانه آن بر رابطه مبادله برعکس حالت قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی، مثبت است. البته همان­طور که ذکر شد، با توجه به نمودار2 در دو دوره در حالت قبل از اعمال سیاست یکسان­سازی، اثر تکانه اضافه قیمت ارز مثبت است که به دلیل رویکرد و دیدگاه کوتاه­مدتی است که بر نظام­های چندنرخی ارز حاکم است.

همچنین با توجه به جداول تجزیه واریانس (جدول 6 و 7 و 8) مشخص شده است که قبل از یکسان­سازی نرخ ارز در دوره­ی اول حدود 93 درصد از تغییرات رابطه مبادله مربوط به تغییرات رابطه مبادله و حدود 5 درصد مربوط به تورم (شاخص قیمت مصرف­کننده) است. بقیه متغیرها هرکدام کمتر از 1 درصد تغییرات رابطه مبادله تجاری را توضیح می­دهند. این مسئله بیانگر برونزایی بالای رابطه مبادله در دوره اول است. در دوره دوم در حدود 91 درصد از تغییرات رابطه مبادله توسط خود این متغیر، حدود 6 درصد آن توسط تورم، حدود 1 درصد آن توسط واردات و بقیه آن به­وسیله متغیرهای دیگر الگو هرکدام به میزان کمتر از یک درصد توضیح داده شده است. در بلندمدت(20 دوره) بیشترین نوسانات رابطه مبادله، غیر از نوسانات خود این متغیر، متغیر اضلفه قیمت نرخ ارز است که بیشترین منشأ نوسانات آن توسط صادرات توضیح داده می­شود که در مدل ترتیب ورود آن پس از اضافه قیمت ارز(در اینجا یکسان­سازی) می­باشد لذا نتیجه می­شود که سیاست یکسان­سازی نرخ ارز بیشتر اثر غیرمستقیم بر رابطه مبادله می­گذارد. لذا با توجه به توضیحات توابع عکس­العمل آنی نمی­توان این فرضیه که "یکسان­سازی نرخ ارز رابطه­ی مبادله­ی تجاری را بهبود می­بخشد" را نمی­توان رد کرد هرچند در دوره خیلی کوتاه (یک یا دو فصل) با توجه به مثبت بودن اثر تکانه اضافه نرخ ارز به اندازه یک انحراف معیار بر رابطه مبادله قبل و بعد از یکسان­سازی، اثر نامعلوم دارد که دوره­ای بسیار کوتاه است.

بانک مرکزی به دنبال تک نرخی شدن ارز است و نرخی که بازار تعیین می‌کندبا مدیریت بانک مرکزی، بهترین نرخ است زیرا این نرخ ناشی از انتظاراتی است که در مردم ایجاد شده است.وقتی ارز دو یا سه و یا چند نرخی باشد مشکلات و مسائلی بیشتری برای کشور ایجاد می‌کند که از جمله آنها می‌توان به بر هم زدن آرامش جامعه ناشی از رانت و فساد و همچنین بر هم زدن تعادل بین حوزه تولید و مصرف اشاره کرد، امروزه بخش‌های مختلف اعم از صنعت، تجارت و کشاورزی به هم مرتبط هستند. تولیدکننده کشاورزی مصرف­کننده تجهیزات صنعتی است و تولیدکننده تجهیزات صنعتی مصرف­کننده کالاهایی است که در حوزه فولاد و معدن تولید می‌شود. بنابراین زمانی که در یک بخش رانت ایجاد شود سایر بخش‌ها یا تعطیل شده و یا دچار اختلال در هزینه و درآمد می‌شود و شرایط بازار به هم می‌خورد.

از آن­جایی که سرعت یکسان­سازی با توجه به نمودارهای 3 و 4 بر رابطه مبادله تجاری اثر مثبت دارد لذا پیشنهاد می­شود که مقامات پولی و اقتصادی کشور یکسان­سازی نرخ ارز را با سرعت بیشتری اجرا نمایند. با توجه به نتایج، توصیه می­شود برای بهبود رابطه­ی مبادله یکسان­سازی نرخ ارز تا پایان سال 1396 پیاده­سازی شود و الزامات اجرای آن تا این تاریخ فراهم شود.

با توجه به اینکه یکسان­سازی نرخ ارز تورم را بالاتر می­برد و اثر آن تا دوره­های بیشتری به جا می­ماند و هم­چنین نظر به اینکه از الزامات یکسان­سازی نرخ ارز نرخ تورم معقولی در مقایسه با کشورهای طرف تجاری است، لذا دولت و مقامات پولی در کنار اجرای سیاست یکسان­سازی باید توجه ویژه­ای به کاهش و رفع تورم داشته باشند. در غیر این صورت مانند برخی از دوره­های اجرای این سیاست، با شکست مواجه خواهد شد. تورم زا بودن اجرای سیاست های یکسان سازی ، امری بدیهی است ، در هر حال اولاً: تورمی بودن این سیاست اثر خود را در دو یا سه سال بیشتر نمی گذارد اما در عوض ثبات اقتصادی را به همراه می آورد. ثانیا ً: می توان عامل تورم را با ایجادزمینه هایی برای جلوگیری از افزایش پایه پولی، مثل سیاست تغییر سطح بدهی­ها، انتشار اوراق قرضه و اتخاذیک سیاست انقباضی، کم­رنگ­تر نمود یا با اتخاذ روش هایی چون جدا کردن عوامل تورم زا و سرشکن کردن این تورم بر سال­های مختلف از فشار تورمی آن کم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*این مقاله مستخرج از پایان نامه با عنوان تحلیل اثر یکسان­سازی نرخ ارز بر رابطه مبادله­ی تجاری: تجربه پساتحریم در ایران می­باشد.

[1]- گروه اقتصاد، دانشکدهعلوماداریواقتصاد،دانشگاهاصفهان، اصفهان،ایران، (نویسنده مسئول) sk.tayebi@ase.ui.ac.ir

[2]-گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران،ایران.  mohsen.nazari.f70@gmail.com

[3]-گروه اقتصاد ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.  agoogerdchian@yahoo.com

[4]- گروه اقتصاد،موسسه آموزش عالی صفاهان اصفهان،اصفهان، ایران.  z_zamani85@yahoo.com

 

[i]- Exchange Rate Unification

[ii]International Monetary Fund (IMF)

[iii]Sundararajanet.al.

[iv]Kasekende and Ssemogerere

[v]Dornbusch

[vi]Pricing to market

[vii]Reinert and Rajan

[viii]Coudert et al.

[ix]Luo & Visaltanachoti

[x]Broda

[xi]Structural Vector Auto-Regressive

[xii]Backus & Crucini

[xiii] Swift

[xiv]Blundell & Wignall

[xv]Koya & Orden

[xvi]Gruen & Wilkinson

[xvii]Dungey

[xviii] Deardorff

[xix] Band

[xx]Thirlwall

[xxi]Rosemary N.Okoh

[xxii] William Hemphil

[xxiii] Cristian Moran

[xxiv] Bagwatti

[xxv] Dornbush

[xxvi] Davis

[xxvii] Ferderer

[xxviii]Farzanegan And Markwardt

[xxix] Ploeg & Venables

[xxx]Cavalcanti et al.

[xxxi]Enders

[xxxii]- Akaike Information Criterion

[xxxiii]- Schwarz Information Criterion

[xxxiv]- Hannan-Quinn Information Criterion

[xxxv]منظور از سرعت تند آن است که حداکثر ظرف دو دوره (فصل)، نرخ ارز بازار آزاد و رسمی به یک عدد همگرا شوند.

[xxxvi]منظور از سرعت کند آن است که حداقل تا دو دوره (فصل)، نرخ ارز بازار آزاد و رسمی به یک عدد همگرا نشوند.

[xxxvii]Forecast Error Variance Decomposition

  •  فهرست منابع

    • اسلاملوئیان کریم.(1383). بررسی تأثیر تکانه­های نرخ ارز رسمی بر اضافه قیمت بازار سیاه ارز در ایران: یک الگوی دو مرحله­ای، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، شماره19، صص29-1
    • اصغرپور، حسین، سجودی، سکینه و مهین­اصلانی­نیا، نسیم.(1390).تحلیل تجربی میزان انتقال اثر نرخ ارز بر قیمت صادرات غیرنفتی ایران، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی، سال یازدهم، شماره3، صص134-111
    • اکبری­فرد، حسین و کوشش، محمد سجاد.(1391). مدل­های خود توضیح برداری ساختاری در اقتصاد سنجی، تهران: نشر نورعلم، چاپ اول.
    • اندرس, والتر.(1391).اقتصادسنجی سری­های زمانی با رویکرد کاربردی. (ترجمه: مهدی صادقی و سعید شوال­پور) جلد دوم، چاپ سوم، تهران: دانشگاه امام صادق.
    • بانویی، علی­اصغر، خلعتبری، فیروزه، مؤمنی، فرشاد و محمودی، مینا.(1380). بررسی آثار یکسان­سازی نرخ ارز بر شاخص قیمت­های تولید، عوامل تولیدی و هزینه زندگی، فصلنامه مجلس و راهبرد، شماره32، صص63-42
    • پسران، محمدهاشم، صالحی­اصفهانی، هادی و محدث، کامیار.(1391). صادرات نفت و اقتصاد ایران، نشریه پژوهش­های پولی_بانکی، شماره
    • پورمقیم، سید جواد.(1389). اقتصاد بین­الملل2(مالیه بین­الملل)، چاپ دوم، تهران، سمت.
    • پورمقیم، سیدجواد.(1378)،عوامل تعیین کننده نرخ ارز در بازار سیاه ارز در ایران، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره54، صص104-83
      تقوی،مهدی و محمدی، مرتضی.(1390). بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز و تراز پرداخت­ها در اقتصاد ایران(یک رهیافت پولی)،فصلنامه اقتصاد مقداری(بررسی­های اقتصادی سابق)،دوره8، شماره1، صص72-51
    • حسینی، میرعبدالله و سیدی، میرهادی.(1381). بررسی رفتار مبادله بازرگانی خارجی ایران، پژوهش­نامه بازرگانی، شماره22، صص 56-25
    • حیدری، حسن و احمدزاده، عزیز.(1394). تغییرات نرخ ارز و اثر آن بر زنجیره قیمت­ها در ایران، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی،شماره74، صص28-1
    • خوشبخت، آمنه و اخباری، محمد.(1386). بررسی فرآیند اثرگذاری نرخ ارز بر تورم قیمت مصرف کننده و واردات در ایران، پژوهش­نامه اقتصادی، شماره 27، صص 82-51.
    • خیابانی،ناصر و جلالی، فاطمه.(1380).نظام­های دوگانه ارزی سیاست یکسان­سازی و آثار آن بر اقتصاد، فصلنامه مجلس و راهبرد، شماره32، صص 92-79
    • شاکری، عباس.(١٣٨٣).عوامل تعیین­کننده صادرات غیرنفتی ایران، فصلنامه پژوهش­هایاقتصادی ایران، شماره 21.
    • طیبی، سید کمیل و فرهادی­کیا، علیرضا.(1379). "اثرات کوتاه­مدت و بلندمدت سیاست­های ارزی بر صادرات غیرنفتی در ایران( دوره 76-1340)". مجموعه مقالات دهمین کنفرانس سالانه سیاست­های پولی و ارزی، مؤسسه تحقیقات پولی و ارزی تهران، صص 309-287
    • طیبی، سید کمیل و نصراللهی، خدیجه.(1383). نقش متغیرهای اساسی در تبیین رفتار نرخ واقعی تعادلی بلندمدت ارز در ایران، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، شماره13، صص133-109
    • طیبی، سیدکمیل، نصرالهی خدیجه، یزدانی، مهدی و ملک­حسینی، سیدحسن.(1394). فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، سال بیستم، شماره 63، تابستان 94.
    • طیبی، سید کمیل، زمانی، زهرا و ملک حسینی، سید حسن. (1394). واکنش تولید و تجارت خارجی به سیاست ارزی برای خروج اقتصاد کشور از رکود بدون تورم، فصلنامه اقتصاد مالی، سال 10، شماره 34، صص 32-1.
    • غلامی، الهام و هژبر کیانی، کامبیز. (1390). بررسی موقعیت چرخه تجاری در ایران و تأثیر آن بر کارایی برنامه­های محرک مالی و سرمایه­گذاری، فصلنامه اقتصاد مالی، دوره 5، شماره 16، صص 216-195.
    • قربانزاد، جهانگیر، سعادت، رحمان، محمدی، تیمور و ابونوری، اسماعیل. (1398). بررسی اثرات سرریز شوک ناشی از سیاست مالی دولت آمریکا بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران: رهیافت GVAR، فصلنامه اقتصاد مالی، دوره 14، شماره 15، صص 114-91.
    • کاوند، حسین. (1388). تبیین آثار درآمدهای نفتی و سیاستهای پولی در قالب یک الگوی ادوار تجاری واقعی برای اقتصاد ایران. پایان­نامه دکتری: دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد.
    • لشکری، محمد، ابوالحسنی، اصغر، اصغرپور، حسین و تمیزی، علیرضا.(1394). تحلیل انتقال نرخ ارز بر شاخص قیمت صادرات و تأثیر تورم و درآمد بر آن در ایران و شرکای تجاری: رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته(GMM)، فصلنامه پژوهش­ها و سیاست­های اقتصادی، شماره73، صص128-111
    • محمدی، تیمور و غلامی، امیر.(1387). بررسی تأثیر سیاست یکسان­سازی نرخ ارز بر متغیرهای اساسی کلان اقتصادی،پژوهشنامه اقتصادی، شماره29، صص74-49
    • مزینی، امیرحسین و قربانی، سعید.(1394). بررسی ناترازی اسمی نرخ ارز در اقتصاد ایران، فصلنامه مجلس و راهبرد، سال بیست و دوم، شماره 82، صص233-199
    • نجارزاده، رضا، عاقلی، لطفعلی و شقاقی شهری، وحید.(1388).تأثیر رابطه مبادله و نرخ ارز واقعی بر کسری بخش تجارت خارجی اقتصاد ایران، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی، سال نهم، شماره2، صص102-73
    • یوسف­وند، سامان، حری، حمیدرضا و جلائی، سید عبدالمجید.(1389). بررسی اثر جهانی­شدن بر رابطه مبادله ناخالص کالاهای مصرفی، واسطه­ای و سرمایه ای ایران با استفاده از رهیافت معادلات همزمان، مجله توسعه و سرمایه، سال سوم، شماره6،صص28-7
    • Agenor, Richard and Flood, Robert P.(1992).Unification of foreign markets, International Monetary Fund,Vol.39,No.4.
    • Ahammad, Helal and Fane, George.(2000). The gains from exchange rate unification in bangladeshEconomic Modelling,No17,P.P91-106.
    • Backus, D. K. and Crucini M. J. (2000), Oil prices and the terms of trade, Journal of International Economics, 50, pp.85–213.
    • Cashin, Paul, (1998). Terms of trade shocks and the current account, IMF working paper WP/98/177.
    • Cavalcanti, T. V. d. V., Mohaddes, K. & Raissi, M.(2011). Growth Development and Natural Resources: New Evidence Using a Hetrogeneous Panel Analysis. The Quarterly Review of Economics and Finance, 51,(3), 305-318
    • Christian Broda.(2004).Terms of and exchange rate regimes in developing countries,Journal Of International Economics, No.63, P.P.31-58.
    • Coudert,Virginie,Couharde,Cecile and Mignon Valerie.(2015). On the impact of volatility on the real exchange rate- terms of trade nexus: rivisiting commodity currencies, Journal Of International Money and Finance,
    • Doojav, G. (2009). Exchange rate pass-through to inflation in Mongolia, mongolbank.mn
    • Dumgey, Mardi.(2004).Identifying terms of trade effects in real exchange rate movements: evidence from Asia, Journal Of Asian Economics, Vol.15, P.P217-235.
    • Eatwell, John, Milgate, Murray and Newman, Peter.(1987).The new palgrave:a dictianory of economics, The Macmillan Press Limited.
    • Eyler, Robert (2007). Economic sanction international policy and political economy at work, Palgrave Macmillan.
    • P. Hufner and Michael Schroder. (2002). Exchange Rate Pass-Through To Consumer Prices A European Perspective. Zew Working Paper, No.2.
    • Flood,R. P. , J. S. Bhandari and J. P. Home(1989): Evolution of Exchange Rate Regime. IMF Staff Papers, 36(4), 810-35.
    • Grier & K. Grier. (1998). Inflation And Inflation Uncertainty In Mexico:19960-1997, Trimester Economic, July, pp. 407-426
    • Hausmann, Ricardo (1999); "Managing Term of Trade Volatility", Prepared for World Bank Staff. http://ksghome.harvard.edu/~rhausma/paper/PREMnote18.pdf
    • Hinkle, L., & Montiel, P. (1999). Exchange Rate Misalignment. Oxford University press.
    • Kasekende, L and Ssemogerere, G.(1994). Exchange rate unification and economic development: The Case of Uganda,1987-92, World Development, Vol. 22, No.8, PP.1183-1198.
    • Kent, Christopher, (1997); The Responses of the Current Account to Terms of Trade Shocks: A Panel- Data Study, Economics Research Department, Reserve Bank of Australia.
    • Kigual, M and B, oconnell.(1995). Exchange rates and prices, American Economic Review,Vol.77, No.1,PP.93-106.
    • Luo Robin and Visaltanachoti Nuttawat.(2010).Real exchange rate, asset prices and terms of trade:a theorical analysis, Economic Modelling, Vol.27, P.P.143-151.
    • N. Rosemary. (2004); Global Integration and Growth of Nigeria`s Non-oil Exports, Department of Economics, Delta State University, Oxford, UK, March
    • Pesaran M.H., Kim K. and Williamson, S.D.(1997). Measuring Globalization Industries a National Industry Approach: emperical Evidence across five countries and over time, Journal of International Business Studies, ForthQuarter.
    • Swift, R. (2004). Exchange rate changes and endogenous terms of trade effects in a small open economy, Journal of Macroeconomics, Vol. 26, pp737–745
    • Van der Ploeg, F. & Venables, T.(2009). Symposium on Resource Rich Economies: Introduction. Oxford Economic Papers, 61,(4), 625-627.

     

     

    یادداشت‌ها