بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین ها Investigating the Factors Affecting the Exchange Rate in Iran from the Perspective of Keynesians

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه اقتصاد ، واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران،ایران

2 گروه اقتصاد واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران،ایران

3 گروه اقتصاد ،واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی تهران،ایران

چکیده

نـرخ ارز در 40سال گذشته بـا سـه جهـش  فزاینده و ناهمسان در اقتصاد ایران مواجـه بوده اسـت. از آنجا که شرایط و ساختار اقتصادی بویژه تقاضای موثر نقش تعیین‌کننده‌ای در نوسانات ،جهت دهی و افزایش نرخ ارز دارد، در این مقاله، با تبیین نظری و طراحی الگویی مناسب، عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین هاارزیابی شده است.بر مبنای داده های 1350 الی 1398 و با استفاده  از الگوی رگرسیون خود برداری روابط بلندمدت  میان متغیرهای الگو آزمون شد. متغیرها در سطح صفر وبر اساس نتایج آمارهاثرو حداکثرمقدارویژه در قالب سه رابطه بلندمدت در سطح0.95 برآورد و نتایج نشان می دهد که سه متغیرشاخص قیمت ، خالص صادرت و نرخ بهره بیشترین تأثیر را بر افزایش نرخ ارز دارند.
Abstract
A look at exchange rate developments over the past 40 years shows that the Iranian economy has experienced three major leaps during this period. While the rate of exchange rate increase was not the same in each of the three jumps, and since the economic conditions and structure of countries a decisive role in the relationship between economic variables, so the study of factors affecting the exchange rate in Iran from a postal perspective Keynesians are one of the main goals of this article. In this article, an attempt has been made; By theoretically explaining and designing a model and using econometric methods, the factors affecting the exchange rate in Iran from the perspective of Keynesians were studied. The information and statistics required for the research during the years 1350 to 1398 were collected through the Central Bank of the Islamic Republic of Iran, Statistics Center. In this paper, data were analyzed using self-vector regression. First, using Phillips-Perron test and Johansen static co-integration test and long-run relationships of variables were examined. There is a level of 0.95 between the variables. Using shock analysis and analysis of variance, it was shown that the price index and net exports and interest rates have the greatest impact on the exchange rate.

کلیدواژه‌ها


بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین ها

 

 

تاریخ دریافت: 24/10/1399            تاریخ پذیرش: 28/12/1399

سید محمدآقا میری[1]

مرجان دامن کشیده[2]

منیژه هادینژاد[3]

 

 

چکیده

نـرخ ارز در 40سال گذشته بـا سـه جهـش  فزاینده و ناهمسان در اقتصاد ایران مواجـه بوده اسـت. از آنجا که شرایط و ساختار اقتصادی بویژه تقاضای موثر نقش تعیین‌کننده‌ای در نوسانات ،جهت دهی و افزایش نرخ ارز دارد، در این مقاله، با تبیین نظری و طراحی الگویی مناسب، عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین هاارزیابی شده است.بر مبنای داده های 1350 الی 1398 و با استفاده  از الگوی رگرسیون خود برداری روابط بلندمدت  میان متغیرهای الگو آزمون شد. متغیرها در سطح صفر وبر اساس نتایج آمارهاثرو حداکثرمقدارویژه در قالب سه رابطه بلندمدت در سطح0.95 برآورد و نتایج نشان می دهد که سه متغیرشاخص قیمت ، خالص صادرت و نرخ بهره بیشترین تأثیر را بر افزایش نرخ ارز دارند.

 

واژه‌های کلیدی:عوامل مؤثر، نرخ ارز، دیدگاه پست کینزین ها.

طبقه بندی JEL:B5 , F31 , F37

 

 

 

1- مقدمه

عنوان «پست کینزین» به گروهی از اقتصاددانان ناهمگون اطلاق می‌شود که صرفاً به دلیل رد رویکرد سنتز نئوکلاسیک متحد به نظر می­رسند (دیویدسون[i]، ۲۰۰۵). پست کینزین­ها به دنبال طرفداری از دیدگاه‌های کینز و ارائه انتقاداتی به مکتب سنتز نئوکلاسیک بودند. نظریات افرادی مثل رابینسون[ii] (۱۹۵۶)، هارود[iii] (۱۹۴۸)، کالدور[iv] (۱۹۵۶) و پسینتی[v] (1974، ۱۹۸۱) تئوری­های سرمایه، رشد و توزیع بیان کردند که به‌عنوان پست کینزین­ها شناخته می­شوند. اکثر بیانات قابل‌توجه در این مکتب مربوط به هرکورت[vi] (۱۹۷۲)، هریس[vii] (۱۹۷۸) و کرگل[viii] (۱۹۷۵) می­باشد.

اصل تقاضای مؤثر در نزد هر دو گروه اصلی اقتصاددانان پست کینزین پذیرفته شده است. (اسنودن وین، ۱۹۹۴) اما این اصل در نزد گروه آمریکایی با مفاهیم پول و عدم اطمینان ارتباط می­یابد به‌گونه‌ای که این اصل، اساس تمامی تحلیل­های اقتصادی قرار می­گیرد که در یک اقتصاد پولی توأم با عدم اطمینان قابل کاربرد است. (دیویدسون، ۲۰۰۵) برای این دسته از اقتصاددانان اصل تقاضای مؤثر مهم‌ترین اصل اقتصادی بشمار می­رود بطوریکه «اگر بخواهیم تنها یک فرض اساسی برای مکتب پست کینزی نام ببریم، آن اصل، اصل تقاضای مؤثر است و در کنار آن اصول دیگری نیز واقع می‌شوند (چیک، ۱۹۷۸).

نظام ارزی موجود از دهه 1970 اسـت. از وجود آمـده و بعد از فروپاشی نظام برتون وودز به همان زمانتلاش­های گوناگونی برای پـیش­بینـی نـرخ ارز توسـط محققـان و دانشـگاهیان صورت گرفته است لیکن در ادبیات نظری موجـود هـیچ توافـق جـامعی روی طبقـه­بنـدی مدل­هایی که برای پیش­بینـی­نـرخ ارز بـه کـارمی‌رود وجـود نـدارد (ماکارینسکین وبالکیوناس[ix]،2013). از سوی دیگر، نرخ ارز از جمله متغیرهای اقتصادی است که عوامل مختلفی روی آن اثرگـذار هسـتند. در کشوری مانند ایران نیز بهدلایل مختلف اقتصـادی، سیاسـی، مـالی و روانـی نـرخ ارز بـا نوسانات زیادی طی سال­های گذشته همراه بوده است. پس از فروپاشی نظام نرخ ارز ثابت (نظام برتن وودز) در سطح جهان و مطرح شدن نظام ارزی شناور (سال‌های ۱۹۷۳ به بعد) توجه اقتصاددانان و مسئولین اقتصادی کشورهای با نظام ارزی شناور به شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر نرخ ارز معطوف شده و در این زمینه مطالعات متعددی انجام گرفته است. مهم‌ترین علت این امر این بود که نوسانات نرخ ارز نوعی نا اطمینانی در اقتصاد ایجاد کرده و از این کانال اثر منفی بر عملکرد اقتصادی برجای می­گذارد(پور فتحی، کفایی،1399)، لذا به‌منظور کنترل نوسانات نرخ ارز از یکسو پیش­بینی تغییرات نرخ ارز از سوی دیگر سبب شد تا تحقیقات گسترده‌ای در رابطه با نرخ ارز و عوامل مهم تأثیرگذار بر آن انجام گیرد. در این راستا، اقتصاددانان برای دستیابی به اهداف نظری و تجربی خود، بیشتر روی مفهوم نرخ ارز واقعی تمرکز نموده­اند تا نرخ ارز اسمی (دامبوش، ۱۹۷۶) با توجه به اینکه نرخ ارز حقیقی در هر کشور از شاخص­های اساسی و بنیادین در تعیین درجه رقابت بین­المللی بوده و نقش تعیین‌کننده‌ای در صادرات واردات و نیز عملکرد اقتصادی کشورها دارد، آشفتگی و نوسان در عملکرد این شاخص از یک طرف مبین عدم تعادل در اقتصاد و از سوی دیگر علت بی­ثباتی بیشتر محسوب می‌شود و این امر تأثیر منفی بر عملکرد اقتصادی دارد (مجرد و علی رازینی، ۱۳۸۶)، مطالعات انجام شده در کشورهای در حال توسعه نشان می­دهد که تغییرات تعدیل نشده در متغیرهای ساختاری به همراه سیاست‌های ناسازگار پولی و مالی دولت‌ها موجب بروز فاصله بین نرخ ارز تحقق‌یافته از مقادیر تعادلی آن می­گردد. از این رو تحلیل رفتار نرخ ارز واقعی مؤثر و شناسایی عوامل تعیین‌کننده آن به‌منظور تدوین سیاست‌هایی برای تعدیل و کنترل این شاخص همواره توجه کارشناسان و سیاست‌گذاران اقتصادی را به خود معطوف داشته است. ازآنجاکه شرایط و ساختار اقتصادی حاکم بر کشورها نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین متغیرهای اقتصادی دارد (ران و همکاران[x]،2012).

ازسوی دیگر یکی از عوامل تعیین‌کننده عملکرد اقتصاد در سطح کلان است. بحران تراز پرداخت در کشورهای در حال توسعه اغلب نتیجه انحراف نرخ ارز حقیقی از مسیر تعادلی بلندمدت است (مهر آرا،1385).اقتصاددانان در این موضوع اتفاق‌نظر نسبی دارند که تثبیت نرخ ارز حقیقی در سطحی نامناسب و همچنین پایداری این نامیزانی، بر رفاه اقتصادی (سالناو[xi]،2010)، رشد اقتصادی (هارمز و کرشمن[xii]،2009)، انباشت سرمایه (کاندیلو لبلبیچیوگلو[xiii]،2011)، سرمایه­گذاری مستقیم خارجی (گلدبرگ[xiv]،2009)، صادرات و تنوع بخشی صادرات (فروند و پیرولا[xv]،2012)، بحران ارزی (بوشیر و فراتزشر[xvi]،2006) و تراز تجاری(هافمن[xvii]،2007) اثرگذار است.

نگاهی به سیر تحولات نـرخ ارز در 40سال گذشته نشان می­دهدکه اقتصاد ایران بـا سـه جهـش عمـده در ایـن مـدت مواجـه بوده اسـت. درحالی‌کهمیزان افزایش نرخ ارز در هر یک از سه جهش یکسان نبـود است با توجه به اینکه نوسانات نرخ ارز یکی از موانع پیش­برنـده بسـیاری از مبـادلات و مـراودات بین­المللی می­باشد، آگاهی از تغییرات نرخ ارز می­تواند مقامات پولی را برای طراحی یـک سیاست پولی کارا به‌منظور تثبیت قیمت­ها و افزایش اشتغال مهیا کند. گرچه در مورد عوامل مؤثر بـر نـرخ ارز مطالعـات متعـددی انجام پذیرفته است ولی این مطالعـات محـدود بـه چنـد عامـل عمده و شناخته شده اصلی بوده اسـت، عوامل مؤثر بر نرخ ارز، از دید نظری و عملی، به‌صورت وسیع و گسترده موردبررسی قرار گیرند. مهم‌ترین این عوامل عبارتند از تفــاوت نــرخ رشــد درآمــد واقعــی در داخــل و خــارج، تفاوت نرخ رشد تورم در داخل نسبت به خارج، تفاوت نرخ بهره واقعی داخلی و خارجی، نرخ رشد عرضه پول در داخلدر مقایسه با خارج، قیمت و میزان تولید نفت، رابطه مبادله، جایگزینی پول ملی (دلاریزه شدن اقتصاد)، پیشرفت و ابداع تکنولوژی، قیمت طلا در داخل نسبت به قیمت جهانی آن، تغییر ترجیحات به سمت مصرف کالاهای خارجی یا داخلی، هزینه­های دولت و درجه باز بودن اقتصاد و...می­باشد. ازآنجاکه شرایط و ساختار اقتصادی حاکم بر کشورها نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین متغیرهای اقتصادی دارد، لذا بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین ها، از اهدافاساسی در حوزه نرخ ارز است که در این مقاله به بررسی خواهد شد. برای نیل به اهداف تحقیق در ادامه مقاله به‌صورت زیر سازمان‌دهی شده است:در بخش دوم مرور ادبیات، در بخش سوم روش­شناسی و در بخش چهارم برآورد مدل و تحلیل یافته­ها و بخش پنجم نتیجه­گیری می­باشد.

 

2- ادبیات تحقیق

2-1- نرخ ارز

نرخ ارز به عنوان یکی از عوامل کلان اقتصادی، همواره مورد توجه جامعه اقتصادی و مالی قرار داشته است. در واقع این نرخ، بیانگر شرایط اقتصادی کشور بوده و عاملی جهت مقایسه اقتصاد ملی با اقتصاد سایر ملل می باشد. از این رو انتخاب سیاست های ارزی با توجه به شرایط اقتصادی، به گونه ای که منجر به استقرار سیستم مناسب نرخ ارز گردد نه تنها می تواند راهی در سمت گیری رشد و توسعه باشد، بلکه به نو به خود بر عوامل کلان دیگر نیز اثرگذار خواهد بود(لعل خضری و جعفری صمیمی،1399)

نرخ ارز به‌عنوان معیار برابری پول ملی یک کشور در برابر پول کشورهای دیگر، نشان دهنده وضعیت اقتصادی کشور مورد نظر در سطح بین­المللی است. امروزه تحولات اقتصاد بین­الملل به شکلی در نرخ ارز یا ارزش پول ملی کشور نمایان می­شود. نرخ ارز حقیقی معیار مناسب به‌منظور نشان دادن سطح رقابت­پذیری یک کشور در بازارهای جهانی و معیاری برای اندازه­گیری هزینه کالاهای تجاری تولید شده در داخل کشور نیز می­باشد. کاهش نرخ ارز حقیقی سبب افزایش هزینه­های داخلی تولید کالاهای تجاری و تضعیفتوان رقابت بین­المللی کشور است (ادواردز[xviii]،1998). نرخ ارز حقیقی تعادلی، نشان دهنده قیمت نسبی کالاهای قابل‌مبادله به غیرقابل‌مبادله به ازای مقادیر پایدار و بلندمدت متغیرهای اساسی تأثیرگذار بر این نرخ است (مونتیل و هینکل[xix]،1999). از جمله این متغیرها به‌طور کلی می­توان به سیاست­های پولی، مالی، تجاری و بهره­وری و رابطه مبادله اشاره کرد (مهرآرا،1384). ادواردز (1998) اعتقاد دارد که یک نرخ واحد تعادلی ارز وجود ندارد. بلکه مسیری از نرخ­های حقیقی تعادلی ارز موجود است که هر کدام برای دوره معین تعریف می­شود. در هر دوره زمانی و بر اساس مقادیر ثابتی از متغیرها مانند قیمت­های جهانی، مالیات­های تجاری و سطح فناوری، یک نرخ حقیقی تعادلی ارز وجود دارد. بدیهی است با تغییر هر کدام از این عوامل، نرخ حقیقی تعادلی ارز جدیدی به دست می­آید. به‌منظور محاسبه نرخ تعادلی ارز رویکردهای متفاوتی وجود دارد که در ادامه به‌اختصار به آن‌ها اشاره می­شود.

 

2-2- عوامل مؤثر بر نرخ ارز

گرچه در مورد عوامل مؤثر بـر نـرخ ارز مطالعـات متعـددی انجام پذیرفته است ولی این مطالعـات محـدود بـه چنـد عامـل عمده و شناخته شده اصلی بوده اسـت، در ایـن تحقیـق سـعی شده است عوامل مؤثر بر نرخ ارز، از دید نظری و عملی، به‌صورت وسیع و گسترده موردبررسی قرار گیرند. مهم‌ترین این عوامل به شرح زیر معرفی و تشریح می­گردند:

1)تفــاوت نــرخ رشــد درآمــد واقعــی در داخــل و خــارج ( )

اگر در ایـن صـورت واردات افـزایش و صـادرات کاهش می­یابد و بطور کلی خالص صادرات کاهش پیـدا می­کند.چون واردات افزایش پیدا می­کند، تقاضای ارز بـالا می‌رود و در نتیجه نرخ ارز افزایش می­یابد.در اینجا لازم به ذکر است کـه در مـدل نـرخ ارز پـول گراهـا(Model Monetarists) نتیجه­ای عکس نتیجه فو­ق­الذکر حاصل می­گردد. خلاصه مدل به شرح زیر است:

(1)

 

که در آن: eلگاریتم نرخ اسمی ارز؛ m لگاریتم حجم پول در داخل y: لگاریتم درآمد ملی (تولید ملی) E(m):انتظارات تغییرات نرخ حجم پول؛*: مربوط به همان متغیر در خارج است.ملاحظه می‌شود که در مدل پول‌گراها، رابطه درآمد ملی و نـرخ ارز معکوس می­باشد.

افزایش درآمدهای ارزی و توسعه صادرات برای اقتصاد یک کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. در کشورهایی که دارای منابع طبیعی از قبیل نفت می­باشند، صادرات منابع طبیعی به دلیل سهولت در استخراج آن‌ها در اولویت قرار می­گیرد و از آنجایی که درآمدهای حاصل از صادرات نفت از محل افزایش ظرفیت‌های تولیدی بخش‌های مختلف اقتصادی کشور نمی­باشد، در بلندمدت آثار منفی بر بخش­های دیگر اقتصادی می‌گذارد و این آثار منفی در حقیقت منافع ایجاد شده در بخش‌های رونق یافته را از بین می­برد.

افزایش درآمدهای ارزی کشور از این محل و تزریق آن در اقتصاد باعث افزایش بهره­مندی افراد جامعه و مصرف در کشور می‌گردد و این افزایش تقاضای مصرف‌کنندگان موجب می‌شود که سطح عمومی قیمت­ها افزایش یابد و دولت نیز به‌منظور کنترل تورم نسبت به افزایش واردات کالاهای مبادله­ای اقدام می‌نماید و چون عملکرد دولت در این خصوص مشمول کالاهای غیر مبادله‌ای نمی­شود، قیمت کالاهای غیرقابل‌مبادله به‌شدت افزایش می­یابد و به دلیل سودآوری در بخش­های مربوط به کالاهای غیر مبادله‌ای، طبیعی است که تولیدکنندگان جهت کسب سود بیشتر تمایل می­یابند که منابع خود را برای تولید کالاهای غیرقابل‌مبادله تخصیص دهند که درنهایت منجر به رکود تولید در بخش­های در ارتباط با کالاهای قابل‌مبادله می‌شود و مطالب مطروحه درواقع مفهوم بیماری هلندی را تشریح می‌نماید.

2) تفاوت نرخ رشد تورم در داخل نسبت به خارج

اگر باشد، یعنی کالاها در داخل (بطور نسبی) گران‌تر از خارج می­باشند و در نتیجه واردات افزایش و صادرات کـاهش می­یابد یعنی خالص صادرات کاهش می­یابد. کـه در اینجـا نیـز نرخ ارز بالا می­رود.

3) تفاوت نرخ بهره واقعی داخلی و خارجی

اگر باشد یعنی نرخ بهره واقعی داخلـی از نـرخ بهـره واقعی خارجی بیشتر باشد، باعث ورود سرمایه به داخل خواهـد شد یعنی عرضـه ارز بـالا می‌رود و در نتیجـه نـرخ ارز کـاهش می­یابد. اثر تغییرات نرخ بهره بر نرخ ارز را می‌توان به شیوهای دیگـر نیز تحلیل و بررسی نمود.

مثلاً اگر نرخ بهره افزایش یابد، در بازار کـالا، باعـث کـاهش سرمایه­گذاری و در نتیجه کاهش درآمد خواهد شد که به دنبال آن واردات و تقاضای ارز کاهش خواهد یافت که این امر موجب کاهش نرخ ارز می‌شود.

 

 

در مدل نرخ ارز پول‌گراها، رابطه نرخ ارز و نرخ بهره برعکس تحلیل فوق (تحلیل معمولی آن) می­باشد. بخشی از فرمـول آن در مدل پول‌گراها بـه شـرح زیـر اسـت

(3)

 

که در آن

: eلگاریتم نرخ اسمی ارز؛m: لگاریتم حجم پول در داخل؛y: لگاریتم درآمد ملی در داخل؛: r نرخ بهره داخلی و*: مربوط به همان متغیر در خارج است. همان‌طور که از فرمول فوق مشاهده می‌شود، در اینجا بـین نـرخ بهره و نرخ ارز رابطه مستقیم برقرار است.

 

4) نرخ رشد عرضه پول در داخل ( ) در مقایسه با خارج( )

افزایش نقدینگی در دوره‌ی قبل نیروی عظیمی را ایجاد کرد که پس از یک دوره‌ی کوتاه‌مدت تأثیرات خود را بر اقتصاد نشان می‌دهد. هرچند بانک مرکزی با فروش سکه، افزایش نرخ بهره و در دوره‌ای با فروش ارز سعی در جمع‌آوری نقدینگی داشت؛ اما حجم بالای نقدینگی بخشی از فرآیند تأثیرگذاری بر بازارهای اقتصاد ایران را طی کرده بود و این شوک‌درمانی‌ها مانند گذشته کارگر نشد و امروز وجود نقدینگی در بازار ارز طرف تقاضا را به‌شدت تقویت می‌نماید (جلیلی‌کامجو، 1391).

اگر باشد باعث افزایش نرخ ارز خواهد شد.برای توضیح بیشتر در این خصوص خلاصه­ای از مدل پول‌گراها را به شرح زیر مطرح می­نماییم

 

 

 

 

 

        (4)

 

 

 

 

تعریف متغیرها

: p قیمت داخلی؛e  نرخ ارزاسمی؛: m  حجم پول(داخلی) که تقاضای پول نیز می­باشد ؛ْ نرخ تغییرات نرخ ارز؛:*  مربوط به همان متغیر در خارج است؛: E (e) انتظارات تغییرات نرخ ارز؛: r  نرخ بهره داخلی همه متغیرها به‌صورت لگاریتم می­باشند نرخ بهرهبه‌وضوح نشان دهنده تأثیر مثبت نرخ رشـد پـول داخلی(نسبت به خارجی) و نیز انتظارات در خصوص ایـن نـرخ رشد بر نرخ ارز می­باشد.

5)رابطه مبادله

رابطـه مبادلـه به‌صورت تعریـف می‌شود یعنـی نـسبت(شاخص) قیمت کالاهای صادراتی به (شاخص) قیمت کالاهـای وارداتی. در صورتیکه رابطه مبادله افزایش پیدا کند، یعنی نـرخ رشد قیمت کالاهای صادراتی بیشتر از نرخ رشد قیمت کالاهای وارداتی باشد، خالص صادرات افزایش پیدا کرده باعـث افـزایش عرضه ارز(یا کاهش تقاضای ارز)خواهد شد که در نتیجه آن نرخ ارز کاهش پیدا خواهد کرد.

     در سال 1950 میلتون فریدمن، نظریات خود را در ارتباط با نظام نرخ ارز انعطاف‌پذیر بر این اساس ارائه کرد که در دنیایی باقیمت‌های چسبنده، نرخ ارز اسمی می­تواند اقتصاد را در مقابل شوک‌های واقعی محافظت نماید. فریدمن بیان می­کند که وقتی اقتصادها با شوک‌های واقعی روبرو شوند، کشورهایی که می‌توانند قیمت­های نسبی را به‌سرعت تغییر دهند در رابطه با تغییر متغیرهای اقتصادی، تعدیلات ملایم‌تری دارند، زیرا در دنیایی باقیمت‌های چسبنده، سرعت تعدیل قیمت­های نسبی به‌شدت به رژیم­های ارزی بستگی دارد. در یک نظام انعطاف‌پذیر، قیمت­های نسبی به‌وسیله تغییرات نرخ ارز اسمی می­توانند به‌سرعت خود را تعدیل کنند، درحالی‌که در نظام ارز ثابت، تغییر به میزان چسبندگی بستگی دارد و اغلب کندتر اتفاق می­افتد. در نتیجه در نظام‌های انعطاف‌پذیر ارز در مقایسه با نظام‌های ثابت ارز، تعدیل قیمت­های نسبی در پاسخ به شوک‌های واقعی بسیار سریع‌تر و آسان‌تر است. به‌محض این‌که چسبندگی قیمت­های اسمی کاهش می­یابد، تفاوت بین نظام‌های ارزی از میان خواهد رفت. از آن زمان به بعد تئوری‌های مختلفی در تأیید فرضیه فریدمن ارائه شده است و این موضوع به یکی از بحث‌انگیزترین موضوعات درباره نرخ ارز تبدیل شده است(پدارم،1384).

 

2-3- پیشینه تحقیق

یوسف و نولامبه[xx](2018) در مقاله­ای تحت عنوان " صادرات، واردات، نرخ ارز، سرمایه­گذاری ناخالص داخلی و رشد: شواهد تجربی کامرون" به بررسی اینکه آیا صادرات، واردات، نرخ ارز یا سرمایه‌گذاری ناخالص داخلی در تعیین رشد اقتصادی کامرون اهمیت دارد، پرداختند. آن‌ها بهاین نتیجه رسیدند که صادرات، سرمایه­گذاری ناخالص داخلی و نرخ ارز بر رشد اقتصادی کامرون تأثیر مثبت می­گذارند، درحالی‌که تأثیر واردات بر رشد تولید ناخالص داخلی منفی است. نتایج آزمون علیت گرنجر نشان داد که صادرات، سرمایه­گذاری واردات باعث رشد تولید ناخالص داخلی در یک‌طرفه کوتاه-مدت می­شوند اما علیت دوطرفه بین صادرات واردات وجود دارد. آزمون­های هم­افزایییوهانسن نیز نشانگر رابطه بلندمدت بین متغیرها بوده است.

آلاجیدد و ابراهیم  (2017)[xxi]به ارزیابی تأثیر نوسانات نرخ ارز واقعی بر رشد اقتصادی در کشور غنا پرداخته‌اند. نتایج نشان داده است درحالی‌که شوک‌های نرخ ارز به میانگین خود باز می‌گردند اما انحراف نرخ ارز از مسیر تعادلی به‌کندی به سمت تعادل حرکت کرده است که این مسئله در کوتاه‌مدت باعث بازبینی مجدد انتخاب‌های مصرف و سرمایه‌گذاری  بنگاه‌های اقتصادی شده است. سه‌چهارم شوک‌های نرخ ارز به‌صورت خودکار به وجود آمده­اندویک‌چهارم باقیماندهبه عواملی همچون هزینه‌های دولتی و رشد عرضه پول، رابطه مبادله و شوک‌های تولید مربوط می‌شود. نوسانات نرخ ارز موجب کاهش رشد اقتصاد شده­اند.

حبیب و همکاران (2016) تأثیر تغییرات نرخ ارز واقعی بر رشد اقتصادی را برای 3 سال در بین 431 کشور در دوره بعد از نظام ارزی برتون وودز موردبررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داده است که افزایش واقعی نرخ ارز به‌صورت معنی­داری رشد اقتصادی سالیانه را در کشورهایدر حال توسعه بیش از آنچه که در مطالعات قبلی به دست آمده بود، کاهش داده است.

تانگ[xxii](2015)به بررسی ارتباط بین نرخ ارز واقعی و رشد اقتصادی در کشور چین با روش خودتوضیح برداری هم انباشته پرداخته است. وی نتیجه گرفته است که اقتصاد چین از پایین بودن ارزش پول ملی خود منتفع نشده است و در بلندمدت ارتباط مستقیمی بین رشد اقتصادی و نرخ ارز واقعی مشاهده نشده است.

گیانیلز و کاکوریتاکیس[xxiii] ( 2013 ) با برآورد مدلی غیرخطی به بررسی اثر انحراف نرخ ارز بر پایداری تورم در چند کشور منتخب آمریکای لاتین پرداختند. مطالعه ایشان نشان می‌دهد در دوره‌هایی که ارزش پول کشورهای موردبررسی با کاهش شدید مواجه بوده است، تورم داخلی پایدار و در دوره‌هایی که ارزش پول با کاهش کم‌تر و یا ثبات نسبی همراه بوده است، تورم زودگذر بوده است.

جایارمن و چونگ [xxiv]( 2011) با استفاده از الگوی خودتوضیح برداری اثر تغییرات نرخ ارز بر سطح قیمت مصرف‌کننده در کشور فی جی طی دوره 1982 تا 2009 را موردبررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق حاکی از اثر مثبت و معنادار تغییرات نرخ ارز بر تغییرات سطح قیمت بوده است. همچنین ، ایشان نشان می‌دهند اتخاذ سیاست پولی انقباضی و باثبات نقش محوری در کاهش تغییرات نرخ ارز دارد.

بصیرت و همکاران (1394) مطالعه­ای باهدف بررسی اثر نوسان­های نرخ ارز بر رشد اقتصادی با توجه به میزان توسعه­یافتگی بازارهای مالی کشورهای منتخب عضو اوپک شامل الجزایر، اکوادور، ایران، نیجریه و عربستان طی دوره­ی2010-1981 انجام دادند. نتایج این مقاله­ نشان داد که اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی و همچنین اثر متقابل نوسان نرخ ارز و توسعه مالی بر رشد اقتصادی مثبت است اما از نظر آماری معنادار نمی­باشد. از طرفی اثر نوسان نرخ ارز بر رشد اقتصادی، منفی و معنادار می­باشد.

عزیزنژاد و کمیجانی در(1396)با استفاده از روش دن مولا و روش آنالیز واریانس و تابع واکنش آنی بر اساس تجزیه چولسکی مبتنی بر ساختار خودتوضیح برداری (VAR) به بررسی تأثیر تغییرات نرخ ارز در سال‌های 1381 الی 1395پرداختند و دریافتند که رشد اقتصادی در کوتاه‌مدت و بلندمدت به‌طور مثبت و در میان­مدت به‌طور منفی از تغییرات نرخ ارز اثر می­پذیرد. و همچنین اثرات میان­مدت نوسانات نرخ حقیقی ارز روی تورم، بیشتر از اثرات کوتاه‌مدت آن می­باشد. در بلندمدت اثرگذاری نوسان نرخ حقیقی ارز بر تغییرات تورم اقتصاد ایران، به‌طور نامحسوسی کاسته می‌شود. نوسان نرخ ارز بیشترین اثر را روی تغییرات نرخ سود سپرده­های کوتاه‌مدت بانکی در اقتصاد ایران داشته است،به‌طوری‌که در دوره اول حدود 36.6 نوسانات نرخ سود سپرده­های کوتاه‌مدت توسط شوک مثبت نرخ ارز حقیقی توضیح داده‌شده است. در بلندمدت نیز این میزان اثرگذاری به­طور نامحسوسی کاهش می­یابد.

 

3- روش تحقیق

روش‌شناسی از ﻧﻮع ﭘﺲ روﻳﺪادی اﺳﺖ. در این مقاله تلاش  شده است؛ تا با تبیین تئوریک و طراحی یک مدل و با استفاده از روش­های اقتصادسنجی به بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین هاپرداخته شود ، این مطالعه از حیث هدف کاربردی و از نظر جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات توصیفی از نوع علی می­باشد است. و نتایج آن برای شناسایی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران  قابل‌استفاده می­باشد در راستای اهداف تحقیق، از روش مطالعه­ی کتابخانه­ای در گردآوری ادبیات موضوع و مبانی نظری تحقیق و مفاهیم کلی استفاده‌شده و کلیه مندرجات از منابع معتبر و موثق استخراج گردیده است. به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر نرخ ارز در ایران از دیدگاه پست کینزین ها بر مبنای تئوری و ساختار مدل‌های بکار رفته در مطالعات داخلی و خارجی صورت گرفته در این زمینه، یک مدل اقتصادسنجی معرفی‌شده است. اطلاعات و آمارهای مورد نیاز در راستای تحقیق طی سال­های1350 الی 1398 از طریق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ،مرکز آمار گردآوری شده است.

 

3-1- تعریف مدل تحقیق

مدل ریاضی تحقیق  با توجه  مبانی نظریه متغیرهای تأثیرگذار بر نرخ ارز به‌صورت معادله زیر تعریف می­گردد:

 

 

 

 

3-2- تعریف متغیرهای تحقیق

 :  نرخ ارز،: میزان نقدینگی، : نرخ بهره،  : شاخص قیمت،: خالص صادرات، : تولید ناخالص داخلی، : متغیر دامی و:  جمله اخلال تمام داده­های متغیرهای تحقیق در بازه زمانی 1350 الی1398گرد آوری شده است.

 

4- تجزیه و تحلیل

درهرتحقیقازمجموعه­ایازاطلاعاتجمع­آوریشدهاستفادهمی‌شودتامیزانشناختدرآنزمینهخاص افزایشیابد. درعمل، برایانجامکارهایتحقیقاتی، روش‌هایمختلفیوجوددارد. روش‌هایتحقیقدریکمسئله مشخص، بستهبهنوعاطلاعاتمورداستفادهونیزباتوجهبهروش­هایجمع‌آوریاطلاعاتمتفاوتاست در این مقاله با استفاده رگرسیون خود برداری به تجزیه تحلیل داده‌ها پرداخته می‌شود به شرح زیر می­باشد:.

 

4-1- بخش اول آمار توصیفی

اولین گام در تحلیل آماری، تعیین مشخصات خلاصه‌شده داده­ها و محاسبه شاخصه‌ای توصیفی می­باشد به شرح و نمودارهای زیر می­باشد:

  • تولید ناخالص داخلی(GDP)

نمودار(1) نمودار میزان تولید ناخالص ایران در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین میزان تولید ناخالص داخلی مربوط به سال1391 و1360 می­باشد. میزان تولید ناخالص داخلی؛  از سال 1350 الی 1356 با شیب صعودی، از سال 1356 الی1360 با شیب نزولی، از سال 1360 الی 1362 با شیب صعودی، از سال 1362 الی 1367 با شیب نزولی، از سال 1367 الی 1391 با شیب صعودی ؛ از سال 1391 الی 1393 با شیب نزولی، از سال 1393 الی 1395 با شیب صعودی و از سال 1396 الی 1398 با شیب نزولی می­باشد.

 

 

نمودار(1): تولید ناخالص داخلی (منبع: یافته‌های پژوهشگر)

  • خالص صادرات (EXM)

نمودار(2) نمودار میزان خالص صادرات (EXM)ایران در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین  میزان خالص صادرات (EXM) مربوط به سال1394 و1350 می­باشد. میزان خالص صادرات (EXM) ؛  از سال 1350 الی 1370 با شیب  ملایم صعودی، از سال 1370 الی 1376 با شیب صعودی، از سال 1376 الی 1377 با شیب نزولی، از سال 1377 الی 1379 با شیب صعودی، از سال 1379 الی 1380 با شیب نزولی، از سال 1380 الی 1381 با شیب صعودی، از سال 1381 الی1383 با شیب نزولی، از سال 1383 الی 1386 با شیب صعودی، از سال 1386 الی 1388 با شیب نزولی، از سال 1388 الی 1390 با شیب صعودی، از سال1390 الی 1391 با شیب نزولی، از سال 1391 الی 1392 با شیب صعودی، از سال 1392 الی 1394 با شیب نزولی، از سال 1394 الی 1397 با شیب صعودی و از سال 1397 الی 1398 با شیب نزولی می­باشد.

 

 

نمودار(2): خالص صادرات (EXM)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

  • میزان نقدینگی(M)

نمودار(3) نمودار میزان نقدینگی(M) ایران در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین  میزان نقدینگی(M) مربوط به سال1392 و1350 می­باشد. میزان نقدینگی(M) ؛از سال 1350 الی 1386 با شیب صعودی، از سال 1386 الی 1388 با شیب نزولی،از سال 1388 الی1392با شیب صعودی و از سال 1392 الی 1388 با شیب نزولی می­باشد.

 

 

 

نمودار(3): میزان نقدینگی(M)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

  • نرخ بهره کوتاه‌مدت(R)

نمودار(4) نرخ بهره کوتاه‌مدت(R) ایران در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین  میزاننرخ بهره کوتاه‌مدت(R) مربوط به سال1393 و1360الی 1364می­باشد. میزان نرخ بهره کوتاه‌مدت(R) ؛از سال 1350 الی 1398 بین 6 الی11درصد نوسان می­کند.

 

 

نمودار(4-5): نرخ بهره کوتاه‌مدت(R)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

  • شاخص قیمت(PC)

نمودار(5) شاخص قیمت(PC)ایران در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین میزانشاخص قیمت(PC) مربوط به سال1398 و1350می­باشد. میزان شاخص قیمت(PC)؛از سال 1350 الی 1382 با شیب صعودی، از سال 1382 الی 1383 با شیب نزولی و از سال 1383 الی 1398 با شیب صعودی می­باشد.

 

 

نمودار(5): شاخص قیمت(PC)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

  • نرخ ارز(EX)

نمودار(4-8) نرخ ارز(EX) در بازه زمانی1350 الی 1398رانشان می­دهد؛ بیشترین و کمترین  میزاننرخ ارز(EX) مربوط به سال1398 و1369می­باشد. میزان نرخ ارز(EX) ؛از سال 1350 الی 1398با شیب صعودی می­باشد به عبارتی از سال 1350 الی 1398 در برخی از بازه زمان با شیب فزاینده  و در برخی زمان با شیب ملایم نرخ ارز در حال افزایش بود .

 

 

نمودار(4-7): نرخ ارز(EX)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

4-2- بررسی ایستایی متغیرهای تحقیق

اولین اصل در برآورد مدل رگرسیونی بررسی مانایی متغیرهای است. طبق نظریه هم جمعی در اقتصادسنجی، لازم است برای اجتناب از مشکل رگرسیون کاذب در تحلیل رگرسیون، ابتداء باید نسبت به مانایی متغیرها اطمینان حاصل کرد. بدین منظور با استفاده از آزمون فیلیپس پرون (Phillips-Perron)، ایستایی متغیرها در سطح 01/0 ، 05/0 و10/0 درصد موردبررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده به شرح جدول (1) می­باشد.

 

جدول(1):آزمون ایستایی متغیرهای پژوهش

نام متغیر

مقدار بحرانی فیلپسپرون

مقادیر در سطح

prop

نتایج

01/0

05/0

10/0

دیفرانسیل شاخص قیمت(DCP)

165/4-

508/3-

184/3-

651/6-

000/0

ایستا

دیفرانسیل تولید ناخالص(DGDP)

165/4-

508/3-

184/3-

700/4-

0023/0

ایستا

دیفرانسیل حجم نقدینگی(DM)

165/4-

508/3-

184/3-

568/7-

000/0

ایستا

دیفرانسیل خالص صادرات(DEXM)

165/4-

508/3-

184/3-

625/16-

000/0

ایستا

دیفرانسیل نرخ ارز(DEXC)

165/4-

508/3-

184/3-

698/4-

0023/0

ایستا

دیفرانسیل نرخ بهره(DR)

165/4-

508/3-

184/3-

288/7-

000/0

ایستا

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

جدول(1) نشان می­دهد، با استفاده از آزمون فیلیپس پرون (Phillips-Perron)، ایستایی یا مانایی متغیره­های تحقیقبررسی شد. بررسی ایستایی متغیرهای تحقیق دیفرانسیل شاخص قیمت(DCP)، دیفرانسیل تولید ناخالص(DGDP)، ، دیفرانسیل حجم نقدینگی(DM)، دیفرانسیل خالص صادرات(DEXM)، دیفرانسیل نرخ ارز(DEXC) و دیفرانسیل نرخ بهره(DR) نشان می­دهد (در جدول(1))؛ در سطح معنی­داری 01/0 ، 05/0 و 10/0درصد متغیر نرخ بهره(r) در سطح  ایستا می­باشد چون مقادیر محاسباتی آزمون‌ها از سطح01/0، 05/0 و 10/0 درصد مقادیر بحرانی فیلیپس پرون (Phillips-Perron)، بزرگ‌تر می­باشند و مقدار prob به دست آمده کمتر از 05/0 هست و از لحاظ آماری معنی­دار می­باشند.

 

4-3- تعیین طول وقفه مناسب در مدل

برای تعیین تعداد روابط بلندمدت با استفاده از روش جوهانسون لازم است تا ابتداء الگوی خودتوضیح برداری متناسب با بردارهای متغیر برآورد شود تا با آزمون ریشه‌های مشخص ماتریس ضرایب حاصل تعداد روابط بلندمدت بین متغیرها تعیین شود .اوّلین مرحله در برآورد الگوی VARتعیین وقفه بهینه­ى الگو است. به این منظور ابتداء لازم است وقفه بهینه برای آزمون مشخص شود. این کار با استفاده از معیارهای (AIC) ،شوارتزبیزین (SBC)، حنان کوئین(HQC) و آزمون نسبت راست نمایی(LR) انجام گرفت. در این تحقیق حداکثر  با 3 وقفه برای  تعیین وقفه بهینه آزمون انجام گرفت. نتایج جدول(2) وقفه­های به دست آمده برای معیارهای آکائیک (AIC)، شوارتزبیزین (SBC)، حنان کوئین(HQC) و آزمون نسبت راست نمایی(LR)را نشان می­دهد. از آنجایی که بهترین معیار برای تعیین وقفه بهینه معیار شوارتز بیزین می­باشد. در این تحقیق تأثیر عوامل مختلف بر روی نرخ ارز ایران در قالب چند مدل متفاوت برآورد می‌شود؛ لذا  برای هر مدل وقفه مناسب و متفاوت خواهیم داشت که به شرح زیر می­باشد:

تعیین طول وقفه برای مدل  معیار شوارتز بیزین در جدول (2) وقفه بهینه دو را نشان می­دهد، پس نتیجه گرفته می‌شود بر اساس معیار شوارتز بیزین بهترین وقفه دو می­باشد.

 

جدول(2): تعیین وقفه مدلVAR

تعداد وقفه بهینه

LR

SBC

AIC

HQC

0

-----

743/128

502/128

591/128

1

710/160

559/127

872/125

501/126

2

197/130

535/126*

404/123

571/124

3

681/71*

824/126

247/122*

953/123*

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

4-4- آزمون هم انباشتگی مدل

      برایانجام آزمون همانباشتگی، از آزمون هم انباشتگی جوهانسنآمارهاثرو حداکثرمقدارویژهاستفادهمی‌شود. به خاطر اینکهدر آزمونهمانباشتگیانگل-گرانجر،فرضمی‌شود یکبردارهمانباشتگیوجود دارد،در حالیکه دریکمدلممکناستبیشازیکبردارهمانباشتگیوجودداشته باشد و این یکیازضعفاساسیهم انباشتگیانگل-گرنجر است: لذابرایبرطرفکردنایرادات روشانگل–گرانجرازروشجوهانسناستفادهمی‌شود. با توجه تعیین وقفه بهینه یک نتایج آزمون جوهانسن در جدول(3) بر اساس آماره اثر و آماره حداکثر مقدار ویژه نشان می­دهد؛ سه رابطه بلندمدت در سطح  0.95بین متغیرهای تحقیق وجود دارد

 

 

جدول(3): نتایج آزمون تعیین مرتبه همگرایی در مدل

فرض

فرض

مقدار ویژه

آماره اثرtrace

مقدار بحرانی سطح 0.05

Prob

 

 

730/0

808/180

753/95

000/0

 

 

668/0

804/121

818/69

000/0

 

 

532/0

051/72

856/47

0001/0

 

 

403/0

868/37

797/29

0048/0

 

 

233/0

586/14

4947/15

068/0

 

 

056/0

634/2

8411/3

1046/0

فرض

فرض

مقدار ویژه

آماره حداکثر مقدار ویژهMax-Eigen

مقدار بحرانی سطح 0.05

Prob

 

 

730/0

003/59

077/40

0001/0

 

 

668/0

753/49

876/33

0003/0

 

 

532/0

183/34

584/27

0061/0

 

 

403/0

281/23

131/21

0245/0

 

 

233/0

952/11

264/14

1124/0

 

 

056/0

634/2

841/3

1046/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

4-5- برآورد مدل تحقیقبراساسروشخودرگرسیونبرداری

مدلراباروشخود رگرسیونیبرداری باوقفهدو یک موردبرازشقرارمی‌دهیم ، نتایج و معادله‌های مدل درجدول­های زیر آمدهاست. برایتفسیرنتایجبهایننکتهبایدتوجهکردکهاساساًدرتخمیندستگاه معادلاتضرایبو درصدتوضیحدهندگیپارامترهایالگو ، اهمیتروش­هایتکمعادلهراندارندوانتظار نمی­رودکه کلیهضرایببرآوردهشدهمربوطبهوقفهمتغیرها ازنظرآماریمعنادارباشند. اماممکناستکهضرایبدرمجموعبر اساسآماره Fمعناداربودهباشند. به عبارتی درحالتکلیآمارهآزمون Fمعنی­داربودنضرایبرادرمجموعتأییدمی­کنند نتایج معادله به دست آمده بر اساس آزمونخودرگرسیونی(VAR) به شرح جدول(4) می­باشد.

نتایج جدول (4) نشان می­دهد آماره F بیان­گر معناداری کل رگرسیون به دست آمده است. به عبارتی این فرضیه که ضرایب متغیرهای مستقل مدل می­توانند صفر باشند رد می‌شود ولی کل رگرسیون معنی­دار است. آماره R2 که بیانگر قدرت توضیح دهندگی مدل‌ها را بیان می­کند که ضریب تعدیل شده  برابر با 83درصد است. به عبارتی 83درصد از تغییرات متغیر وابسته( دیفرانسیل نرخ ارز) به‌وسیله متغیرهای مستقل (دیفرانسیلنرخارزدودورهگذشته(2-)(DEXC)، دیفرانسیلشاخصقیمتدودورهگذشته(2-)(DCP))، دیفرانسیلتولیدناخالصدودورهگذشته(2-) (DGDP))، دیفرانسیلنرخبهرهدودورهگذشته(2-)( (DR)،دیفرانسیلحجمنقدینگیدودورهگذشته(2-)(DM)، دیفرانسیلخالصصادراتدودورهگذشته(2-)(DEXM) و متغیردامی(dumi)))توضیح داده‌شده است.

 

جدول (4): نتایج برآورد الگوی رگرسیون خود برداری  VAR

نام متغیر

ضرایب متغیرها

انحراف معیار

آماراحتمالt

دیفرانسیل نرخ ارز دو دوره گذشته(2-)(DEXC)

144/0-

189/0

763/0-

دیفرانسیل شاخص قیمت دو دوره گذشته(2-)(DCP)

0053/0

0089/0

594/0

دیفرانسیل تولید ناخالص دو دوره گذشته(2-) (DGDP)

0059/0

002/0

106/2

دیفرانسیل نرخ بهره دو دوره گذشته(2-)( (DR)

026/100-

522/363

275/0-

دیفرانسیل حجم نقدینگی دو دوره گذشته(2-)( (DM)

00017/0

0003/0

551/0

دیفرانسیل خالص صادرات دو دوره گذشته(2-)( (DEXM)

0030/0

00429/0

7036/0

متغیر دامی(dumi)

544/733

55/529

385/1

عرض از مبداء

834/229-

433/335

685/-

شاخص­های آزمون

=833/0                                    F=231/5

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

4-6- تحلیل شوک داده‌ها  ومدت استهلاک آن‌ها

    معمولاً در استنتاج مربوط به یک الگوی خود رگرسیون پنل، به توابع واکنش ضربه­ای و تجزیه واریانس توجه می‌شود یک واکنش ضربه­ای مؤلفه‌های مربوط به متغیرهای درونزا را به شوک­ها با جهش­هایی که متغیرهای خاصی وارد می‌شود تفکیک می­کند سپس تأثیرتغییر در جهش به اندازه یک انحراف معیار شوک‌های مقادیر جاری و آینده متغیرهای درونزا را مشخص می­کند. ما تأثیر این شوک را طی برنامه 10 ساله موردبررسی قرار می­دهیم. نتایج نمودارها نشان می­دهد که هرگاه تکانه یا شوکی به اندازه یک انحراف معیار بر متغیرنرخ ارز اعمال گردد چه تأثیری بر روی متغیرهای دیگر تحقیق دارد.

اثر شوک  نرخ ارز بر روی نرخ ارز :نمودار(8)اثر شوک بر روی خود متغیر نرخ ارز را نشان می­دهد؛ از سال اول الی سال دوم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و در حال کاهش می­باشد، از سال دوم الی هفتم اثر شوک مثبت  وبصورت صعودی در حال افزایش می­باشد،  درنهایت از سال هفتم الی دهم اثر شوک مثبت ولی  به‌صورت نزولی در حال کاهش  و رفته­رفته کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی میزان خالص صادرات: نمودار(8)اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی نرخ خالص صادرات نشان می­دهد؛ از سال اول الی سال دوم اثر شوک خنثی و ثابت می­باشد، از سال دوم الی سوم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت به‌صورت ثابت و یکنواخت می­باشد،  از سال چهارم الی پنجم  اثر شوک مثبت  ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است،  از سال پنجم الی سال ششم اثر شوک منفی و به‌صورت منفی در حال کاهش و نزولی می­باشد، از سال ششم الی هفتم اثر شوک منفی ولی به‌صورت صعودی و  افزایش می­باشد، از سال هفتم الی دهم اثر شوک مثبت و صعودی می‌باشد که رفته­رفته کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی شاخص قیمت­ها:نمودار(8)اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی شاخص قیمت­ها نشان می­دهد؛ از سال اول الی سال سوم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است، از سال چهارم الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال پنجم الی هشتم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و منفی است، از سال هشتم الی نهم اثر شوک مثبت به‌صورت صعودی و  افزایشی  و از سال نهم الی دهم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی می­باشد که رفته­رفته اثر شوک  کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی تولید ناخالص داخلی:نمودار(8)اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی تولید ناخالص داخلی نشان می­دهد. از سال اول الی دوم اثر شوک منفی و نزولی و کاهشی است. از سال دوم الی سوم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است، از سال چهارم الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد،  از سال پنجم الی ششم اثر شوک منفی و نزولی و کاهشی است، از سال ششم الی هفتم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، و از سال هفتم الی دهم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است که رفته­رفته اثر شوک  کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی  حجم نقدینگی: نمودار(8)اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی حجم نقدینگی نشان می­دهد. از سال اول الی دوم اثر شوک مثبت و به‌صورت افزایشی و صعودی می­باشد. از سال دوم الی سوم اثر شوک منفی و به‌صورت کاهشی، از سال سوم الی چهارم اثر شوک منفی ولی شیب به‌صورت افزایشی و صعودی ، از سال چهارم  الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت افزایشی و صعودی، از سال پنجم الی ششم اثر شوک مثبت اما به‌صورت نزولی، از سال ششم الی هشتم اثر شوک منفی و به‌صورت کاهشی و درنهایت از سال هشتم الی دهم شوک  منفی ولی شیب به‌صورت افزایشی و صعودی می­باشد کهرفته­رفته اثر شوک کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی نرخ بهره:نمودار(8)اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی نرخ بهره را نشان می­دهد. از سال اول الی دوم اثر شوک منفی و به‌صورت نزولی و کاهشی می­باشد، از سال دوم الی سوم اثر شوک منفی و به‌صورت صعودی و افزایشی، از سال سوم الی ششم اثر شوک منفی و به‌صورت صعودی و افزایشی، از سال ششم الی هشتم اثر شوک منفی و به‌صورت نزولی و کاهشی درنهایت از سال هشتم الی دهم اثر شوک منفی و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار(8)اثر شوک بر روی متغیرهای موردمطالعه

 

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

4-7-تجزیه واریانس مدل

تجزیه  واریانس، مقوله­ای است که بعد از وارد آمدن شوک مطرح می‌شود که یکی از کاربردهای  مدل‌های رگرسیون برداری است. در این روش، واریانس خطای پیش­بینی به عناصری که از شوک‌های هر یک از متغیرها را در بر دارد، تجزیه می­گردد. به‌عبارتی‌دیگر، در این مدل این امر را نشان می­دهد که چند درصد تغییرات  متغیر توسط متغیرهای دیگر، توضیح داده می‌شود. لذا می‌توان گفت که تجزیه واریانس به‌عنوان معیاری بر عملکرد پویایی، قادر است به تعیین بی­ثباتی هر متغیر در مقابل شوک وارده بر هریک از متغیرهای دیگر بپردازد، بنابراین برای تعیین سهم بی­ثباتی ایجاد شده در هریک از معادلات توسط متغیرها می­باید از تجزیه واریانس  استفاده کرد که در جدول­های زیر آمده است.در ستون اول جدول SE که خطای پیش­بینی متغیرهای مربوطه را طی دوره­های مختلف (10)ساله نشان می­دهد به دلیل اینکه خطای پیش­بینی هرسال، روی خطای پیش­بینی سال بعد تأثیر می­گذارد، طی دوره زمانی باگذشت زمان، خطای پیش­بینی در حال افزایش است.جدول(5) خطای پیش­بینی نرخ ارز برای 10دوره را نشان می­دهد؛ به این معنی که در طول این10 دوره، اثر هر یک از متغیرهای توضیحی بر روی متغیر نرخ ارز چقدر است. نتایج با توجه به جدول(5) حاکی بر آن است :

اثر تجزیه واریانس نرخ ارز:جدول(5) اثر تجزیه نرخ ارز را نشان می­دهد در سال اول 100 درصد تغییرات توسط خود متغیر توضیح داده می‌شود. در سال دوم50/74 درصد، سال سوم30/40 درصد، سال چهارم74/33 درصد، سال پنجم 142/26 درصد،  سال ششم463/24 درصد، سال هفتم32/25 درصد،سال هشتم الی سال نهم 75/24 درصد، میزان توضیح دهی از سوی خود متغیر را نشان می­دهد.

اثر نرخ ارز بروی خالص صادرات:جدول(5) نشان می­دهد در سال اول100درصد تغییرات توسط خود متغیر وابسته نرخ ارز توضیح داده می‌شود. در سال دوم 023/0درصد، سال سوم 081/12 درصد،  سال چهارم 205/20 درصد، سال پنجم 69/15 درصد، سال ششم170/17 درصد، سال هفتم 091/16 درصد،  سال هشتم 722/15 درصد، درنهایت در سال نهم و دهم 434/15 درصد از تغییرات نرخ ارز  توسط متغیر خالص صادرات توضیح داده می‌شود.

اثر شاخص قیمت بر روی نرخ ارز:جدول(5) نشان می­دهد در سال اول100درصد تغییرات توسط خود متغیر وابسته نرخ ارز توضیح داده می‌شود.  در سال دوم288/3 درصد، سال سوم 97/28 درصد، سال چهارم51/26 درصد، سال پنجم060/42 درصد، سال ششم الی سال دهم حدوداً892/43 درصد از تغییرات نرخ ارز توسط متغیر خالص صادرات توضیح داده می‌شود.

اثر تولید ناخالص داخلی بر روی نرخ ارز:جدول(5) نشان می­دهد در سال اول100درصد تغییرات توسط خود متغیر وابسته نرخ ارز توضیح داده می‌شود.  در سال دوم 249/0 درصد،سال سوم 24/1 درصد،سال چهارم 56/1 درصد،سال پنجم 921/0 درصد، سال ششم 2822/1 درصد، سال هفتم077/2 درصد، سال هشتم 182/2 درصد، سال نهم 174/2 درصد و سال دهم369/2 درصد از تغییرات نرخ ارز توسط متغیر خالص صادرات توضیح داده می‌شود.

اثر حجم نقدینگی بر روی نرخ ارز: جدول(5) نشان می­دهد در سال اول100درصد تغییرات توسط خود متغیر وابسته نرخ ارز توضیح داده می‌شود. در سال دوم262/0، سال سوم 728/0 درصد، سال چهارم787/0 درصد، سال پنجم831/0 درصد، سال ششم720/0 درصد، سال هفتم855/0، سال هشتم044/1 درصد،سال نهم022/1 درصد،065/1 درصد از تغییرات نرخ ارز توسط متغیر حجم نقدینگی توضیح داده می‌شود.

اثر نرخ بهره بر روی نرخ ارز:جدول(5) نشان می­دهد در سال اول100درصد تغییرات توسط خود متغیر وابسته نرخ ارز توضیح داده می‌شود.  در سال دوم733/21 درصد، سال سوم670/13 درصد، سال چهارم68/17 درصد، سال پنجم 34/14 درصد، سال ششم47/12، سال هفتم36/12 درصد، سال هشتم80/13 درصد، سال نهم298/13 درصد و سال دهم 292/13 درصد از تغییرات نرخ ارز توسط متغیر نرخ بهره توضیح داده می‌شود.

نتیجه گرفته می‌شود شاخص قیمت و خالص صادرت و نرخ بهره بیشترین تأثیر بر روی نرخ ارز دارد.

 

جدول(5): اثر نتایج تجزیه واریانس متغیرهانرخ ارز

نرخ بهره

حجم نقدینگی

تولید ناخالص داخلی

شاخص قیمت

خالص صادرات

نرخ ارز

S.E

period

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

100

066/1062

1

733/21

262/0

249/0

228/3

023/0

50/74

488/1231

2

670/13

728/0

240/1

978/23

081/12

301/43

075/1616

3

73/21

787/0

056/1

516/26

205/20

747/33

722/1835

4

346/14

831/0

921/0

060/42

69/15

142/26

355/2116

5

471/12

7205/0

282/1

892/43

170/17

463/24

782/2302

6

364/12

855/0

077/2

28/43

091/16

32/25

983/2384

7

800/13

044/1

182/2

493/42

722/15

7574/24

094/2413

8

2988/13

0228/1

1740/2

36/43

43/15

705/24

593/2459

9

292/13

065/1

369/3

148/43

43/15

684/24

446/2467

10

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

5-  نتایج و پیشنهادات تحقیق

پـس از فروپاشـی نظـام برتـون وودز در اوایـل دهـه 1970، اهمیت نظام‌های مختلف ارزی و عوامل مؤثر بر نرخ ارز بـیش از پیش موردتوجه محققین علم اقتصاد قرار گرفـت. نظریـه­هـا و بحث‌های مختلفی در این خصوص ارائـه شـد و یـا نظریه‌های قبلی بیش از گذشته مورد نقد و بررسی قـرار گرفـت، از قبیـل مدل‌های معروفی مانند مدل دورن بوش و مدل پول‌گراها درخصوص نظام‌های مختلف ارزی و نیز عوامل مؤثر بـر نـرخ ارز، نظریه­های مختلف و مخالفی (چه از نظر تئوریـک و چـه از نظر عملی و کاربردی) مطرح شده است.در این  مقاله عوامل مؤثر بر نرخ ارز را (از دید نظری) بررسـی شد نتایج تحلیل شوک­ها نشان داده شد، اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی نرخ خالص صادرات نشان می­دهد؛ از سال اول الی سال دوم اثر شوک خنثی و ثابت می­باشد، از سال دوم الی سوم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت به‌صورت ثابت و یکنواخت می­باشد، از سال چهارم الی پنجم  اثر شوک مثبت  ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است،  از سال پنجم الی سال ششم اثر شوک منفی و به‌صورت منفی در حال کاهش و نزولی می­باشد، از سال ششم الی هفتم اثر شوک منفی ولی به‌صورت صعودی و  افزایش می­باشد، از سال هفتم الی دهم اثر شوک مثبت و صعودی می‌باشد که رفته­رفته کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود. اثر شوک نرخ ارز بر روی نرخ خالص صادرات مثبت است.  وقتی نرخ ارز افزایش می­یابد سبب کاهش ارزش پول ملی یک کشور کاهش یابد. کاهش ارزش پول ملی باعث ارزان شدن کالاهای داخلی در خارج از کشور خواهد شد و حجم صادرات افزایش خواهد یافت و از سوی دیگر افزایش نرخ ارز هزینه واردات محصولات افزایش داده و باعث کاهش حجم میزان واردات خواهد شد . پس با افزایش نرخ ارز میزان خالص صادرات نیز افزایش می­یابد. افزایش صادرات کاهش واردات باعث افزایش تقاضای کل می­گردد؛ اقتصاد پسا کنیزی  این نظر کینز را می­پذیرد که اساس تقاضای مؤثر پایه­ای بر تمام نظریه­های اقتصاد کلان است.

اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی شاخص قیمت­ها نشان می­دهد؛ از سال اول الی سال سوم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است، از سال چهارم الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال پنجم الی هشتم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و منفی است، از سال هشتم الی نهم اثر شوک مثبت به‌صورت صعودی و  افزایشی  و از سال نهم الی دهم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی می­باشد که رفته­رفته اثر شوک  کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود. اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی شاخص قیمت­ها اثر مثبت دارد.میزان انتقال تغییرات نرخ ارز به قیمت مصرف‌کننده، به میزان زیادی به سهم واردات بستگی دارد. هرچه سهم واردات در کالاهای مصرفی بالاتر باشد، میزان انتقال تغییرات نرخ ارز بالاتر است. با افزایش سهم واردات در مخارج مصرفی انتظار می‌رود که روند قیمت واردات به‌خوبی تورم داخلی را توضیح دهد. در این صورت تغییر قیمت­های واردات موجب تغییر قیمت مصرف‌کننده می‌شود؛ برای مثال یک تکانه مثبت در بازار ارز، می­تواند منجر به درخواست دستمزدهای بالاتر شود و اگر برخی از دستمزدها با قیمت مصرف‌کننده شاخص بندی شوند در این صورت انعکاس آن موجب تورم بالاتر می‌شود. زمانی انتقال تغییرات نرخ ارز معنادار است که اقدام بانک مرکزی در برابر تکانه‌های قیمت واردات برای جلوگیری از تورم به‌کندی انجام گیرد. شاخص قیمت مصرف‌کننده شامل ترکیباتی از ارزش‌افزوده کالاهای داخلی به‌علاوه کالاهای وارداتی واسطه­ای و نهایی است. کالاهای خرده‌فروشی و اقلام خدمات، نیز رقابتی‌تر بوده و قابلیت جانشینی بیشتری نسبت به کالاهای وارداتی دارند. همچنین شاخص قیمت مصرف‌کننده ممکن است تحت تأثیر ادوار تجاری اقتصاد کلان باشد. پس تغییرات نرخ ارز تقاضای کل اقتصاد، واردات و صادرات را از طریق هزینه­های کالاهای واسطه وارداتی تحت قرار می­دهد و اصل تقاضای مؤثر در نزد گروه اصلی اقتصاددانان پست کینزین پذیرفته شده است. (اسنودن وین، ۱۹۹۴) اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی تولید ناخالص داخلی نشان می­دهد. از سال اول الی دوم اثر شوک منفی و نزولی و کاهشی است. از سال دوم الی سوم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، از سال سوم الی چهارم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است، از سال چهارم الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد،  از سال پنجم الی ششم اثر شوک منفی و نزولی و کاهشی است، از سال ششم الی هفتم اثر شوک مثبت و به‌صورت صعودی و افزایشی می­باشد، و از سال هفتم الی دهم اثر شوک مثبت ولی به‌صورت نزولی و کاهشی است که رفته­رفته اثر شوک  کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی تولید ناخالص داخلی در سال اول منفی ولی در سال دوم مثبت است.با توجه به نتایج تابع عکس‌العمل آنی به نظر می­رسد، در ایران کانال هزینه که اثر انقباضی بر تولید دارد نسبت به کانال طرف تقاضا (صادرات واردات) قوی‌تر است و لذا تولید در اثر افزایش نرخ ارز و یا کاهش ارزش پول ملی نسبت به حالت تعادلی خود کاهش می­یابد. وابستگی تولید کشوربه واردات کالاهای واسطه­ای و سرمایه­ای باعث می­شود؛ با افزایش نرخ ارز، ارزش پول ملیکاهش‌یافته، موجب افزایش هزینه­های تولید شده و درنهایت تولید را کاهش دهد. اما با کاهش ارزش پول ملی صادرات محصولات نیز افزایش می­یابد و باعث افزایش تولید ناخالص می‌شود. می­بینم اثر شوک نرخ ارز باعث نوسانات تولید ناخالص داخلی می‌شود. ویژگی بنیادی مفهوم  افزایش تولید ناخالص داخلی از نظر پست کینزین این است که تاریخ نهادها و نیروهای اجتماعی و سیاسی خاص هر اقتصاد تأثیر عمیقی بر آن اقتصاد دارد. درنتیجهنهادهاونیروهایسیاسیدرشکل‌گیریوقایعاقتصادیدارایاهمیتهستند. درهرسیستماقتصادیچارچوبنهادیمتفاوتیوجودداردکهدررفتارهایاقتصادیافرادمنعکساست. ایننهادهابه‌وضوحتأثیرعمیقیبرمسائلاقتصادیخواهندداشت . دربیناقتصاددانانپستکینزینی،کالدوروکالسکیبوسیلهمکتباقتصادکینزیوکالسکی"،تفاوت‌هایمهمیرادرمراحلتوسعهاقتصادیتعیینکردند. استدلالآن‌هااین استکهکشورهایپیشرفتهاساساًدرمراحلاولیهتوسعهسرمایه‌داریمتفاوتازکشورهایکمترتوسعه‌یافتهرفتارمی­کنند. درمراحلپیشرفتهتوسعه‌یافتگیعواملتعیین‌کنندهتولید،رشدواشتغالمتفاوتازاینعواملدرمراحلاولیهتوسعهسرمایه‌داریاست. درمجموع می‌توان گفت افزایش نرخ ارز دو اثر متضاد بر روی تولید ناخالص داخلی می­تواند داشته باشد. یک اثر از طریق ارزان‌تر شدن نسبی قیمت کالاهای صادراتی و گران‌تر شدن نسبی قیمت کالاهای وارداتی موجب تقویت توان رقابتی تولیدات داخل در مقایسه با رقبای خارجی می‌شود و در نتیجه با تقویت صادرات تولید داخل به افزایش تولید ناخالص داخلی منجر می‌شود. اثر دیگر از طریق افزایش هزینه­های تولیدکنندگان به دلیل گران‌تر شدن مواد اولیه، کالاهای واسطه­ای و سرمایه­ای وارداتی است که می­تواند به تضعیف تولید داخل و کاهش رشد اقتصادی منجر شود. از سوی دیگر با افزایش نرخ ارز و افزایش تقاضای کالاهای تولید داخل، قیمت این کالاها رفته‌رفته افزایش یافته و لذا از این منظر و همچنین افزایش دستمزد ناشی از افزایش تقاضای نیروی کار توسط بنگاه‌های داخلی، قیمت تمام‌شده محصولات داخلی افزایش یابد و لذا قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخل در مقایسه با رقبای خارجی در این حالت تضعیف‌شده و تولید ناخالص داخلی را تحت تأثیر منفی قرار می­دهد.  اثر شوک متغیر شوک نرخ ارز بر روی حجم نقدینگی نشان می­دهد. از سال اول الی دوم اثر شوک مثبت و به‌صورت افزایشی و صعودی می­باشد. از سال دوم الی سوم اثر شوک منفی و به‌صورت کاهشی، از سال سوم الی چهارم اثر شوک منفی ولی شیب به‌صورت افزایشی و صعودی ، از سال چهارم  الی پنجم اثر شوک مثبت و به‌صورت افزایشی و صعودی، از سال پنجم الی ششم اثر شوک مثبت اما به‌صورت نزولی، از سال ششم الی هشتم اثر شوک منفی و به‌صورت کاهشی و درنهایت از سال هشتم الی دهم شوک  منفی ولی شیب به‌صورت افزایشی و صعودی می­باشد کهرفته­رفته اثر شوک کاهش‌یافته و ناپدید می‌شود.

اثر شوک نرخ ارز بر روی حجم نقدینگی در سال اول مثبت  ولی در سال دوم منفی است.وقتی نرخ ارز افزایش می­یابد باعث کاهش ارزش پولی داخلی می‌شود و در نتیجه تقاضا برای ارز افزایش می­یابد و در مقابل حجم نقدینگی در جامعه افزایش می­یابد بر اساس نظریه مقداری پول، افزایش نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد تولید باید یک رابطه متقابل داشته باشد، به‌عنوان‌مثال اگر نقدینگی دو برابر شود میزان تولید نیز باید دو برابر شود تا اثر تورمی بر اقتصاد نداشته باشد، در غیر این صورت قطعاً تورم افزایش می‌یابد. هرچه میزان تورم در یک کشور بیشتر باشد به معنی این است که این کشور سریع‌تر ارزش پول ملی خود را از دست می‌دهد.پس تغییرات نرخ ارز باعث تغییرات حجم نقدینگی را به دنبال خواهد داشت و تغییرات حجم نقدینگی  خود نیز تقاضای کل اقتصاد تحت قرار می­دهد و اصل تقاضای مؤثر در نزد گروه اصلی اقتصاددانان پست کینزین پذیرفته شده است. اثر شوک نرخ ارز بر روی نرخ بهره منفی می­باشد. رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره از مباحث اصلی اقتصاد بین­الملل است. متغیر نرخ بهره را به‌عنوان شاخص بازدهی دارایی بکار گرفتند و جریان ورود و خروج سرمایه را مطرح نمودند. آن‌ها حساب سرمایه تراز پرداخت را تابعی از تفاضل نرخ بهره داخل با خارج از کشور می­دانند، و معتقدند با اندک نوسانی در تفاضلنرخ­های بهره داخل و خارج از کشور، نقل‌وانتقال سرمایه صورت می­گیرد. وقتی نرخ ارز افزایش می­یابد باعث افزایش قیمت کالاهای واسطه­ای واردات می‌شود در نتیجه هزینه تولید افزایش می­یابد و باعث افزایش نرخ تورم در جامعه می­گردد.افزایش نرخ تورم ، مانده­ی واقعی پول را کاهش می­دهد و درنتیجه، ثروت کاهش می­یابد. کاهش ثروت، مصرف را کاهش و پس­انداز را افزایش می­دهد، که موجب کاهش نرخ بهره­ می‌شود. درنهایت نتایج تجزیه اثر واریانس نشان داد؛ نتیجه گرفته می‌شود شاخص قیمت و خالص صادرت و نرخ بهره بیشترین تأثیر بر روی نرخ ارز دارد. لذا پیشنهاد می‌شود جهت تعیین سیستم بهینه ارزی، ضروری است به مقتضیات و شرایط خاص کشور توجه شود؛  همچنین پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران اقتصادی و مقامات پولی و ارزی ضمن اتخاذ نظام ارزی شناور مدیریت‌شده تکنرخی، آثار شوک وارده به نرخ ارز بر تورم را مورد نظر قرار دهند. همچنین سازگاری سایر سیاستهای کلان اقتصادی به­طور خاص سیاست پولی با رژیم ارزی و استفاده از هدف­گذاری تورمی لازم و ضروری است؛ زیرا سیاستهای نرخ ارز بدون اتخاذ سیاستهای پولی و مالی مناسب جهت کنترل تورم، کشور را گرفتار مارپیچ افزایش تورم - افزایش نرخ ارز- افزایش تورم خواهد کرد. همچنین با توجه به شرایط اقتصادی کشور که در طی سال های پس از انقلاب اسلامی، همواره دچار مشکلاتی بیرونی هم چون تحریم ها قرار داشته، انتخاب یک رژیم مشخص برای تمام سال­ها چندان مناسب نمی باشد و بهتر است مقام های مسئول در تنظیم رژیم ارزی و تعیین نرخ ارز جمیعِ جهات را در نظر گرفته و به ویژه رفاه جامعه را نادیده نگیرند و به عبارت دیگر ضمن پرهیز تا سرحد امکان از نوسانزایی در نرخ ارز، به یک رژیم انعطاف ناپذیر هم متکی نشوند و تغییرهای کم و متناسب با شرایط را سر لوحه تصمیم­های خود قرار دهند.

 

 

 

 

[1]-گروه اقتصاد ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران،ایران.   aghamirimohammad51@gmail.com

[2]-گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران،ایران.  m.damankeshideh@yahoo.com

[3]-گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران،ایران. man.hadinejad@iauctb.ac.ir 

 

[i] Davidson

[ii] Rabinson

[iii] Harrod

[iv] Kaldor

[v] Pasineti

[vi] Harcourt

[vii] Harris,

[viii] Kregel,

[ix] Macerinskien and Balciunas

[x] Ravn et al

[xi] Sallenave

[xii] Harms and Kretschmann

[xiii] Kandilov and Leblebicioglu

[xiv] Goldberg

[xv] Freund and Pierola

[xvi] Bussiere and Fratzscher

[xvii] Hoffmann

[xviii] Edwards

[xix] Montiel and Hinkle

[xx]Yusoff & Nulambeh

[xxi]Alagidede, et al

[xxii]Tang

[xxiii]. Giannels and Cakoritakis

[xxiv] . Jyarman and Cheong

  • اسنودن، بریان(1383). راهنمایی نوین اقتصاد کلان، ترجمه منصور خلیلی عراقی و علی سوری، انتشارات برادران.
  • بصیرت,م. نصیر پور,آ. و جرجرزاده، ع(1394). اثر نوسان­های نرخ ارز بر رشد اقتصادی با توجه به سطح توسعه بازارهای مالی در کشورهای منتخب عضو اوپک. فصلنامه علوم اقتصادی. سال 9. شماره 30.‎.
  • پور فتحی،ن.،کفایی، س.(1399). بررسی اثرگذاری نحوه تعیین نرخ ارز بر رفاه اقتصادی، فصلنامه اقتصاد مالی، سال چهاردهم، شماره53:  97-132.
  • شاه آبادی فراهانی، ع. خداویردی، ا. و مولابیگی، ج.(1399).مقایسه نسبت بهینه پوشش ریسک نرخ ارز و طلا در بازار‌های مالی (مطالعه موردیبازار بورس تهران و ‌‌اروپا)، فصلنامه اقتصاد مالی، دوره 14، شماره 52: 152-129.
  • عزیزنژاد، ص. کمیجانی، ا.(1396). تغییرات نرخ ارز و اثر آن بر نوسانات متغیرهای منتخب اقتصاد کلان در ایران، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی (رشد و توسعه پایدار)ـ سال هفدهم ـ شماره اول ـ صفحات 943-9.
  • لعل­خضری، ح. و جعفری صمیمی، ا.(1399).تأثیر نامتقارن تکانه­های نرخ ارز بر توزیع درآمد در ایران: رویکرد NARDL، فصلنامه اقتصاد مالی، سال چهاردهم، شماره53: 45-63.
  • مهر آرا ، م.(1385)،بررسی تأثیرات کسری بودجه، نرخ ارز حقیقی و رابطه مبادله بر کسری حساب جاری کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۴۹ ، تابستان ۸۵۱۹
  • مجرد، م (1380). صلاح ساختار مدیریت ذخـایر و بـدهیهـای ارزی در بانـک مرکـزی جمهـوری اسـلامی ایـران“ ، مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس سالانه سیاست­های پولی و ارزی، مؤسسه تحقیقـات پـولی و بـانکی بانـک مرکـزی جمهـوری اسلامی ایران.
  • Alagidede, P., & Ibrahim, M. (2017). On the causes and effects of exchange rate volatility on economic growth: Evidence from Ghana. Journal of African Business, 18(2), 169-193.
  • Chick, V (1978),"The Nature of Keynesian Revolution: A Reassessment", Australian Economic Paper, June, 120-131.
  • Davidson, P (2005)," Modern Macroeconomics: The Post Keynesian school", Edward Elga
  • Dorenbusch, R. (1976); Expectation and Exchange Rate Dynamic,” Journal of Political Economy, Vol. 84, 1161-76.
  • Edwards, S. (1988). Real and Moretary Determinations of Real Exchange Rate Behaviour: theory and Evidence From Developing Countries. Journal of Development Economics, 29, PP:311-41
  • Eichner, A, S and J, A, Kregel. (1975) "An Essay on Post-Keynesian Theory: A New Paradigm in Economics." J.E.L, 13, 1293-1314.
  • Freund, C., & Pierola, M. (2012). Export surges. Journal of Development Economy, 97(2), 387˚ 95.
  • Giannellis, N. & Koukouritakis, M. (2013). Exchange Rate Misalignment and Inflation Rate Persistence: Evidence from Latin American Countries. International Review of Economics and Finance. 25: 202-218.
  • . Goldberg, L.S. (2009). Exchange rates and foreign direct investment. Princeton Encyclopedia World Economy, 1, 393˚ 6.
  • . Habib, M. M and Mileva, E, and Stracca, L. (2016). The real exchange rate and economic growth: revisiting the case using external instruments (June 17, 2016). ECB working paper No. 1921. Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=2797378
  • Harms, P., & Kretschmann, M. (2009). Words, deeds and outcomes: a survey on the growth effects of exchange rate regimes. Journal of Economic Surveys, 23(1), 139-164.
  • Holt, R.P.F. (1997), ‘Post Keynesian School of Economics’, in T. Cate (ed.), An Encyclopedia of Keynesian Economics, Cheltenham, UK and Lyme, USA: Edward Elgar.
  • Hoffmann, M. (2007). Fixed versus flexible exchange rates: evidence from developing countries. Economica, 74, 425˚ 49.
  • Jayaraman, T. K. & Choong, C., K. (2011). Impact of Exchange Rate Changes on Domestic Inflation: A Study of a Small Pacific Island Economy. Centre for Economic Studies, MPRA Paper, 33719.
  • . Kandilov, I.T., & Leblebicioglu, A. (2011). The impact of exchange rate volatility on plant level investment: evidence from Colombia. Journal of Development Economics, 94(2), 220˚ 30.
  • - Kregel, J, A. (1983),"Post-Keynesian Theory: An Overview", The Journal of Economic Education, 14, 1983, 32-43
  • Musyoki, D., Pokhariyal, G., & Pundo, M. (2014). The impact of real exchange rate misalignment on economic growth; Kenyan evidence. Research Journal of Finance and Accounting. 5(8). 18-30.
  • Tang, B. (2015). Real exchange rate and economic growth in China: A cointegrated VAR approach. China economic review, 34, 293-310.
  • . Ravn, M., Schmitt-Grohe, S., & Uribe, M. (2012). Consumption, government spending and the real exchange rate. Journal of Monetary Economics, 59, 215-234.
  • Sallenave, A. (2010). Real exchange rate misalignments and economic performance for the G20 countries. Economie Internationale, 121, 59-80
  • Yusoff, M. B., & Nulambeh, N. A. (2018). Exports, Imports, Exchange rates, Gross domestic investment and Growth: Empirical Evidence from Cameroon. International Journal of Economics and Business Management, 2(8), 18-32.

یادداشت‌ها