بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل، ارتباطات سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران Investigating the Impact of CEO Power, Political Communication and Social Responsibility on Cash Investment Sensitivity in Companies Listed on Tehran Stock Exchange

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد اهواز دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز، ایران.

2 گروه حسابداری، واحد مسجدسلیمان، دانشگاه آزاد اسلامی، مسجدسلیمان، ایران

3 - گروه حسابداری، واحد اهواز دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز، ایران

4 گروه حسابداری، واحداهواز، دانشگاه ازاداسلامی، اهواز، ایران

10.30495/fed.2021.687931

چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر،بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل،ارتباطات سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور سه (3) فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و داده‏های مربوط به 104 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی بین سالهای 1390 تا 1397 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده‌های ترکیبی با رویکرد تلفیقی ، بررسی و آزمون شده است.نتایج نشان میدهد که قدرت مدیرعامل تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد،معیارهای ارتباطات سیاسی تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد و مسئولیت پذیری اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد.
Investigating the Impact of CEO Power, Political Communication and Social Responsibility on Cash Investment Sensitivity in Companies Listed 
on Tehran Stock Exchange

Fatemeh Marani
Allahkaram Salehi
Ahmad Kaab omeir
Alireza Jorjorzadeh

The purpose of this study is to investigate the effect of CEO power, political communication and social responsibility on the sensitivity of investing in cash in companies listed on the Tehran Stock Exchange. To determine the extent of political communication, two criteria have been used, including government ownership and taxes paid.
For this purpose, three (3) hypotheses have been developed to study this issue and the data related to 104 member companies of Tehran Stock Exchange for the period between 1390 and 1397 have been analyzed. The research regression model has been investigated and tested using a combined data method with an integrated approach.
The results show that the power of the CEO has a negative and significant effect on the sensitivity of investing in cash, the criteria of political communication have a negative and significant effect on the sensitivity of investing in cash and social responsibility has a negative and significant effect on It has the sensitivity of investing in cash.

کلیدواژه‌ها


بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل، ارتباطات سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران


 
تاریخ دریافت: 05/07/1400    تاریخ پذیرش: 09/09/1400
فاطمه مرانی
 اله کرم صالحی
 علیرضا جرجرزاده
 احمد کعب عمیر     

چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر،بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل،ارتباطات سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور سه (3) فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و داده‏های مربوط به 104 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی بین سالهای 1390 تا 1397 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده‌های ترکیبی با رویکرد تلفیقی ، بررسی و آزمون شده است.نتایج نشان میدهد که قدرت مدیرعامل تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد،معیارهای ارتباطات سیاسی تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد و مسئولیت پذیری اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد.

واژه‌های کلیدی: قدرت مدیرعامل؛ ارتباطات سیاسی؛ مالکیت دولتی؛ مسئولیت پذیری اجتماعی؛ حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد.
طبقه بندی JEL : G11 ، C12 ، H16 ، M4 

1- مقدمه
مسئله سرمایه‌گذاری بهینه یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران ارشد یک سازمان تلقی می‌شود. عدم سرمایه‌گذاری صحیح، هزینه‌های زیادی را به شرکت تحمیل خواهد کرد. اگر شرکت مبالغ زیادی را سرمایه‌گذاری کند به‌تبع آن، هزینههایش نیز افزایش خواهند یافت و این امر در صورت بروز شرایط نامناسب اقتصادی باعث ضرر و زیان زیاد و حتی ورشکستگی شرکت خواهد شد. سرمایه‌گذاری بهینه مستلزم آن است که از یک سو، از مصرف منابع در فعالیت‌هایی که سرمایه‌گذاری در آن بیش از حد مطلوب انجام شده است، ممانعت شود (جلوگیری از بیش سرمایه‌گذاری) و از سوی دیگر، منابع به سمت فعالیت‌هایی که نیاز بیشتری به سرمایه‌گذاری دارد، هدایت گردد (جلوگیری از کم سرمایه‌گذاری). مطالعات انجام شده نشان می‌دهد تغییرات میزان جریان‌های نقدیِ در دسترس باعث ایجاد تغییرات (حساسیت) میزان سرمایه‌گذاری می‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاری جریان‌های نقدی به‌عنوان منبع ارزان قیمت تأمین مالی بیش از سایر منابع مورد توجه مدیران قرار می‌گیرد. همچنین، تئوریهای بازار سرمایه نواقصی دارند که اصطکاک مالی ایجاد شده توسط مسئله نمایندگی، حساسیت مخارج سرمایه ای را نسبت به نوسانات تامین مالیهای داخلی افزایش می دهد(جنسن، 1976). اما برخی از محققین نشان دادند که حساسیت جریان وجه نقد سرمایه‌گذاری حتی ممکن است در بازارهای غیر حساس، به دلایلی به غیر از محدودیت‌های مالی مشاهده شود. به‌خصوص به دلیل دشواری‌هایی که در اندازه‌گیری فرصت‌های سرمایه‌گذاری نهایی (کیو (Q) توبین) وجود دارد، جریان وجوه نقد ممکن است حاوی اطلاعاتی در خصوص فرصت‌های سرمایه‌گذاری باشد که در کیو (Q) توبین برآوردی ،منعکس نشده است. به بیان ساده در چنین مواردی ممکن است تفاوت‌های مقطعی در حساسیت جریان نقدی به علت انحراف در خطای اندازه‌گیری کیو (Q) توبین باشد (اریکسون وایتد، 2000). همچنین برای بعضی از شرکت‌ها، ممکن است جریان وجه نقد معیار بهتری برای اندازه‌گیری فرصت‌های رشد باشد و لذا تفاوت‌های مقطعی در حساسیت جریان وجوه نقد سرمایه‌گذاری مشاهده شود (آلتی، 2002).  با توجه به این موضوع، حساسیت جریان نقدی سرمایه‌گذاری در زمان دسترسی مدیران به وجه نقد، منعکس کننده تمایل مدیران برای سرمایه‌گذاری بیش از میزان لازم می‌باشد(جنسن،1986).

ادبیات و مبانی نظری پژوهش
مفهوم ارتباطات سیاسی و تاثیر آن بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد
اهمیت درک نقش شرکت‌های دارای روابط سیاسی در اقتصاد کشورهای درحـال توسـعه، ناشی از رشد آن‌ها و اهمیت متعاقب در دهه اخیر است (بیلس و گال، 2012). علاوه براین، توجه بـه تأثیر روابط سیاسی در کشورهای آسیایی، از مباحث مورد توجهی است که توجه محققـان را بـه خـود جلب کرده است (برکمن و گالپودیج،2016). مطالعات پیشین که نقـش روابـط سیاسـی در سـازماندهی را مورد بررسی قرار دادهاند، دامنهای گسترده داشته و ارتباط بین روابط سیاسی با نتایج گوناگون مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهاند. برای نمونه، ایـن مطالعـات بـه بررسـی ارتبـاط بـین روابـط سیاسی و حقالزحمه حسابرس، طـی و پـس از دوره بحـران مـالی (گـال،2006)؛ نقـش کمیته حسابرسی و دوگانگی وظایف مدیرعامل در شرکت‌های دارای روابـط سیاسـی (بلیس و همکاران، 2011) عملکرد شرکت‌های دارای روابط سیاسـی از منظـر خصوصی‌سازی (بوبکری و همکـاران،2008)، کیفیت اطلاعات حسابداری در شرکت‌های دارای روابط سیاسی (چانی و همکـاران، 2011) و نقــش روابــط سیاســی در تعیــین هزینــه بــدهی و نقد شوندگی سهام (بلیس و گال، 2012) پرداختهاند. به‌هرحال، موضوعی که تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته اسـت، رفتـار شرکت‌های دارای روابط سیاسی در مبحث حساسیت به حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد. مطالعات اخیر نشان دادهاند که شرکت‌های دارای روابط سیاسی، از مزایای اقتـصادی متعـددی بهرهمند می‌شوند برای نمونه، این قبیل شرکتها میتوانند دسترسی آسان‌تری بـه قانون‌گذاران داشته باشند. ادبیات نشان می‌دهد که شرکت‌های وابسته به ارتباطات سیاسی دارای دسترسی بهتر به بازارهای مالی خصوصی نسبت به همتایان خود که دارای ارتباطات سیاسی نیستند، هستند بنابراین ارتباطات سیاسی برای بهبود ارزش و عملکرد شرکت‌ها، به‌ویژه برای شرکت‌هایی که تحت کنترل دولت نیستند، هستند. 
در این پژوهش جهت اندازه گیری ارتباطات سیاسی مدیریت, از دو معیار مالکیت دولتی و مالیات پرداختی استفاده می گردد. مالیات ها مهمترین منبع کسب درآمد برای دولت می باشند، علاوه بر آن ابزار مهم به کارگیری سیاست های مالی دولت نیز می باشند، از آنجا که مالکیت ها، تخصیص منابع را تحت تأثیر قرار می دهند؛ آثار مهمی بر متغیرهای واقعی اقتصادی خواهند داشت. در عمده کشورهای جهان, مالیات بر شرکت ها، بخش قابل توجهی از درآمد مالیاتی دولت را تشکیل می دهند. مالیات بر شرکتها ، به طور عمده، مالیات بر سود است که تخریب آن کمتر از مالیات بر پایه های دیگر مالیاتی است. همچنین مالیات بر شرکتها، بر ساس اصل فایده در پرداخت مالیات می باشد، شرکتها در بسیاری از موارد، از کالا و خدمات فراهم شده به وسیله دولت، بهره بیشتری می برند، در نتیجه بهای آن را با مالیاتی مجزا باید بپردازند. این نوع مالیات بر متغیرهای واقعی اقتصاد، از جمله سرمایه گذاری و تولید، تأثیر خواهد گذاشت. اینکه مالیات بر شرکتها، چه آثاری بر ساختار اقتصاد، سرمایه گذاری و رشد دارد؛ بسیار حایز اهمیت می باشد. همچنین مالیات بر شرکتها به عنوان ابزار کنترلی می باشد که اثراتی همچون کنترل انحصار، محدودیت در اندازه بنگاه، تأثیر بر سرمایه و تأثیر بر پس انداز را دارا می باشد. (خسروی و پژویان،1392)  بعلاوه از آنجاییکه هزینه های مالیاتی یکی از مهمترین هزینه های شرکتها را تشکیل می دهد و موجب خروج نقدینگی از شرکتها شده و سود سهام را کاهش می دهد، هزینه مالیات و مالیات قابل پرداخت همواره مورد توجه مدیران اجرایی، هیأت مدیره و همچنین سهامداران شرکتها می باشد. (مولایی ایل زوله و همکاران،1399)

مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی و تاثیر آن بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد
مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در دهه اخیر به پاردایم غالب و مسلط حوزه اداره شرکت‌ها تبدیل شده است و شرکت‌های بزرگ و معتبر جهانی مسئولیت در برابر اجتماع و محیط اجتماعی را جزئی از استراتژی شرکتی خود می‌بینند. این مفهوم موضوعی است که هم‌اکنون در کشورهای توسعهیافته به شدت از سوی تمامی بازیگران همچون حکومتها، شرکت‌ها، جامعه مدنی، سازمان‌های بین‌المللی و مراکز علمی دنبال می‌شود. شرکت‌ها مسئولیت اجتماعی شرکتی را نوعی استراتژی تجاری می‌بینند که باعث می‌شود در فضای به شدت رقابتی، بر اعتبارشان افزوده شود و سهمشان در بازار فزونی گیرد. 
مسؤلیت اجتماعی شرکتی مفهومی است که به موجب آن شرکتها به طور داوطلبانه برای بهبود وضعیت اجتماع و کمک به داشتن جامعه ای بهتر و محیطی پاکتر تصمیم گیری می کنند. به عبارت دیگر، مفهومی که به موجب آن شرکتها در عملیات و فعالیت های خود و در تعامل با تمام ذینفعان، به صورت داوطلبانه در مسایل اجتماعی و زیست محیطی مشارکت می نمایند. از آنجاییکه، فعالیت های مرتبط با مسؤلیت اجتماعی شرکتی اجباری و الزامی نمی باشد؛ لذا در خصوص دلیل مشارکت یا عدم مشارکت شرکت در فعالیت های مرتبط با مسؤلیت اجتماعی، دیدگاه های مختلفی وجود دارد: دیدگاه سنتی که شامل نظریه نمایندگی است و بیان می کند که شرکت صرفاً نسبت به سهامداران مسؤلیت دارد و از آنجاییکه مسؤلیت اجتماعی شرکتی منافع سایر ذینفعان علاوه بر سهامداران را در نظر می گیرد؛ لذا تلاشی بدون توجیه، غیرقابل قبول و نامشروع توسط مدیریت است. بخشی از مسایل نمایندگی از طریق فقدان اطلاعات مالی در دسترس سرمایه گذاران حاصل می شود. بنابراین شرکتهایی که افشای اطلاعات اضافی و داوطلبانه را درباره فعالیتهای خویش فراهم می کنند، حسن روابط مشترک نماینده و کارگزار را بهبود می بخشد. پس می توان گفت که افشای داوطلبانه به مشابه کانالی است که سهامداران فعلی و بالقوه از طریق آن اطلاعات مربوط به ارزش و عملکرد شرکت و رابطه بین افراد درون سارمانی و برون سازمانی را به دست می آورند. (سعیدیان و همکاران،1399)  مسئولیت اجتماعی مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، انجام دهد. 
نقش نظارتی اطلاعات در گزارش های مالی به خوبی در ادبیات حسابداری بیان شده است (بیتی ولیا،2010)، اما تحقیقات نشان میدهد هنگامی که شفافیت اطلاعات مالی یک شرکت پایین است، سرمایهگذاران ممکن است توجه پایینتری به چنین شرکتهایی اختصاص دهند. از طرف دیگر، فعالیتهای مسئولیت اجتماعی شرکتها میتواند وسیلهای برای مدیران در جهت حل و فصل تعارض با ذینفعان باشد، که در نتیجه منجر به افزایش ثروت سهامداران و افزایش ارزش شرکت و درنتیجه کاهش حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد  شود (صامت و همکاران، 2017). مسؤلیت اجتماعی شرکت، باور شرکت در این خصوص است که کلیه فعالیت های شرکت از جمله سیاستهای مربوط به پرداخت مالیات بر تمام ذینفعان از جمله سهامداران، کارکنان، جامعه، دولت، مشتریان و سایرین تأثیر می گذارد. از این دیدگاه، فعالیتهای مسؤلانه عبارتند از : توجه نمودن به تأثیرات اقدامات شرکت و تلاش جهت اثرگذاری مثبت و حفظ منافع کلیه ذینفعان و فعالیتهای غیرمسؤلانه. برخی معتقدند که مسؤلیت اجتماعی شرکت موجب افزایش عملکرد مالی، ارزش شرکت و نهایتاً افزایش سود شرکت و پاداش مدیران می شود، در مقابل عده ای معتقدند که مسؤلیت اجتماعی شرکت؛ موجب کاهش منابع، افزایش هزینه ها و در نهایت کاهش سود شرکت و پاداش مدیران می گردد. 

مفهوم قدرت مدیرعامل و تاثیر آن بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد
یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر نقدی شوندگی سهام و حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد قدرت مدیرعامل میباشد؛ قدرت مدیرعامل و نتایج شرکت در طول زمان مورد بحث قرارگرفته‌اند. در برخی شرکتها، مدیرعامل شرکت قدرتش را بر تصمیم‌های مهم شرکت غلبه کرده است، که تا حد زیادی بر شرکت‌ها در آینده تأثیر می‌گذارد. اولین مشکل برای حل این مسئله، "آیا تغییر تصمیم‌های مدیریتی برای درک رفتار آینده شرکت بسیار مهم است؟" فینکلستن و همبیرک (1996) دریافتند که مدیر یک فاکتور بسیار مهمی برای شرکت می‌باشد. بنابراین در فرضیه این پژوهش، تغییرات عملکرد و ارزش شرکت، شرایط نقدشوندگی سهام و حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد شرکت  باید نتیجه فرآیند تصمیم‌گیری قدرتمند باشد. قدرت به دلیل افزایش اندازه، کاهش می‌یابد. علاوه بر این، لیو و جیرآپرون (2010)  یافته‌های مختلفی برای اثبات رابطه منفی بین قدرت بیشتر مدیرعامل و عملکرد شرکت دارند. آن‌ها دریافتند که اختلاف بین مدیرعامل و بدهکاران وجود دارد. در شرکت‌هایی که مدیران ارشد بیشتری دارند، هزینه بدهی به طور قابل‌توجهی بالاتر از حد متوسط است. علاوه بر این، احتمال دارد که این مدیران اجرایی اقداماتی را برای پنهان کردن برخی از اطلاعات لازم از شرکت‌های بدهکار انجام دهند. بیشتر مقالاتی نظیر پفیفر و لبلبکی (1973) رابطه‌ی بین سن مدیر و صنعت را مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها رابطه معنی داری بین تمرکز صنعت، سن مدیرعامل شرکت و رابطه آن‌ها با همبستگی صفر دارند. 

پیشینه پژوهش
ملکیان و همکاران(1395) رابطه بین مالکیت دولتی و نهادی با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت‌ها را مورد بررسی قرار دادند. جهت سنجش مسئولیت پذیری اجتماعی از پرسشنامه استفاده گردید. جنبه‌های فرایندهای درون سازمانی، محیط زیست، محیط کار، جامعه و کشور، بازار و صنعت از مسئولیت اجتماعی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که مالکیت دولتی رابطه مثبت معناداری با مسئولیت پذیری اجتماعی دارد. همچنین تمرکز مالکیت دولتی نقش مثبتی در افشای مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها ایفا می‌کند. اما نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت نهادی رابطه معناداری با مسئولیت اجتماعی ندارند.
مهربانپور و همکاران (1396) در پژوهشی به بررسی تأثیر روابط سیاسی شرکت‌ها بر به‌کارگیری معاملات غیرعادی با اشخاص وابسته پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که روابط سیاسی به‌طور معناداری موجب کاهش اعتبار فروش غیرعادی به اشخاص وابسته شود. همچنین نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که روابط سیاسی، مدیریت سود از طریق اعطای اعتبار غیرعادی به‌طور معنادار کاهش می‌دهد.
صالحی و همکاران (1396) در پژوهشی با عنوان خوشبینی مدیریتی بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد به بررسی معیار خوشبینی مدیریتی و تاثیر آن بر حساسیت سرمایهگذاری به جریان نقدی با در نظر گرفتن وجود و یا عدم وجود محدودیت مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.  نتایج پژوهش آنها ارتباط مثبت و معنادار میان خوشبینی مدیریتی و حساسیت سرمایه گذاری را در میان کل نمونه، و همچنین در میان شرکتهای طبقه بندی شده تحت عنوان دارای محدودیت مالی و بدون محدودیت مالی را نشان میدهد. 
توانگر حمزه کلایی و اسکافی اصل (1397) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین قدرت مدیر عامل، ویژگیهای کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل داخلی پرداختند. به این منظور اطلاعات 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به صورت تحلیل لاجیت مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که قدرت مدیرعامل تأثیر تعدیل کننده منفی بر ارتباط مثبت بین اندازه کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل داخلی دارد.
رهنمای رودپشتی و زندی (1398) در پژوهشی به بررسی تاثیر قدرت مدیر عامل بر روی اهرم مالی شرکت‌ها با استفاده از یک نمونه شامل 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره 1389 تا 1396 پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که هرچقدر قدرت مدیرعامل افزایش پیداکند به همان نسبت ساختار سرمایه شرکت‌ها و نسبت اهرم مالی در جهت منفی حرکت خواهد کرد. و باعث کاهش بدهی در ساختار سرمایه شرکت‌ها خواهد شد.
مولایی ایل زوله و همکاران (1399) در پژوهشی به بررسی رابطه مسؤلیت اجتماعی شرکت و پاداش مدیران با گزارشگری متهورانه مالیاتی پرداختند. یافته های پژوهش آنها نشان می دهد بین مسؤلیت اجتماعی شرکت با گزارشگری متهورانه مالیاتی رابطه منفی و معناداری وجود دارد.

پیشنه خارجی
مرسلند و همکاران (2016) در پژوهشی به بررسی تأثیر قدرت مدیر عامل بر هزینههای نمایندگی پرداختند. آن‌ها برای اندازهگیری هزینههای نمایندگی از چهار معیار نسبت گردش داراییها، هزینههای عملیاتی، نقدینگی شرکت و نسبت داراییهای نامشهود استفاده کردند. نتایج آن‌ها حاکی از آن بود که قدرت مدیر عامل تأثیر منفی و معناداری بر هزینه نمایندگی دارد. 
لی و همکاران (2016) در پژوهشی به بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل و مسئولیت پذیری اجتماعی بر ارزش شرکت پرداختند. نتایج آن‌ها حاکی از آن بود که مسئولیتپذیری اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد، همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که قدرت مدیرعامل تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد. علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی از آن بود که قدرت مدیر عامل تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیتپذیری اجتماعی دارد.  
صامت و جاربویی (2017) در پژوهشی به بررسی رابطه بین مسولیت اجتماعی شرکتی، هزینه های نمایندگی با حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد در 398 کشور اروپایی در دوره زمانی 2014-2009 پرداخت. نتایج نشان داد : (1) رابطه بین عملکرد مسولیت اجتماعی شرکتی با حساسیت سرمایه گذاری به وجوه داخلی ضعیف است. (2) هزینه های نمایندگی جریان وجه نقد، اثر منفی مسئولیت اجتماعی شرکتی برحساسیتسرمایه گذاری به وجه نقد را تعدیل می کند. بنابراین، این مطالعه بطور تجربی پیشنهاد می کند که شرکتها با مسئولیت اجتماعی؛ دارای موقعیت بهتری برای تامین مالی در بازارهای سرمایه از طریق کاهش اصطکاک بازار و هزینه های نمایندگی هستند.
حسین علی احمد عبد، اسکار ورالا (2018) در پژوهشی به بررسی تاثیر رقابت در بازار محصول بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد پرداخت. نتایج پژوهش آنها نشان داد که رقابت در بازار محصول تاثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد. علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تاثیر رقابت در بازار محصول بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد در شرکتهای بدون محدویت مالی نسبت به شرکتهای با محدودیت مالی بیشتر است.
دباسکی و همکاران (2019) در پژوهشی به بررسی تاثیر قدرت مدیرعامل بر محتوای اطلاعاتی اعلامیه سودهای فصلی پرداختند. نتایج حاصل از پژوهش آنها نشان داد که قدرت مدیرعامل تاثیر مثبت و معناداری بر محتوای اطلاعاتی سودهای فصلی دارد.

فرضیههای پژوهش
فرضیه اول: قدرت مدیر عامل تاثیر معناداری بر  حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد دارد.
فرضیه دوم: ارتباطات سیاسی تاثیر معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد.
در این پژوهش جهت اندازه گیری ارتباطات سیاسی مدیریت, از دو معیار مالکیت دولتی و مالیات پرداختی استفاده می گردد. بنابراین فرضیات فرعی به شرح زیر بیان میشوند.
فرضیه فرعی اول: مالکیت دولتی تاثیر معناداری بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد دارد.
فرضیه فرعی دوم: مالیات پرداختی تاثیر معناداری بر حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد دارد.
فرضیه سوم: مسؤلیت اجتماعی شرکت  تاثیر معناداری بر  حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد دارد. 

روش‌شناسی پژوهش
تجزیه و تحلیل اطلاعات
به دلیل اینکه نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند در فرآیند تصمیم‌گیری استفاده شود، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است. همچنین، این پژوهش از لحاظ ماهیت، توصیفی- همبستگی است، زیرا در این نوع پژوهشها پژوهشگر به دنبال ارزیابی ارتباط بین دو یا چند متغیر است. در این پژوهش به‌منظور تجزیه و تحلیل دادهها و استخراج نتایج پژوهش از نرم افزار Excel 2010 و 14Stata استفاده شده است. همچنین، سطح اطمینان مورد استفاده برای آزمون فرضیهها و بررسی فروض کلاسیک رگرسیون 95 درصد است. برای برآورد پارامترهای مدلهای رگرسیون، آزمون فروض کلاسیک از اهمیت ویژهای برخوردار است. به‌منظور تشخیص وجود خود همبستگی بین باقیماندهها، از آزمون آماره ولدریج استفاده شد. مقدار این آماره برای مدلهای پژوهش، نشاندهنده نبود همبستگی سریالی بین باقیماندههاست. 

متغیرهای پژوهش
متغیرهای این پژوهش مشتمل بر سه دسته متغیر مستقل، متغیر وابسته و متغیر کنترلی به شرح زیر است:
متغیرهای مستقل
قدرت مدیر عامل : برای اندازه‌گیری قدرت مدیر عامل  مطابق پژوهش لیسیک و همکاران (2016) از 6 معیار که به شرح زیر بیان میشوند استفاده خواهد شد.
معیار اول: حقوق و مزایای مدیر عامل: (Recomp_D) : مجموع حقوق و مزایای مدیر عامل اعم از (حق‌الزحمه، پاداش، کمک‌های مالی سهام و حق تقدم سهام) تقسیم بر حقوق و مزایای مجموع حقوق و مزایای بالاترین مدیران اجرایی . (Recomp_D) یک متغیر دو وجهی (0 و 1) بوده که در صورتی مجموع حقوق و مزایای مدیرعامل شرکت I  نسبت به مجموع حقوق و مزایای سایر مدیران اجرایی  بیشتر از میانه همان دوره شرکت‌های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر قدرت مدیریت بوده عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می‌نماید 
معیار دوم: دوگانگی وظیفه مدیر عامل و رئیس هیات مدیره و یا نائب رئیس هیات مدیره (Duality): دوگانگی وظیفه مدیر عامل و رئیس هیات مدیره: متغیر مجازی اگر مدیرعامل رئیس یا نائب رئیس هیئت مدیره نیز باشد برابر 1 و در غیر این صورت 0 
معیار سوم : مالکیت مدیریتی (CEOHolding_D): مدیران اجرایی با مالکیت سهام بیشتر به احتمال زیاد به کاهش نفوذ هیات مدیره و افزایش اختیار عمل بیشتر در تصمیمگیری میشود.  بنابراین مدیران اجرایی با مالکیت سهام بیشتر  قویترند(فینکلشتاین، 1992). (CEOHolding_D) یک متغیر دو وجهی (0 و 1) بوده که در صورتی مجموع سهام در اختیار مدیرعامل شرکت iبیشتر از میانه مجموع سهام در اختیار مدیرعامل همان دوره شرکت‌های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر قدرت مدیریت بوده عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می‌نماید 
معیار چهارم: تصدی مدیرعامل (CEO_Tenure_D): به‌عنوان تعداد سال‌های مدیرعامل در اداره شرکت بوده تعریف میشود. تصدی مدیر عامل نفوذ مدیرعامل را افزایش می‌دهد  و در نتیجه قدرت مدیرعامل را افزایش می‌دهد (رایان و ویگینز، 2004). بدین ترتیب (CEOHolding_D) یک متغیر دو وجهی (0 و 1) بوده که درصورتی‌که تصدی مدیرعامل  شرکت I  بیشتر از میانه مجموع تصدی مدیرعاملهای همان دوره شرکت‌های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر قدرت مدیریت بوده عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می‌نماید 
معیار پنجم: تعداد سمت‌های مدیران اجرایی (NumExec_D): در این پژوهش سمت‌های اجرایی از قبیل مدیرکل، وزیر کشور، ریاست جمهوری، CFO، COO، معاون رئیس‌جمهور، نایب‌رئیس با وظایف دولت و.... بدین ترتیب(NumExec_D) یک متغیر دووجهی (0 و 1) بوده که درصورتی‌که تعداد سمت‌های مدیرعامل  شرکت I  بیشتر از میانه مجموع تعداد سمت‌های مدیرعامل های همان دوره شرکت‌های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر قدرت مدیریت بوده عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می‌نماید 
معیار ششم: تصدی سمتهای مدیران اجرایی (NumYear_D): به‌عنوان تعداد سال مدیر عامل آن شرکت داری سمت (رئیس‌جمهور، CFO، COO، معاون رئیس‌جمهور، نایب‌رئیس با وظایف دولت، و یا مدیر کل) بوده. بدین ترتیب(NumYear _D) یک متغیر دو وجهی (0 و 1) بوده که درصورتی‌که تصدی تعداد سمت‌های مدیرعامل  شرکت I  بیشتر از میانه مجموع  تصدی تعداد سمت‌های مدیرعامل های همان دوره شرکت‌های صنعت مربوطه عضو نمونه باشد، بیانگر قدرت مدیریت بوده عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر را اختیار می‌نماید. در پایان شاخص قدرت مدیر عامل شرکت (CEO power) مجموع هر یک از متغیرهای شاخص ذکر شده در بالا تقسیم بر عدد 6 است و در نتیجه برابر است با  مقداری بین 0 تا 1 است که هرچه به عدد 1 نزدیکتر باشد مدیرعامل دارای قدرت بیشتری است و بالعکس.
ارتباطات سیاسی (PCON): در این پژوهش برای اندازه‌گیری ارتباطات سیاسی از دو معیار شامل مالکیت دولتی و نسبت مالیات پرداختی استفاده خواهد شد. 
مالکیت دولتی (Govown): در پژوهش حاضر روابط سیاسی شرکت به‌عنوان متغیر مستقل مدل، مطابق با مطالعه حبیب و همکاران (2017)، های و همکاران (2017) و نیکومرام و همکاران (1392) به‌وسیله یک دو وجهی (0 و 1)  اندازهگیری میشود. به‌طوری که اگر حداقل یکی از سهامداران عمده شرکت (با مالکیت 10 درصد یا بیشتر ) از شخصیتهای وابسته به دولت باشد، مقدار 1 و در غیر این صورت مقدار صفر (0) اعمال میشود.
مالیات پرداختی (TAX): برابر است با نسبت مالیات پرداختی به سود قبل از کسر بهره و مالیات.
مسئولیت اجتماعی (CSR): در این پژوهش مسئولیت پذیری شرکت‌ها (CSR) ، به‌عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است که برای اندازه‌گیری مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت‌ها،براساس پژوهش حسینی و امجدیان (1396) برای رتبه بندی شرکت های نمونه، گزارش های هیات مدیره مورد بررسی قرار می گیرد و در قالب 24 قلم و 6 گروه زیر که  نشاندهندۀ مسئولت پذیری اجتماعی در شرکت هاست تجزیه و تحلیل می شود. البته نخیلی وهمکاران (2017) برای این منظور از 42 آیتم در قالب سه گروه استفاده نمود.
سیاست و جامعه: ( 1. محیط حقوقی، 2. ارتباط با سهامداران، 3. فعالیت های فرهنگی برون سازمانی)
استراتژی کارمندان: (4. دوره های تخصصی مرتبط با کار، 5. دوره های عمومی، 6. بیمه و امور رفاهی کارکنان در محیط کار، 7. تلاش برای سازندگی زندگی خانوادگی کارکنان، 8. فعالیتهای فرهنگی درون سازمانی)
محیط زیست: (9. اشاره به دریافت گواهینامه هاو دریافت استاندارد مربوط به کیفیت و یا محیط زیست، 10.  ایجاد فضای سبزو فعالیت های مربوط به آن، 11. آلودگی های هوا و صوتی و فعالیت های مرتبط با آن، 12. بازیافت یا جلوگیری از ضایعات و یا فعالیتهای مرتبط با پسماند، 13. اشاره به رویکرد شرکت در ارتباط با کاهش مصرف در حوزه انرژی)
مشتریان و عرضه کنندگان: (14. سعی در بهبود کیفیت کالا و یا خدمات ارائه شده به جامعه و مشتری، 15. اشاره به ارتباط با مشتریان و خدمات پس از فروش و یا وجود  CRM ، 16. داشتن سایت اینترنتی، 17.  به روز رسانی سایت، 18. انجام خدمات اینترنتی شامل فروش مناقصه و ثبت سفارش و.....)
سرمایه گذاری اجتماعی: (19. بند گزارش عملکرد اجتماعی، 20. کمک های عام المنفعه، 21. اشاره به سیاست و استراتژی شرکت در مورد مسئولت پذیری اجتماعی و تعهد اجتماعی.)
استراتژی شرکت: ( 22. برنامه ریزی استراتژیک و تعالی سازمانیEFQM، 23. سنجش و رضایت کارکنان و وجود طبقه بندی مشاغل در سازمان و توسعه منابع سازمانی، 24. بیان ارزش های محوری سازمان با تأکید بر مشتری و جامعه.)
در این تحقیق برای سنجش افشای مسئولت پذیری اجتماعی شرکتی از شاخص گزارشگری CSR  بشرح زیر استفاده می گردد. 


 = مجموع امتیازات مورد انتظار برای هرشرکت j در سال t(که برای 24 قلم بالا معادل 24 می باشد)
 = مجموع امتیازات مکتسبه برای هرشرکت j در سال t (شرکت به ازای هر قلمی که افشا نموده است کد یک به قلم مربوطه تعلق می گیرد و در غیر این صورت کد صفر می گیرد).
متغیر وابسته
حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد: به پیروی از پژوهش صامت و جاربویی (2017) از مدل رگرسیونی چندگانه (1) جهت تخمین حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد استفاده می گردد:
مدل (1)
 

I= سرمایه گذاری در دارایی های ثابت
K= سرمایه شرکت
S= درآمد فروش
CF= وجه نقد
D= مجموع بدهی ها

جامعه آماری و روش نمونه‌گیری
جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 97-1390 میباشند. شرایط زیر برای انتخاب جامعه آماری به روش غربالگری گردیده است:

جدول (1) تعداد شرکت‌های موجود در جامعه آماری
 
ردیف    شرح    تعداد شرکت‌ها       
    1    کل جامعه آماری (در پایان سال 1396)    745       
محدودیت‌ها    2    شرکت‌های عضو صنایع واسطه گروه مالی، هلدینگ و بانک‌ها و بیمه‌ها    (157)       
     3    شرکت‌های که در طی دوره تحقیق از بورس حذف شده‌اند یا حداقل دو سال متوالی توقف نماد داشته‌اند یا تغییر سال مالی دادهاند    (136)       
     4    شرکت‌هایی که سال مالی آن‌ها پایان اسفند نمی‌باشد    (122)       
     5    شرکت‌هایی که برخی اطلاعات مورد نیاز در دوره زمانی پژوهش در دسترس نبوده    (226)       
جامعه آماری مورد بررسی    104     
منبع :یافته های پژوهشگر

با توجه به شرایط ذکر شده، 104 شرکت در دوره زمانی 1390 تا 1397 به‌عنوان جامعه آماری انتخاب شده است.

الگوی پژوهش
با توجه به چارچوب نظری و پیشینه تحقیق، مدل تحقیق از نوع رگرسیون چند متغیره است. بنابراین، الگوهای زیر برای انجام آزمون فرضیهها انتخاب شده است.
الگوی (1) برای آزمون فرضیه اول پژوهش
(1)

الگوی (2) برای آزمون فرضیه دوم  (فرضیه فرعی اول) پژوهش
(2)

الگوی (3) برای آزمون فرضیه دوم (فرضیه فرعی دوم) پژوهش
(3)
الگوی (4) برای آزمون فرضیه سوم پژوهش
 (4)
متغیرهای الگو در جدول (2) تعریف شدهاند:

جدول (2): تعریف متغیرهای الگو
 
نماد    متغیر مورد بررسی       
I    سرمایه گذاری در دارایی ثابت       
K    سرمایه شرکت       
S    درآمد فروش       
CF    وجه نقد       
D     مجموع بدهی ها       
CEO power    قدرت مدیرعامل       
Govown    مالکیت دولتی       
TAX    مالیات پرداختنی       
CSR    مسئولیت پذیری اجتماعی     
منبع :یافته های پژوهشگر
آمار توصیفی
نتایج آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول (3) نشان داده شده است.
جدول (3) آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد که بیانگر پارامترهای توصیفی برای هر متغیر به‌صورت مجزاست. از جمله مهم‌ترین پارامترهای پراکندگی، انحراف معیار است. مقدار این پارامتر برای متغیر نسبت فروش به سرمایه شرکت (S/K) برابر 594/0 و برای متغیر نسبت سرمایهگذاری در داراییهای ثابت به سرمایه شرکت (I/K) برابر با 037/0 است که نشان میدهد در بین متغیرهای پژوهش، S/K و I/K به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میزان پراکندگی هستند. همچنین، لازم به توضیح است به‌منظور اجتناب از تأثیر دادههای نامرتبط بر نتایج تحقیق، کلیه دادههای نامرتبط متغیرها در سطح یک درصد حذف شدهاند.

جدول (3): آمار توصیفی متغیرهای پژوهش
 
متغیر    تعداد    میانگین    انحراف معیار    کمینه    بیشینه       
I/K    864    0333/0    037/0    000/0    294/0       
S/K    864    875/0    594/0    0029/0    144/5       
CF/K    782    00/0    0470/0    0001/0    460/0       
CEO power    782    319/0    225/0    0000/0    000/1       
Govown    782    543/0    498/0    0000/0    000/1       
TAX    782    0955/0    0957/0    000/0    607/0       
CSR    782    465/0    180/0    08333/0    925/0       
D/K    782    658/0    360/0    0127/0    876/2     
منبع :یافته های پژوهشگر

آمار استنباطی
با این حال، در برآورد الگوی پژوهش با توجه به عدم معناداری آزمون چاو به ترتیب برای الگوهای (1 تا 4) (252/0، 417/0، 366/0 و 397/0) که همه بیشتر از 5 درصد میباشند با به‌کارگیری رویکرد تلفیقی برآورد شده است؛ بنابراین، به تخمین الگوی پژوهش با توجه به روش ارجح پرداخته شد. در ادامه نتایج تخمین الگوی پژوهش در نگاره (5 تا 8) با روش ارجح نشان داده شده است.
با توجه به نتایج قابل مشاهده در جدول (5) و با توجه آماره‌ی F به دست آمده (20/414) و سطح خطای آن (000/0)، می‌توان ادعا کرد که در مجموع الگوی تحقیق از معناداری بالایی برخوردار است. همچنین، با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده به دست آمده برای الگو که برابر 32 درصد است، می‌توان بیان کرد که در مجموع متغیرهای مستقل و کنترل تحقیق بیش از 32 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. افزون بر این، با توجه به معنادار نبودن آماره ولدریج (107/0) که بیشتر از 5 درصد میباشد به این معناست که باقیمانده مدل پژوهش با هم خود همبستگی سریالی ندارند. همچنین مقادیر تورم واریانس (آماره vif) (محدوده استاندارد آماره vif بین عدد 1 تا 10 میباشد) بیان می‌کند متغیرهای مستقل، مشکل هم خطی ندارند. 

جدول (4): نتایج آزمون‌های انتخاب الگوی مناسب برآورد مدلها
 
الگوی مورد بررسی    آزمون چاو       
     آماره    معناداری       
الگوی (1)    35/1    252/0       
الگوی (2)    02/1    417/0       
الگوی (3)    09/1    366/0       
الگوی (4)    05/1    397/0     
* منبع: یافته‌های پژوهشگر

جدول (5): نتایج حاصل از برآورد الگوی (1) پژوهش برای آزمون فرضیه اول
 
متغیر    ضریب متغیر    آماره تی    سطح خطا    آماره vif       
    0224/0    96/5    000/0           
    0021/0    13/1    258/0    06/1       
    0462/0    89/1    058/0    10/1       
CEO power    0167/0-    40/3-    001/0    06/1       
    0561/0-    01/2-    045/0    10/1       
    836/0    21/16    000/0    77/2       
    600/1-    62/7-    000/0    76/2       
    0106/0-    41/3-    001/0    06/1       
ضریب تعیین تعدیل شده    326/0       
آماره ولدریج    401/3       
احتمال آماره ولدریج    107/0       
آمارهی F    20/414       
احتمال آمارهی F    000/0     
منبع: یافته‌های پژوهشگر

با توجه به نتایج قابل مشاهده در جدول (6) و با توجه آماره‌ی F به دست آمده (60/414) و سطح خطای آن (000/0)، می‌توان ادعا کرد که در مجموع الگوی تحقیق از معناداری بالایی برخوردار است. همچنین، با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده به دست آمده برای الگو که برابر 32 درصد است، می‌توان بیان کرد که در مجموع متغیرهای مستقل و کنترل تحقیق بیش از 32 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. افزون بر این، با توجه به معنادار نبودن آماره ولدریج (102/0) که بیشتر از 5 درصد میباشد به این معناست که باقیمانده مدل پژوهش با هم خود همبستگی سریالی ندارند. همچنین مقادیر تورم واریانس (آماره vif) (محدوده استاندارد آماره vif بین عدد 1 تا 10 میباشد) بیان می‌کند متغیرهای مستقل، مشکل هم خطی ندارند. 

جدول (6): نتایج حاصل از برآورد الگوی (2) پژوهش برای آزمون فرضیه دوم (فرعی اول)
 
متغیر    ضریب متغیر    آماره تی    سطح خطا    آماره vif       
    0198/0    59/5    000/0           
    0018/0    01/1    315/0    05/1       
    074/0    78/2    005/0    1/1       
Govown    0063/0-    69/2-    007/0    16/1       
    050/0-    17/2-    030/0    45/1       
    816/0    91/15    000/0    74/2       
    498/1-    17/7-    000/0    73/2       
    0097/0-    12/3-    002/0    05/1       
ضریب تعیین تعدیل شده    327/0       
آماره ولدریج    529/3       
احتمال آماره ولدریج    102/0       
آمارهی F    60/414       
احتمال آمارهی F    000/0     
منبع :یافته های پژوهشگر

با توجه به نتایج قابل مشاهده در جدول (7) و با توجه آماره‌ی F به دست آمده (35/406) و سطح خطای آن (000/0)، می‌توان ادعا کرد که در مجموع الگوی تحقیق از معناداری بالایی برخوردار است. همچنین، با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده به دست آمده برای الگو که برابر 32 درصد است، می‌توان بیان کرد که در مجموع متغیرهای مستقل و کنترل تحقیق بیش از 32 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. افزون بر این، با توجه به معنادار نبودن آماره ولدریج (069/0) به این معناست که باقیمانده مدل پژوهش با هم خود همبستگی سریالی ندارند. همچنین مقادیر تورم واریانس (آماره vif) (محدوده استاندارد آماره vif بین عدد 1 تا 10 میباشد)، بیان می‌کند متغیرهای مستقل، مشکل هم خطی ندارند. 

جدول (7): نتایج حاصل از برآورد الگوی (3) پژوهش برای آزمون فرضیه دوم( فرعی دوم)
 
متغیر    ضریب متغیر    آماره تی    سطح خطا    آماره vif       
    020/0    61/5    000/0           
    0022/0    19/1    234/0    06/1       
    0501/0    10/2    035/0    04/1       
TAX    0344/0-    92/2-    004/0    05/1       
    0659/0-    09/2-    037/0    0/1       
    836/0    16/16    000/0    77/2       
    592/1-    57/7-    000/0    76/2       
    012/0-    78/3-    000/0    09/1       
ضریب تعیین تعدیل شده    321/0       
آماره ولدریج    591/4       
احتمال آماره ولدریج    0694/0       
آمارهی F    35/406       
احتمال آمارهی F    000/0     
منبع: یافته‌های پژوهشگر


با توجه به نتایج قابل مشاهده در جدول (8) و با توجه آماره‌ی F به دست آمده (25/43) و سطح خطای آن (000/0)، می‌توان ادعا کرد که در مجموع الگوی تحقیق از معناداری بالایی برخوردار است. همچنین، با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده به دست آمده برای الگو که برابر 33 درصد است، می‌توان بیان کرد که در مجموع متغیرهای مستقل و کنترل تحقیق بیش از 33 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. افزون بر این، با توجه به معنادار نبودن آماره ولدریج (0713/0) به این معناست که باقیمانده مدل پژوهش با هم خود همبستگی سریالی ندارند. همچنین مقادیر تورم واریانس (آماره vif) (محدوده استاندارد آماره vif بین عدد 1 تا 10 میباشد) بیان می‌کند متغیرهای مستقل، مشکل هم خطی ندارند. 

 

 

جدول (8): نتایج حاصل از برآورد الگوی (4) پژوهش برای آزمون فرضیه سوم
 
متغیر    ضریب متغیر    آماره تی    سطح خطا    آماره vif       
    0291/0    77/6    000/0           
    0027/0    44/1    149/0    09/1       
    068/0    56/2    010/0    11/1       
CSR    0269/0-    5/4-    000/0    06/1       
    0640/0-    10/2-    036/0    08/1       
    816/0    00/16    000/0    80/2       
    555/1-    49/7-    000/0    80/2       
    0106/0-    43/3-    001/0    13/1       
ضریب تعیین تعدیل شده    335/0       
آماره ولدریج    512/4       
احتمال آماره ولدریج    0713/0       
آمارهی F    05/429       
احتمال آمارهی F    000/0     
منبع: یافته‌های پژوهشگر

نتایج آزمون فرضیه‌های پژوهش
آزمون فرضیه اول
به بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد میپردازد. با توجه به نتایج به دست آمده در جدول (4) از برآورد الگوی(1)، ضریب قدرت مدیرعامل برابر است با  (0561/0-) و با توجه به سطح خطای آن که برابر است با (045/0) که کمتر از سطح خطای 05/0 هست. بنابراین، ضریب منفی قدر مدیرعامل بیانگر آن است که افزایش قدرت مدیرعامل موجب کاهش حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد  می‌شود. در نتیجه، این فرضیه در سطح اطمینان 95/0 مورد تأیید قرار می‌گیرد. نتیجه آزمون این فرضیه، منطبق با مبانی نظری تحقیق و با پژوهش بامبرگ و همکاران (2017) مطابقت دارد.
آزمون فرضیه دوم
با توجه به نتایج به دست آمده در جدول (5 و 6) از برآورد الگوی(2و 3)، ضریب  ارتباطات سیاسی (مالکیت دولتی و مالیات پرداختی) به ترتیب برابر هستند با  (050/0- و 0659/0-) و با توجه به سطح خطای آنها که به ترتیب برابر است با (030/0 و 037/0) که کمتر از سطح خطای 05/0 هستند. بنابراین، ضریب منفی ارتباطات سیاسی  بیانگر آن است که افزایش ارتباطات سیاسی  موجب کاهش حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد  می‌شود. در نتیجه، این فرضیه در سطح اطمینان 95/0 مورد تأیید قرار می‌گیرد. نتیجه آزمون این فرضیه، منطبق با مبانی نظری تحقیق و با پژوهش بامبرگ و همکاران (2017) مطابقت دارد.
آزمون فرضیه سوم
با توجه به نتایج به دست آمده در جدول (8) از برآورد الگوی(4)، ضریب مسئولیت پذیری اجتماعی  برابر است با  (064/0-) و با توجه به سطح خطای آن که برابر است با (036/0) که کمتر از سطح خطای 05/0 هست. بنابراین، ضریب منفی مسئولیت پذیری اجتماعی  بیانگر آن است که افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی  موجب کاهش حساسیت سرمایه گذاری به وجه نقد  می‌شود. در نتیجه، این فرضیه در سطح اطمینان 95/0 مورد تأیید قرار می‌گیرد. نتیجه آزمون این فرضیه، منطبق با مبانی نظری تحقیق و با پژوهش صامت و همکاران (2017) مطابقت دارد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادات پژوهش
نتایج پژوهش حاکی از آن است که قدرت مدیرمل تاثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد دارد. بدین معنی است که مدیران قدرتمند دارای استقلال بیشتر و داری نقش نظارتی بیشتر بر هیات مدیره دارند که این امر موجب کاهش تضییع حقوق ذینفعان و کاهش هزینه نمایندگی شود و در نتیجه کاهش هزینه نمایندگی موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش عدم شفافیت اطلاعات مالی و در نتیجه افزایش ارزش شرکت میشوند. همچنین مدیرعامل قوی‌تر یک محیط اطلاعاتی شفافتر را تجربه می‌کند که منجر به اقداماتی برای افشای اطلاعات بیشتر خواهد شد؛ و عدم تقارن اطلاعات حاصل، قیمت سهام را در شکل‌گیری بالاتر خواهد  کرد که این امر موجب افزایش ارزش شرکت و در نهایت موجب کاهش حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد میشود. علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارتباطات سیاسی تاثیر منفی و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری به جه نقد دارد. بنابراین بر اساس مبانی نظری شرکت‌های برخوردار از حمایت‌های سیاسی از مزایای بودجه نرم برخوردار می‌شوند. علاوه بر این میتوان استدلال نمود که در اقتصادی که رانت جویی از طریق ارتباطات سیاسی، نه‌تنها برای کسب وکار ضروری است بلکه برای رسیدن به آن رقابت وجود دارد، سرمایهگذاران در بازار سهام چنین کشورهایی به‌صورت نظام‌مندی تمایل دارند برای به دست آوردن سهام شرکت‌هایی که به لحاظ سیاسی دارای ارتباط هستند با همدیگر در ارائه پیشنهاد قیمتی بالاتر رقابت کنند. به عبارت دیگر، ارتباطات سیاسی می‌تواند این پیام را برای سرمایهگذاران داشته باشد که در جایی که روابط سیاسی هست، رانتهای اقتصادی برای شرکت‌های دارای روابط سیاسی وجود خواهد داشت و  وجود چنین ارتباطاتی میان شرکت‌ها و دولت، صرف‌نظر از سایر مزایا و معایبی که در تحقیقات گذشته به آن‌ها پرداخته شده است، می‌تواند تأثیر با اهمیتی بر تخصیص بهینه منابع در بازار سرمایه داشته باشد. 
سرمایه‌گذاری در مسائل اجتماعی میتواند موجب کاهش هزینه سرمایه شرکت شود. زیرا هر چقدر مسئولیت‌پذیری شرکت بیشتر شود اعتبار شرکت نیز در جامعه افزایش خواهد یافت و بنابراین هزینه سرمایه نیز کاهش خواهد یافت و در نتیجه‌ی کاهش هزینه سرمایه سودآوری و عملکرد شرکت نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین میتوان استدلال نمود که افشای گزارشهای مسئولیت پذیری اجتماعی موجب افزایش کیفیت اطلاعات حسابداری یا کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین درون سازمانی و برون سازمانی خواهد بود و کیفیت بالای اطلاعات حسابداری موجب کاهش ریسک برآوردی سرمایهگذاری و هزینههای نمایندگی میگردد و در نهایت موجب کاهش حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد میشود.
در ارتباط با موضوع پژوهش پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود.
با توجه به نتایج آزمون فرضیههای پژوهش مبنی بر وجود رابطه معنادار میان قدرت مدیرعامل، ارتباطات سیاسی، مسئولیت پذیری اجتماعی  و حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد  پیشنهاد می‌شود که استفادهکنندگان در تصمیمات سرمایهگذاری خود همواره باید این نکته را مدنظر قرار دهند که به‌ موازات افزایش حساسیت سرمایهگذاری به وجه نقد به هر دلیلی (ازجمله ضعف قدرت مدیرعامل، ضعف ارتباطات سیاسی و افشای ضعیف در مسئولیت پذیری اجتماعی) منجر به افزایش ریسک سرمایهگذاری می‌شود. به‌عبارت ‌دیگر سرمایه‌گذاران ریسک گریز هیچگاه شرکتهایی را که در آن‌ها حساسیت سرمایهگذاری در سطح حداکثر (قوی) می‌باشد به‌عنوان شرکت‌های مطلوب جهت سرمایهگذاری در نظر نمیگیرند.
محدودیتهای پژوهش
مهمترین محدودیتهای پژوهش حاضر به شرح زیر است:
عدم تعدیل اقلام صورت‌های مالی به واسطه وجود تورم که ممکن است بر نتایج پژوهش مؤثر باشد.
عدم کنترل بعضی از عوامل مؤثر بر نتایج تحقیق از جمله تأثیر متغیرهایی چون عوامل اقتصادی، شرایط سیاسی، وضعیت اقتصاد جهانی، قوانین و مقررات و... که خارج از دسترس محقق بوده و ممکن است بر بررسی روابط اثرگذار باشد.

 

 

افلاطونی، عباس. (1392). تجزیه و تحلیل آماری با Eviews در تحقیقات حسابداری مالی. مدیریت مالی و علوم اقتصادی. چاپ اول. تهران: انتشارات ترمه.
توانگر حمزه کلایی، افسانه و مهدی اسکافی اصل (1397) ارتباط بین قدرت مدیر عامل، ویژگیهای کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل داخلی، پژوهشهای حسابداری مالی و حسابرسی، 10(38): 187-207.
رهنمای رودپشتی، فریدون؛ علی خانی، راضیه؛ مران جوری، مهدی. (۱۳۸۸). ﺑﺮرﺳﻲ ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﺪل ﻫﺎیﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ورﺷﻜﺴﺘﮕﻲ آﻟﺘﻤﻦ و ﻓﺎﻟﻤﺮ در ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻬﺎدار ﻫﺎی ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﺑﻮرس اوراق ﺗﻬﺮان. بررسیهای حسابداری و حسابرسی، 16(55):  ۱۹- ۳۴.
مولایی ایل ذوله؛ علی، نوراله زاده؛ نوروز، جعفری؛ سیدمحبوبه، دارابی؛رویا. (1399). بررسی رابطه مسؤلیت اجتماعی شرکت و پاداش مدیران با گزارشگری متهورانه مالیاتی، فصلنامه اقتصاد مالی، سال چهاردهم، شماره 52، ، صص 127-101. 
صالحی, اله‌کرم, موسوی, روح‌اله, و محمد  مرادی. (1396). بررسی تأثیر خوش بینی مدیریتی بر حساسیت سرمایه گذاری به جریان نقدی. دانش مالی تحلیل اوراق بهادار, 10(33), 65-76.
ملکیان، اسفندیار، سلمانی، رسول، شهسواری، معصومه.(1395). مطالعه رابطه بین مالکیت دولتی و نهادی با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها(شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)، فصلنامه علمی پژوهشی دانش سرمایه گذاری، سال پنجم، شماره هفدهم، صص 74-55.
سعیدیان؛ مسعود، سعیدی؛ پرویز، سمیعی؛ روح اله، اشرفی؛ مجید. (1399). معرفی الگویی از حاکمیت شرکتی با تمرکز بر نقش واسطه گری کارافرینی، فصلنامه اقتصاد مالی، سال چهاردهم، شماره 50، بهار 1399، صص 190-171.
ملکیان، اسفندیار، سلمانی، رسول، شهسواری، معصومه.(1395). مطالعه رابطه بین مالکیت دولتی و نهادی با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها(شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)، فصلنامه علمی پژوهشی دانش سرمایه گذاری، سال پنجم، شماره هفدهم، صص 74-55.
مهربانپور, جندقی قمی, محمد و منصور محمدی. (1396). بررسی اثر روابط سیاسی شرکتها بربکارگیری معاملات غیرعادی با اشخاص وابسته. فصلنامه دستاوردهای حسابداری ارزشی و رفتاری, 2(3), 147-168.
خسروی؛ تانیا، پژویان، جمشید. (1392). تأثیر مالیات بر شرکتها بر سرمایه گذاری بخش خصوصی با استفاده از رهیافت کرانه ها، فصلنامه علوم اقتصادی، سال هفتم، شماره بیست و پنجم.
Alti, A., ‘How sensitive is investment to cash flow when financing is frictionless?’ Journal of Finance,Vol. 58, (2003), pp. 707ـ22
Baker, T. A., Lopez, T. J., Reitenga, A. L., & Ruch, G. W. (2018). The influence of CEO and CFO power on accruals and real earnings management. Review of Quantitative Finance and Accounting. doi:10.1007/s11156-018-0711-z .
Beaty, A., Liao, S., & Weber, J. (2010) .Financial reporting quality, private information, monitoring and the leaseversus-buy decision. The Accounting Review, 85 (4): 1215-1238
Bebchuk, L., Y. Grinstein, and U. Peyer. (2011). Lucky CEOs and lucky directors. Journal of Finance. 2363-2401.
Bliss, M. A., Gul, F. A. and Majid, A. (2011). Do Political Connections Affect the Role of Independent Audit Committees and CEO Duality? Some Evidence from Malaysian Audit Pricing. Journal of Contemporary Accounting and Economics, 7, 82–98. 
Bliss, Mark A. and Gul, Ferdinand A. (2012), “Political connection and cost of debt: Some Malaysian evidence”, Journal of Banking & Finance, Vol. 36 (5), pp. 1520 –1527.
Boubakri, N., Cosset, J. and Saffar, W. (2008). Political Connections of Newly Privatized Firms. Journal of Corporate Finance, 14 (5), 654-673. 
Boubakri, N., Guedhami, O., Mishrs, D. R. and Saffar, W. (2012). Political connections and the cost of equity capital. Journal of Corporate Finance, 18 (3), 541-559.
Chaney, P.K., Faccio, M. and Parsley, A. (2011). The Quality of Accounting Information in Politically Connected Firms. Journal of Accounting and Economics, 51 (1 and 2), 58–76
Chur Chao, C., HU,M., Munir,Q &LI, T.(2017). The impact of CEO power on corporate capital structure: New evidence from dynamic panel threshold analysis.  51(2): 107-120. 
D’Mello, R., Miranda, M., (2010), “Long-term Debt and Overinvestment Agency Problem”, Journal of Banking and Finance, Vol.34, PP. 324-335.
DeBoskey, D. G., Luo, Y., & Zhou, L. (2019). CEO power, board oversight, and earnings announcement tone. Review of Quantitative Finance and Accounting, 52(2), 657-680.‏
DeFond, M., & Hung, M. (2003). “An empirical analysis of analysts’ cash flow forecasts”. Journal of Accounting Economics, 35, 73–100.
Dittmar, A., & Mahrt-Smith, J. (2007). “Corporate governance and the value of cash holdings”. Journal of Financial Economics, 83(3), 599–634.
Dro betz, W., Gruninger, M. & Hirschvogl, S. (2010). Information Asymmetry and the Value of Cash. Journal of Banking & Finance, 34, 2168 -2184
Durnev, A., & Kim, H. (2005). “ To steal or not to steal: Firm attributes, legal environment, and valuation”. Journal of Finance, 60, 1461–1493.
Erickson, T. and Whited, T. M., ‘Measurement error and the relationship between investment and Q’,Journal of Political Economy, Vol. 108, (2000), pp. 1027ـ5
Fabrizi, M., Mallin, C., & Michelon, G. (2014). “The role of CEO’s personal incentives in driving corporate social responsibility”. Journal of Business Ethics, 124(2), 311–326.
Faccio, M. (2006). Politically Connected Firms. The American Economic Review, 96(1).
Faccio, M. (2010). Differences between politically connected and nonconnected firms: A crosscountry analysis. Financial Management, 39(3), 905-927.
Fazzari S., Hubbard R., Petersen B., (1988), ”Financing Constraints and Corporate Investment“, Brooking Papers on Economic Activity, 1(2), PP. 141-95.
Goldman, E., Rocholl, J., & So, J. (2009). Do politically connected boards affect firm value? The Review of Financial Studies, 22 (6), 2331-2360.
Gul, F.A. (2006). Auditors’ Response to Political Connections and Cronyism in Malaysia. Journal of Accounting Research, 44 (5), 931-63.
Hayashi, F. (1982). Tobin’s Marginal Q and Average Q: A Neoclassical Interpretation. Econometrica, 50 (1): 213-224.
Houston, J. F., Jiang, L., Lin, C., & Ma, Y. (2014). Political connections and the cost of bank loans. Journal of Accounting Research, 52 (1), 193-243.
Jiraporn, P., & Chintrakarn, P. (2013). “How do powerful CEOs view corporate social responsibility (CSR)? An empirical note”. Economics Letters, 119(3), 344–347.
Journal of Practice & Theory, 34 (4), 1-32.  Berkman, H. and Galpoththage, V. (2016). Political connections and firm value: an analysis of listed firms in Sri Lanka. Pacific Accounting Review, 28 (1), (in-press), http://dx.doi.org/10.1108/PAR-06- 2014-0020.
Lisic, L.L., T.L. Neal, I.X. Zhang, and Y. Zhang,( 2016). CEO power, internal control quality, and audit committee effectiveness in substance versus in forms.
Contemporary Accounting Research 33, 1199-1237.
Liu, Y., and P. Jiraporn, (2010), “The impact of CEO power on bond ratings and yields”,
Journal of Empirical Finance 17, 744-762.
Mersland. R.  Pascal. D., and L.A. Beisland. (2016). The influence of CEO power on agency costs in non-profit organisations: evidence from the global microfinance industry. 
Nandini, R. and K. Deepak. (1996). CEO Characteristic: Does Industry
Matter?. The Academy of Management Journal 39(1): 197-255
Nekhili. M, Chtioui, T. Nagati. H. (2017). CSR reporting, CSR assurance and CSR performance.
Pagano, M., & Volpin, P. F. (2005). “ Managers, workers, and corporate control”. The Journal of Finance, 60(2), 841–868.
Pfeffer,J. (1997). New Directions fir Organization Theory: Problems and Prospects. Oxford University Press, New York.
Pradit, W. and P. Jiraporn. (2015). The Effect of CEO Power on
Informativeness of Stock Prices: An Empirical Note.  Social Science Research Network.
Sah, R.K., and J. Stiglitz. (1986). The Architecture of Economic System: Hierarchies and  Polyarchies. American Economic Review  106: 289-295
Sah, R.K., and J. Stiglitz. (1991). The Quality of Managers in Centralized versus
Decentralized Organizations. Quarterly Journal of Economics 106: 289-295
Samet, M., & Jarboui, A. (2017). How does corporate social responsibility contribute to investment efficiency?. Journal of Multinational Financial Management, 40, 33-46.‏